کدخبر: ۲۸۷۸۴۵ لینک کوتاه

جوانگرایی به شیوه دولت احمدی‌نژاد؛ هرگز

اقتصادنیوز: تاکیدات مهم رهبر انقلاب بر ضرورت «جوانگرایی» و حضور نیروهای «متعهد و حزب اللهی» در عرصه مدیریت کلان کشور با واکنش ها و تفاسیر متفاوتی همراه شده است.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، ماه رمضان امسال و دیدار رهبر معظم انقلاب با تشکلات دانشجویی با یک توصیه‌ مهم همراه شد. توصیه‌ای که بار دیگر بر روی کار آمدن کادر جدیدی از نیروهای مدیریتی جوان و متخصص تاکید شد. رهبری پیشتر نیز در قالب بیانیه گام دوم انقلاب که در چهل سالگی انقلاب منتشر کرده بودند بر این مهم تاکید کرده بودند.

رهبری در دیدار افطاری خود با دانشجویان بار دیگر به صورت شفاف و روشن، بر کادرسازی و استفاده از جوانان در عرصه مدیریت تاکید کردند و فرمودند: « اکنون ما نیازمند یک حرکت عمومیِ منضبط، پرسرعت و همراه با پیشرفتِ محسوس و با محوریت جوان متعهد و حزب اللهی، به سمت چشم انداز و اهداف بلند انقلاب اسلامی هستیم تا حضور تأثیرگذار جوانان در نظام مدیریتی کشور تحول به‌وجود آورد.» 

بیانات رهبری، با تفسیرها و واکنش های متفاوتی از سوی سیاسیون همراه شد. برخی هشدار می دهند که مصداق جوانگرایی مدنظر رهبری را نباید آنگونه که دولت احمدی نژاد عملیاتی کرد دانست و برخی دیگر هم معتقد بودند جوانگرایی باید همراه با تخصص باشد و مدیران باتجربه هم می توانند بازوی کمکی نیروهای جوانتر شوند.

جوان‌گرایی به شیوه احمدی نژاد؛ هرگز!

عباس عبدی که از جمله سیاسیونی بود که نخستین واکنش ها به بیانات رهبری را داشت ضمن آنکه تاکید دارد باید افراد بر مبنای شایستگی و صلاحیت وارد عرصه مدیریتی شوند، هشدار هم می دهد نباید از سخنان رهبری درباره جوانگرایی تعبیری مشابه آنچه در دولت احمدی نژاد رخ داد شود. او می گوید فقدان جوانگرایی در عرصه مدیریتی مشکل اصلی نیست؛« نبودن جوانان در حوزه مدیریت تمام مشکل ما نیست، درست است که این موضوع به عنوان یک مشکل مطرح است اما یک مشکل مقدم بر این موضوع وجود دارد که ابتدا باید آن را حل کرد. شما تصور کنید که یک فوتبالیست به سن ۴۰ سالگی می‌رسد، این فرد، فوتبالیست خوبی بوده است، ولی اکنون قدرت بازی در ۹۰ دقیقه را ندارد، در این شرایط می‌گویند که یک بازیکن جوان بیاورید تا توان بازی کردن داشته باشد. بنابراین مشکل ما فقط این نیست که نیروهای ما پیر هستند و باید با جوانان عوضشان کنیم، مگر در دوره احمدی نژاد این اتفاق نیفتاد؟ برون‌داد آن چه فاجعه‌ای بود؟ پیر و جوان بودن مدیران، فرع بر یک مسئله دیگر است، مشکل اصلی این است که گردش آزاد نیرو در ایران وجود ندارد و انتصاب‌ها براساس صلاحیت نیست، در نتیجه با این وضعیت پیر و جوان بودن نیرو در برون‌داد مدیریت فاقد صلاحیت فرقی ندارد.»

منتجب نیا، قائم مقام پیشین حزب اعتماد ملی، نیز به مانند عبدی حضور صرف جوانان در عرصه های مدیریتی را معنای جوانگرایی مدنظر رهبری نمی داند و برای آن پیش فرض هایی قائل است. او معتقد است«استفاده از جوانان در عرصه‌ی مدیریت کار درستی است اما نباید از جوانانی که تجربه ندارند استفاده شود. دانشجویان باید در حین تحصیل کردن آموزش ببیند تا بتوانند تجربه‌ی لازم را کسب کنند.» او البته حضور آذری جهرمی در دولت روحانی را مصداق خوبی برای جوانگرایی در عرصه مدیریت کلان می داند که قابل تکرار شدن است. 

نیروهای مسن باید یکباره کنار زده شوند؟

اما آیا جوانگرایی مدنظر رهبری به معنای کنار زدن نیروهای باتجربه و قدیمی است؟  کریمی اصفهانی چهره سیاسی اصولگرا بر این اعتقاد است که نباید از بیانات رهبری تعبیر به کنار زدن یکباره و همیشگی نیروهای باتجربه و مسن کرد. «میانگین سنی کشور پیر و  بین ۴۵ تا ۵۰ سال است و ما باید کم کم این میانگین سنی را به حداقل برسانیم، در برداشتی که از صحبت ‌های رهبر معظم داشته‌ام نمی‌شود گفت ما به دلیل استفاده از جوانان، دیگر نمی‌توانیم از افراد پخته و توانا استفاده کنیم، این دو نیرو باید در کنار هم دیگر باشند تا تجربیات خود را به هم منتقل کنند.»

آنچنان که «عباس عبدی» هم براین اعتقاد است:«اگر بتوان گردش نیرو را براساس صلاحیت انجام داد و ساختاری تعبیه کرد که براساس صلاحیت، مدیران را انتخاب کند، دیگر پیر یا جوان بودن مدیر مسئله نیست. و بطور عادی جوانان می‌آیند و جانشین می‌شوند. آمدن جوانان خوب است اما به شرطی که مبتنی بر ساز و کار انتخاب و انتصاب نیروهای با صلاحیت باشد. در این صورت جوانان با صلاحیت جانشین افراد بزرگتر از خود می‌شوند. در غیر این صورت جوانانی که خواهند امد بدتر از پیران عمل خواهند کرد.»

کوهکن هم گرچه معتقد است نمی توان با مدیریتی سرد و منجمد کارها را جلو ببرد، اما این را هم می گوید که«باید نیروی جوان در وسط میدان باشد و نیروی باتجربه در کنار او، تا روحیه‌ی جهادی را به سمت بیماری سوق ندهند و تجربه‌ای که به جوانان منتقل می‌شود در راستای انقلاب باشد.»

استفاده از جوانان در اداره کشور فقط شامل دولت می شود؟

تاکید رهبری بر حضور جوانان در عرصه مدیریتی کلان بدون شک ذهن ها را ابتدائا به سمت تغییرات در قوه مجریه می برد، اما آیا به واقع نگاه رهبری تنها به تغییرات در سطح دولت بوده است؟ «الله کرم» فعال سیاسی اصول‌گرا معتقد است نباید تاکیدات رهبری درباره جوانگرایی را فقط به سطح تغییرات در دولت تنزل داد؛«این موضوع در مورد یک یا دو بخش از نظام نیست، بلکه منظور رهبری تمام سطوح است و اگر ما بخواهیم این را تنها ناظر به یک بخش خاص بدانیم، غفلت کرده‌ایم. برخی معتقدند که دولت روحانی، دولت کهنسالی است، که البته به نظرم درست است. اما از نظر من دولت اول آقای روحانی می‌تواند ناظر حرف‌های رهبری باشد والا اگر بخواهیم منصفانه صحبت کنیم باید بگوییم که مخاطب سخنان رهبری کل ساختار نظام است. 

منتجب نیا هم نگاهی مشابه با الله کرم دارد و می گوید؛ «جوان‌گرایی فقط مختص دولت نیست. کابینه دولت فعلی فقط یک وزیر جوان داریم که تجربه موفقیت آمیزی بود ولی فردی نبود که بی تجربه باشد. بلکه تجربه و تخصص کافی را داشت. من می گویم باید نیروها را از الان تقویت کنیم، کادرسازی کنیم ولی متاسفانه در این زمینه ضعیف عمل شده و این سرمایه گذاری روی نیروهای جوان را انجام نداده‌ایم. سرمایه گذاری روی نیروی انسانی و پرورش یک نیروی متعهد، ارزشش از تمام ذخایر ارزی بیشتر است. البته فرصت کم است اما باید سریعتر در این مسیر قرار گیریم. نباید انتظار داشت کابینه‌ای که میانگین سن‌شان مثلا ۴۵ سال است به ۳۰ سال برسد، این کار زمان ‌بر ولی شدنی است. 

حزب اللهی بودن به معنای اصولگرا بودن نیست

اما فارغ از تاکیدات رهبری درباره جوانگرایی، اشاره ایشان بر حضور جوانان متعهد و حزب اللهی هم با واکنش هایی روبرو شد.خاصه آنکه واژه «حزب‌اللهی» ممکن است از سوی برخی جریانات سیاسی تفسیر به رای شود و حتی صرفا یک جریان سیاسی را مترادف با واژه حزب اللهی بدانند. 

«حسین الله کرم» از چهره های سیاسی اصولگرا اما تاکید دارد «منظور رهبری از نیروهای حزب اللهی، نیروی انقلابی هر سه جریان است؛ «در یک نگاه کلان‌تر از آنجا که نگاه خاص به سبک زندگی و اشرافی‌گری در سه جریان اصلی کشور در سطوح بالا شکل گرفته است، منظور رهبری به نیروی انقلابی هر سه جریان است، اما این نیروهای حزب‌اللهی بیشتر در نیروهای اصولگرا دیده می شود. البته من فکر می‌کنم که جریان انقلابی و حزب‌اللهی در دو جریان دیگر (اعتدالی و اصلاح‌طلب) کشور هم وجود داشته باشد، به مفهوم اینکه حل مشکلات را در داخل کشور بداند و سبک زندگی غیر اشرافی را انتخاب کرده باشند. 

منتجب نیا نیز معنای جوان حزب اللهی را فراتر از جریانات سیاسی می داند و تاکید دارد؛«در واگذاری مسئولیت‌ها  به جوانان یک نکته ضرورت دارد که مسئله اعتقاد، ایمان و داشتن تقوای لازم و پاکدامنی است که همه این ویژگی‌ها در نیروهای مومن و انقلابی جمع شده است. کسی می‌تواند بهترین خدمت را ارائه بدهد که به کار، به عنوان یک وظیفه‌ دینی و ملی اعتقاد داشته باشد. اعتقاد به شاهد بودن خدای متعال، به عالم قیامت که تمامی رفتار انسان مورد بازخواست قرار می‌گیرد و اعتقاد به اینکه هر آنچه که دفائر اختیار مسئولین است از آن مردم است و باید امانت داری کنند.»

این چهره اصلاح طلب می گوید«فرقی ندارد که این امانت بیت‌المال باشد یا رسیدگی به امور مردم در جایگاهی که قرار دارند. وقتی حرف از نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی می شود ضرورت دارد که این ویژگی مورد توجه قرار گیرد. حزب اللهی بودن را نباید ساده انگاری کرد.»

کریمی اصفهانی هم معتقد است «منظور از نیروهای حزب اللهی آن تفسیر عامیانه ای که برخی در سطح جامعه در این باره دارند نیست، بلکه نیروی حزب اللهی باید فارغ از گرایشات سیاسی اهل تدبیر و درایت باشد، به بیت المال دست درازی نکند، اهل رانت و فامیل بازی نباشد، خودش شایسته یک سمت باشد و افراد شایسته را هم بکار گیرد.»

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند