کدخبر: ۲۹۱۷۱۷ لینک کوتاه

نیویورک تایمز: عربستان دیگر دوستی ندارد

اقتصادنیوز: یک رسانه آمریکایی در گزارشی با اشاره به وضعیت بغرنج رژیم حاکم بر عربستان در ارتباط با پرونده قتل جمال خاشقجی روزنامه نگار منتقد نوشت: ریاض دیگر دوستی ندارد.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از تسنیم، روزنامه نیویورک تایمز در گزارش خود به قلم دیوید ویرینچ آورده است: هفته گذشته، کارشناس سازمان ملل در گزارشی خواهان تحقیقات فوری درخصوص نقش محمد بن سلمان ولیعهد سعودی در ترور جمال خاشقجی روزنامه نگار منتقد سعودی شد.

روز بعد از آن، مجلس سنای آمریکا به ممنوعیت فروش چند میلیارد دلاری به عربستان رای داد که جدیدترین تلاش کنگره برای متوقف کردن حمایت آمرکا از جنگ تحت فرماندهی عربستان علیه یمن است.

در لندن و در همان روز، دادگاهی حکم داد که انگلیس با موافقت خود با صادرات سلاح به عربستان به طور غیرقانونی رفتار کرده است.

این امر به منزله توبیخ بزرگ عربستان بود. عربستان از حمایت نیروهای ناتو در طول تقریبا یک قرن از زمان تاسیس آن برخوردار بوه است، اما روابط آنگلو - آمریکایی با خاندان آل سعود ممکن است اکنون وارد طوفان شود و چه بسا از نظر سیاسی غیرقابل تداوم باشد؛ دقیقا همانطور که از منطق راهبردی اساسی نیز پس رفت خود در آغاز کرده است.

پایان حمایت

اما چطور وضعیت به این مرحله رسید؟ دو حادثه همزمان باعث شد که وجهه عربستان عمیقا آسیب ببنید و همراه با آن نیز حمایت غرب از عربستان که به آن تکیه دارد، تضعیف شود.

اولین حادثه همان جنگ فاجعه بار در یمن است. حقایق مربوط به این جنگ به خوبی شناخته شده است و نیاز به تکرار ندارد. براساس گزارش های کارشناسان که به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شده است، مسئولیت ائتلاف تحت فرماندهی عربستان در بخش بزرگی از دهها هزار کشته در این جنگ و دست داشتن ائتلاف در حمله گسترده و هدفمند به غیرنظامیان تایید شده است.

محاصره یمن از سوی ائتلاف علت اصلی بدترین بحران انسانی در جهان است که گفته می شود 58 هزار کودک شیرخواره بر اثر گرسنگی از سال 2015 میلادی جان خود را از دست داده اند.

واشنگتن و لندن حامیان این کشتار بوده اند، زیرا آنها کمک های حیاتی به عربستان کرده اند که اگر این کمک ها را نمی کردند، حملات ائتلاف موفقیت آمیز نبود. با افزایش موج محکومیت، دفاع از کمک های تسلیحاتی که همواره ویژگی اصلی روابط بین غرب و ریاض بوده است، تقریبا کاری محال به شمار می رود.

حادثه اصلی دیگر هم قتل هولناک جمال خاشقجی بود که به طور گسترده گمان می رود که محمد بن سلمان ولیعهد سعودی دستور آن را داده بود. در ماه های قبل از قتل خاشقجی، بن سلمان سرگرم این بود که خودش را به عنوان یک اصلاح طلب معرفی کند. هرچند چنین چهره ای از بن سلمان عاقلانه نبود، اما بسیاری را در واشنگتن و لندن خرسند کرد و آنها به ترویج این چهره دست زدند.

جنایت قتل در استانبول در کنار موج سرکوب مخالفان در عربستان، داستان "اصلاح گرایی" این کشور را در شرف نابودی قرار داد و ولیعهد سعودی به نماد قساوت، ناپختگی، سوء مدیریت و جسارت تبدیل شد.

در آمریکا، مخالفت کنگره برای ائتلاف با عربستان افزایش یافت. این مخالفت در مسیر را در پیش گرفت. نخستین مسیر، همان مسیر دموکرات ها و برخی جمهوری خواهان بود. اینها متعهد به روابط اساسی با عربستان هستند اما نگران هستند که سوء مدیریت روابط از طرف ترامپ و بن سلمان باعث شود که حفظ این روابط از جنبه سیاسی دشوار شود. آنها خواهان حل منابع بحران کنونی هستند و نه رها کردن بحران و شدت گرفتن آن. این امر به معنای یک راه حل سیاسی سریع برای جنگ یمن و مجازاتی رضایت بخش درخصوص قتل خاشقجی است.

اما دومین مسیر همان مسیری است که اردوگاه چپگرای نوپا در داخل حزب دموکرات و افرادی نظیر سناتور برنی سندرز و الهان عمر عضو مجلس نمایندگان دنبال می کنند و از نگرانی های ریشه ای تر درخصوص حمایت آمریکا از عربستان سخن می گویند.

هدف این اردوگاه، تغییری اساسی در سیاست است و نه حفظ روابط اساسی. وقتی نسلی کوچکتر و متنوع تر از رای دهندگان برای به چالش کشیدن سیاست سنتی نمایان می شود، این احتمال را نمی تواند بعید دانست.

روابط بر باد رفته

با تحول امور علیه عربستان در آمریکا، دولت ترامپ مجبور شد که به دستورات اجرایی برای غلبه بر موانع مطرح شده برای ادامه همکاری با عربستان متوسل شود و از این طریق به نظر می رسد که حمایت همه جانبه از عربستان در واشگتن تا این لحظه ادامه دارد اما این را نمی توان همیشگی دانست.

اگر جهان در رسیدگی فوری به وضعیت آب و هوایی جدی باشد، تکیه به نفت تا حد زیادی کاهش می یابد و این بدان معنا است که عربستان منبع اصلی درآمد خود را از دست خواهد داد.

تا زمانی که نفت شریان حیات اقتصاد جهانی است. سیطره راهبردی بر ذخایر اصلی در خلیج فارس منبع اصلی قدرت در نظام جهانی باقی خواهد ماند، زیرا ثروت برآمده از فروش نفت پیشگام سرمایه گذاریها و قراردادهای تسلیحاتی است.

اما اگر برای کاهش کربن در جهان تلاش شود، این حمایت مداوم از یک کشور استبدادی دیگر اهمیت نخواهد داشت که مستحق ریسک سیاسی در واشنگتن باشد. این امر درخصوص بسیاری دیگر از چیزها نیز صدق می کند. چه بسا تغییر آب و هوا باعث دگرگونی سیاست خارجی شود.

تحرک مشابهی در انگلیس به عنوان هم پیمان غربی اصلی ریاض به چشم می خورد. حکم صادره از دادگاه در هفته گذشته همه روند فروش سلاح را ممنوع نکرده است و دولت انگلیس خواستار استیناف خواهد شد اما این امر به طرز محسوسی در حال حاضر این صادرات را با مانع روبرو کرده است. این امر با توجه به اهمیت هواپیماها و مهمات انگلیسی در بمباران ائتلاف و مرکزیت فروش سلاح در روابط انگلیس و عربستان بسیار مهم به شمار می رود.

مهمتر از این، حزب کارگر انگلیس روند تغییرات دردناک و مشخصی را طی می کند. رهبری حزب به طور مداوم از پرونده حقوق بشری رژیم سعودی و رفتارش در یمن انتقاد می کند و این برعکس قانونگذاران حزب کارگر حامی عربستان است. اما این رهبریِ مورد حمایتِ حزبیِ گسترده در مسیر جدیدی در سیاست خارجی انگلیس حرکت می کند.

روابط راهبردی بین قدرت های غربی و خاندان آل سعود در بسیاری از بحران ها در طول سالها موفق شده است و می دانیم که ممکن است برای قرن دیگری ادامه حیات دهد، اما تهدیدها علیه موجودیت این روابط اکنون بسیار واضح است.

تلاش های اخیر عربستان برای باقی ماندن در نزدیک کاخ سفید به ریاست ترامپ بی شک موفقیت آمیز بود، اما با این حال، عربستان ممکن است از دل بستن کامل به ریاست جمهوری در آمریکا که به نظر می رسد که جنبه های زشت تر گذشته آمریکا به جای آینده آن تمایل بیشتری دارد، پیشمان شود. در سال های آینده، این یک ریسک برای رژیم سعودی است که خود را بدون پول و دوست و زمان ببیند.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند