روند تولید ناخالص داخلی سرانه ایران مورد بررسی قرار گرفت؛

بررسی روند ۶۴ ساله سرانه تولید در ایران؛ از رونق نفتی تا رکورد جدید | اثر جنگ 12 روزه و 40 روزه بر سرانه تولید اقتصاد ایران

سرویس: اقتصاد کلان کدخبر: ۷۸۹۵۱۹
اقتصادنیوز: بر اساس داده‌های بانک جهانی تولید ناخالص داخلی سرانه ایران در سال 2024 به بالاترین مقدار در 47 سال گذشته رسیده است. با این‌حال این شاخص بسیار پایین‌تر از تولید ناخالص داخلی سرانه دو کشور عربستان سعودی و ترکیه بوده و نشان‌دهنده جاماندگی اقتصاد ایران در یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های رفاهی است.
بررسی روند ۶۴ ساله سرانه تولید در ایران؛ از رونق نفتی تا رکورد جدید | اثر جنگ 12 روزه و 40 روزه بر سرانه تولید اقتصاد ایران

به گزارش اقتصادنیوز، رفاه اقتصادی و میزان برخورداری مردم یک کشور از یک زندگی مطلوب و با کیفیت همه و همه به افزایش اندازه تولید ناخالص داخلی وابسته است؛ موضوعی که از آن با رشد اقتصادی یاد می‌شود. به بیان ساده‌تر اگر کل اقتصاد را یک کیک و مردم را اعضای جشنی در نظر بگیریم، هر چقدر این کیک بزرگ‌تر شود، به افراد حاضر در جشن سهم بیشتری از کیک تعلق خواهد گرفت.

خبر مرتبط
دولت در آتش تورم دمید | تکرار سریال سیاست پولی جنگ ۱۲ روزه در جنگ ۴۰ روزه | چرا سیاست‌گذار به پول پرقدرت روی آورد؟

اقتصادنیوز: اقتصاد ایران در یک سال گذشته علاوه بر تحریم، دو جنگ را نیز پشت سر گذاشته؛ شرایطی که فشار بی‌سابقه‌ای بر شبکه بانکی و سیاست پولی وارد کرده است. در این میان شواهد نشان می‌دهد دولت برای تأمین منابع مالی به استقراض مستقیم از بانک مرکزی روی آورده؛ اقدامی که اگرچه در کوتاه‌مدت از شدت بحران نقدینگی در شبکه بانکی کاسته، اما می‌تواند تبعات تورمی سنگینی در آینده به همراه داشته باشد.

برای تشخیص و اندازه‌گیری رفاه شاخص‌های متعددی موجود است؛ شاخص‌هایی که هر یک دارای تعاریف متفاوتی هستند. به عنوان مثال می‌توان به تولید ناخالص داخلی سرانه، درآمد قابل تصرف خانوار، ضریب جینی، شاخص‌های توسعه انسانی، امید به زندگی، سطح آموزش و... اشاره کرد.

در گزارش پیش‌ِ رو به شاخص تولید ناخالص داخلی سرانه ایران که براساس داده‌های جمع‌آوری شده توسط بانک جهانی محاسبه شده می‌پردازیم. روند این متغیر از سال 1960 تا سال 2024 مورد بررسی قرار گرفته است. این یعنی روند تولید ناخالص داخلی سرانه از 19 سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی تا همین دو سال قبل بررسی شده است.

براساس روشی که بانک جهانی به‌کار گرفته، تولید ناخالص داخلی در هر سال با واحد ریال به تولید ناخالص داخلی حقیقی تبدیل شده است. به عبارتی منظور این است که در هر سال اثر تورم و افزایش قیمت‌ها از تولید ناخالص داخلی خارج شده است. سپس عدد بدست آمده بر جمعیت کشور در همان سال تقسیم شده و بعد مطابق با نرخ ارز برآورد شده توسط خود بانک جهانی در سال 2015 که برای امکان‌پذیر شدن مقایسه بین کشورها محاسبه شده به دلار تبدیل شده است. 

روند تولید ناخالص سرانه ایران

سیاست صنعتی و تزریق دلارهای نفتی

سال 1960 میلادی تقریبا با سال 1338 همزمان است. در این سال هر ایرانی به‌طور متوسط از تولید ناخالص داخلی آن سال سهمی معادل 2 هزار و 345 دلار داشته است. با این‌حال از این سال به بعد یک روند صعودی قابل‌توجه در تولید ناخالص داخلی سرانه مشاهده می‌شود. تا جایی که در سال 1976 این شاخص به رقم 7 هزار و 422 دلار افزایش داشته است. سال 1976 حدودا با سال 1354 همزمان است. 

اگر با کمی دقت به دو زمانی که ذکر شد نگاه کنیم، در این فاصله زمانی که سهم مردم از تولید ناخالص داخلی به صورت چشمگیری افزایش داشته، اقتصاد ایران دهه‌های 40 و 50 را تجربه کرده است؛ دو دهه‌ای که براساس تاریخ اقتصادی ایران حائز اهمیت بسیار زیادی هستند.

دهه 1340 که اغلب به عنوان «دهه طلایی» اقتصاد ایران از آن یاد می‌شود همزمان با سیاست‌های توسعه صنعتی بوده است. همچنین وجود ظرفیت‌های بالقوه بسیاری که در اقتصاد ایران وجود داشت موجب شد تا اقتصاد رشد زیادی را تجربه کند. از جمله سیاست‌های این دوره، سرمایه‌گذاری عظیم دولتی به علت درآمدهای سرشار نفتی و واردات تکنولوژی و کالاهای سرمایه‌ای بوده‌اند؛ مواردی که به افزایش شدید رشد اقتصادی در آن دوره منتهی شدند. با این‌حال برخی کارشناسان بر این باورند که هرچند دهه 1340 دهه سرمایه‌گذاری‌های صنعتی بوده و رشد اقتصادی ایران ناشی از این امر بوده است، اما در مقابل در دهه 1350 وقوع بیماری هلندی و واردات گسترده کالا در نتیجه درآمدهای نفتی موجب افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه شده است.

به عبارتی کیفیت رشد در دهه 1340 متفاوت از دهه 1350 بوده است. اما می‌توان گفت که در هر دو دهه به هردلیلی که وجود داشته، آنچه مشخص است افزایش شدید تولید ناخالص داخلی سرانه و افزایش رفاه سرانه ایرانیان اتفاق افتاده است.

کاهش تولید ناخالص سرانه بعد از وقوع انقلاب و جنگ تحمیلی

همانطور که در بخش قبل مشاهده شد روند تولید ناخالص داخلی سرانه ایرانیان در حدفاصل سال 1960 تا سال 1976 صعودی بود. با این‌حال بعد از افزایش ناآرامی‌های داخلی که به انقلاب اسلامی در سال 1357 یا 1979 منجر شد، تولید ناخالص داخلی سرانه کشور هم روندی نزولی را تجربه کرد. این روند کاهشی با شروع جنگ 8 ساله بین ایران و عراق تشدید شد. 

به عبارتی ترکیبی از نااطمینانی‌های سیاسی و اجتماعی، تغییرات قانونی، اختلال در بنگاه‌های تولید، کاهش سرمایه‌گذاری مولد و همچنین خروج سرمایه، تخریب زیرساخت‌ها توسط ارتش عراق و تخصیص منابع به سمت تولیدات نظامی موجب شد تا اقتصاد ایران ضربات شدیدی را متحمل شود. به بیان دقیق‌تر تولید ناخالص داخلی سرانه کشور در سال 1976 معادل 7 هزار و 422 دلار برآورد شده بود، در سال 1990 یعنی تقریبا سالی که جنگ 8 ساله پایان یافت به رقم 2 هزار و 833 دلار به ازای هر ایرانی کاهش پیدا کرد. 

در بازه زمانی سال‌های 1979 تا 1990 به علت اینکه کشور متحمل آسیب‌های قابل‌توجهی هم از ناحیه نوسانات و ناآرامی‌های سیاسی و اجتماعی و هم از ناحیه جنگ تحمیلی شد، ظرفیت و پتانسیلی در اقتصاد به وجود آمد که بعدها به منجر به رشد اقتصادی زیادی شد. امری که به زبان اقتصادی به آن رشد جبرانی یا catch-up growth گفته می‌شود.

روند جی دی پی سرانه ایران

رشد جبرانی در دوره پساجنگ

سیاست‌ بازسازی اقتصادی دولت‌های پنجم و ششم، بهبود فروش نفت و پتانسیل بالقوه اقتصاد ایران در دوره پساجنگ موجب شد تا اقتصاد ایران دوباره احیا شود. به‌‌طوری که در فاصله سال‌های 1990 تا 2011 به‌طور متوسط سهم هر ایرانی از تولید ناخالص داخلی از رقم 3 هزار و 222 دلار به 5 هزار 322 دلار برسد؛ یعنی بیش از 2 هزار دلار افزایش در بیش از 20 سال. 

البته در این میان نمی‌توان به سرمایه‌گذاری‌های صنعتی و افزایش بهره‌وری در رشد اقتصادی بها داد؛ چرا که عمده این افزایش در تولید ناخالص داخلی سرانه ناشی از رشد جبرانی اقتصاد بوده است. به بیان دیگر در انتهای این دوره زمانی یعنی بین سال‌های 2006 تا 2011 سرعت افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه کند شده است و این موضوع خود بیانگر اشباع ظرفیت‌های اقتصادی و نیاز موتور اقتصاد به سوختی مانند رشد بهره‌وری و تکنولوژی است.

اثر تحریم بر تولید ناخالص داخلی سرانه

شروع تحریم‌های غرب و به ویژه آمریکا علیه اقتصاد ایران موجب شد تا محدودیت‌های شدیدی بر صادرات نفت کشور و شبکه بانکی و مبادلات بین‌المللی اعمال شود. مسئله‌ای که به کاهش درآمدهای نفتی انجامید و همچنین نقل و انتقال منابع مالی به و از کشور را با دشواری مواجه کرد. در نتیجه تولید ناخالص داخلی سرانه که در سال 2011 بیش از 5 هزار دلار بود، در سال 2015 به کمتر از این رقم کاهش پیدا کرد. اما بعد از انعقاد توافق برجام و رفع موقت تحریم‌ها روند تولید ناخالص داخلی سرانه افزایشی شد و در سال 2017 به حدود 5 هزار و 400 دلار رسید.

با این‌حال خروج ترامپ از برجام در سال 2018 موجب شد تا مجددا متوسط سهم هر ایرانی از تولید ناخالص داخلی کشور در سایه تحریم‌ها نزولی شود. به‌طوری که در سال 2019 تولید ناخالص داخلی سرانه به پایین‌تر رقم 5 هزار دلار کاهش پیدا کرد. در مقابل روند این شاخص از سال 2019 تا سال 2024 روندی صعودی بوده و در سال 2024 تولید ناخالص داخلی سرانه کشور معادل 5 هزار و 834 دلار برآورد شده است. احتمالا علت این امر در تسهیل فروش نفت کشور توسط دولت آمریکا نهفته است.

با این‌حال باید دید با توجه به حوادث یک سال گذشته و وقوع دو جنگ 12روزه و 40روزه آیا روند صعودی تولید ناخالص داخلی سرانه ایران ادامه‌دار خواهد بود یا خیر؟

در نهایت آنچه مشخص است تولید ناخالص داخلی سرانه ایران در سال 2024 همچنان پایین‌تر از سال 1978 است؛ یعنی یک سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی. از طرف دیگر نیز تولید ناخالص سرانه ایران که در سال 2024 برابر با 5 هزار و 834 دلار برآورد شده بسیار پایین‌تر از رقم حدودا 25 هزار دلاری و 15 هزار و 400 دلاری دو کشور عربستان و ترکیه است؛ کشورهایی که نسبتا مشابه اقتصاد ایران محسوب می‌شوند.

تمام این موارد ضرورت اهمیت بیش از پیش سیاستگذار به ثروت‌آفرینی در اقتصاد را نشان می‌دهد.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O