کدخبر: ۱۰۱۹۳۸ لینک کوتاه

*حیدر مستخدمین حسینی

سازوکار ناکارآمد در سیستم بانک مرکزی

.

سازوکار انتخاب رئیس کل بانک مرکزی در ایران از کارایی چندانی برخوردار نیست. از این روست که استقلال بانک مرکزی هراز چند گاهی با تردید مواجه می شود. سر منشا انتخاب رئیس کل بانک مرکزی در آمریکا یا اروپا از ناحیه رئیس دولت یا رئیس جمهور صورت می گیرد. قوای دیگر از جمله تقنینی یا قضایی در این موضوع دخالتی ندارند و در مجموع رئیس دولت وظیفه نصب رئیس کل بانک مرکزی را دارد. این یک سمت ماجراست که در کشورمان هم تا اندازه ای چنین رفتار می شود.
یک سوی دیگر ماجرا، داستان عزل رئیس کل بانک مرکزی است. در ایران بیشترین ایراد در باب فرآیند انتخاب رئیس کل به نحوه عزل باز می گردد. در کشورهای توسعه یافته به واسطه نقشی که بانک مرکزی در ایجاد تعادل اقتصادی ایفا می کند، انتخاب یا عزل رئیس کل بانک مرکزی با وقفه ای دو ساله سرانجام میابد. در واقع اگر عمر دولتی با رئیس کلی در 4 سال یا مدت معینی به اتمام رسید، آن دولت می رود ولی رئیس کل آن تا حداکثر 2 سال ابقا می شود. این در حقیقت حفظ اطلاعات موثر و استمرار به شناخت آن فرد از شرایط اقتصادی است که اهمیت موضوع انتخاب رئیس کل بانک مرکزی را صد چندان می کند.
نحوه عزل رئیس کل بانک مرکزی نیز از اهمیت برخوردار است. رئیس کل اگر هم پای دولت حرکت نکند یا رفتار خود را در چارچوب سیاستهای دولت تعریف نکند، تعویض می شود. چیزی که در دولت گذشته بارها دیدیم. تعویض روسای بانک مرکزی به دفعات ناشی از همین سازوکار غلط است. در کشورهای دیگر و به ویژه توسعه یافته پارلمان در فرآیند عزل نقش زیادی دارد.
رئیس کل بانک مرکزی باید به لحاظ شخصیتی کاریزماتیک باشد، اقتصاد را به خوبی درک کرده باشد تا بتواند با ابزارهای مانند سیاستهای پولی به اقتصاد تعادل ببخشد، نه اینکه سیاستهای پولی را دولت دیکته کند و او اجرا. در این مورد اقتصاددان بودن و داشتن شخصیت کاریزماتیک اقتصادی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
حضور دولت نشینان هم می تواند استقلال بانک مرکزی را تهدید کند. شورای پول و اعتبار به عنوان رکنی که در تنظیم سیاستهای پولی به بانک مرکزی کمک می رساند نباید از مسولان دولتی تشکیل شده باشد. در حال حاضر با توجه به عضویت رئیس صندوق توسعه ملی و رئیس دفتر رئیس جمهور در شورای پول و اعتبار به عنوان متخصصین اقتصادی قدری موضوع استقلال بانک مرکزی در اعمال سیاستهای پولی دچار خدشه شده است.
الزام در بانکدار بودن، برای انتخاب رئیس کل بانک مرکزی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. بر اساس تجربه موفق کشورهای توسعه یافته و حتی تجربه خودمان رئیس کل بانک مرکزی باید اقتصاددان باشد تا از شرایط کلان حاکم بر اقتصاد مطلع باشد. این قانون که در حال حاضر برای انتخاب رئیس کل الزام بانکدار بودن را مطرح می کند از کارآمدی آن فرایند کاسته است. بانکدار بودن و شرط الزام آن شاید حرکت در سطح خرد بانکی است و حقیقتا نمی تواند پاسخگوی مسوولیت بانک مرکزی باشد.

ارسال نظر

شاخص های مهم (تغییر نسبت به دیروز)

بیشتر

بیشتر