کدخبر: ۳۰۵۵۶۴ لینک کوتاه

آیا آمریکایی‌ به خاطر عربستان با ایران درگیر می‌شود؟

اقتصادنیوز: استراتژیست مسائل نظامی به بررسی تحولات اخیر در خصوص حمله آرامکو و احتمال رویارویی ایران و آمریکا می پردازد.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، علیرضا اکبری درباره حمل به تاسیسات نفتی عربستان سعودی می گوید: قبل از حمله به یمن سعودی های می پنداشتند ظرف 3 تا 5 هفته بر یمن تسلط می یابند و منصور هادی را به قدرت باز می گردانند. اما از ابتدا مشخص بود که انصار الله و مردم یمن  مردمی نیستند که با یک هجوم عربستان و یک  ائتلاف نیم بند بخواهند ظرف چند هفته تسلیم بشوند و سرنوشت تاریخی کشورشان را تسلیم کند  به نظر من پاسخ یمن به حملات عربستان سعودی عصر جدیدی از تحولات ژئو استراتژیک و ژئو پولتیک را در منطقه رقم زد. شما ببینید به طور جدی تردید در بروز وقوع هر نوع جنگ به صورت غیر متقارن با نیرویی که مسلط بر زمین و زمان و خلل و فرج ارتش کلاسیک برتر به طور جدی به وجود آمده است. در سطوح عالی آن نسبت آمریکا با محور مقاومت در منطقه عین همین تردید را دارد و بزرگترین ابهام استرتژیک ایالات متحده برای ورود به هر نوع جنگ این است که نمی داند که خلل و فرج نفوذ پذیر و آسیب پذیرش چیست. شاهد این امر همین اقدامات موشکی و حملات پهپادی که اخیرا انصار الله به تاسیسات آرامکو یکی از بزرگترین شوک ها اقتصادی- امنیتی را به دنیا وارد کرده است. معتقدم این دوران دورانی است که سطح تنازع متقارن موجب شده که  که ارتش کلاسیک در مقابل قدرت نامتقارن زانو بزند.

وی در خصوص اتهام زنی مقام های آمریکا علیه ایران در قضیه حمله آرامکو می گوید: سابقه دارد که  ایالات متحده و هم شخص ترامپ ضرباتی خورده اند و سپس تهدید کرده اند و بعد گفتند که ببخشید ما قصدمان تهدید نبود! ایالات متحده در وضعیتی نیست  که بخواهد ریسک کند و وارد هر نوع منزاعه احتمالی حتی در پایین ترین سطح بشود.  ایالات متحده بزرگترین معضلش در حال حاظر همین ابهام استراتژیک است که در این راستا وارد هر نوع تقابلی بشود نمی تواند ضریب هزینه و خطرات بعدش را محاسبه کند. عربستان سعودی نیز قطعا محتاط تر خواهد شد. اگر امروز ظرفیت تولید یا صادرات عربستان سه یا چهار میلیون احتمالا پایین تر  آمده است  این احتمال دارد که ضربه ی بعدی گسترده تر باشد و این پیش بینی هایی که  ممکن است با حذف هر بیست میلون بشکه با هفده یا پانزده دلار به قیمت نفت  اضافه بشود ممکن است محقق بشود. از همین رو نه قدرت های منطقه و نه قدرت های جهانی ظرفیتی ندارند که پای این خطر بایستند به اعتقاد عربستان احتیاط بیشتری خواهد کرد و آمریکا هم طبق همیشه سیاست تهدید موقت را در پیش خواهد گرفت.

اکبری در خصوص احتمال رویارویی نظامی بین تهران و واشنگتن نیز گفت: مجموع تحولاتی که در پیرامون این چند سال به وقوع پیوسته  که من از آن به عنوان دیپلماسی نظامی یاد میکنم ،نتیجه اش این بوده که ایالات متحده در هر شرایطی برای نیم دهه آینده  مطمئن است که خطر هیچگونه درگیری را به جان نخواهد خرید. اینکه آن ها آسیب پذیری هایشان را از کدام نقاط فرض می کنند مهم نیست.اینکه قوای مقاومت و قوای مسلح جمهوری اسلامی ایران در یک نبرد متقارن و  به خصوص در یک نبرد غیر متقارن چه میزان تلفات و آسیب به قوای ایالات متحده وارد خواهند کرد معلوم نیست. اما آنچه من تصور می کنم این است که اطمینان دارم حداقل تا پنج سال آینده ساختارهای امنیتی آمریکا به این نتیجه رسیدند که در موضوع گزینه نظامی ریسک نکنند.

وی در پایان در خصوص  تحت تاثیر قرار گرفتن معادلات منطقه با توجه به حمله آرامکو گفت: یکی از تحولاتی که ماهیت ژئوپولتیک منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس را تثبیت کرد به دلیل تحولات یمن بود. چرا که نشان داد مناسبات ژئوپولتیک مانند گذشته و دوره های قبل نیست . به هر حال ژئوپولتیک مجموعه عوامل استراتژیک و اقتصادی و هم جغرافیا و هم فرهنگ و جغرافیای انسانی را در بر می گیرد. تا پیش از تحولات یمن احتمالا قدرت های منطقه ای در تضاد این احتمال را می دادند که می توانند در شرایط بحرانی می توانند سلطه استراتژیک خود را در ژئوپولتیک منطقه تحمل کنند. به عنوان مثلا عربستان به واسطه اقتداری که در تولید ، صادرات ، انتقال در حوزه نفت و همچنین در هزینه کرد نظامی بدست آورده بود  این تصور برایش به وجود آمده بود که  از هر بحران استرتژیک بتواند بیرون بیاید. نبرد یمن نشان داد که تسلط قدرت های متعارف منطقه به شدت تحت تاثیر قدرت نا متقارن ژئوپولتیک نیرو های مقاومت قرار گرفته است. این ابهام و این بازنگری در رویکرد قدرت های منطقه ای بر حوزه خاورمیانه خصوصا در چند تحول مثل پاسخ های موشکی انصار الله و هم اقدامات تعیین کننده که یک ارتش کلاسیک پر قیمت را به زانو در می آورد یک فصل جدیدی در معادلات به وجود آورده است. به نظرم عربستان بعد از این حمله با احتیاط تر خواهد شد و به دنبال راه گریز از این بحران می گردد. فصلی که توانمندی کلاسیک یا توانمندی متعارف اقتصادی و نظامی می توانست نشان دهنده اشراف در منطقه باشد گذشته است. اگر این معادله به سمت حل منازعه پیش رود خیلی خوب است، اما اگر باعث شود کسانی بهره بیشتری از این منازعه ببرند بحران زا خواهد شد. تصور می کنم که منطقه وضعیت طبیعی تری به خود خواهد گرفت به خاطر اینکه هزینه ی نزاع دارد سنگین تر می شود.

 

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند