کدخبر: ۱۰۲۳۱۵ لینک کوتاه

*علی واعظ

۵ دلیل برای تمدید مذاکرات

.

با وجود مذاکرات نفسگیری که در سه هفته گذشته در وین ادامه داشته، به نظر نمی آید که دیپلماتهای ایرانی، آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، چینی و روسی موفق شوند که بر شکاف عظیمی که میان مواضعشان وجود دارد پلی زنند. در این صورت چارهای جز تمدید مذاکرات نمی ماند، چرا که هیچ یک از طرفین آمادگی اعلام شکست و پرداخت هزینه آن را در حال حاضر ندارد. هر چند که در مورد طول زمان و شیوه تمدید هنوز شک و تردیدهایی وجود دارد، اما بدون شک مخالفان این روند حتما چنین تمدیدی را نشانهای بر عدم جدیت طرف مقابل و تلاشش برای خرید زمان تلقی خواهند کرد و تشت رسوایی دیپلماسی را از بام خواهند انداخت.

آنها در خطا هستند. نهتنها با تمدید مذاکرات آسمان فرو نخواهد ریخت، بلکه حداقل به پنج دلیل، رفتن به وقت اضافه می تواند برای مذاکرات مفید باشد:

1- فاکتوری که من از آن به عنوان «تفکر دقیقه نودی» یاد میکنم باعث نوعی بن بست در مذاکرات شده بود. به این معنا که هر یک از طرفین انتظار داشت با نزدیک شدن به موعد پایانی گام نخست در سیام تیرماه، طرف مقابل از ترس شکست مذاکرات از مواضعش کوتاه بیاید. این دیدگاه باعث بروز نوعی رکود در مذاکرات شده بود و انعطافپذیری طرفین را کم کرده بود. با پشت سر گذاشتن این موعد تصنعی، طرفین می توانند با رویکرد واقعبینانهتری به گقتوگو بپردازند و به جای قمار بر سر زمان به یافتن راهکارهایی برای دستیابی به نهایتی برد-برد با کمترین هزینه باشند.

2- اگر هدف دستیابی به یک معامله بد بود، این هدف میتوانست به سرعت و آسانی به دست آید. اما دستیابی به توافقی فراگیر و عادلانه که در گذر زمان پایدار باشد نیازمند دقت و زمان است. بنابراین، بهتر آنکه مذاکرهکنندگان به خود فرصت کافی را بدهند که به تمام جوانب آن فکر کنند، وزن هر کلمه را بدرستی بسنجند، و راهکارهای اجرایی شدن بدون کاستی و به موقع آن را مورد بررسی قرار دهند. اسفبار خواهد بود اگر بعد از مشقات بسیار توافقی حاصل شود ولی به علت مشکلی که میتوانست قابل پیشبینی و پیشگیری باشد چند ماه یا چند سال بعد نقض شود و طرفین را به نقطه صفر برگرداند.

3- زمان بیشتر می تواند به دو طرف اصلی، یعنی ایران و ایالات متحده، کمک کند افکار عمومی را برای یک مصالحه، که ممکن است همه خواستههای آنها را برآورده نکند، آماده کنند. در چند هفته گذشته، هر دو طرف در تلاشی برای تقویت جایگاه مذاکراتی خود به موضع گیری های عمومی متوسل شده بودند. اما این امر نهتنها به آنها در رسیدن به اهدافشان یاری نرساند، بلکه قدرت مانوردهی اشان را هم کم کرد. هر توافقی که بیشتر بر اساس محدودیت های سیاست داخلی دو طرف و نه الزامات منافع ملی اشان تنظیم شده باشد، محکوم به شکست خواهد بود.

4- این واقعیت که با وجود عدم پیشرفت چشمگیر در مورد مسائل دشوار، دو طرف هنوز مایل به ادامه گفت‌وگوها هستند، نشانه اراده سیاسی آنها برای خروج از این بحران است. اما با وجود آنکه اراده سیاسی برای رسیدن به توافق واجب است، کافی نیست. اگر ایران همچنان بر حفظ و در نهایت افزایش ظرفیت غنیسازی خود و 1+5 همچنان بر کاهش و محدود نگهداشتن آن اصرار ورزند، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد. آنچه امروز بیش از هر زمان به آن نیاز است راهکارهای نوین و مبتکرانه برای حل مسائل مورد اختلاف است. یافتن، ارائه، و چانهزنی بر سر چنین گزینههایی نیازمند زمان است.

5- ادامه مذاکرات ممکن است چندان خوشایند نباشد، اما این تنها تا زمانی درست است که به گزینههای جایگزین که یا شکست کامل و بازگشت به نبرد تحریم ها و سانتریفیوژهاست، و یا درگیری نظامی نیندیشیده باشیم. در بهترین حالت از دست رفتن این فرصت استثنایی منجر به بدگمانی بیشتر بین طرفین و سختتر شدن مواضع میشود. به عبارتی دیگر شکست در حال حاضر، توافق در آینده را دشوارتر خواهد کرد.

علاوه بر این دلایل، دو واقعیت عمده را باید در نظر داشت: اول اینکه برای حل یک بحران 12ساله غیر منطقی نیست که به بیش از شش ماه زمان نیاز داشته باشیم. دوماً، توافق ژنو نهتنها ایران و 1+5 را، بلکه دنیا را در عرض شش ماه گذشته در شرایط بهتری قرارد داده، بنابراین ادامه این شرایط بدون شک بهتر از بازگشت به عقب است. هنوز معلوم نیست که بتوان این بحران را حتی در وقت اضافه حل کرد، ولی بدون شک پیش از ترک زمین باید از هر فرصتی برای نیل به این هدف استفاده کرد.

* تحلیلگر ارشد امور ایران در گروه بین المللی بحران