کدخبر: ۱۶۱۰۴۶ لینک کوتاه

جشنواره فیلم فجر در چنبره محافظه کاری مفرط

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی دولتی فرهنگ کشور باید تکلیف خود را با جشنواره فیلم فجر روشن کند. اگر بناست این جشنواره سی و پنج ساله تاثیر و فایده ای در رشد سینمای ما داشته باشد ، نیازمند یک بازنگری اساسی و تحول ساختاری جدی است.

عصرایران؛ مازیار فکری ارشاد*- سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر را شاید بتوان عجیب ترین دوره آن دانست. دوره ای که هر اتفاق حیرت انگیز و نامنتظره ای در آن رخ داد. بی تردید در تازیخ برگزاری جشنواره فیلم فجر ، دوره سی و پنجم در خاطره ها خواهد ماند. این ماندگاری را هم به نوع و شیوه برگزاری می توان نسبت داد و هم به کیفیت عمومی فیلم های سینمای ایران. فیلم هایی که قرار است اکران سال آینده سالن های کشور را شکل دهند و به نظر می رسد پس از یک دوره شکوفایی نسبی در دو سه سال اخیر ، سال آینده با افت محسوس فروش و میزان استقبال مخاطب روبرو باشیم.

همه چیز از محافظه کاری افراطی برگزار کنندگان و هیات انتخاب آغاز شد. وقتی فیلم کیانوش عیاری ( یکی از سالم ترین و اخلاق گرا ترین سینماگران کشور) بدون دلیل فنی و صرفا بر اساس ملاحظات و مصلحت اندیشی ها از جشنواره کنار ماند ، می شد حدس زد که اتفاقات خوبی در راه نخواهد بود. وقتی فیلم جدید شهرام مکری به عنوان یک فیلمساز پیشرو و متفاوت هم نادیده گرفته شد دریافتیم که قضیه از آنچه فکر می کردیم بغرنج تر است و زمانی که فیلم تهمینه میلانی (که به رغم جنجالی بودن فیلم هایش همواره در جشنواره حضور داشته است) از رسیدن به جمع فیلم های برگزیده جا ماند، متوجه شدیم قضیه اصلا به سینما ربط ندارد و به نظر می رسد در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ، تیم فرهنگی وزارت ارشاد و سازمان سینمایی قصد دارند یک جشنواره بی دردسر و خنثی برگزار کنند. بی آنکه نگران برگزاری در این وضعیت و تبدیل شدن جشنواره فجر به یک رویداد بی بو و خاصیت فرهنگی باشند.

جشنواره که افتتاح شد ، شاهد آغاز بی نظمی ها و سوء مدیریت ها در همه ارکان برگزاری بودیم. رویکردهای اشتباه و محافظه کاری مفرط جانِ جشنواره را گرفت و حضور فیلم های ضعیف – که با هیچ معیاری قابلیت حضور در یک جشنواره به معنای واقعی آن را ندارند – آستانه تحمل همه را پایین آورد. برگزاری این دوره از جشنواره با این شمایل و با این کیفیت قطعا نمره ای منفی در کارنامه مدیران مرتبط ثبت خواهد کرد. نمره ای منفی که در یادها خواهد ماند. 

اما بی انصافی است اگر تقصیر همه کاستی ها و ناهنجاری های جشنواره امسال را بر گردن مدیران برگزار کننده بیندازیم. زمانی که هیات داوران اسامی نامزدهای سیمرغ را اعلام کردند موجی از حیرت و تعجب و اعتراض به پا خاست. حضور برخی فیلم ها در برخی رشته هایی که عملا دستاورد ویژه ای در آن رشته ندارند ( و حتی صاحبان مادی و معنوی این آثار هم بر این نکته صحه می گذارند) باعث بروز این شائبه شد که آیا اساسا هیات داوران فیلم های حاضر در بخش رقابتی را به درستی دیده اند؟ چگونه می شود که فیلمی به جز دو سکانس بارش باران ، هیچ اثری از انجام جلوه های ویژه میدانی نداشته باشند و در این رشته نامزد جایزه شود؟ چطور امکان دارد فیلمی که حتی یک دقیقه موسیقی متن تولیدی ندارد در میان نامزدهای جایزه بهترین موسیقی متن قرار گیرد؟ آش چنان شور شد که کارگردان ها و تهیه کننده ها از حضور فیلم شان در فهرست نامزد های برخی رشته ها ابراز تعجب کردند و بر همین مبنا ، کیفیت و سلامت داوری ها را زیر سئوال بردند.

واکنش بعدی هیات داوران در صدور بیانیه ی که در آن به همه معترضان و منتقدان تاختند و اشتباه های بدیهی و آشکار را نپذیرفته و بر گردن نگرفتند بر وسعت این شرایط نابسامان افزود. گویی هیات داوران به هر دلیلی کمر قتل و نابودی سینمای ایران را بسته بود و این لجبازی و عناد در روز اهدای جوایز و معرفی برندگان سیمرغ بیش از پیش عیان شد. وزیر محترم ارشاد هم در گفت و گویی با رسانه ها اعلام کرد در روند داوری جشنواره فجر دخالت " زیادی" صورت نگرفته و به این ترتیب تلویحا شائبه دخالت هرچند " کم" در این روند را تایید کرد.

اما واکنش های سینماگران در این زمینه هم جای گلایه و انتقاد دارد. طبیعی بود که پس از اعلام نامزدها با ترکیبی به این اندازه سئوال برانگیز با سکوت سینماگران مواجه نخواهد شد. چه آنکه در سال های قبلی دریافته ایم اصولا اغلب سینماگران کشور خود و فیلم خود را بهترین های حاضر در جشنواره می دانند و حتی در سال هایی که نتایج داوری ها کمتر بحث برانگیر بوده صدای اعتراضاتی گاه منطقی و در بیشتر موارد غیرمنطقی بلند شده است. اما این حجم از اعتماد به نفس کاذب و طلبکاری برخی سینماگران اغلب جوان و تازه وارد نسبت به جوایز هم باور پذیر نبود. 

فیلمسازی در اولین اثر خود فیلمی ساخته که نطرات متناقضی برانگیخته و به طور کامل هم مورد تایید منتقدان و صاحب نظران قرار نگرفته ، اما معترض می شود که چون در فهرست نامزدهای جایزه بهترین فیلم قرار نگرفته پس جوایز احتمالی دیگر را هم نخواهد پذیرفت. جالب آنکه فیلم در یکی از رشته های مهم در حالی برنده جایزه شد که اتفاقا همان رشته در فیلم به نقطه ضعف و پاشنه آشیل فیلم بدل شده بود. کارگردان دیگری که فیلمش بیشترین تعداد نامزدی را داشت ، طلبکارانه مدعی بود که چرا در باقی رشته ها نامزد نشده و به همین بهانه به کلیت جشنواره با ادبیاتی نامناسب تاخت. هرچند بعد تر حرفش را پس گرفت و موضعش را تعدیل کرد اما این سئوال همچنان پابرجاست که چرا انتظار داریم وقتی فیلم نسبتا خوبی ساخته ایم ، حتما باید در همه رشته ها نامزد و یا برنده سیمرغ بلورین باشیم؟ عملکرد ضعیف برگزار کنندگان و داوران جشنواره ، موقعیتی متناقض را ایجاد کرد تا همه و همه انتقاد کنند. انتقادهایی که در هیاهوی به وجود آمده تشخیص سره از ناسره و حرف حق از موضع نادرست را دشوار ساخت. 

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی دولتی فرهنگ کشور باید تکلیف خود را با جشنواره فیلم فجر روشن کند. اگر بناست این جشنواره سی و پنج ساله تاثیر و فایده ای در رشد سینمای ما داشته باشد ، نیازمند یک بازنگری اساسی و تحول ساختاری جدی است. روش های نادرست برگزاری ، انتخاب و داوری فیلم ها به همراه هزاران معضل ریز و درشت دیگر این جشنواره را فاقد کارآمدی ساخته و با این نگاه و روش مدیریتی محافظه کار موجود ، جشنواره فیلم فجر را در سراشیبی سقوط و نابودی قرار داده است. هرچند که متاسفانه در شرایط موجود و با تیم مدیریتی حال حاضر ، امیدی به بهبود اوضاع نیست و محافظه کاری مفرط ، سینمای کشور را به مرز تعطیلی و ورشکستگی کشانده است.

* منتقد سینما و روزنامه نگار