ایران در یک دو راهی سرنوشت ساز؛ پافشاری بر اشتباهات گذشته یا اصلاحات اساسی در نظام حکمرانی اقتصادی؟ | آیا رؤیای صنعتیشدن ایران تحقق مییابد؟
به گزارش اقتصادنیوز، انتشار هفتهنامه تجارتفردا پس از وقفهای کوتاه، از روز شنبه ۲۶ اردیبهشت از سر گرفته میشود.
موضوع اصلی این شماره، بازخوانی دلایل افول صنعتی ایران است که در کتاب «چالشهای صنعتیشدن در ایران» ژژمورد توجه قرار گرفته است.
اقتصادنیوز: آیین رونمایی از کتاب «چالشهای صنعتی شدن ایران» با حضور، مسعود نیلی، امینه محمودزاده و علیرضا ساعدی در سالن همایشهای «دنیای اقتصاد» برگزار شد.
بیستوسه سال پس از تدوین استراتژی توسعه صنعتی، گروهی از اقتصاددانان، نقشهای تازه برای صنعتیشدن ترسیم کردهاند. ایران، امروز در برابر یک دو راهی سرنوشتساز قرار گرفته است:
پافشاری بر اشتباهات گذشته، نابودی صنعت و اقتصاد کشور را در پی دارد اما اصلاحات اساسی در نظام حکمرانی اقتصادی، میتواند به نجات ظرفیتهای باقیمانده منجر شود.
آیا رؤیای صنعتیشدن ایران تحقق مییابد؟
در همین رابطه، محمد طاهری، سردبیر هفته نامه تجارت فردا در سرمقاله این شماره نوشته است؛
هر کتابی برای خودش داستانی دارد. درست مثل تولد آدمها، تاسیس بنگاهها و حتی ساختن خانهها. ایده اولیه بعضی کتابها از نیازهای جامعه به ذهن نویسنده میرسد، بعضی کتابها حاصل دغدغههای اجتماعی افرادند و برخی نیز از دل سالها تحقیق و پژوهش بیرون میآیند. کتاب «چالشهای صنعتیشدن ایران» همه این ویژگیها را با هم دارد. کتابی که هم حامیانش آرزوی توسعه ایران را دارند، هم ریشه در دغدغههای اجتماعی نویسندگانش دارد و هم نتیجه یک پژوهش علمی و دانشگاهی است.
کتاب را مسعود نیلی، امینه محمودزاده، علیرضا ساعدی و منصور شاکریان به سفارش «بنیاد توسعه صنعتی خلیلی» نوشتهاند و انتشارات دنیای اقتصاد هم آن را منتشر کرده و در مدت زمانی بسیار کوتاه به چاپ دوم رسیده است.
اما کتاب چه میگوید؟
کتاب میخواهد داستان دورشدن اقتصاد ایران از مسیر توسعه صنعتی را روایت کند. بر اساس این روایت، ما در حال حرکت در فرآیند افول صنعتی هستیم و در اقتصاد ما بهنوعی، صنعتزدایی در حال رخدادن است. کتاب، شکاف میان اقتصاد و صنعت ایران را در کنار دیگر کشورها نشان میدهد.
استدلال اصلی کتاب آن است که مسئله صنعت ایران را نمیتوان فقط در درون کارخانهها و بنگاههای صنعتی جستوجو کرد. بخش مهمی از عوامل تضعیف صنعت، بیرون از خود صنعت و در چهارچوب نظام حکمرانی اقتصادی شکل گرفتهاند. یعنی در سیاستگذاری کلان، روابط خارجی، نظام مالی، سیاستهای ارزی، ساختارهای حمایتی، شیوه تخصیص منابع و نوع مداخله دولت در اقتصاد.
پس بحران صنعت ایران بیش از آنکه صرفاً یک مسئله فنی یا تولیدی باشد، ریشه در سازوکارهای حکمرانی اقتصادی و جهتگیری کلی اقتصاد کشور دارد.
از نگاه نویسندگان، افول صنعتی به این معناست که صنعت دیگر نقش تعیینکنندهای در رشد اقتصادی کشور ایفا نمیکند. محصولات صنعتی ایران قدرت رقابت پایینی در بازارهای جهانی دارند و بسیاری از آنها حتی در بازار داخلی نیز تنها با اتکا به تعرفههای بالا و موانع غیرتعرفهای امکان فروش پیدا میکنند.
بخش بزرگی از بنگاههای مهم صنعتی در اختیار نهادهای غیرخصوصی قرار دارد و تعداد قابلتوجهی از آنها، با وجود برخورداری از بازار نسبتاً انحصاری، زیانده و بدهکارند. در عین حال، بخش عمده صنعت ایران بر تولید مواد خام و صنایع متکی بر منابع طبیعی استوار شده و تحولات بزرگ فناوری و صنعتی جهان، بازتاب چندانی در عملکرد صنعت ایران نداشته است. نویسندگان همچنین توضیح میدهند که صنعت ایران در مواجهه با محدودیتهای گسترده، به درآمدهای نفتی، انرژی ارزان حاصل از گاز و منابع آب زیرزمینی متکی شده است؛ منابعی که اکنون هر سه با محدودیتهای جدی روبهرو هستند و همین مسئله، صنعت ایران را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است.
به باور نویسندگان کتاب، ریشه این افول را باید در نوع نگاه اقتصاد ایران به جهان جستوجو کرد. نویسندگان کتاب معتقدند اقتصاد ایران طی دهههای گذشته بهشدت درونگرا شده و تقابل با برونگرایی را به بخشی از هویت خود تبدیل کرده است. این رویکرد باعث شده بازار محصولات صنعتی به تقاضای داخلی محدود شود. بازاری که خود تحت تأثیر نوسانات درآمد نفتی، تحریمها و رشد اقتصادی ضعیف، کوچک و بیثبات شده است. از سوی دیگر، فاصله گرفتن از فناوری و سرمایه جهانی و قرار گرفتن در کانون تنشهای بینالمللی، هزینه تولید را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است.
نویسندگان کتاب توضیح میدهند که ایران امروز در برابر یک دوراهی سرنوشتساز قرار دارد. مسیر نخست، ادامه تنشها و درگیریهاست که میتواند به تضعیف بیشتر صنعت و اقتصاد کشور منجر شود. مسیر دوم اما تلاش برای سازگاری با تحولات جهان جدید است. تحولاتی که از انقلاب صنعتی چهارم، تغییرات فناورانه و الزامات زیستمحیطی ناشی میشوند. انتخاب این مسیر مستلزم بازنگری در ساختار تولید، احیای صنایع بزرگ و کوچک، پیوند دوباره با اقتصاد جهانی و سازگاری با قواعد جدید تجارت بینالملل است. مسیری دشوار اما ضروری برای نجات صنعت ایران.