کدخبر: ۱۲۱۱۳۹ لینک کوتاه

ناگفته های شیبانی از ریاست بانک مرکزی در دوران احمدی نژاد

سه بار از ریاست بانک مرکزی استعفا دادم

رییس کل کم حرف بانک مرکزی در دولت هشتم و نهم سرانجام بعد از هشت سال سکوت خود را شکست و کمی از خاطراتش گفت.

ابراهیم شیبانی بعد از فوت نوربخش-رییس کل بانک مرکزی در دولت هشتم- به ریاست این بانک منصوب شد. مردی که بانکی ها او را مدیری قانونمند، منضبط، اخلاق مدار و تاثیرگذار در سیاست های پولی اما محتاط می‌دانند. شیبانی نه تنها بعد از استعفا از بانک مرکزی بلکه در دوران ریاست هم چندان اهل گفت و گوهای رسانه ای معمول مدیران نبود چرا که معتقد است به روال تمام دنیا، دلیلی برای سخن گفتن رییس کل بانک مرکزی در هر جایی و هر زمانی نیست.

وی بعد از برگشت از وین (به عنوان سفیر ایران در اتریش)، در کنار تدریس در دانشگاه این روزها در فاصله ای نه چندان دور از برج لاجوردی بانک مرکزی در میرداماد، در ساختمان شورای راهبردی روابط خارجی ریاست کمیسیون اقتصادی را بر عهده دارد و به گفته خودش این دو کار به او آرامش می‌دهد.

شیبانی در گفت و گوی تفصیلی با ایسنا گرچه ترجیح داد که با وجود انتقاداتی که گاها نسبت به کم گویی او از دوران ریاستش در بانک مرکزی مطرح می شود همچنان به بسیاری از مسایل ورود نکند، اما به بیان حرفی‌هایی شنیدنی از آنچه بر او گذشته پرداخت که در ادامه بخشی از این گفت و گو آمده است.

اختلافات با احمدی‌نژاد از زمان شهرداری ایشان آغاز شد
پیش از این که ایشان در شهرداری تهران حضور داشتند در مورد تاسیس یک بانک با یکدیگر اختلاف داشتیم و از سویی دیگر هم بانک مرکزی در حال ساخت ساختمانی بود که شهرداری متوقف کرده بود بنابراین زمانی که ایشان به ریاست جمهوری رسیدند فکر می‌کردم اولین کسی که باید از بانک مرکزی برود من هستم. در نهایت در حالی که تقریبا تمام وزرای قبلی از دولت رفتند با حیرت همه ماندگار شدم.

با وجود رابطه محترمانه ای که داشتیم اختلاف نظرها کم نبود و من نظرات خود را داشتم و نمی توانستم از آن عدول کنم. به عنوان مثال زمانی که ایشان آمده بودند، نظراتی درباره نقدینگی بین مشاورانشان وجود داشت که تاکید داشتند نقدینگی و تورم ارتباطی باهم ندارد، در حالی که ما در بانک مرکزی معتقد بودیم که این دو متغیر به یکدیگر مرتبط بوده و نباید جدا از هم مورد تصمیم گیری قرار گیرد، چون نتیجه مثبتی هم برای اقتصاد نخواهد داشت. موضوعی که بعدها عدم پایبندی به آن به رشد بی رویه نقدینگی و تورم انجامید.

به خاطر انحلال شورای پول‌و‌اعتبار استعفا کردم
من در دوره دوسال و نیم حضورم در دوران آقای احمدی نژاد، سه بار به طور مکتوب از ریاست بانک مرکزی استعفا کردم. بار سوم که استعفا کردم بحث شورای پول و اعتبار پیش آمد. آقای احمدی نژاد تصمیم گرفته بود حدود 27 شورا مثل شورای مناطق آزاد، اشتغال، عالی بانکها و حتی شورای پول و اعتبار را با هم منحل کنند که ظاهرا عنوان می شد به دلیل نظر حقوقی که دریافت کرده بودند چنین تصمیمی گرفته اند، اما من فکر می‌کنم چون شوراها را مانع یکسری تصمیم های یگانه و یکطرفه می‌دیدند، برای انحلال آن وارد عمل شدند.

به ایشان گفتم که شرایط شورای پول و اعتبار با سایر شوراها متفاوت است و این شورا از ارکان بانک مرکزی به حساب می‌آید. از سه قوه در آن حضور دارند و انحلال آن قابل تحمل نیست.

در دولت نهم به مصوبات شورای توجه نمی‌شد
خاطرم است که در 23 مرداد ماه سال 1386 انحلال شورای پول و اعتبار به بانک مرکزی ابلاغ شد. همان روز هم استعفای آخرم را مکتوب کردم. یک رییس بانک مرکزی در این موقع غیر این نمی تواند کاری کند. نمی توانستم که با رییس جمهور و دولت بجنگم!

البته باید یادآوری کنم که حتی پیش از انحلال شورای پول و اعتبار هم توجه خاصی به تصمیمات این شورا نمی‌شد. گاهی طرحی در این شورا به تصویب می رسید اما رییس جمهور آن را امضا نمی کرد.

در دوران خودم، رییس کل بانک مرکزی به عنوان رئیس شورای پول و اعتبار تعیین شد و در برنامه چهارم آن را به تصویب رساندیم.

رشد 450 درصدی ذخایر ارزی در زمان ریاست شیبانی
در بخش تورم و نقدینگی با توجه به اینکه در تغییر پایه پولی به عنوان مسبب نقدینگی سه جزء مهم افزایش ذخایر ارزی، افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی و بدهی دولت به بانک ها موثر است، در دوران ریاست من در بانک مرکزی بیش از نصف افزایش نقدینگی به دلیل افزایش ذخایر ارزی رخ داد نه به دلیلی دیگر در دوران ریاستم در بانک مرکزی ذخایر ارزی 450 درصد رشد کرد که طبیعتا پایه پولی هم به تناسب تغییر کرد اما تغییری که مابه ازای آن به خزانه اضافه شد نه اینکه خرج شده باشد.

یکی دیگر از آرزوهای من این بود که بانکها کاملا الکترونیک شوند که خوشبختانه امروزه پیشرفت های بسیار خوبی در این رابطه در شبکه بانکی ایجاد شده است.

تورم 40 درصدی با سیاست‌های احمدی‌نژاد پیش‌بینی می‌شد
در سال 1386 که از بانک می رفتم به رییس جمهور گفتم که با سیاست هایی که شما اجرا می کنید بدانید که برای امسال تورم بالای 18 درصد خواهد بود و در سالهای بعد هم بالاتر می‌رود که متاسفانه همین طور هم شد و تورم آن سال به 18.6 درصد رسید و در ادامه از 40 درصد هم گذشت.

اما در آن زمان بالاترین میزان طلا را به کشور آوردم و علاوه بر این آنقدر ذخایر دلار و یورو تقویت شد که برای مدتها برای کشور کافی بود که صلاح نمی دانم رقم دقیق آن را عنوان کنم. سرمایه بانک مرکزی هم در این دوره 10.5 برابر شد که بی سابقه است.

تک نرخی شدن ارز به عنوان یکی از سیاست‌های مهم پولی و ارزی را با کمترین مشکل اجرایی کردیم. هیات انتظامی بانکها برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی برای رسیدگی به تخلفات بانکها را فعال کردیم؛ آن هم زمانی که کسی جرات این رسیدگی ها را نداشت. به دنبال آن اعضای دو بانک متخلف را برکنار کرده و مدیریت آن را در اختیار بانک مرکزی قرار دادیم که البته با با فشار کمیسیون های مجلس و نهادهای دیگر هم مواجه شده و بارها احضار به پاسخگویی نیز شدم. این در حالی است که اکنون هم بانک مرکزی دربسیاری از موارد قدرت بالایی داشته و می تواند بدون نیاز به حضور قوه قضاییه با متخلفان برخورد کند.

شرایط اعطای مجوز بانک‌ها را سخت کردم/ در زمان ریاستم حتی یک مجوز به موسسات مالی ارائه نشد
مجوز به بانکها را به شدت کنترل کردم و به هر کسی اجازه ایجاد بانک ندادم. به طوری که در تمام دوران حضورم فقط دو بانک خصوصی مجوز فعالیت گرفتند. مقابل اصرار افراد بسیاری مانند آقای دکتر احمدی نژاد برای ایجاد بانک شهر و آقای قالیباف برای بانک قوامین ایستادگی کردم. شرط گذاشته بودم که بانکها برای ایجاد باید یک میلیون سهامدار داشته باشند. یعنی به یک گروه پنج یا حتی 100 نفره مجوز بانک نمی‌دادیم و آنقدر وسواس به کار می بردیم که نکند بانک یک منبع و معدن طلا برای عده‌ای خاص شود. بر این اساس در شورای پول و اعتبار تصویب کردم که باید سرمایه پایه تشکیل بانک 700 میلیارد تومان باشد تا هر کسی نتواند بانک ایجاد کند و از اعتبار کافی برخوردار باشد، اما به محض اینکه از بانک مرکزی رفتم آن را به 200 میلیارد تومان کاهش دادند که بعد ها پشیمان شده و به 500 میلیارد تومان افزایش دادند. ضمن اینکه به هیچ موسسه ای هم مجوز ندادم.

در تعیین نرخ سود با احمدی‌نژاد اختلاف بسیار داشتم
این هم از موارد مورد اختلاف ما بود که اتفاقا یکی از دلایل پافشاری ایشان برای افزایش تعداد بانکها هم محسوب می شد چراکه ایشان معتقد بودند با افزایش رقابت، سود بانکی هم کاهش پیدا می‌کند، در حالی که در ادامه با رشد تعداد بانکها چنین اتفاقی نیفتاد.

به هر حال نرخ سود با تورم مرتبط است اما برخی استدلال های غلط در این زمینه وجود داشت و آنچه بیش از هر چیزی مرا آزرده خاطر می‌کرد این بود که کسانی که اقتصاد خوانده بودند عنوان می کردند که مردم پولشان را جز بانک جایی نمی‌گذارند حتی اگر نرخ سود پنج درصد باشد! درست می گفتند پول به بانک می رفت اما نحوه سپرده‌گذاری آن و بی ثباتی ناشی از آن را در نظر نمی‌گرفتند.

استقلال بانک مرکزی در دولت هشتم بسیار بهتر بود
استقلال مساله ای نسبی است و نمی تواند کامل باشد، اما تاثیر گذار بودیم. به هر حال آنقدر مستقل بودیم که در مورد بانکهایی که بسیار هم با نفوذ بودند اقدام کنیم یا در شورای پول و اعتبار در جلسه ای که رییس جمهور علاقمند بود که سود بانکی پایین باشد با تماس تلفنی با وزرا رایزنی می‌کردند ولی در نهایت تصویب شد که سود بالا باشد، چون در مورد آن استدلال داشتیم. اما به هر حال یکی از مشکلات من این بود که در دوران دو رئیس جمهور در بانک مرکزی مسئول بودم. دریک دوره احساس استقلال بیشتری داشتم و دردوره ای کمتر؛ به گونه ای که در دولت هشتم با اینکه بعضأ بسیار با رییس جمهور بحث می‌کردیم اما حرف بانک مرکزی برای رییس جمهور با ارزش بود و مورد توجه کامل قرار می گرفت، ولی دردولت نهم با وجود همه ایستادگی ها، در اواخر فشارها بیشتر شد تا جایی که گاهی می دیدم شوراهایی تشکیل می شود که بانکها را دعوت و برای آنها تقسیم اعتبار می‌کنند ولی هیچ نماینده ای از بانک مرکزی در آن حضور ندارد که این مسایل بسیار برای من سنگین و آزار دهنده بود.

در زمان ریاست بنده دستکاری در آمارها ابدا وجود نداشت
آمارها با نظر کارشناسان تهیه می‌شود. کار ما دفاع از آنها بود که گاهی بسیار وقت بر و دل آزار بود اما هیچگاه آماری تغییر نکرد. برای همین است که گفتم بانک مرگزی امپراطوری کارشناسان است.

منبع: ایسنا