کدخبر: ۱۰۱۶۱۹ لینک کوتاه

پاسخ کارشناس بازار سهام به اظهارنظر سعیدلیلاز

آیا شرکت های بورسی تعطیل می شوند؟

یک کارشناس بازار سهام در واکنش به سخنان اخیر سعیدلیلاز کارشناس مسایل اقتصادی که گفته است بورس چاهی است که پر نمی شود گفت: وجود بورس بدون وجود شرکتهای تولیدی و صنعتی و مالی بی معنا است.وقتی شما در مورد بورس ایران و چاه بدون آب صحبت می کنید در خصوص بخش مهمی از شرکتهای ایرانی اظهار نظر کرده اید .

به گزارش اقتصاد نیوز، سعید لیلاز کارشناس مسایل اقتصادی به تازگی گفته است که بورس ما هیچ تناسبی با اقتصاد ایران ندارد. در حالی که ایران در سال های 91 و 92 بدترین سقوط آزاد رشد اقتصادی تاریخ خود را تجربه می کرد، شاخص بورس به شدت در حال افزایش بود؛ چون دولت سابق به بورس رانت می داد.

او با دخالت دولت در بورس و حمایت از بازار سهام مخالفت کرده است و تاکید دارد که ما باید از نوساناتی که در بازار بورس روی می دهد نترسیم و اجازه ندهیم این ترس باعث افزایش دخالت دولت در بورس شود؛ چرا که این دخالت باعث بدتر شدن شرایط می شود.

اظهارنظرهای اخیر سعید لیلاز درباره بورس که حتی تاکید کرده است بورس غیر واقعی است و نماینده اقتصاد ایران نیست بهتر است فعالین بورس هیاهو نکنند باعث شده تا کارشناسان و فعالان بازار سهام نسبت به این سخنان واکنش نشان دهند.

براین اساس محمد معتضدی عضو کمیسیون مالی اتاق ایران و یکی از فعالان بازار سهام در این باره گفته است سازمان بورس ناظر بورس ایران است .رییس سازمان توسط شورای عالی بورس که یک تشکل دولتی است تعیین می شود بنابراین مدیران بورس ایران دولتی هستند .
به گفته او در شرایطی که بورس دولتی است و مدیران بورس در تمام سطوح نظارتی، کنترلی و راهبردی با نظر و دخالت دولت تعیین می شود، نمی توان بخش حمایتی را از دولت جدا کرد.

معتضدی اعتقاد دارد که وضعیت کنونی بورس ناشی از تصمیمات مدیریتی این تیم دولتی است.وقتی که تصمیم گیرنده و برنامه ریز دولت است در زمانهای بحرانی همانند امروز نیز دولت باید نقش حمایت کننده را به عهده بگیرد .

او حتی گفته است که در صورت انتقال مدیریت به بخش خصوصی ( که خواست و آرزوی فعالان بازار سرمایه نیز می باشد و هدف اولیه تاسیس شرکت بورس نیز همین امربوده است) دیگر نیازی به حمایت دولتی از بورس نیست.

سعید لیلاز در بخش دیگری از سخنانش گفته است که در هیاهو و سر و صدا راجع بورس معمولا فراموش می شود که شاخص بورس در حال حاضر نسبت به پایان سال 91 حدود 80 تا 90 درصد رشد دارد و متوسط سرعت رشد آن در دو سال گذشته به مراتب بیش از سرعت رشد کل اقتصاد ایران بوده است.

در مقابل معتضدی عنوان کرده است که بارها در رسانه ها و جلسات به وضعیت شاخص بورس ایران تذکر داده شده است .این شاخص از سال 87 مورد تغییر قرار گرفته و بجای شاخص قیمت از شاخص قیمت باضافه سود نقدی استفاده می شود .

به گفته او شاخص نه تنها نماینده اقصاد ایران نیست بلکه نماینده شرکتهای پذیرفته شده در بورس هم نیست و فعالان و کارشناسان بازار هم از آن استفاده نمی کنند این شاخص ملاک خوبی برای اندازه گیری بورس و بازده آن نیست .

لیلاز در بخش دیگری از صحبت هایش تاکید دارد که با ایجاد نوسانات فصلی و مقطعی، شاغلین در بورس موفق می شوند با وجود کوچک بودن سهم بورس در اقتصاد ایران هیاهو و سر و صداهایی بیش از شایستگی کل بورس ایجاد کنند.

ولی معتضدی در واکنش به این اظهار نظر گفته است که در بورس های دیگر دنیا نوسان وجود ندارد؟جناب آقای لیلاز نوسان ذات بورس است و این خصوصیت ربطی به کوچکی و بزرگی بازار ندارد.هر چه بازارها بزرگ تر می شوند بازیگران آن نیز متناسب با آن رشد می کنند و بورس ایران بازیگرانی در حد و قواره خود دارد .

به گفته این کارشناس بازار سهام، ارزش بازار بورس نیویورک 16 هزار میلیارد دلار می باشد و میانگین حجم معاملات روزانه حدود 37 میلیارد دلار است و در مقابل بورس ایران(مجموع بورس و فرابورس) حدود 130 میلیارد دلار ارزش دارد و به سختی حجم معاملات روزانه آن به 100میلیون دلار در روز می رسد.

لیلاز در قسمت دیگری از گفت وگو خود با فرارو گفته است که رانت دولت سابق به بورس «بورس ما هیچ تناسبی با اقتصاد ایران ندارد. در حالی که ایران در سال های 91 و 92 بدترین سقوط آزاد رشد اقتصادی تاریخ خود را تجربه می کرد، شاخص بورس به شدت در حال افزایش بود؛ چون دولت سابق به بورس رانت می داد.»اینکه دولت سابق به بورس رانت می داد قابل فهم نیست که کی و چگونه این رانت به بورس داده شده است؟

در مقابل معتضدی پاسخ داده است که بخش اعظمی از رشد بورس در نیمه دوم سال 91 و سال 92 به دلیل وجود شرکتهایی بود که محصول خود را صادر می کردند و افزایش نرخ دلار باعث افزایش سودآوری ریالی آنها گردید. واقعیتی که در شرکتهای غیر بورسی نیز که توان صادرات محصول خود را داشتند به وضوح قابل مشاهده بود بخش اعظمی از این رشد مربوط به سهام پتروشیمی و نفتی در بورس بوده است که حجم قابل توجهی از ارزش بازار را به خود اختصاص می دهند.

به گفته او، افتتاح طرح های پتروشیمی و ورود آنها به بورس در دولت دهم از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار بود، به طوریکه ارزش بازار صنعت پتروشیمی از 5 درصد کل بازار در سال 87 به 24 درصد در سال 92 و ارزش بازار صنعت فرآورده های نفتی به 10 درصد کل بازار رسید. با افزایش سهم بازار صنایع نفتی و پتروشیمی تاثیر گذاری تغییرات این صنعت بر شاخص و بازده بازار نیز افزایش یافت. وابستگی روند بورس به صنایع پتروشیمی و نفتی آینه ای از اقتصاد ایران است .

آیا با بررسی اقتصاد ایران شما به نتیجه ای غیر از این خواهید رسید که سهم باقی صنایع در اقتصاد ایران کوچک تر است؟چقدر از درآمد ارزی ایران مربوط به این صنایع است؟

لیلاز حتی گفته است که بورس چاهی که پر نمی شود و معنا ندارد دولت سالی 150 میلیارد دلار انرژی رایگان به اقتصاد تزریق کند و در عوض 30 میلیارد دلار صادرات داشته باشد. به عبارتی بورس ایران همچون چاهی است که در آن آب بریزیم و دو سوم آن هدر برود و باقی آن را برداشت کنیم. یعنی اگر در این چاه آب نریزیم، آبی نخواهد داشت. پس چرا باید در این چاه آب بریزیم؟

اما این کارشناس بازار سهام اعتقاد دارد که :وجود بورس بدون وجود شرکتهای تولیدی و صنعتی و مالی بی معنا است.وقتی شما در مورد بورس ایران و چاه بدون آب صحبت می کنید در خصوص بخش مهمی از شرکتهای ایرانی اظهار نظر کرده اید .نظر شما این است که بهترین شرکتهای ایران که توانسته اند مجوز حضور در بورس را پیدا کنند توجیه اقتصادی ندارند و بهتر است که تعطیل شوند و دولت انرژی را صادر کند و به حساب مردم واریز نماید پس شما مخالف بند 1 سیاستهای ابلاغی اقتصاد مقاومتی هستید:بند 1)" تأمین شرایط و فعال‌سازی کلیه امکانات و منابع مالی و سرمایه‌های انسانی و علمی کشور به منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت‌های اقتصادی با تسهیل و تشویق همکاری‌های جمعی و تأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم‌درآمد و متوسط"