هزینهِ پنهان درمان در ایران | خداحافظی طبقه متوسط با درمان خصوصی | یک جراحی معمولی معادل چند ماه درآمد یک خانواده است
به گزارش اقتصادنیوز، «حضور پُرتعداد طبقه متوسط در صف بیمارستانهای دولتی | هزینه جراحیهای معمولی در سال ۱۴۰۵+جدول» تیتر گزارش مطهره خردمندان در سرویس اجتماعی سایت اقتصادنیوز است. در بخشی از این گزارش آمده است:
در راهروهای بیمارستانها، نسخهها و پروندههای پزشکی فقط روایت بیماری نیستند؛ روایت اقتصاد خانوادهها هم هستند. بیماری که نیاز به جراحی دارد، پیش از ورود به اتاق عمل با یک سؤال مهم روبهرو میشود: «چقدر توان پرداخت داری؟»
برای خانوادهای که توان مالی دارد، درمان خصوصی میتواند به معنای تعیین سریعتر زمان عمل، انتخاب پزشک، فضای خلوتتر و کاهش بخشی از اضطراب باشد. اما برای خانوادهای که توان پرداخت ندارد، درمان همچنان ممکن است؛ با این تفاوت که هزینه آن گاهی در قالب انتظار، رفتوآمد، مرخصی از کار و فشار روانی پرداخت میشود.
صفی که فقط برای بیماران کمدرآمد نیست
سالها بیمارستان دولتی در ذهن بسیاری از مردم مقصد کسانی بود که توان پرداخت هزینههای خصوصی را نداشتند؛ اما حالا ترکیب صفها تغییر کرده است. افزایش هزینههای درمان باعث شده بخشی از طبقه متوسط نیز برای جراحیها و خدمات تخصصی به بیمارستانهای دولتی مراجعه کنند.
در این میان، مسئله فقط تعداد بیماران نیست؛ مسئله ظرفیت نظام درمان است. هر بیمار جدیدی که از بخش خصوصی به سمت دولتی حرکت میکند، یک پرونده بیشتر، یک تخت بیشتر، ساعتهای بیشتر مراقبت و فشار بیشتر بر کارکنان درمانی ایجاد میکند.
بیمارستان دولتی هزینه مالی درمان را برای بسیاری از خانوادهها کاهش میدهد، اما همیشه نمیتواند هزینه زمانی و روانی آن را حذف کند.
یک جراحی، دو صورتحساب متفاوت
یک درد شکمی ساده میتواند یک خانواده را با دو تصویر متفاوت روبهرو کند؛ در بیمارستان دولتی، با استفاده از بیمه پایه، سهم بیمار ممکن است چند میلیون تومان باشد؛ اما همان جراحی در بخش خصوصی با احتساب هزینه پزشک، بیهوشی، اتاق، تجهیزات و خدمات بیمارستانی میتواند به چند ده میلیون تومان برسد.
این فاصله فقط اختلاف قیمت نیست؛ اختلاف در نوع تجربه درمان است.
اینکه بیمار چه روزی بستری شود، چه زمانی جراحی شود، پزشک چه کسی باشد و مسیر درمان چقدر طول بکشد، برای بسیاری از خانوادهها تبدیل به یک مزیت اقتصادی شده است.
درمانی که ارزانتر است، همیشه سادهتر نیست
بیمارستان دولتی همچنان مهمترین تکیهگاه درمانی میلیونها نفر است. تعرفههای کنترلشده و حمایت بیمهای باعث میشود بسیاری از خانوادهها بتوانند درمان را ادامه دهند. اما پشت هر هزینه کمتر، ممکن است هزینههای دیگری وجود داشته باشد.
همراهی که چند روز از محل کار مرخصی میگیرد، خانوادهای که چند بار برای آزمایش و نوبت مراجعه میکند، بیماری که برای خالیشدن تخت منتظر میماند و فردی که در کنار درد بیماری، اضطراب تأمین هزینههای جانبی را هم تحمل میکند. درمان ارزانتر شده، اما الزاماً آسانتر نشده است.
وقتی خانوادهها هزینه پنهان درمان را پرداخت میکنند
هزینه درمان فقط عدد روی قبض بیمارستان نیست.
کرایه رفتوآمد، غذا و اقامت همراه، کاهش درآمد به دلیل غیبت از کار، مراقبت پس از ترخیص و فشار روانی خانواده، بخش دیگری از هزینهای است که کمتر دیده میشود. برای یک سالمند، کودک یا بیمار دارای درد شدید، چند روز انتظار میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. برای همین بعضی خانوادهها حاضرند حتی با قرض و فروش دارایی، زمان کوتاهتر و مسیر قابل پیشبینیتر را انتخاب کنند.
بیمارستان خصوصی زمان میفروشد؛ بیمارستان دولتی امکان درمان
تفاوت اصلی دو بخش درمان را نمیتوان فقط در کیفیت پزشک یا ساختمان بیمارستان خلاصه کرد.
بخش خصوصی در بسیاری از موارد امکان انتخاب، سرعت و برنامهریزی را عرضه میکند؛ اما هزینه آن برای بخش بزرگی از جامعه از توان درآمد ماهانه خارج شده است.
بخش دولتی امکان درمان را حفظ میکند؛ اما اگر افزایش تقاضا با افزایش تخت، نیروی انسانی و ظرفیت درمانی همراه نباشد، فشار آن در قالب صف، ازدحام و فرسودگی به بیماران بازمیگردد.
وقتی یک جراحی معمولی میتواند معادل چند ماه درآمد یک خانواده باشد، انتخاب محل درمان دیگر فقط انتخاب پزشک و بیمارستان نیست؛ انتخابی اقتصادی است.
بیمارستان دولتی برای بسیاری از مردم آخرین امکان درمان است، اما این امکان نباید با تحمل فرسودگی و بیاطمینانی همراه شود.
عدالت درمانی فقط زمانی معنا پیدا میکند که کمبود پول، بیمار را از حق انتخاب و تجربه یک درمان قابلاعتماد محروم نکند.
درمان نباید به جایی برسد که یک خانواده با پول، زمان بخرد و خانوادهای دیگر، درد را در صف انتظار تحمل کند.
ارسال نظر