کدخبر: ۱۶۶۴۰۲ لینک کوتاه

شکاف عمیق میان شعارها تا واقعیت اقتصادی

شعار برخی کاندیداهای انتخابات بر پایه ایجاد میلیونی شغل استوار است؛ اما واقعیت این است که اقتصاد ایران ظرفیت های بالای اشتغال زایی را ندارد و کسانی که پای صندق های رای می روند باید بدانند که شکاف عمیقی میان شعار ایجاد اشتغال و ایجاد شغل پایدار وجود دارد.

پول نیوز - سهیلا طایی: «بیکاری»؛ معضل اجتماعی_ اقتصادی که حالا و در بحبحه انتخابات ریاست جمهوری به اصلی ترین شعار انتخاباتی کاندیداها بدل شده است و کاندیداها امیدوارند از موج بیکاری به نفع خود بهره ببرند.

در این میان یکی از ایجاد 5 میلیون شغل سخن می گوید « محمد باقر قالیباف: امروز من متعهد می‌شوم و با توکل به خداوند منان و به پشتوانه شما دولت مردم را تشکیل می‌دهم و در دوره چهار ساله با انقلاب اقتصادی درآمد کشور را به دو و نیم برابر افزایش، ۵ میلیون شغل ایجاد کرده و نظام مالیایتی را به نفع ۹۶ درصد مردم تغییر دهم. از همه مهم‌تر برنامه مدون و دقیق برای حل مشکلات فوری اقشار کم درآمد اجرا خواهم کرد».

و دیگری پا را فراتر می گذارد و شعار ایجاد سالانه یک و نیم میلیون شغل سر می دهد « ابراهیم رییسی: در قانون برنامه توسعه ششم، تاکید شد، آمار بیکاری از 12 درصد به 8 درصد کاهش یابد، باید هر سال یک میلیون شغل ایجاد شود، معتقدم در سال می توان یک تا 1.5میلیون شغل بر اساس برنامه مصوب ششم ایجاد کرد و بحران بیکاری را کاملا در کشور رفع کرد».

بقیه کانیداها نیز به فراخور فضایی که در آن سخنرانی کرده اند از بیکاران و شرایط آنها مایه گذاشتند تا شاید رای و نظر این افراد را به سوی خود جلب کنند.

اما واقعیت آن است که مرکز آمار ایران منتشر کرده و طبق آن در سال گذشته 12.4 درصد از جمعیت فعال، بیکار بوده‌اند، از سوی دیگر و طبق آمار غیر رسمی سالانه بیش از 600 هزار نفر نیز بر تعداد بیکاران کشور افزوده می شود.

در چنین شرایطی آیا راهکار ایجاد میلیونی شغل طبق آموزه های علم اقتصاد در کشور وجود دارد؟ چگونه و از طریق چه منابعی می توان میلیونی شغل ایجاد کرد؟ آیا با توجه به اینکه رییس جمهور روحانی کاندیدای دوازدهمین دوره ریاست جمهوری است به این معضل اقتصادی_ اجتماعی اشراف ندارد و در این راستا گام برنداشته است؟

قطعا بزرگترین دغدغه آقای روحانی  در قامت رییس جمهور ایجاد شغل و تامین معیشت مردم بوده و است؛ آنگونه که در دوره ریاست جمهوری یازدهم شاهد بودیم وی تمام هم و غم خود را برای اصلاح اقتصاد کشور گذاشته و همه تلاش خود را برای ایجاد اشتغال پایدار – و نه مقعطی – به کار گرفته است.

در این راستا ایجاد فضای امن اقتصادی در کشور در دستور کار قرار گرفت تا سرمایه ها از پستوها بیرون کشیده شده و در حوزه تولید به کار گرفته شود تا چرخهای اقتصاد بچرخد؛ در این راستا شاهد تعامل با کشورهای صنعتی برای ورود تجهیزات و جذب سرمایه گذاران خارجی به کشور بودیم؛ حضور پر تعداد هیات های تجاری در ایران گواهی بر این ادعاست.

نوشتن از ایجاد امنیت سرمایه گذاری اما بسیار راحتتر از اجرای الزامات امنیت سرمایه گذاری است که برخی از آنها از عهده افراد خارج است از جمله نا امنی در منطقه خاورمیانه و یا تهدیدهای هر روزه امریکا علیه برجام. 

از این رو هر یک از کاندیداهای انتخابات بر مسند ریاست جمهوری تکیه بزند به راحتی نمی تواند سرمایه گذاران را قانع کند که در این فضا سرمایه و بازگشت سرمایه آنها تضمین است و امنیت سرمایه گذاری پابرجاست و از سوی دیگر تا زمانی که سرمایه گذاری های جدید  در کشور صورت نگیرد ایجاد ده ها شغل سخت خواهد بود چه برسد به ایجاد میلیونها شغل. 

واقعیت این است که اقتصاد حال حاضرایران ظرفیت های بالای اشتغال زایی را ندارد و کسانی که پای صندق های رای می روند باید بدانند که شکاف عمیقی میان شعار ایجاد اشتغال و ایجاد شغل پایدار وجود دارد.