کدخبر: ۱۲۶۱۶۸ لینک کوتاه

چگونه اتومبیلی که سیزده سال بی رقیب بود کنار رفت؟

مردمی که از سال ۱۹۰۷ تا سال ۱۹۲۰ یک شکل اتومبیل خریداری کرده بودند به یکباره تمایل پیدا کردند که اتومبیل های رنگی را بخرند.

سید جواد حکیم زاده، استاد دانشگاه به روایت یک واقعیت تاریخی پرداخت که بر اساس آن هنری فورد به ورشکستگی در عرصه صنعت تولید خودرو رسید.

 سیدجواد حکیم زاده، استاد دانشگاه و دکتری مدیریت بازاریابی در برنامه تلویزیونی روزآمد که هر روز از شبکه پنج سیما پخش می شود یک رویداد صنعتی در 115 سال گذشته را اینگونه شرح داد:«سال 1900 در تاریخ ادبیات صنعتی سال ویزه ای است به طوریکه آن را سال تولید انبوه می دانند. بعد از انقلاب صنعتی تولید در قالب تولید کارخانه ای شکل گرفته بود و مفهوم اینکه یک کارخانه می تواند محصولی را در قالب انبوه تولید کند در جامعه بشری مطرح شد. پیش از آن تولید به صورت سفارشی و کارگاهی بود.»

این استاد دانشگاه ادامه داد:« وقتی تولید را در داخل کارخانه انجام می دهیم هزینه های سربار یا هزینه هایی که ثابت هستند- به میزان تولید وابسته نیستند- سرشکن خواهد شد و قیمت محصول را پایین خواهد آورد. مثال این موضوع اتومبیل است که در دهه 1900 و به طور خاص سال 1907 و 1908 اتومبیل در قالب تولید انبوه به بازار عرضه شد. اتومبیلی که پیش از آن به صورت سفارشی تولید می شد و خیلی گران قیمت بود. در این بازه زمانی قیمت پایین تری پیدا کرده بود و ارزان شد. دلیل آن هم اینک بود که هزینه های سربار تولید آن سرکشن شد. این اتومبیل ارزان قیمت سبب شد تا مردم زیادی برای خرید آن تقاضا داشته باشند. ویژگی آن شرایط این بود که تقاضای بسیار بسیار بزرگ تر از عرضه وجود داشت.»

حکیم زاده در ادامه توضیحات خود دست روی واقعه تاریخی گذاشت که صنعت خودروسازی جهان را دگرگون کرد:« در سال 1920 تقریبا عرضه به تقاضا رسیده بود و حتی عرضه از تقاضا پیش افتاده بود. یعنی صف پشت در کارخانه ها کوتاه و کوتاه تر شده بود و حتی دیگر صفی وجود نداشت. بر این اساس حق انتخاب برای مشتریان به وجود آمد. در این رابطه می توانیم به کارخانه هنری فورد برویم تا یک واقعیت تاریخی در عرصه خودروسازی دنیا را مرور کنیم. چند سالی است که فردی به هنری فورد می گوید مردم از اتومبیل های ما خسته شدند. هنری فورد یک اتومبیلی تولید می کرد که سیاه رنگ بود به طوریکه وقتی در پایان مراسمی اگر قرار بود افراد بروند و سوار بر اتومبیل هایشان شوند ممکن بود اشتباهی رخ دهد چرا که تمام اتومبیل ها یک شکل بود.»

او افزود:« هنری فورد این جمله را قبول نمی کرد که مردم از اتومبیل های او خسته شدند و باید اتومبیل جدیدی تولید کرد بر این اساس یک جمله معروفی در تاریخ مدیریت در پاسخ به این اظهار نظر مطرح کرد:« هر رنگی مشتری بخواهد من تولید می کنم به شرط آنکه مشکی باشد.» بر این اساس هنری فورد تاکید داشت که من فقط خودروی مشکی رنگ تولید می کنم. در سال 1920 فردی که به هنری فورد پیشنهاد داده بود باید در عرصه تولید اتومبیل تحول ایجاد کرد از کارخانه او اخراج شد. تاریخ ادبیات صنعتی ننوشته که چرا این فرد اخراج شده اما نکات حائز اهمیتی در این باره نوشته شده است. حتی آمده که این فرد پس از اینکه از کارخانه هنری فورد اخراج شد گریه کرده است چرا که او را پدر معنوی خود می دانسته است.

شرکت جنرال موتورز که شرکت نزدیک هنری فورد است از آنجاییکه تمایل داشته از اسرار شرکت هنری فورد مطلع شود سریعا این فردی اخراجی را جذب می کند. ایده اتومبیل های رنگی ایشان را می پذیرد و دو رنگ اتومبیل تولید می کند و مردم به سرعت به سمت اتومبیل های رنگی که در شرکت جنرال موتورز تولید شده بود گرایش پیدا می کنند و شروع به خرید آنها می کنند. مردمی که از سال 1907 تا سال 1920 یک شکل اتومبیل خریداری کرده بودند تمایل پیدا می کنند که اتومبیل های رنگی را بخرند. ایشان این ایده را گسترده می کنند و چهار رنگ اتومبیل تولید می کنند. این باعث ورشکستگی هنری فورد می شود.»

حکیم زاده این واقعه تاریخی را اینگونه تفسییر کرد:« چالش ورشکستگی هنری فورد در مذاق جنرال موتورز آنقدر شیرین است که آلفرد اسلون مدیر عامل جنرال موتورز می شود و دو گونه اتومبیل در چهار رنگ عرضه می کند. بر این اساس هشت تنوع در بازاری ایجاد می شود که صرفا یک اتومبیل عرضه می شده است. درس بزرگی است. وقتی عرضه بزرگتر از تقاضاست مجبوریم که محصولات متونع داشته باشیم. »

منبع:خبرآنلاین