کدخبر: ۲۹۴۷۴۶ لینک کوتاه

چرایی پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به روایت سردار علایی/ تجربه سیاست خارجی دوران جنگ برای امروز

اقتصادنیوز: سی و یک سال از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی جمهوری اسلامی ایران، کشورمان بار دیگر تحت فشار گسترده خارجی، اما این بار به طور یکجانبه از سوی آمریکا، قرار گرفته است. آیا وضعیتی که ایران آن زمان در آن قرار داشت با دوره کنونی قابل مقایسه است؟ تفاوت هایش کجاست؟

به گزاش اقتصادنیوز به نقل از جماران، این سوال را با سردار حسین علایی اولین فرمانده نیروی دریایی سپاه​ پاسداران انقلاب اسلامی در میان گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه شرایط سیاسی و نظامی امروز ایران با زمان تدوین و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ متفاوت است، گفت: در آن زمان صدام حسین یک جنگ نیابتی را از سوی قدرت های بزرگ و برخی کشورهای عربی مثل عربستان و مصر و اردن علیه ایران به راه انداخته بود و تصور بر آن بود که ایران خیلی زود تسلیم خواسته های رژیم بعثی می شود و عراق برنده جنگ خواهد بود. اما پس از حدود دو سال، مشخص شد که عراق در نیل به اهداف جنگ شکست خورده است و ایران توانسته اکثر سر زمین های اشغالی را از دست ارتش متجاوز آزاد کند. اما چون صدام علاقه ای به پذیرش معاهده ۱۹۷۵ از خود نشان نمی داد لذا جنگ به منظور وادار کردن عراق به پذیرش خواسته های ایران ادامه یافت و ایران در سال پنجم جنگ توانست با عبور از اروندرود، ارتباط عراق را با دریای آزاد خلیج فارس قطع کند.

وی یادآور شد: از این زمان به بعد آمریکا و شوروی که از حامیان عراق در جنگ علیه ایران بودند به این نتیجه رسیدند که نه تنها صدام حسین برنده جنگ نخواهد بود بلکه نتیجه این جنگ می تواند به شکست حزب بعث منجر شده و ایران در جنگ برنده شود. لذا آمریکا راهبرد «نه برنده نه بازنده» را اتخاذ کرد و ریگان و گورباچف بر آن راهبرد و سیاست، توافق کردند. بر همین مبنا تدوین قطعنامه ۵۹۸ با کمک آلمان در دستور کار قرار گرفت و پس از چند ماه در ۲۹ تیر ماه سال ۱۳۶۶ به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید.

علایی با بیان اینکه از زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ حضور نظامی آمریکا، شوروی و بعضی کشورهای اروپایی مثل انگلیس و فرانسه در خلیج فارس افزایش یافت تا به نفع عراق وارد عمل شوند، افزود: در مدت حدود یکسال نا امنی ها در خلیج فارس افزایش یافت و عراق به نفتکش های زیادی حمله کرد و تأسیسات نفتی و پایانه های نفتی ایران در خلیج فارس را با به کارگیری جنگنده های میراژ فرانسوی منهدم کرد تا صادرات نفت ایران را به صفر برساند.

فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه پاسداران ادامه داد: در سال آخر جنگ، آمریکا به ناوهای ارتش، قایق های سپاه، سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران حمله کرد و بسیاری از ایرانیان را کشت. البته یک بالگرد و یک رزمناو آمریکایی هم منهدم شدند و نفتکش های تحت محافظت آمریکا و شوروی هم بر روی مین های دریایی رفته و آسیب دیدند. به هر حال ایران در ۲۷ تیر ماه سال ۱۳۶۷ به این نتیجه رسید که با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به جنگ پایان دهد. بنابراین در آن زمان وضعیت سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران با امروز جمهوری اسلامی تفاوت اساسی داشت. امروز پس از یک توافق هسته ای امید آفرین، آمریکا از توافق خود در برجام خارج شده و به دنبال گسترش تحریم های اقتصادی علیه ایران است. در حالی که ایران در دوران جنگ تحمیلی، رسماً تحریم اقتصادی نبود، گرچه آمریکا علیه ایران فعال بود.

علایی معتقد است که اصولاً نمی توان وضعیت فعلی را با هیچ یک از مقاطع دوران دفاع مقدس مقایسه کرد. به گفته او، الان بین آمریکا با اروپا و روسیه هماهنگی وجود ندارد و آمریکا در تلاش برای به زانو درآوردن ایران است، در حالی که به آن امید ندارد و ترامپ به دنبال روزنه ای برای رسیدن به اهداف خود از طریق مذاکره است. امروز آمریکا احساس می کند که به صفر رساندن صادرات نفت ایران از نفوذ منطقه ای و قدرت نظامی ایران نمی کاهد و فقط مردم ایران را نسبت به دولتمردان آمریکا بدبین تر می کند. از طرفی افکار عمومی هم به نفع مواضع ایران است ‌و حق را به ایران می دهد و خروج ترامپ از برجام را عامل تنش های فعلی می داند.

این فرمانده پیشین سپاه گفت: برای تقویت توان مقاومت ایران، لازم است تا توسعه اقتصادی و پیشرفت همه جانبه در اولویت اول اداره کشور قرار گیرد. برنامه ترامپ برای تحریم صدور نفت ایران، روشن می کند که نباید بودجه کشور وابسته به درآمدهای نفتی باشد. افزایش توان تولید کالاهایی که ایران در آنها مزیت نسبی دارد، می تواند بازارهای زیادی را به روی کالاهای ایرانی باز کند. حضور اقتصادی ایران در کشورهای مختلف و تأمین نیازهای مردم ایران و سایر کشورها، باعث افزایش توان مقاومت کشور می شود و درآمدهای مردم را افزایش می دهد. بدین منظور لازم است تا قوانین و مقررات زایدی که مزاحم رونق اقتصادی هستند حذف شوند و مالیات ها بر تولید کاهش یابند و میدان دادن به بخش خصوصی و تعاونی عملاً در دستور کار همه بخش های حاکمیت قرار گیرد. از طرفی بایستی تمامی دستگاه های سیاسی، اداری، امنیتی، قضایی، نظامی و دیپلماتیک کشور در خدمت توسعه اقتصادی کشور قرار گیرند و تسهیل کننده امور آنها باشند. راهبرد توسعه اقتصادی و پیشران حرکت اقتصادی کشور نیز باید مشخص شود. به نظر می رسد در کوتاه مدت اتخاذ راهبرد توسعه از طریق گردشگری می تواند بسیار راهگشا باشد.

وی در ارتباط با فعالیت دستگاه دیپلماسی کشور در جریان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ گفت: دیپلماسی یکی از ابزارهای قدرت هر کشوری است. هر چه دستگاه سیاست خارجی یک کشور قوی تر باشد و از دیپلمات های ورزیده تری استفاده شود، آن کشور می تواند از ظرفیت های خود برای تعامل بهتر با سایر دولت ها و احقاق حقوق خود بهره گیرد.

علایی ادامه داد: در جریان تدوین قطعنامه های سازمان ملل در جریان جنگ تحمیلی، ایران از ظرفیت های دیپلماتیک خود نتوانست به خوبی استفاده کند و اکثر قطعنامه های صادره به ضرر ایران بود.  ایران در بسیاری از کشورهای ذی نفوذ جهانی دارای توانمندی های رایزنی و لابی گری نبود و نیست و از دیپلماسی عمومی هم به اندازه کافی استفاده نکرد. تجربه سیاست خارجی در دوران دفاع مقدس، نشان داده است که باید به وزارت خارجه مانند سازمان های تولید کننده قدرت نظامی، توجه زیادی شود زیرا دستگاهی که می تواند موفقیت های عرصه دفاعی را برای مردم در صحنه جهانی نقد کند، ظرفیت دیپلماسی کشور است. باید فهیم ترین و مسلط ترین و بین المللی ترین کارشناسان و شخصیت های سیاسی در وزارت امور خارجه فعال باشند تا ظرفیت های ملی کشور برای تعامل سازنده با سایر کشورها فعال شوند.

علایی در پایان گفت: بخش های نظامی و دیپلماسی، بازوهای قدرت هر کشوری برای تأمین منافع ملی هستند. هر دولتی با اتکا به قدرت نظامی در عرصه سیاست خارجی عمل می کند. بسیاری از چانه زنی های دیپلماتیک با حضور میدانی بخش های نظامی و قدرت ناشی از توانمندی های توان رزمی میسر می گردد. در واقع قدرت نظامی، پتانسیل و ظرفیت های لازم را برای سیاستمداران جهت به حداکثر رساندن منافع ملی در روابط خارجی فراهم می آورد. بنابراین، این دو بخش مکمل یکدیگر برای حداکثر سازی منافع ملی در تعامل سازنده با سایر کشورها هستند.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند