کدخبر: ۲۸۱۲۹۲ لینک کوتاه

دختر سیدحسن نصرالله: سال‌هاست که پدرم را خیلی کم می‌بینم

اقتصادنیوز: روزنامه «صبح نو» با زینب، دختر سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان گفت‌وگویی انجام داده است.

به گزارش اقتصادنیوز، بخشی از این مصاحبه را می خوانید:

سیدحسن نصرالله علاوه بر وجهه سیاسی خود، تا چه اندازه به مسائل روز فرهنگی و مسائل مربوط به جوانان توجه دارند و به این عنوان شناخته می‌شوند؟

بعد از جنگ ۳۳ روزه با رژیم صهیونیستی، دیدارهای سید با مردم و جوانان خیلی کم شده است اما ایشان سعی می‌کنند در ماه‌های رمضان و دیگر ماه‌های دینی و مناسبات مذهبی، با مردم گفت‌وگوهای تصویری انجام دهند. با این حال این ارتباط‌گیری‌ها از دیدارهایی که مردم ایران با رهبر انقلاب دارند به مراتب کمتر است.

پدر به‌شدت اهل مطالعه هستند اما چون ما سال‌هاست که پدر را خیلی دیر به دیر می‌بینیم، نمی‌توانم دقیقاً بگویم او اکنون چه کتابی می‌خواند یا کتب مورد علاقه‌اش چیست. ایشان همواره ما و جوانان و شاگردان‌شان را به مطالعه در حوزه‌های مختلف توصیه می‌کرد. سال‌هاست که به‌دلیل مسائل امنیتی، ما پدر را خیلی کم زیارت می‌کنیم و ایشان نیز به همین دلیل کمتر در جامعه حضور پیدا می‌کنند؛ اما در گذشته ایشان علاوه بر حضور مکرر در بین مردم، کلاس‌های اخلاق را برگزار می‌کردند که پایه آن همین مسائل روز اجتماع و مسائل کف جامعه است.

 آیا مردم لبنان  از سیدحسن نصرالله چنین تصویری را می‌بینند؟

یدر میان مردم لبنان چهره سیدحسن نصرالله صرفاً یک چهره سیاسی نیست و ایشان در حوزه فرهنگی نیز تاثیرگذاری‌هایی هم دارند اما در چند سال اخیر به‌دلیل موضوعات منطقه‌ای و امنیتی این مسأله کمرنگ شده است. سید درباره مسائل حوزه اجتماعی نکات و توصیه‌هایی را دارند که همواره بازگو می‌کنند.

 آیا به‌واسطه دختر سیدحسن نصرالله‌بودن احساس مسؤولیت می‌کنید؟

جایگاه من فرقی با افراد دیگر ندارد. من در تجمعات، گردهمایی‌ها و راهپیمایی‌هایی که به ساختارهای سیاسی ربط دارد، شرکت نمی‌کنم اما هرجایی که حاضر می‌شوم با توجه به نگاه ویژه مردم به خانواده‌ام، صرفاً حواسم را به رفتار و کلامم جمع می‌کنم. اوایل که موضوع مقاومت در لبنان مطرح بود، نقش زنان هم در این موضوع به‌شدت پررنگ بود به‌طوری‌که اگر مردان در خطر بودند، زنان نیز در کنارشان این خطر را حس می‌کردند. بعدتر که وارد فضای اجتماعی شدیم، مادران و زنانی که تربیت‌کننده مجاهدان بودند، نقش‌های اجتماعی را به عهده گرفتند. به‌طور مثال در لبنان قانونی وجود دارد که تک‌فرزندان پسر در حزب‌الله به جبهه اعزام نمی‌شوند اما مادران بسیاری بودند که پیشگام شدند و تنها فرزندشان را راهی جبهه کردند. این موضوع به اندازه‌ای جدی بود که در یک مورد، مادری گفته بودند که اگر سیدحسن نصرالله اجازه اعزام تنها فرزندم به جبهه را ندهد در قیامت از او شکایت خواهم کرد.

در امت حزب‌الله لبنان، دختران و زنان بودند و هستند که تمایل زیادی به وصلت با مجاهدین و خانواده‌های مجاهد دارند به‌طوری‌که این مسأله در حزب‌الله به یک رسم تبدیل شده است، درحالی‌که فرهنگ کنونی لبنان بسیار متفاوت‌تر از این رسومی است که بیش از ۲۰ سال است در حزب‌الله به راه افتاده است؛ البته در آن روزها من خیلی تمایل به چنین وصلتی نداشتم اما در نهایت با فردی از یک خانواده مجاهد وصلت کردم.

ممکن است در سفرم به ایران خیلی‌ها مرا بشناسند اما در لبنان من یک «زینب» معمولی هستم و فقط تعدادی از دوستان بسیار نزدیکم باخبرند که من دختر سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله هستم. من یک «زینب» فارغ از پدرم هستم با اینکه به آن پدر افتخار می‌کنم.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند