کدخبر: ۲۱۳۹۳۷ لینک کوتاه

بازی با سرنوشت یک ملت، به کام سوداگران

همیشه سوداگرانی هستند که در زمان تغییرات منفی بر سرنوشت ملت ها از آن شرایط سو استفاده می کنند.

به گزارش اقتصادنیوز محمد رضا فرحی اقتصاددان در کانال تلگرامی تجارت فردا عنوان کرد: بالاخره بعد از 16 ماه تعقیب و گریز و "پاره می‎کنم/پاره نمی‎کنم" گفتن، دیشب رییس‎جمهور بدعهد امریکا رسما خروج امریکا از برجام را اعلام کرد. بلافاصله یاد مقاله‎ای افتادم که هفته قبل در تجارت فردا در مورد نشت اطلاعاتِ محرمانه به معامله گران سهام در بورس و لزوم جلوگیری از آن، نوشته بودم. شاید در چند سال اخیر این تنها مقاله‌ای بود که حین نوشتنش اشک در چشمانم جمع شد...

چرا؟ چون بخش مهمی از نوشته‎ام نکته‌ای حیرت‌انگیز در مورد کودتای 28 مرداد (موسوم به عملیات آژاکس) و سرنگونی دولت دکتر مصدق بود. چند سال قبل اسناد سازمان سیا در مورد کودتا از طبقه‎بندی خارج شد. تا به حال، تنها از روز اجرای کودتا، موسوم به عملیات آژاکس، خبر داشتیم. اما با انتشار این اسناد، دقیقا مشخص شد در چه روزی طرح کودتا در سیا تصویب شده و مجوز گرفته، و چه روزی به تایید ژنرال آیزنهاور و چرچیل رسیده است.

بلافاصله بعد از انتشار این اسناد، مطالعات اقتصادی روی کودتای 28 مرداد و همچنین 4 کودتای دیگر در کنگو، شیلی، گواتمالا و کوبا انجام شد. نتیجه آن مطالعات، مقاله جالب دوب، کاپلان و نایدو (2011) بود. وجه تشابه این 5 کشور در این است که همگی، آن دسته از صنایع خود را که سودآور و ثروت‎زا بوده و عموما برای توسعه آن از سرمایه‎ی خارجی استفاده شده است، ملی اعلام کرده بودند. در نتیجه، انجام موفق کودتا می‎توانسته پای شرکت‎های امریکایی که در آن صنعت فعالیت می‎کنند را مجددا به آن کشور باز کند.

مقاله‎ی آقای دوب و همکارانش با رصد تغییرات قیمت سهام این دسته از شرکت‎های امریکایی، ثابت می‎کند که به محض صدور مجوز انجام کودتا (یعنی بیش از یک ماه قبل از انجام کودتا)، که اقدامی فوق محرمانه بوده است، حجم خرید و قیمت سهام آن دسته از شرکت‎های امریکایی که از انجام آن کودتا سود می‎برده‎اند، ناگهان افزایش یافته است! این به روشنی ثابت می‎کند که برخی از معامله‎گران سهام به اطلاعات و تصمیمات گرفته شده در مورد این کشورها حتی قبل از انجام این کودتا دسترسی داشته‎اند و بلافاصله بعد از صدور مجوز کودتا، اقدام به خرید سهام آن شرکت(ها) کرده‎اند....

به عنوان نمونه، مورد ایران در این مقاله را بیشتر مورد بررسی قرار می‎دهیم. در 19 ژوئن 1953، سازمان اطلاعات مرکزی امریکا و سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (MI6) مشترکا طرح کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق را با اسم رمز عملیات آژاکس تصویب می‎کنند. 12 روز بعد چرچیل، نخست‎وزیر وقت بریتانیا، و 22 روز بعد ژنرال آیزنهاور، رییس جمهور وقت ایالات متحده، عملیات را تایید می‎کنند. اما فرایندهای طراحی نقشه‎های عملیاتیِ کودتا و... باعث می‎شود کودتا 58 روز بعد از تصویب اولیه، یعنی 25 مرداد 1332 پیاده شده و متاسفانه سه روز بعد به نتیجه برسد. مصدق شرکت نفت ایران و انگلیس را ملی اعلام کرده بود؛ شرکتی که بنا به اظهارات کرمیت روزولت، رییس وقت بخش خاورمیانه سازمان اطلاعات مرکزی امریکا، بعد از ملی شدن صنعت نفت ایران، از وی خواسته بود نقشه سرنگونی مصدق را طراحی و اجرا کند.

نمودار میزان افت و خیز بازده انباشته غیر عادی (CAR) را در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس، بر مبنای جدول سهامداری و ارزش این شرکت، نشان می‎دهد در حالی که عملیات آژاکس حدود دو ماه پس از تصویب طرح اجرا شده بود بلافاصله بعد از تصویب محرمانه‎ی عملیات، شاهد افزایش شدید قیمت شرکت هستیم. حدود 20 درصد افزایش در 20 روز!

مثال فوق که برای ما ایرانیان مثالی پررنگ و دردناک است، به خوبی نشان می‎دهد که سوداگری تاجران و ثروتمندان، چگونه باعث ایجاد تغییر تصمیماتِ نهادهای حاکمیتی در جهتی خلاف جهت منافع عمومی، حتی منافع مردم خود امریکا، می‎شود. باورنکردنی است که سودای منفعت مالی به هر قیمت، عده‌ای را می‌تواند مجاب کند که با سرنوشت حداقل 5 کشور از جمله ایران عزیزمان، اینچنین بازی کرده و دولت مشروع و دموکراتیک حاکم بر آن را ساقط کنند. کودتایی که دوران خفقان و انسداد سیاسی را به دنبال داشت و تبعات آن تاریخ معاصر ایران را تغییر داده و خواهد داد.

به باور من، این خروج دولت امریکا از برجام هم نتیجه توافقات پشت پرده حکام فاسد کشورهای ثروتمند منطقه آقای ترامپ است. 65 سال قبل وقتی رییس جمهور امریکا تاجر نبود، افرادی در بورس امریکا جیب خود را با کودتا علیه ملت ایران پر میکردند. الان که یک کاسب با تجربه‌ی کم در سیاست این سمت را بر عهده گرفته، طبیعی است که مهمترین راهبردش دوشیدن کشورهای منطقه باشد. راهی خوب و ارزان برای اینکه هم از آنها نفت بخرند و هم به این بهانه با استفاده از برگ ایران، پول نفت را ازشان پس بگیرند.

محمدرضا فرحی