کدخبر: ۳۰۳۷۹۸ لینک کوتاه

معرفی مهره توسعه ایده‌های نــــاب در گوگل

اقتصادنیوز: خانواده و سبک زندگی سرگئی برین در مه ۲۰۰۷ با آنه ووچیسکی که در رشته زیست‌شناسی دانشگاه ییل تحصیل کرده بود، ازدواج کرد. آنه مدیر عامل و از موسسان شرکت ۲۳andMe است که در سال ۲۰۰۷ گوگل ۹/ ۳ میلیون دلار در آن سرمایه‌گذاری کرده بود. اولین فرزند آنها در سال ۲۰۰۸ و دومین فرزند در سال ۲۰۱۲ به دنیا آمد. این زوج در اوت ۲۰۱۳ از هم جدا شدند، اما همچنان با هم همکاری دارند. برین تاکنون ده‌ها مطلب برای ژورنال‌های آکادمیک برتر آمریکا نوشته است. همچنین در مجامع ملی و بین‌المللی متعدد آکادمیک، کسب‌وکار و تکنولوژی شرکت کرده است. او سخنرانی‌هایی در مورد دیدگاه‌هایش نسبت به تکنولوژی جست‌وجوی اینترنتی و IT در تلویزیون و مطبوعات داشته است. یوگا از علایق اوست و در حال حاضر در لوس آلتوس کالیفرنیا، در عمارتی ۵۵۰ متری که آن را ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار خریده، زندگی می‌کند. در سال ۲۰۰۸ او یک پنت‌هاوس دوبلکس ۳۰۰ متری در دهکده گرینویچ منهتن به ارزش ۵/ ۸ میلیون دلار خریداری کرد. او یک خودروی تسلا و یک تویوتا پریوس دارد.

به گزارش اقتصادنیوز، فردی که به همراه لری پیج، یکی از سودآورترین شرکت‌های امروزی را تاسیس کرد، با ویژگی‌های متمایزی از پشتکار، خلاقیت و هوش احساسی قوی شناخته می‌شود. داستان زندگی سرگئی برین که با ۸/ ۴۹ میلیارد دلار ثروت در سال ۲۰۱۹ از سوی مجله فوربس چهاردهمین فرد ثروتمند دنیا معرفی شده، نمونه‌ای است از اینکه استعداد علمی، اکتشاف خلاقانه، جسارت و راهکارهای نوآورانه، چگونه می‌تواند راه را برای تحقق بهترین‌ ایده‌آل‌ها هموار کند.

 کودکی و تحصیلات

سرگئی میخایلوویچ برین در اوت ۱۹۷۳ در مسکو به دنیا‌ آمد. پدرش مایکل برین یک ریاضیدان بازنشسته است و مادرش یوجنیا هم ریاضی و مکانیک خوانده و مدتی در یک لابراتوار تحقیقاتی در «موسسه نفت و گاز شوروی» کار کرد. او همچنین سابقه کار در ناسا را دارد. آنها در یک آپارتمان معمولی در مرکز مسکو زندگی می‌کردند.

در اواخر دهه ۷۰، مایکل برای ساختن آینده‌ای بهتر برای پسرش تصمیم به مهاجرت گرفت. دولت شوروی به محض اطلاع از اقدام مایکل برای گرفتن ویزا، او و همسرش را از شغل‌هایی که داشتند اخراج کرد و آنها در هشت ماهی که منتظر نهایی شدن ویزای خود بودند، زندگی سختی را گذراندند. آنها پس از مدتی اقامت در وین و پاریس، در سال ۱۹۷۹، زمانی که سرگئی شش سال داشت، وارد نیویورک شدند.  در آن زمان، فارغ‌التحصیلان رشته‌های ریاضی از دانشگاه‌های شوروی در سراسر دنیا اعتبار زیادی داشتند و طولی نکشید که مایکل توانست در دانشگاه مریلند به‌عنوان مدرس استخدام شود و همسرش هم جذب ناسا شد.  سرگئی دوران دبستان را در مدرسه‌ای گذراند که والدینش با مدیر آن، پتی بارشای، دوست شدند و حالا خودش می‌گوید تحصیل در آن مدرسه یکی از فاکتورهای کلیدی موفقیتش است. بارشای اعتماد به نفس زیادی به سرگئی داد و همواره او را دانش‌آموزی برجسته و شیدای ریاضیات و اعداد توصیف می‌کرد. پدر و مادر سرگئی در خانه هم به او درس می‌دادند و علاقه‌اش به ریاضی و کامپیوتر را تشویق می‌کردند. سرگئی در تولد ۹ سالگی خود اولین کامپیوتر Commodore ۶۴ را به‌عنوان هدیه از پدرش دریافت کرد. خیلی زود، او معلم‌های مدرسه را با انجام پروژه‌هایی با کامپیوتر، شگفت‌زده کرد. پس از پایان دوران دبیرستان، سرگئی در سال ۱۹۹۰ یعنی در سن ۱۷ سالگی در دانشگاه مریلند ثبت نام کرد و ظرف سه سال توانست مدرک کارشناسی سیستم‌های کامپیوتری و ریاضیات را دریافت کند. او تحصیلاتش را در دانشگاه استنفورد ادامه داد و از همان ابتدای تحصیل در این دانشگاه علاقه ویژه‌ای به تکنولوژی‌های اینترنتی و مرورگرها نشان داد. او مقالات زیادی در رابطه با متدهای استخراج اطلاعات از منابع بدون ساختار نوشت. همچنین نرم‌افزاری را توسعه داد که کارهای آزمایشی ایجاد شده با استفاده از پردازشگر ورد TeX را به فرمت HTML تبدیل می‌کرد.

 لحظه حیاتی در زندگی

لحظه حیاتی در زندگینامه سرگئی در مارس ۱۹۹۵ اتفاق افتاد؛ زمانی که در جلسه‌ای دانشگاهی، لری پیج را ملاقات کرد. آنها در اوایل آشنایی روابط خوبی با هم نداشتند و مدام بر سر هر موضوعی با هم بحث و دعوا می‌کردند. اما خیلی زود متوجه شدند که هر دو علاقه شدیدی به استخراج اطلاعات از مجموعه داده‌های بزرگ دارند. سرگئی و لری دوستی نزدیکی پیدا کردند و در سال ۱۹۹۶ برای نوشتن تز دکترا و کار روی پروژه تحقیقاتی که قرار بود روش‌های پیدا کردن اطلاعات در اینترنت را توسعه دهد، همکاری کردند. فرضیه این دو دانشمند جوان این بود که مرورگری که روابط بین وب‌سایت‌ها را تجزیه و تحلیل کند و آنها را بر اساس میزان استفاده و محبوبیت رتبه‌بندی کند، کارآمدتر از روش‌های فعلی جست‌وجو در اینترنت است.  آنها تصمیم گرفتند ایده خود را به‌عنوان بخشی از یک پروژه تحقیقاتی بیازمایند. اتاق لری پیج در خوابگاه دانشگاه استنفورد به مرکز داده تبدیل شد و اتاق سرگئی برین به دفتر کسب‌وکار. برین و پیج در ابتدای کار نمی‌خواستند گوگل را به یک کسب‌وکار تبدیل کنند و این مرورگر را یک پروژه تحقیقاتی دانشگاهی برای گرفتن مدرک دکترا می‌دانستند. اما وقتی دیدند گوگل چقدر در میان دانشجویان استنفورد با استقبال مواجه شده، به فکر توسعه آن فراتر از دیوارهای دانشگاه افتادند.

آنها بعد از چند بار تلاش ناموفق برای فروش ایده گوگل به شرکت‌های دیگر - حتی یاهو که بعدا آن را در عرصه رقابت پشت سر گذاشتند - تصمیم گرفتند یک طرح کسب‌وکار بنویسند و سرمایه‌گذاران فرشته برای تامین سرمایه اولیه پیدا کنند. در  اواسط سال ۱۹۹۸، سرگئی و لری ادامه تحصیل در دانشگاه استنفورد را متوقف کردند، تصمیمی که والدینشان به شدت با آن مخالف بودند. آنها در سپتامبر ۱۹۹۸ شرکت گوگل را تاسیس کردند و یک گاراژ را به‌عنوان دفتر کاری خود انتخاب کردند.  سرگئی در حال حاضر ریاست هلدینگ آلفابت را که گوگل از زیرمجموعه‌های آن است بر عهده دارد و لری پیج مدیر عامل است. برین مدتی مدیریت گوگل ایکس (Google X) را به‌عنوان یکی از شرکت‌های تابعه آلفابت که در واقع واحد تحقیق و توسعه نیمه مخفی گوگل است و روی محصولاتی مثل عینک گوگل، توربین‌های بادی و لنزهای هوشمند کار می‌کند، بر عهده داشت.بعد از عرضه اولیه سهام گوگل، ارزش خالص دارایی‌های سرگئی برین جهش قابل‌توجهی یافت. او در سال ۲۰۰۴ از نظر رشد درآمد، بیل گیتس و پائول آلن را پشت سر گذاشت.

 برین و ترویج فرهنگ نوآوری و رفاه در گوگل

برین روش‌های منحصر‌به‌فرد خودش را در ایجاد فضای کاری راحت برای کارکنان با استعداد دارد. او فرهنگ خدمات رفاهی «رایگان» را در شرکت گوگل جا انداخت و کاری کرد وعده‌های غذایی، تاسیسات ورزشی، ماساژ و خدمات پزشکی برای کارکنان گوگل ۱۰۰ درصد رایگان باشد.  برین همچنین این امکان را برای کارکنان فراهم کرد که کودکان یا حیوانات خانگی خود را سر کار بیاورند؛ کاری که در بسیاری از شرکت‌ها در آمریکا و حتی کل دنیا، غیرقابل تصور است. به علاوه، کارکنان رده‌های بالاتر گوگل می‌توانند دفاتر مستقل کاری خودشان را مطابق سلیقه و علایق خودشان بچینند. برین از کارکنان توقع دارد ایده‌های نوآورانه و ممتاز داشته باشند و می‌گوید: «ما فقط انتظار داریم افراد فوق‌العاده برای ما کار کنند.» او قانونی نانوشته را در شرکت توسعه داده است: مهندس‌ها باید یک‌چهارم زمان کاری خود را صرف فکر کردن به ایده‌های ناب و بزرگ کنند؛ حتی اگر این ایده‌ها با چشم‌انداز مالی شرکت در تعارض باشد. او به کارکنان اجازه می‌دهد ۴ درصد زمان کاری خود را صرف هر کاری که به آن علاقه دارند کنند، به شرطی که نتایج خوبی از آن حاصل شود. او رقابت‌هایی سالانه را در شرکت برگزار می‌کند که در آن کارکنان نوآور به ازای ایده‌های درخشان خود،‌ جایزه مالی دریافت می‌کنند.

مریم رضایی

روزنامه‌نگار

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند