«اقتصاد فوری»؛ انقلاب بهنگام پاندمی

اکونومیست: «اقتصاد موج سوم» وارد می‌شود

کدخبر: ۴۴۹۲۴۳
اقتصادنیوز: هفته‌نامه اکونومیست در شماره جدید خود از «اقتصاد فوری» به عنوان اقتصاد موج سوم یاد کرده، و نوشته است: یک انقلاب به هنگام، عملکرد اقتصاد کلان را واژگون خواهد کرد.
اکونومیست: «اقتصاد موج سوم» وارد می‌شود

به گزارش اقتصادنیوز ؛ نشریه هفتگی اکونومیست در پرونده ویژه شماره این هفته خود، نوید ظهور یک اقتصاد موج سوم را داده است از آن به عنوان «اقتصاد فوری» یاد کرده است که از طریق آنچه «انقلاب بهنگام» (*Real-time Revolution) نامیده، عملکرد اقتصاد کلان را دگرگون خواهد کرد.


انقلاب بهنگام یا Real-time Revolution به معنای انقلاب و دگرگونی ناشی از ورود فناوری‌های نوین به عرصه اقتصاد است که با شتاب بخشیدن و بهبود کیفیت و کمیت داده‌های بلادرنگ و آنالیز آن‌ها، عملکردهای اقتصادی را در سطح کلان تغییر خواهد داد. 


اکونومیست در سرمقاله شماره ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱ نوشته است: این پاندمی، به شیفت اقتصادی به سوی داده‌های نوین و آنالیزهای سریع، شتاب بخشیده است.

اکونومیست

اکونومیست در ادامه نوشته است: آیا کسی واقعاً درک می‌کند که در اقتصاد جهان چه می گذرد؟ این پاندمی باعث شده است که ناظران زیادی بی خبر به نظر برسند.

تعداد کمی نفت 80 دلاری را پیش بینی کردند ، چه برسد به ناوگان کشتی های کانتینری که در خارج از بنادر کالیفرنیا و چین در صف انتظار باشند. با شیوع کووید-19 در سال 2020 ، پیش‌بینی‌کنندگان میزان بیکاری تا پایان سال را بیش از حد برآورد کردند. امروز قیمت‌ها سریعتر از حد انتظار افزایش می یابد و هیچ کس مطمئن نیست که تورم و دستمزد یک مارپیچ رو به  بالا باشد. علیرغم همه معادلات و نظریه های خود، اقتصاددانان اغلب در تاریکی به سر می برند و اطلاعات کمی برای انتخاب سیاست هایی که حداکثر مشاغل و رشد را ایجاد کند، دارند.

با این حال، همانطور که اکونومیست در پرونده ویژه این هفته گزارش کرده است، عصر بهت و سرگشتگی در حال نشان دادن راهی به یک روشنگری بزرگتر است؛ جهان در آستانه یک انقلاب واقعی در اقتصاد است ، زیرا کیفیت و بهنگام بودن اطلاعات تغییر کرده است.

شرکت های بزرگ از آمازون تا نتفلیکس از داده های در لحظه برای نظارت بر تحویل مواد غذایی و تعداد افرادی که به تماشای سریال "بازی مرکب" (Squid Game) چسبیده اند، استفاده می کنند. این پاندمی همه دولت ها و بانک های مرکزی را به عرصه آزمایش کشانده است، از نظارت بر رزرو رستوران ها تا پیگیری پرداخت های کارتی.

نتایج هنوز ابتدایی است، اما با فراگیر شدن دستگاه های دیجیتال ، سنسورها و پرداخت‌های سریع، توانایی پایش دقیق و سریع اقتصاد بهبود می یابد. این امر نوید تصمیم گیری بهتر در بخش عمومی را می دهد، و همچنین وسوسه دولت برای مداخله بیشتر را برمی‌انگیزد.

 بانک های مرکزی در حال کور شدن هستند

تمایل به داده های اقتصادی بهتر چیز جدیدی نیست. برآوردهای تولید ناخالص داخلی آمریکا به سال 1934 برمی گردد و در ابتدا با 13 ماه تاخیر زمانی انجام می‌شد. در دهه 1950 آلن گرینسپان جوان تردد خودروهای باری را زیر نظر گرفت تا به برآورد اولیه تولید فولاد برسد. و از زمانی که Walmart پیشگام مدیریت زنجیره تامین در دهه 1980 بود، مدیران بخش خصوصی، داده های بهنگام (timely data) را به عنوان منبع مزیت رقابتی می‌دانستند. اما بخش دولتی در اصلاح نحوه عملکرد خود کند عمل کرده است. ارقام رسمی که اقتصاددانان مدام پیگیری می‌کنند مثلاً تولید ناخالص داخلی یا اشتغال، با تاخیر چند هفته یا چند ماه ارائه می‌شوند و اغلب به طور چشمگیری مشمول تجدید نظر هستند. محاسبه دقیق بهره‌وری سال‌ها طول می کشد. اگر بگوییم بانک های مرکزی در حال کور شدن هستند، فقط یک اغراق جزئی بوده است.

داده‌های بد و دیرهنگام می تواند منجر به خطاهایی در تعیین خط مشی شود که میلیون ها شغل و تریلیون ها دلار هزینه تولید را از دست می دهد.اگر فدرال رزرو نرخ بهره را در دسامبر 2007، زمانی که آمریکا وارد رکود شد، به نزدیک صفر می‌رساند، آن بحران مالی آسیب بسیار کمتری به دنبال داشت تا اینکه اقتصاددانان سرانجام در دسامبر 2008 سرانجام  آن را در نظر گرفتند. داده های پراکنده و تکه‌تکه در مورد یک اقتصاد غیررسمی وسیع به همراه بانک های فاسد، سیاست گذاران هند را نسبت به پایان دادن به دهه از دست رفته رشد پایین کشورشان سخت کرده است. بانک مرکزی اروپا در سال 2011 در میان تورم موقت، نرخ بهره را به اشتباه افزایش داد و منطقه یورو را به رکود بازگرداند. بانک انگلستان ممکن است امروز در اشتباه مشابهی باشد.

پاندمی، کاتالیزور تغییر

با این حال ، همه گیری تبدیل به یک کاتالیزور تغییر شده است. بدون زمان انتظار برای نظرسنجی های رسمی، دولت ها و بانک‌های مرکزی در راستای آشکار شدن اثرات ویروس یا قرنطینه آزمایش هایی را انجام داده‌ و تلفن‌های همراه، پرداخت‌های آنلاین و ... را در لحظه ردیابی کرده اند.

اقتصاددانان برجسته امروزی مانند راج چتی در دانشگاه هاروارد، به جای این که سال‌ها در مطالعات خود غرق شوند و نظریه‌های عمومی را بنویسند،  آزمایشگاه‌های پر کار را اداره می کنند که تعداد چنین نظریه‌هایی را کم می کند. نهادهایی مانند JPMorgan Chase گنجینه ای از اطلاعات مربوط به موجودی‌های بانکی و صورت حساب های کارت‌های اعتباری را باز کرده اند که به آنها کمک می کند تا مشخص کنند که مردم پول نقد خرج می کنند یا آن را احتکار می کنند.

نفوذ فناوری به اقتصاد

با نفوذ فناوری به اقتصاد، این روندها تشدید خواهد شد. سهم بیشتری از هزینه ها به حالت آنلاین تغییر می کند و تراکنش ها سریعتر پردازش می شوند. به گفته گروه مشاوره McKinsey ، پرداخت های بلادرنگ (Real-time payments) در سال 2020 حدود 41 درصد افزایش یافت (هند 25.6 میلیارد مورد از این معاملات را ثبت کرد). ماشین ها و اشیاء بیشتری با نصب سنسورها تقویت می شوند ، از جمله وسایل نقلیه فردی که می‌تواند تأثیر زیادی بر انسداد زنجیره تامین داشته باشد.

Govcoinها یا ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) ، که چین در حال آزمایش آن است و بیش از 50 کشور دیگر در حال بررسی آن هستند ، ممکن است به زودی یک معدن طلا از جزئیات بلادرنگ (real-time detail) در مورد نحوه عملکرد اقتصاد ارائه دهد.

بیم‌ها و امیدهای «انقلاب بهنگام»

داده‌های بهنگام یا بلادرنگ (Real-time Data) می تواند خطر  ناکارآمدی سیاست‌ها را کاهش دهد؛ مثلاً اگر افت فعالیت در حال تبدیل به رکود باشد ، قضاوت راحت تر خواهد بود. و اهرم‌هایی که دولتها می توانند بکار بگیرند نیز بهبود می یابد. به نظر بانک‌های مرکزی 18 ماه یا بیشتر طول می کشد تا تغییر نرخ بهره به طور کامل اعمال شود. اما هنگ کنگ در حال آزمایش بسته های نقدی کیف پول های دیجیتالی است که اگر سریع خرج نشوند منقضی می شوند. CBCDها ممکن است اجازه دهد نرخ بهره به شدت منفی شود. داده های خوب در زمان بحران ها می تواند اجازه دهد که پشتیبانی دقیقاً در موقعیت درست مورد هدف قرار گیرد؛ مثلاً درخواست وام هایی که برای شرکت‌هایی با ترازنامه قوی به دلیل مشکل نقدینگی موقت مسدود مانده را تصور کنید.

همچنین به جای پرداخت های بیهوده رفاهی که از طریق بوروکراسی های تامین اجتماعی انجام می شود، فقرا می توانند در صورت از دست دادن شغل خود، با پرداخت کیف پول های دیجیتالی، بدون کاغذبازی ، از درآمد اضافی فوری برخوردار شوند.

انقلاب بهنگام، وعده می دهد که تصمیمات اقتصادی دقیق تر ، شفاف تر و مبتنی بر قوانین است. اما خطراتی را نیز به همراه دارد.  ممکن است شاخص های جدید اشتباه تفسیر شوند: آیا رکود اقتصادی جهانی در حال شروع است یا اوبر سهم بازار خود را از دست می دهد؟ آنها به اندازه نظرسنجی های پر زحمت سازمان های آماری، نمایانگر واقعیت یا عاری از جانبداری نیستند. شرکت های بزرگ می توانند داده ها را ذخیره کرده و مزیت بی موردی به آنها بدهند. شرکت های خصوصی مانند فیس بوک ، که کیف پول دیجیتالی خود را این هفته راه‌اندازی کردند ، ممکن است روزی بیشتر از فدرال رزرو نسبت به هزینه‌های مصرف کننده بینش داشته باشند.

خطر بزرگ

بزرگترین خطر غرور است. با وجود یک پانوپتیکان (سیستم سراسربین) از اقتصاد، برای سیاستمداران و مقامات وسوسه انگیز خواهد بود که تصور کنند می توانند آینده دورتر را ببینند، یا جامعه را مطابق ترجیحات خود شکل دهند و گروه های خاصی را ترجیح دهند. این رویای حزب کمونیست چین است که به دنبال مشارکت در برنامه ریزی مرکزی دیجیتال است. در واقع هیچ مقدار داده نمی تواند آینده را به طور موثقی پیش بینی کند. اقتصادهای پویا که بطور غیرقابل تصوری پیچیده هستند ، نه به برادر بزرگتر بلکه به رفتار خودجوش میلیون ها شرکت و مصرف کننده مستقل تکیه می کنند.

وعده بزرگ

اقتصاد فوری منبع بصیرت یا دانای کل نیست، اما در عوض، وعده‌ آن بی پروا و تحول‌آفرین است: تصمیم گیری بهتر ، به موقع و منطقی تر.

اخبار روز سایر رسانه ها
    تیتر یک
    کارگزاری مفید