نادر انتصار: ترامپ آماده برقراری صلحی دائمی نیست | ایران و آمریکا نباید روی مساله هستهای تمرکز میکردند | ردوبدل شدن پیامها از طریق پاکستان یا کشورهای دیگر راه به جایی نخواهد برد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از روزنامه اعتماد، نادر انتصار، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی و مقیم در این ایالت در باره مذاکرات ایران و امریکا اظهارنظر کرد.
او گفت: مانند ادوار پیشین قابل پیشبینی بود که دونالد ترامپ به واقع به دنبال هدف دیگری از جنگ یا مذاکره با ایران است.او همچنان آماده برقراری صلحی دائمی نیست، بنابراین تا زمانی که این موضوع حل نشود، فرقی نمیکند ایران چه شرایطی را در چارچوب مذاکرات قرار دهد یا امریکا چه شرایطی را مطرح کند. موضع امریکا از همان ابتدا، طی این یک سال، کاملا روشن بوده و تغییری نکرده است.
اقتصادنیوز: یکی از دیپلماتها گفت: پاکستان در حال تلاش برای میانجیگری جهت تدوین یک تفاهمنامه میان ایران و آمریکا با هدف پایان دادن به جنگ و حفظ گفتوگوهای گستردهتر درباره مسائل حلنشده است.
وی تاکید کرد: به همین دلیل تا زمانی که این رویکرد تغییر نکند، رد و بدل شدن پیامها چه از طریق پاکستان و چه کشورهای دیگر احتمالا راه به جایی نخواهد برد. دلیل آن نیز این است که تیمی که اکنون سیاست ترامپ درباره ایران را مدیریت میکند، ازجمله جریانهای نزدیک به اسراییل که نقش پررنگی دارند، حاضر نیستند هیچگونه توافقی، حتی یک توافق موقت و قابل پایبندی، امضا شود که منافع تهران را نیز تامین کند و طبیعی است که این مساله برای ایران قابل پذیرش نیست.
انتصار عنوان کرد: ایالاتمتحده و ایران ممکن است هر دو، دستکم در مقطع فعلی، جنگ را تنها راهحل این بحران ندانند؛ اما مساله اصلی این است که خواسته ترامپ، یعنی تسلیم کامل ایران، درنهایت میتواند به درگیری منجر شود. به باور من، این جنگ یا تقابل، موضوعی نیست که بهسادگی پایان پیدا کند. اختلافات میان امریکا و ایران و تنشهای میان دو کشور، دستکم در کوتاهمدت، ادامهدار خواهد بود و حتی پس از ترامپ نیز بعید است این مساله بهسادگی حلوفصل شود.
و افزود: به اعتقاد من از ابتدا نباید تهران و واشنگتن روی مساله هستهای تمرکز میکردند و این اشتباهی که در دولتهای گذشته رخ داد و در نهایت به برجام ختم شد. اما به واقع برجام هدف نهایی نبود، بلکه قدم اول در مسیری بود که هدفش محدود کردن کامل سیاست هستهای ایران، یا به تعبیر دیگر توان و ظرفیت هستهای ایران بود. این روند نیز تا امروز ادامه پیدا کرده است.
او گفت: ایران، به تعبیر عامیانه، راه ورود به این پرونده را باز کرد و اجازه داد امریکا درباره موضوعی دخالت کند که اساسا ارتباطی به واشنگتن ندارد، چراکه ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی توافق و چارچوب مشخصی دارد. اگر قرار بود امریکا برای ایران تصمیمگیری کند، اساسا حضور در آن سازمان چه معنایی داشت و چرا ایران باید همچنان در آن چارچوب باقی بماند؟
وی در پایان گفت: موضوع هستهای صرفا ابزار فشار است و مساله اصلی چیز دیگری است و آن تلاش برای وادار کردن ایران به پذیرش کامل خواستههای امریکا است. پرونده هستهای فقط بخشی از مجموعه مطالبات واشنگتن است؛ مطالباتی که به نقش و جایگاه امریکا در خلیجفارس و غرب آسیا، نه فقط در برابر ایران بلکه در برابر چین نیز مربوط میشود، چراکه در شرایط کنونی، استراتژی امریکا صرفا معطوف به ایران نیست. هدف بزرگتر، وارد کردن فشار و آسیب جدی به چین در رقابت قدرت میان پکن و واشنگتن است، به همین دلیل، تاکید مداوم بر مساله هستهای و بازگشت دوباره به گفتوگو با امریکا را از ابتدا اشتباه میدانستم و همچنان هم همان اعتقاد را دارم.