کدخبر: ۲۸۱۴۷۹ لینک کوتاه

شقاوت زیست محیطی در آلبرتا

اقتصادنیوز: جیمز هانسن دانشمند پیشین ناسا هشدار داده است که اگر نفت قیرماسه ها در آلبرتای کانادا به طور کامل مورد بهره برداری قرار گیرد، کار زمین به آخر خواهد رسید. او همچنین خواستار آن شده که مدیران عامل شرکت های سوخت فسیلی به جرم جنایات بزرگ علیه بشریت به دادگاه کشانده شوند.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس، به همراه اریک لمنان یکی از اعضای قبیله کری در آلبرتای کانادا، درحال راندن از میان جاده ای خاک گرفته هستیم. اریک می گوید: «آنجاست.» و به جایی اشاره می کند که 61 سال پیش در آن به دنیا آمده است. از اتومبیل پیاده می شویم و به سمت  گورستانی جنگلی می رویم.

با صدایی آهسته می گوید: «گور دسته جمعی است.» به محوطه ای خالی از درخت شده اشاره می کند که محل دفن ده ها تن از افراد قبیله کری است که بیشتر از یک قرن پیش در اثر اپیدمی آبله مرغان جان خود را از دست داده بودند.

قوم کری از زمان ورود استعمارگران اروپایی در قرن شانزدهم مورد یورش بی رحمانه ای قرار داشته است. اکنون نیز 500 تن از ساکنین منطقه حفاظت شده قبیله کری  که در تعدادی خانه کوچک و جعبه مانند از پیش ساخته شده  زندگی می کنند، قربانیان تکرار یک بهره کشی استعماری دیگر هستند که در مرکز آن بهره برداری نفت از قیرماسه های پنهاور آلبرتا قرار دارد. این شقاوت زیست محیطی پیش درآمد نابودی اکوسیستم هایی است که زندگی این قوم به آنها وابسته است. اگر قوم کری این بار نتواند بهره کشان را متوقف کنند، آنها نیز به همراه خود بهره کشان محکوم به فنا هستند.

منطقه حفاظت شده قبیله کری در احاطه قیرماسه ها قرار دارد و یکی از بزرگ ترین مراکز تجمع نفت خام در جهان به شمار می رود. نود و هشت درصد از نفت کانادا از این ماسه ها تولید می شود و بزرگ ترین منبع نفت وارداتی ایالات متحده را تشکیل می دهند. این نفت که از جمله کثیف ترین سوخت های فسیلی جهان است، عامل نخست آلودگی اتمسفری جو زمین است و مقادیر هنگفتی دی اکسید کربن آزاد می کند و تولید و مصرف یک بشکه نفت خام استحصال شده از قیرماسه ها 17 درصد بیشتر از تولید و مصرف یک بشکه نفت متعارف دی اکسید کربن آزاد می کند.

نفت قیرماسه ای ماده ای است غلیظ، چرک و گل رس مانند که با هیدروکربنی به نام بیتومن ممزوج است. نفت اطراف دریاچه بیور از طریق روندی موسوم به زهکشی بخار همراه با جاذبه استخراج می شود، فرایندی که زیر زمین رخ می دهد و شبیه استخراج نفت شیل است. بالاتر به سمت شمال، استخراج چوب جنگل دورافتاده شمالی نیز در حال بهره برداری است که تاکنون دو میلیون هکتار آن نابود شده است. نابودی جنگل های پهناور که چوب حاصله از آنها به شرکت های چوب بری فروخته می شوند، موجب می شود که لایه رویی خاک آلوده و مرده بر جای بماند.

سرزمین های هرز

 این عملیات صنعتی که شاید بزرگ ترین پروژه از این دست در جهان باشد، با سرعت در حال تسریع انتشار آلودگی های کربنی است که اگر فکری برای آن نشود، به زودی  زمین را به مکانی غیرقابل سکونت برای انسان ها تبدیل خواهد کرد. این نفت از طریق خط لوله ها و تریلرها و نفتکش ها، هزاران کیلومتر دورتر به پالایشگاه هایی حمل می شود که در مکان هایی به دوری هیوستون قرار دارند. بیشتر از 100 تن از دانشمندان آب و هوایی خواستار  توقف استخراج نفت از قیرماسه ها شده اند. جیمز هانسن دانشمند پیشین ناسا هشدار داده است که اگر نفت قیرماسه ها به طور کامل مورد بهره برداری قرار گیرد، کار زمین به آخر خواهد رسید. او همچنین خواستار آن شده که مدیران عامل شرکت های سوخت فسیلی به جرم جنایات بزرگ علیه بشریت به دادگاه کشانده شوند.

تا خودتان آنجا نباشید دشوار بتوانید مقیاس بهره برداری از قیرماسه ها را تجسم کنید. پیرامون دریاچه بیور را بیشتر از 3500 چاه نفت و گاز طبیعی و هزاران کیلومتر لوله، راه های دسترسی و خطوط لرزه ای فراگرفته اند. (میدان آزمایش تسلیحات هوایی کلد لیک نیز در این مکان واقع شده که تکه های بزرگی از قلمرو سنتی ساکنان بومی را گرفته و به آزمایش تسلیحات اختصاص داده اند). به همراه ماشین های استخراج غول آسا از جمله  باکت ویلرهایی که حدود یک کیلومتر طول دارند و مته هایی که به اندازه ساختمانی چندین طبقه ارتفاع دارند در گستره ای صدها هزار هکتاری.

 این مراکز مرگ دوزخی، بوهای سولفورمانندی را بدون توقف به هوا می فرستند و گلوله های آتشینی را به سمت آسمان گرفته شلیک می کنند. هوا طعمی فلزی می دهد. بیرون مراکز فرآوری دریاچه های سمی وسیعی قرار دارد که به آنها برکه های تیلینگ می گویند و آکنده از میلیاردها لیتر آب و مواد شیمیایی مرتبط با استخراج نفت قرار دارد، از جمله جیوه و فلزات سنگین دیگر، هیدروکربن های سرطان زا، آرسنیک و استریکلین. باریکه هایی از این برکه های تیلینگ با رود آتاباسکا ممزوج می شود که به سمت مکنزی، بزرگ ترین سیستم رودخانه ای در کانادا جریان دارد. در انتها هیچ یک از چیزهایی که در اینجا وجود دارند پشتیبان حیات نیستند. پرندگان مهاجری که در کنار این برکه های تیلینگ فرود می آیند، در شمار انبوه جان خود را از دست می دهند. از بس تعداد پرندگان تلف شده زیاد بوده دولت کاناد به شرکت های استخراج نفت دستور داده تا در برخی مکان ها برای ترساندن دسته های پرندگانی که به آن سمت می آیند از توپ های ایجاد صدا استفاده کنند. اطراف این برکه های دوزخی صدای مدام بوم بوم بوم این وسایل انفجاری شنیده می شود.

 آب در بخش عمده ای از آلبرتای شمالی دیگر برای مصرف انسان ها ایمن نیست. آب نوشیدنی را باید با تانکر از  منطقه حفاظتی دریاچه بیور به آنجا انتقال داد.

رودهایی از اتوبوس هایی که کارگران را که تقریبا همگی مرد هستند، شب و روز در جاده بالا و پایین می روند. ده ها هزار تن از سراسر کانادا برای کار در عملیات های استخراج نفت از قیرماسه ها به آنجا می آیند. بیشتر آنها در فورت مک موری در حدود 250 کیلومتر دریاچه بیور زندگی می کنند و شیفت های کاری طاقت فرسای روزانه 12 ساعته را هر بار به مدت سه هفته تحمل می کنند تا بتوانند یک هفته استراحت بروند.

قبیله کری، قبیله دن  و دیگر قبایلی که وسط این شقاوت زیست محیطی زندگی می کنند و زمین های اجدادی شان توسط دولت به استخراج نفت قیرماسه ها اختصاص داده شده، در شمار بسیار بالا به مشکلات تنفسی و سایر بیماری ها مبتلا شده اند. به گفته دایره سرطان آلبرتا، نرخ سرطان در این منطقه  30 درصد بیشتراز سایر نقاط آلبرتاست، هرچند که این مرکز اندکی بعد از انتشار این آمار در سال 2008 منحل شد.

اریک تلاش هایی را برای زدودن هویت و فرهنگ آنها می شود به چالش کشیده، هویت و فرهنگی که با وجود تلاش هایی که برای ریشه کن کردن آن صورت می گیرد، بیشتر در درونش نهادینه شده است. او می گوید تنها ریشه های کری اوست که او را سرپا نگه داشته و تحمل این وضعیت را برایش امکان پذیر کرده است.او فقر مفرط را تجربه کرده است. همچنین دوره هایی به اعتیاد مبتلا بوده و حتی دوره هایی از زندگی اش را مرتکب خشونت شده است. وقتی فرهنگ غالب به دنبال قلع و قمع شماست، پرهیز از فروپاشی شخصی کار دشواری می شود. اقوام بومی کانادا 4 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، اما بیشتر از یک چهارم  جمعیت زندانیان زندان های فدرال این کشور را به خود اختصاص داده اند. همسر اریک او و فرزندان خردسالش را ترک کرد. اما خود او بعدتر  در اثر اعتیاد به الکل در خیابان های شهر کلگری جان سپرد. اریک مدتی را به عنوان اپراتور یک ماشین سنگین در قیرماسه ها کار می کرد. اما زمانی که دریافت با این کار خود درحال آلوده کردن زمین است و زمین دیگر هیچگاه نمی تواند خود را احیا کند، کار خود را رها کرد. اکنون او با کمک های دولتی گذران زندگی می کند.

قبیله کری هر چه بیشتر سنت هایشان را برای به چالش کشیدن شعار سرمایه دارانه احتکار، سود، بهره کشی، منفعت طلبی و به چشم کالا نگاه کردن به انسان ها و زمین احیا کنند، زندگی آنها به جای نوعی ارزش مادی، بیشتر از ارزشی فطری برخوردار می شود. این احیای سنت ها پادزهر یاس و سرخوردگی است. این کار مبتنی بر معنویات قوم کری است. کاری که اجازه تعالی را به انسان می دهد. چیزی که زمانی آنها را از واقعیت دور کرده بود اکنون آنها را به آن نزدیک تر می کند. مقاومت تنها به معنای به چالش کشیدن شرکت های استخراج نفت در دادگاه ها نیست – گرچه قبیله کری تلاش می کنند صنعت استخراج نفت از قیرماسه ها و خطوط لوله های انتقال را از سرزمین های آبا و اجدادی شان بیرون کنند- مقاومت به معنای  رفتن به سراغ یک جنبه دیگر واقعیت نیز هست، جنبه ای که همه ما اگر می خواهیم به عنوان یک گونه بقایمان تداوم داشته باشد، باید به آن توجه کنیم. مقاومت به معنای احیای تقدس نیز هست. بهره کشان سفیدپوست فقط به دنبال سرقت زمین ها و منابع طبیعی و ارتکاب نسل کشی علیه اجتماعات بومی نیستند، بلکه در پی محو این اخلاقیات رقیب خود نیز هستند.

بهره کشان به دنبال به فساد کشاندن قبیله کری و مخدوش کردن سنت های آنها نیز بوده اند. شرکت های استخراج نفت و گاز به برخی از رهبران قبیله ها پول پرداخته اند تا از احداث خطوط لوله حمایت کنند یا اراضی قبیله را به منظور توسعه نفت وگاز واگذار کنند. شرکت ها از افراد خائن برای تبلیغات به نفع استخراج نفت و گاز، جدایی انداختن و تضعیف کردن اجتماعات بومی و تلاش برای بی اعتبار کردن رهبران مدنی آنها استفاده کرده اند. دولت فدرال سال گذشته  یک مراسم مذهبی متعلق به قوم کری را برگزار کرد که در آن از  ترانه های بزرگداشت و طبل برای تبرک «پروژه گسترش فراکوهستانی» و خرید چهار و نیم میلیارد دلاری خط لوله فراکوهستانی کانادا، تحولاتی که به معنای مرگ به قول کری است،  بهره جست.

وجود اردوگاه های مردانه مرکب از ده ها هزار نفر از کارگران صنعت نفت قیرماسه ای، موجب رونق گرفتن صنعت روسپیگری می شود. دختران و زنان بومی که در فقر و نکبت زندگی می کنند، با پول به ظاهر سریع و آسان اغوا می شوند. آنها با فروافتادن به ورطه روسپیگری، خیلی زود به دنبال راهی برای فرونشاندن درد و رنجشان به اعتیاد نیز روی می آورند. این نیز یکی از میراث های استعمار است. کشور کاناداد در ابتدا به عنوان یک پست دیدبانی نظامی و تجاری بریتانیا ایجاد شد. شرکت خلیج هادسون به زنان اروپایی اجازه مهاجرت به کانادا را نمی داد. به زودی روسپی خانه های مملو از دختران وزنان بومی خودفروش نیز  در کنار دژهای نظامی و ایستگاه های تجاری تاسیس شدند. پلیس سلطنتی کوهستان کانادا در سال 2015 گزارشی منتشر کرد که نشان می داد زنان بومی یا «اقوام اول» که 4.3 درصد از جمعیت زنان کانادا را تشکیل می دهند، به نسبت سایر زنان کانادایی چهار برابر بیشتر احتمال دارد مفقود شوند یا به قتل برسند. آنها 16 درصد قربانیان زن قتل ها را تشکیل می دهند و 11 درصد پرونده های مربوط به زنان گمشده را به خود اختصاص می دهند.

در کنار برخورداری کارگران به درآمدهای یک بار مصرف، انفجاری در مصرف مواد مخدر همچون کراک، هروئین و شیشه در شمال آلبرتا را نیز به همراه داشته و در کنار مواد مخدر، موجی از خودکشی نیز از جمعیت بومی این منطقه قربانی می گیرد. خودکشی و  خودزنی تعمدی نه از روی نیت خودکشی، از جمله دلایل نخست مرگ و میر جمعیت بومی زیر 44 سال در کانادا محسوب می شود. مردان بومی جوان به نسبت دیگر کانادایی ها  10 برابر  بیشتر احتمال دارد که جان خود را بگیرند. در زنان بومی جوان 21 بار بیشتر احتمال ارتکاب خودکشی وجود دارد. منطقه دریاچه بیور  در این زمینه تنها نیست، اما در این منطقه در 12 ماهه سال 2014 تا 2015  هفت نفر به علت خودکشی جان خود را از دست داده اند. تمام آنها زیر 44 سال سن داشته اند و همگی معتاد به مواد مخدر یا الکل بوده اند.

نویسنده: کریس هجز (Chris Hedges)  روزنامه نگار با سابقه آمریکایی

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند