دلایل سرریز جمعیتی پایتخت/ تبلور ضعف مدیریت شهری
پیروز حناچی در گفتوگو با اقتصادنیوز در خصوص گنجایش جمعیت شهر تهران در شرایط و امکانات شهری موجود اظهارکرد: در حال حاضر بر اساس آخرین سرشماری، جمعیت 22 منطقه تهران هشت میلیون و 400 هزار نفر است و این تعداد جمعیت نشاندهنده کل جمعیت تهران نیست، چرا که در حریم تهران و اطراف تهران هم جمعیت بسیاری زندگی میکنند که بالغ بر 14.5 میلیون نفر هستند. اما اینکه تهران تا چه میزان برای سکونت مناسب ظرفیت دارد، بسیاری از افراد معتقدند که تهران در سال 1375 از ظرفیتهای زیستمحیطی خود گذر کرده است به دلیل اینکه در شهر تهران، امکان توسعه خدمات به تناسب افزایش جمعیت وجود ندارد در صورتی که خدمات باید متناسب با جمعیت تولید شوند.
او افزود: ممکن است بتوانیم مسائل بسیاری مانند مشکلات زیستمحیطی را از قبیل، مشکلات حمل و نقل، آلودگی یا منابع آب، ظرفیت شبکههای تاسیسات زیربنایی، شبکه معابر و... که جمعیتپذیری یک شهر به آنها وابسته است با تکنولوژی و فناوریهای اثرگذار حل کنیم، اما بعضی از محدودیتها مانند محدودیت در ظرفیت سطوح اراضی که مختص فضاهای باز، سبز و خدمات عمومی و اجتماعی هستند یا تولید خدمات را نمیتوان با این تکنولوژیها حل کرد.
معاون وزیر راه و شهرسازی در ادامه بیان کرد: بایستی حداقل خدمات محلی را در نزدیکترین فاصله ممکن برای شهروندان ارائه کرد. باید شرایط به صورتی باشد که بعضی اقدامات صورت بگیرد. برای مثال شهروندان برای تهیه خدمات خود در سطح شهر تردد نکنند. البته این مشکل تنها برای تهران نیست، تمام کلانشهرهای کشور با این مشکل مواجه هستند. اگر شما کل استان را ارزیابی کنید متوجه میشوید که کل فعالیتها در پنج درصد مساحت صورت میگیرد. سایر کلانشهرها مانند اصفهان، شیراز، تبریز و مشهد نیز، به همین صورت است اما تهران وضعیت حادتری نسبت به سایر شهرها دارد.
حناچی در رابطه با مشکلات مجموعه شهری و علت بروز آنها گفت: از مشکلاتی که مجموعه شهری با آن دست و پنجه نرم میکند میتوان به فقدان برنامه و طرح، نارسایی نظام مدیریت و اسکان غیررسمی اشاره کرد. در این زمینه توسعه مجموعه شهری تهران طی سه دهه گذشته تابع هیچ نوع راهبرد، سیاست، برنامه و طرح مشخص برای هدایت توسعه هماهنگ مجموعه نبوده بلکه عمدتاً حاصل اسکان غیررسمی گروههای کمدرآمد و استقرار بدون برنامه فعالیتها بوده است.
او افزود: همچنین نارسایی نظام مدیریت مجموعه شهری تهران مجموعهای است که اجزا و عناصر آن ارتباطی متقابل و روزمره با یکدیگر دارند اما اداره امور این مجموعه در حال حاضر بر عهده شهرداریها، فرمانداریها و وزارتخانههای متعدد است که هماهنگی سازمانیافتهای در میان آنها وجود ندارد و هیچ سیاست و راهبرد کلی بر آنها حاکم نیست.
او در ادامه گفت: در ارتباط با اسکانهای غیررسمی نیز، برآوردها نشان میدهد طی 20ساله 1355 تا 1375، حدود 40 درصد از پنج میلیون نفر اضافه جمعیت مجموعه به صورت غیررسمی اسکان یافتهاند و بزرگترین شهرهای مجموعه پس از تهران و کرج، یعنی اسلامشهر، شهر قدس، قرچک و... حاشیهنشینهایی غیررسمی بودهاند که بعداً به شهر تبدیل شدهاند و طی این مدت برنامههای رسمی بخش مسکن که به صورت واگذاری زمین و حمایتهای مالی صورت گرفته و همچنین طرحهای شهرسازی، به دلیل عدم توجه به تواناییها و امکانات کمدرآمدها قادر به جلوگیری از روند رو به افزایش اسکان غیررسمی نبودهاند. از اینرو گستردگی ابعاد اسکان غیررسمی، مجموعه را با عوارض سیاسی و اجتماعی ناشی از شکلگیری تمرکزهای جمعیتی فقیر و محروم و مسائل و مشکلات کارکردی و زیستمحیطی متعدد روبهرو کرده است.
او در پاسخ به این سوال که کدام عوامل باعث شدند تا این مشکل در شهر تهران به وجود بیاید؟ گفت: در حال حاضر عدم توجه به تاثیر سرمایهگذاری در مناطق دیگر کشور از دلایل اصلی برای وضعیت نامطلوب امروز مجموعه شهری در تهران محسوب میشود، چرا که این مساله باعث شده تا جمعیت در تهران و حتی سایر کلانشهرها رشد پیدا کند.
او در خصوص خطرات مازاد جمعیت گفت: تمرکز مسالهای است که فیالنفسه در بلندمدت خطرناک است. برای مثال اگر زلزله بیاید با تلفات و صدمات بیشتری روبهرو میشویم. از اینرو اگر تمامی سرمایهها در یک فضای محدود متمرکز شوند، به خودی خود خطرآفرین میشوند. ضمن اینکه تعادل منطقهای نیز به هم میریزد. با این اتفاق در بخشی از کشور به خصوص کلانشهرها جمعیت افزایش پیدا میکند و در مقابل در یکسری از مکانها، جمعیت کشور خالی میشود.
او در پاسخ به این سوال که چگونه میتوان این خطرات را به حداقل رساند؟ گفت: در این زمینه باید سرمایهگذاریهایی که ایجاد جاذبه و اشتغال میکند در مساحت کشور به شکل متناسب انجام شود. اما در حال حاضر از آنجا که حجم سرمایهگذاری کم است و وضعیت اشتغال در کشور نابسامان است، تمامی این سرمایهگذاریها در اطراف کلانشهرها شکل میگیرد. این مساله به ما این پیام را میدهد که وضعیت سرمایهگذاری باید مناسب شود و با توجه به پتانسیلهای منطقهای از حداکثر مساحت کشور برای این سرمایهگذاری استفاده شود.
حناچی در پاسخ به این سوال که در چه صورتی میتوان وضعیت سرمایهگذاری را در بخشهای مختلف کشور ساماندهی کرد؟ گفت: بخشی از آن به اراده و تصمیم مرتبط است و بخش مطالعات آن نیز، در طرح کالبدی ملی و مطالعات آمایش قابل حل است. یعنی به ترتیب مطالعات آمایش و طرح کالبدی ملی باید صورت بگیرد که اینها جزو وظایف شورای عالی شهرسازی هستند.
معاون وزیر راه و شهرسازی گفت: به طور معمول در مقیاس محلی برای هر نفر، باید حدود 25 مترمربع زمین در نظر گرفته شود؛ یعنی اگر خانوادهای چهارنفره میخواهد در مکانی زندگی کند باید حدود 100 مترمربع، خدمات عمومی اعم از مرکز بهداشت، آموزش، خرید، خدمات ورزشی و... برای آنها فراهم شود. معنی دیگر آن به این صورت است که فروش تراکم یا واگذاری تراکم در بخشهای مسکونی دقیقاً ارزشی معادل ارزش زمین در همان منطقه دارد، یعنی وقتی که یک متر تراکم مسکونی داده میشود باید معادل آن یک متر زمین آزاد شود که این مساله اصلاً امکانپذیر نیست.
حناچی در خصوص نقش مدیریت شهری در کنترل ساخت و سازها گفت: مدیریت شهری اقدامات مناسبی در این زمینه انجام نداده؛ برای مثال قرار بر این بوده که در منطقه 22 بارگذاری زیادی صورت نگیرد که این کار انجام شده، تراکم مسکونی در کل شهر نباید رشد میکرد، که این امر اتفاق افتاده است. اگرچه در تمامی این موضوعات مدیریت شهری به تنهایی مقصر نبوده اما اقداماتی از قبیل افزایش 32 شهر به 58 شهر، تبدیل 11 فرمانداری به 22 فرمانداری، تقسیم یک استان به دو استان صورت گرفته است.
او در پاسخ به این سوال که بعضی از کارشناسان معتقدند اگرچه افزایش بیش از حد جمعیت میتواند مشکلاتی ایجاد کند اما این مساله میتواند آثار مفیدی هم داشته باشد، آیا این ازدحام جمعیت در شهر تهران توانسته آثار مفیدی هم داشته باشد؟ گفت: از آنجا که کلانشهرها مرکز تولید، اشتغال، فعالیت و موتور اقتصادی کشورها هستند، پس رشد اقتصادی آنها باعث رشد اقتصادی کشور میشود. بنابراین نباید همه مسائل را با دید منفی نگاه کنیم اما زمانی که این مسائل از حالت تعادل خارج میشوند باعث میشود تا نگرانیهایی ایجاد شود.