کدخبر: ۲۹۲۶۱۹ لینک کوتاه

آفت ایدئولوژی‌زدگی

​متاسفانه در جامعه ما به‌جای اینکه بر پایه یک فرآیند گفت‌وگویی فرصت‌هایی برای همبستگی و انسجام اجتماعی ایجاد شود، به‌تدریج زمینه‌های مفاهمه محدودتر و عرصه‌های تقابل گسترده‌تر می‌شوند. چه‌بسا این گسترش روزافزون تقابل‌ها در عرصه‌های خصوصی نیز به اندازه عرصه‌های عمومی در جریان باشد، اما کمتر به چشم می‌آیند. حتی درون نهادهایی چون دانشگاه یا سازمان‌ها نیز می‌توان نشانه‌های واضحی از شکل گرفتن فضای دوقطبی و تقابل را مشاهده کرد.

اولا زمانی که در جامعه ارزش‌های مادی و منافع اقتصادی به اولویت افراد تبدیل می‌شود، آن جامعه امکان میل کردن به مشارکت، تعامل و همکاری در عرصه‌های متعالی‌تر را نیافته و احتمال تضاد و رقابت بر سر منافع بیشتر خواهد شد.

بخش دیگری از این اتفاق را می‌توان محصول «جامعه ایدئولوژی‌زده» دانست. جامعه امروز ما برخی مختصات‌ خصمانه مربوط به جوامع پیشین همچون ویژگی‌های زیست قومی- ‌قبیله‌ای را ظاهرا کنار گذاشته است. همچنین با رشد شهرنشینی، توسعه زیست شهری و گسترش کلان‌شهرهایی که عرصه زیست مشترک جمعیت انبوه و متنوعی هستند، انتظار می‌رود تنازع‌ها و تعارض‌ها کمرنگ شوند اما متاسفانه ویژگی‌های خصمانه و زمینه‌های تخاصم در شکل‌های جدیدی به حیات خود ادامه می‌دهند. «ایدئولوژی» را می‌توان منشأ تداوم حیات و بسط تضادها و تقابل‌های مورد اشاره دانست که از صدر تا ذیل ساختارهای کشور ما را دربرمی‌گیرد. به عبارت دیگر امروز در جامعه ما ایدئولوژی نه‌تنها عامل انسجام‌بخش نیست که به منشأ قطبیت و ریشه منازعات در جامعه بدل شده است.

علاوه برعاملیت ایدئولوژی که تفکرات مختلف در جامعه را به جای تفاهم و تساهل به سمت قطبیت و نزاع می‌کشاند، در فقدان یک قدرت انسجام‌بخش کارآمد، جامعه متکثر کلان‌شهری دچار منازعات مختلف و چندپارگی خواهد شد. در جوامع توسعه‌یافته تنوع عقاید و تکثر ایده‌ها گاهی شاید به تعداد افراد برسد و دوقطبی شدن عرصه‌ها نیز مختص جامعه ما نیست. اما در اغلب این جوامع در عرصه‌های عمومی زمینه‌هایی برای تفاهم شکل گرفته و فرصت‌هایی برای گفت‌وگو ایجاد شده است. در جامعه ما نیز لازم است فضاهایی در عرصه عمومی شکل بگیرد که هم ابعاد عاطفی رفتارها و هم جنبه‌های عقلانی کنش‌ها را در یک فرصت تعاملی برابر قرار دهند. اگرچه ممکن است این فرصت تعاملی به اشتراکات قطعی نینجامد، اما دست‌کم فضایی برای ترک مخاصمه، پذیرش یکدیگر و تساهل فراهم شده است.

متاسفانه در جامعه ما نه‌تنها فضای تعاملی برای تفاهم افکار و تضارب آرا ایجاد نمی‌شود، بلکه فضاهایی که پیش‌تر برای تعامل وجود داشت هم به تدریج مضمحل یا به فضای تقابل بدل شده‌اند. بخشی از مناسبات اجتماعی نیز به‌جای عرصه‌های عمومی در فضای مجازی منعکس می‌شوند و در فقدان برخی تعلقات زمینه‌های بروز تقابل بیشتر فراهم است. حتی دانشگاه‌های ما تحت‌تاثیر ناکارآمدی‌ها به محل نزاع بر سر منافع ناتمام تبدیل شده است. دانشگاه که باید مکانی برای گفت‌وگوی سالم، هم‌اندیشی و هم‌افزایی باشد، عملا به عرصه مجادله دوقطبی‌های متعدد تبدیل شده که گاهی به برخوردهای فیزیکی هم می‌انجامد.

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند