کدخبر: ۱۲۸۸۶۶ لینک کوتاه

در گفت و گو با یک کارشناس حوزه فلزات ابراز شد؛

احتمال افت بیشتر قیمت‌ مس در بازار/ تشدید کاهش تقاضای صنایع مصرف‌کننده نهایی

مدیرعامل شرکت فلزات و مواد مطرح کرد: مشکل اصلی صنعت مس در کشور کمبود تقاضا از سوی صنایع مصرف کننده نهایی است. این مساله قبل از تحریم‌ها نیز وجود داشته و در شرایط حاضر بدتر شده است.

مجتبی دیدگر: صنایع داخلی مس، همواره به عنوان یکی از پایه‌های اصلی بخش معدن و صنایع معدنی کشور شناخته می‌شود که در کنار بخش‌هایی همچون سنگ آهن و فولاد، ارزش افزوده قابل توجهی را در کشور ایجاد می‌کند. گرچه قیمت مس در بازار، هنوز اختلاف معناداری با سایر فلزات پایه دارد، ولی مدتی می‌شود که قیمت این فلز نیز مشابه با سایر فلزات پایه و حتی بیش از آنها، افت کرده است. این مساله، سودآوری این صنعت و جریان نقدینگی در این بخش را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. این صنعت که در سالیان گذشته، بالغ بر میلیاردها دلار برای کشور سودآوری و ارز‌آوری به همراه داشته است، هم اکنون با مشکلات مهمی در خصوص هزینه‌های بالای تولید، بازار راکد مصرف در داخل کشور و تحریم‌های معاملاتی در بازارهای خارجی روبه‌رو است.

در همین راستا اقتصادنیوز در گفت‌وگویی با فرشید سلطان‌زاده، مدیرعامل شرکت فلزات و مواد در خصوص وضعیت بازار مس در جهان و در داخل کشور و تاثیر اتفاقات اخیر این صنعت بر صنایع داخلی پرداخت.

* صنعت مس ما در حال حاضر از نظر تولید در چه شرایطی قرار دارد؟
صنعت مس را در داخل کشور عموماً به دو بخش صنایع بالادستی و صنایع پایین دستی تفکیک می‌کنند. صنایع بالادستی شامل تولید معدنی، ذوب و پالایش مس و صنایع پایین دستی شامل تولید محصولات نیمه‌ساخته و همین‌طور سیم و کابل‌های مسی می‌شود.

بالاتر بودن محدودیت دسترسی به منابع معدنی و همین‌طور حاشیه سود بالای این بخش، باعث شده وقتی صحبت از صنعت مس می‌شود، معمولاً منظور صنایع بالادستی مس باشد. اما واقعیت امر این است که ذوب و پالایش مس، از حیث بازار و اقتصاد، مشابهت بیشتری با صنایع پایین دست دارند که در حقیقت فرآیند تبدیل محصول و نه ایجاد محصول در آنها اتفاق می‌افتد؛ و به همین دلیل، حاشیه سود بسیار کمتری داشته و تولید و توسعه آن، متاثر از شرایط بازار مصرف مس است تا تولید آن. به بیانی دیگر، در شرایط فعلی صنعت، معدنکاری مس متاثر از پتانسیل‌های معدنی و ذوب و پالایش و همین‌طور تولید محصولات پایین دست، متاثر از تقاضای نهایی صنایع مصرفی است.

فارغ از مباحث فوق، درباره وضعیت صنعت مس کشور به این نکته می‌توان اشاره کرد که ایران به موهبت در اختیار داشتن چندین معدن بزرگ و متوسط مس، بزرگ‌ترین تولیدکننده مس در منطقه خاورمیانه و پنجمین تولیدکننده بزرگ مس در منطقه آسیاست. روند توسعه این صنعت در کشور و تشکیل شرکت ملی مس که مسیر ملی‌سازی و خصوصی‌سازی را طی کرده، باعث شده عمده صنایع بالادستی کشور در اختیار این شرکت باشد. گرچه این انحصار، شکوفا شدن استعدادهای بخش خصوصی در صنایع بالادستی مس را تا حدی محدود کرده است، ولی باید این واقعیت را نیز قبول کرد که اولاً ورود به این بخش از صنعت به سرمایه بسیار هنگفتی نیاز دارد و ثانیاً اینکه مدیریت متمرکز صنعت مس در این شرکت، نتایج مثبت قابل توجهی را به دنبال داشته که باعث شده صنعت مس کشور، یک سر و گردن بالاتر از صنایع دیگر معدنی کشور قرار بگیرد.

طی سال 93، تولیدات معدنی شرکت ملی مس حدود 800 هزار تن کنسانتره و 194 هزار تن کاتد بود که حدود 13 هزار تن آن به کاتد هیدرومتالورژی تولید شده از کانسنگ‌های اکسیدی اختصاص داشت. به نظر می‌رسد بخش خصوصی نیز در این سال حدود 20 هزار تن کنسانتره و حدود دو هزار تن کاتد تولید کرده باشد.
صنعت مس کشور با این میزان تولیدات معدنی، حدود 1.2 میلیارد دلار ارزش افزوده برای کشور ایجاد کرده است، در حالی که حجم تولیدات آن کمتر از یک هشتادم تولید فولاد در کشور است.

به‌رغم قوت‌های موجود در صنایع بالادستی کشور، صنایع پایین دستی، وضعیت چندان مطلوبی ندارند. این بخش از صنعت به صورت مهارگسیخته و به امید استفاده از رانت قیمتی در خرید کاتد، رشد کرده است و در حال حاضر، ظرفیت تولیدی حدود 940 هزار تن انواع محصولات نیمه ساخته مسی و آلیاژی را در اختیار دارد که کمی بیش از 20 درصد آن فعال است. رقم ارائه شده شامل ظرفیت‌های تولید سیم و کابل در کشور نمی‌شود و در این بخش نیز، وضعیت به همین منوال است و واحدهای تولیدی از کمتر از 30 درصد ظرفیت خود استفاده می‌کنند.

* وضعیت صادرات به چه شکل است؛ با این همه ظرفیت غیر فعال تولید، آیا صادرات قابل توجهی داریم؟
در بخش صنایع بالادست، وضعیت صادرات حداقل تا قبل از تحریم‌ها خوب بود. در حقیقت افت قیمت‌های جهانی مس و از طرفی، تحریم‌های کشورهای غربی در چند سال گذشته، باعث شده صنایع بالادستی مس کشور آسیب‌های جدی را تجربه کنند. در سال 93، حدود 156 هزار تن کنسانتره و 47 هزار تن کاتد توسط شرکت ملی مس صادر شد که مقصد عمده کنسانتره صادراتی چین و کاتد صادراتی، ترکیه بود.

اصولاً وجود این حجم از ظرفیت‌های بلااستفاده در صنایع پایین دست مس، باید به حجم قابل توجهی از صادرات این محصولات منجر می‌شد. کما‌اینکه از حیث تولید مس تصفیه شده نیز سالانه حدود 50 الی 90 هزار تن مازاد عرضه داریم. اما مشکلات جدی در خصوص تولید و صادرات این محصولات وجود دارد. این صنایع به شکل اقتصادی شکل نگرفته‌اند و عموماً ظرفیت‌های پایینی دارند. تکنولوژی‌های جدید کمتر در داخل کشور به چشم می‌خورد و وقتی مشکلات ذکر شده را در کنار محدودیت‌های تجاری و مالی کشور قرار می‌دهیم، می‌بینیم که امکان صادرات اقتصادی محصولات نیمه‌ساخته به دلیل حاشیه سود پایین این محصولات و همین‌طور بالا بودن هزینه‌های تولید در داخل کشور وجود ندارد.

بررسی آمار صادرات این محصولات در سال 93 نشان می‌دهد که با وجود ظرفیت تولید 940 هزار‌تنی در این بخش و مازاد 740 هزار‌تنی، میزان صادرات در مجموع به 10 هزار تن نیز نمی‌رسد. حذف شرکت‌های کوچک و ادغام آنها در شرکت‌های بزرگ‌تر و همین‌طور حمایت دولت برای تامین نقدینگی و بازاریابی محصولات‌شان در خارج از کشور، می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد.

* به افت قیمت‌های مس اشاره کردید. دلیل این افت و خیز قیمت‌ها در فلزات پایه از جمله مس چیست؟
بازار کالاها که بازار فلزات را نیز شامل می‌شود، همواره تحث تاثیر عوامل تاثیرگذار بر عرضه و تقاضای بازار، در نوسان قیمتی هستند. طی دهه گذشته، شتاب چین برای رشد اقتصادی و توسعه زیرساخت‌ها، دلیل اصلی افزایش قیمت‌ها بود. بحران اقتصادی جهانی در سال 2008 و بحران بدهی‌های بانکی در اروپا در سال 2011، زمینه را برای افول بازارهای صادراتی چین مهیا کرد که نهایتاً، تاثیر خود را بر چین و رشد اقتصادی این کشور گذاشت. با کاهش رشد اقتصادی این کشور و تقریباً نصف شدن آن نسبت به شرایط تجربه شده در دهه گذشته و همین‌طور راه‌اندازی پروژه‌های بزرگ معدنی که شرکت‌ها به امید سودآوری هنگفت صنعت مس، در آنها سرمایه گذاری کرده بودند، باعث شد بازار مس که چندین سال با شرایط کسری عرضه مواجه بود، حالا شرایط مازاد عرضه را تجربه کرده و افت قیمت‌ها را شاهد باشیم.

البته در این میان باید به اثر فعالیت سرمایه‌گذاران یا معامله‌گران نیز در بازار اشاره کرد. در شرایط رونق و افزایش قیمت‌ها، بخشی از تقاضای بازار مربوط به تقاضای معامله‌گری می‌شد و نه تقاضای مصرفی، بدین شرح که برخی مس را در قالب صندوق‌های سرمایه‌گذاری و یا سایر موارد خریداری می‌کردند و با خرید و فروش آن، به سودهای قابل توجهی دست می‌یافتند. با شروع روند نزولی قیمت‌ها، ذخایر مس افرادی که نگران ضرر بیشتر بودند، راهی بازار شد و نزول قیمت‌ها را شدت بخشید.

* کدام عامل به نظرتان مهم‌ترین دلیل افت قیمت مس بود و فکر می‌کنید این کاهش قیمت تا کجا ادامه خواهد داشت؟
کاهش سرعت رشد تقاضای مس در چین، افزایش عرضه و ورود بازار به شرایط مازاد و همین‌طور افت بازارهای سرمایه‌گذاری، همگی در سقوط قیمت مس نقش داشتند.
ولی اگر بخواهیم مهم ترین عامل را معرفی کنیم، باید به نگاه‌مان به سمت چین باشد. چین که در سالیان گذشته، دلیل اصلی رشد تقاضا برای مواد اولیه در جهان بود و بار کاهش تقاضای کشورهای توسعه یافته را به دوش می‌کشید، اکنون گرفتار سیاست‌های انقباضی خود به منظور کنترل شرایط اقتصادی داخلی است و همین مساله، رشد اقتصادی کمتر و نهایتاً مازاد عرضه در بازار اکثر کالاها منجمله فلزات را در پی دارد که اثرات آن را می‌توان در بازار مشاهده کرد.

* به نظرتان توافق ایران با 1+5 تاثیری بر قیمت فلزات و مس خواهد گذاشت؟
همان‌طور که عرض کردم، حجم تولیدات مس ایران سالانه حدود 200 هزار تن است که کمی بیش از یک درصد تولیدات جهانی این محصول را شامل می‌شود. حجم تقاضای مس تصفیه شده در کشور از رقم فوق نیز کمتر است و به همین دلیل، ایران بازیگر چندان بزرگی چه در بازار مس و چه اکثر فلزات دیگر، به حساب نمی‌آید. این وضعیت در بازار انرژی، کاملاً برعکس است و توافقات انجام شده، تاثیر قابل توجهی بر قیمت نفت خام داشته است.

در صنعت مس، تحریم‌های موجود طبعاً با توافقات ایجاد شده برداشته خواهند شد که صادرات بیشتر محصولات زمین‌گیر شده در کشور را ممکن می‌کند. در طرف تقاضا هم با بهبود شرایط اقتصادی و رونق بخش‌های مختلف صنعتی و غیر‌صنعتی، می‌توان به افزایش تقاضا برای مس در داخل کشور امیدوار بود. میزان تغییرات ملموس در بازار، چه از حیث صادرات مس و چه از حیث رشد تقاضا که مطمئناً زمان‌بر نیز خواهد بود، به گونه‌ای نیست که بازارهای جهانی و قیمت این محصول و یا سایر فلزات را تحت تاثیر قرار دهد.

* کاهش قیمت جهانی مس چه تاثیری بر بازار ایران می گذارد؟
قمیت‌گذاری مس در داخل کشور، تحت تاثیر قیمت‌های جهانی و نرخ تسعیر دلار انجام می شود. طبعاً با افت قیمت‌های مس در کشور، سودآوری صنعت در صنایع بالادست کاهش یافته و در طرف مقابل، صنایع پایین دست به سرمایه در گردش کمتری برای تامین مواد اولیه خود نیاز خواهند داشت که هزینه‌های مالی کمتری را برای این بخش از صنعت به دنبال دارد.

مشکل اصلی صنعت مس در کشور، کمبود تقاضا از سوی صنایع مصرف کننده نهایی است. این مساله قبل از تحریم‌ها نیز وجود داشته و در شرایط حاضر، بدتر نیز شده است. ما کشوری صنعتی و با رشد اقتصادی بالا نیستیم. همین موضوع باعث شده تقاضای مس در کشور کمتر از متوسط و نرم‌های جهانی قرار داشته باشد. دقیقاً به همین دلیل مصرف اسید سولفوریک نیز که محصول جانبی ذوب مس است، بسیار محدود بوده و گذشته از مشکلات زیست‌محیطی، ذوب و پالایش اقتصادی در ایران را غیر ممکن می‌کند.

* چشم‌انداز قیمت مس در کوتاه‌مدت و بلندمدت چه خواهد بود و به نظر شما نوسانات قیمتی این فلز به چه سمتی است؟
در حال حاضر، تحلیگران بازار مس به دو دسته تقسیم شده‌اند. برخی نظیر موسسه گلدمن ساچز و یا جی پی مورگان، نگاه بدبینانه‌ای به بازار دارند و پیش‌بینی می‌کنند قیمت‌ها حتی تا سطح 4400 دلار بر تن نیز در ادامه سال و حتی سال آینده افت کند. طبعاً کف قیمتی در بازار را قیمت تمام شده واحدهای تولیدی مشخص می‌کند. در حالی که طی سال‌های گذشته، هزینه‌های معدنکاری به سرعت رشد کرده بود، سال 2014 و سال جاری میلادی انتظار می‌رود هزینه‌های تولید تحت تاثیر افزایش ارزش دلار و همین‌طور کاهش هزینه‌های انرژی، کاهش یافته باشد. این مساله، کف قیمتی حمایت‌کننده از قیمت مس را کاهش داده و احتمال افت بیشتر قیمت‌های مس را قوت می‌بخشد. نگرانی در خصوص رشد اقتصادی چین و وضعیت نامطلوب بازارهای بورس این کشور نیز، از دلایل دیگری است که این موسسات بدان اشاره دارند.

در طرف مقابل، موسسه‌هایی نظیر AME Group با تاکید بر وقفه‌های ایجاد شده در طرف عرضه و کاهش تولید مس در برخی معادن، انتظار دارند قیمت مس طی سال جاری به بیش از شش هزار دلار بر تن برسد. در حال حاضر گفته می‌شود حدود 800 هزار تن از ظرفیت تولید مس در جهان، معلق شده است که عمده آن به تولید معدن تحت اختیار شرکت گلنکور و فریپورت مک‌مورن برمی‌گردد. دلیل اصلی رشد اخیر قیمت‌های مس نیز همین مساله بوده است. برخی انتظار دارند سطوح فعلی قیمت‌ها، باعث توقف بیشتر فعالیت تولیدی و یا تعویق راه‌اندازی برخی پروژه‌ها شود که این مساله می‌تواند زمینه مساعدی برای افزایش قیمت‌ها در کوتاه‌مدت فراهم کند.

گرچه تحلیل‌گران انتظارات متفاوتی در خصوص وضعیت آتی بازار در کوتاه‌مدت دارند، ولی تحلیل‌گران بر این نکته توافق دارند که بازار مس از سال 2018 به بعد، مجدداً وارد دوره‌ای از کسری می‌شود که باعث احیای قیمت مس به بیش از هفت هزار دلار بر تن خواهد شد. افزایش بیشتر قیمت مس، تنها در گرو رشد بازارهای سرمایه و یا افزایش قابل توجه رشد اقتصادی چین خواهد بود که حداقل مورد دوم، امری بعید به نظر می‌رسد.