ماجرای سندروم جنگ در میان آمریکایی ها چه بود؟

ترامپ در تله توهم جنگ کوتاه با ایران | 3 مزیت خروج به‌موقع از جنگ برای رهبران سیاسی | آمریکا چه امتیازاتی به ایران می‌دهد؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۸۴۶۸
اقتصادنیوز: دونالد ترامپ با ورود به جنگ ایران گرفتار همان خطایی شد که تاریخ‌نگار نظامی، لارنس فریدمن، از آن با عنوان توهم جنگ کوتاه یاد می‌کند؛ به این معنی که فرد تصور می کند که برتری نظامی و فناوری، امکان شکست سریع دشمن را فراهم می‌کند.
ترامپ در تله توهم جنگ کوتاه با ایران | 3 مزیت خروج به‌موقع از جنگ برای رهبران سیاسی | آمریکا چه امتیازاتی به ایران می‌دهد؟

به گزارش اقتصادنیوز، منتقدان دولت دونالد ترامپ معتقدند که تصمیم برای ورود به جنگ با ایران از همان ابتدا یک اشتباه بود. مهم‌ترین اهداف اعلام‌شده این جنگ، جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای و از بین بردن توانایی ایران برای اعمال نفوذ در خلورمیانه بود؛ اهدافی که تاکنون محقق نشده اند.

این درحالی است که در دور جدید درگیری ها، آسیب قابل‌توجهی به برنامه هسته‌ای ایران وارد نشده و تهران همچنان حدود ۷۰ درصد از توان موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است.

خبر مرتبط
بازگشت کامل ایران و آمریکا به جنگ؟ | پیامدهای بسته‌شدن همزمان تنگه هرمز و باب‌المندب

اقتصادنیوز: نظم بین‌المللی کنونی شباهت‌های قابل توجهی با شرایط اروپا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم پیدا کرده است؛ دوره‌ای که دولت‌ها به جای حفظ یک نظم مشترک، بیش از پیش به دنبال منافع کوتاه‌مدت بودند و همکاری‌های جمعی جای خود را به رقابت و بی‌اعتمادی داد. این امر درنهایت منجر به آغاز جنگ جهانی شد.

دستاوردهای ناچیز در قبال هزینه بالا

جاشوا شوارتز در نشنال اینترست نوشت: در مقابل، دستاوردهایی مانند تضعیف نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران به ادعای ترامپ، در برابر پیامدهای منفی جنگ برای آمریکا بسیار ناچیز بوده است. ایران اکنون اهرم بیشتری بر بازار جهانی انرژی در اختیار دارد و ذخایر مهمات پیشرفته ارتش آمریکا نیز به‌شدت کاهش یافته است.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که بهترین مسیر پیش‌رو چیست؟ آیا آمریکا باید همان‌گونه که ترامپ اخیرا گفته است، برای تمام کردن کار؛ جنگ را تشدید کند یا برای جلوگیری از خسارت بیشتر، از شدت درگیری بکاهد؟

دامی به نام هزینه از دست رفته

رهبران سیاسی معمولا تمایل دارند تا جنگی را که به بن‌بست رسیده، ادامه دهند، چرا که هیشه پذیرش شکست دشوار است.

در سطح راهبردی، این نگرانی وجود دارد که عقب‌نشینی، اعتبار آمریکا را در آینده تضعیف کند و رقبایی مانند چین و روسیه را جسورتر سازد. در عرصه داخلی نیز پذیرش شکست معمولا به کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور منجر می‌شود؛ تجربه‌ای که جو بایدن پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و سقوط دولت مورد حمایت واشنگتن با آن روبه‌رو شد.

از نظر روان‌شناختی، انسان‌ها معمولا گرفتار خطای هزینه هدررفته می‌شوند؛ یعنی پس از صرف هزینه‌های مالی و انسانی فراوان، تمایل دارند تا جنگ را ادامه دهند، با این توجیه که قربانیان آن بیهوده جان خود را از دست نداده باشند. جان باختن ۱۸ نظامی آمریکایی در جنگ با ایران می‌تواند چنین ذهنیتی را تقویت کند.

به همین دلیل، ممکن است ترامپ به جای پذیرش یک توافق دیپلماتیک نه‌چندان مطلوب که مستلزم امتیاز دادن به ایران است، تصمیم به تشدید جنگ بگیرد؛ اما چنین تصمیمی کاملا اشتباه خواهد بود.

هرچه جنگی که چشم‌انداز موفقیتی ندارد طولانی‌تر شود، جان انسان‌های بیشتری گرفته می‌شود، تسلیحات بیشتری از بین می‌رود و سرمایه سیاسی بیشتری مصرف می‌شود. ادامه جنگ نه‌تنها بازدارندگی و اعتبار آمریکا را افزایش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند هر دو را تضعیف کند.

آمریکا پس از جنگ‌های طولانی و پرهزینه ویتنام و عراق، با اعتبار بیشتری از میدان خارج نشد؛ بلکه جامعه‌ای خسته از جنگ، محتاط‌تر در استفاده از نیروی نظامی و کم‌تمایل‌تر به پذیرش هزینه‌های درگیری‌های آینده بر جای گذاشت.

تشدید جنگ با ایران، به‌ویژه اگر به عملیات گسترده زمینی منجر شود، می‌تواند همان خستگی راهبردی را ایجاد کند و این تصور را در پکن و مسکو به وجود آورد که واشنگتن دیگر آمادگی ورود به جنگ‌های پرهزینه را ندارد. همچنین، ادامه جنگ منابع محدود نظامی آمریکا را بیش از پیش تحلیل می‌برد و همین مسئله قدرت بازدارندگی این کشور را کاهش می‌دهد.

در مقابل، عقب‌نشینی می‌تواند هم توانایی نظامی آمریکا و هم اراده آن برای اقدام در آینده را حفظ کند.

چرا تشدید جنگ با ایران احتمالا نتیجه نخواهد داد؟

دونالد ترامپ بارها ادعا کرده است که آمریکا با اختلاف زیاد، قدرتمندترین ارتش جهان را در اختیار دارد. او پیش‌تر نیز در انتقاد از اوکراین گفته بود: «وقتی طرف مقابلت ۱۵ برابر از تو بزرگ‌تر است، نباید وارد جنگ شوی.»

این اظهارات نشان می‌دهد که ترامپ به این باور پایبند است که قدرت نظامی بیشتر، سرانجام به پیروزی منجر می‌شود.اما تجربه تاریخی بارها خلاف این تصور را ثابت کرده است.

تحمل جنگ تعیین کننده نهایی است

در بسیاری از جنگ‌ها، طرف ضعیف‌تر نه به دلیل برتری نظامی، بلکه به دلیل اراده بیشتر برای تحمل هزینه‌ها پیروز شده است. بازیگری که حاضر باشد هزینه‌های سنگین را برای مدت طولانی‌تری بپردازد، می‌تواند در نهایت رقیب قدرتمندتر خود را وادار به عقب‌نشینی کند.

پیروزی مستعمره‌نشینان آمریکایی در جنگ استقلال، موفقیت ویتنام در برابر آمریکا و خروج آمریکا از افغانستان، همگی از همین الگو پیروی می‌کنند. در هیچ‌یک از این موارد، طرف ضعیف‌تر در میدان نبرد ارتش قدرتمندتر را نابود نکرد؛ بلکه با تحمیل هزینه‌های مستمر، آن را به جایی رساند که ادامه جنگ دیگر ارزش خود را از دست داد.

به همین دلیل، ادامه یا تشدید حملات هوایی علیه ایران نیز احتمالا به نتیجه مطلوب آمریکا نخواهد رسید، زیرا استقامت و توازن اراده به سود جمهوری اسلامی ایران است.

فعالیت‌های منطقه‌ای ایران پیش از آغاز جنگ، اگرچه از نگاه واشنگتن تهدیدآمیز بود، اما هزینه اقتصادی و امنیتی محدودی بر شهروندان آمریکایی تحمیل می‌کرد. در برابر برنامه هسته‌ای ایران نیز می توان از ابزارهای دیگری مانند مذاکره یا بازدارندگی هسته‌ای استفاده کرد.

در نتیجه، انتظار می‌رود ایران آمادگی بیشتری برای تحمل هزینه‌های یک جنگ طولانی داشته باشد؛ در حالی که افکار عمومی آمریکا چنین آمادگی‌ای ندارد.

واشنگتن بازنده بود چون...

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حمایت آمریکایی‌ها از جنگ ایران در مقایسه با جنگ‌های پیشین، در پایین‌ترین سطح تاریخی قرار دارد و بسیاری از شهروندان حاضر نیستند حتی افزایش چند دلاری قیمت هر گالن بنزین را برای ادامه این جنگ بپذیرند.

بنابراین، با وجود برخی موفقیت‌های تاکتیکی، آمریکا در سطح راهبردی بازنده این جنگ بوده است؛ واقعیتی که هرچه زودتر پذیرفته شود، هزینه‌های کمتری را بر واشنگتن تحمیل خواهد کرد.

فضیلت شکست‌های سریع

رهبران سیاسی معمولا به پایان دادن جنگی که آشکارا راه بازگشتی ندارد، تمایل ندارند.

دولت‌های لیندون جانسون و ریچارد نیکسون جنگ ویتنام را سال‌ها بیش از حد لازم ادامه دادند. اتحاد جماهیر شوروی نیز حضور خود در افغانستان را بیش از اندازه طولانی کرد و اکنون نیز به نظر می‌رسد ولادیمیر پوتین در اوکراین در حال تکرار همان اشتباه است.

در مقابل، یک سیاستمدار دوراندیش می‌داند که سرعت پذیرش شکست نیز اهمیت دارد و گاهی باختن زودتر، مزایای قابل‌توجهی به همراه دارد.

نخستین مزیت پایان سریع یک جنگ، حفظ جان انسان‌ها و جلوگیری از هدررفت منابع مالی است.

پس از آنکه ریچارد نیکسون با شعار صلح همراه با عزت به قدرت رسید، بیش از ۲۱ هزار نظامی آمریکایی دیگر در ویتنام کشته شدند و شمار بسیار بیشتری از مردم ویتنام جان خود را از دست دادند. با این حال، نتیجه نهایی تغییری نکرد و سایگون در سال ۱۹۷۵ به دست نیروهای کمونیست سقوط کرد.

اگر جنگ در سال ۱۹۶۹ و هم‌زمان با آغاز ریاست‌جمهوری نیکسون پایان یافته بود، باز هم همان نتیجه سیاسی حاصل می‌شد، با این تفاوت که هزاران نفر زنده می‌ماندند.

باراک اوباما نیز در افغانستان راه مشابهی را در پیش گرفت. او با افزایش شمار نیروهای آمریکایی، صدها میلیارد دلار هزینه اضافی بر دوش آمریکا گذاشت. این تصمیم به کشته شدن شمار بیشتری از نظامیان آمریکایی و شهروندان افغان انجامید، اما در نهایت کابل نیز در سال ۲۰۲۱ به دست طالبان سقوط کرد.

روسیه نیز در اوکراین همچنان ماهانه تا ۳۰ هزار نفر تلفات می‌دهد؛ آن هم در شرایطی که عملیات تهاجمی این کشور عملا به بن‌بست رسیده است. اگر مسکو زودتر واقعیت میدان را می‌پذیرفت، می‌توانست از این هزینه‌های سنگین جلوگیری کند.

شکست سریع توان نظامی را حفظ می‌کند

دومین مزیت پایان دادن سریع به یک جنگ، حفظ توانایی‌های نظامی برای رویارویی با بحران‌های آینده است.

در جنگ پلوپونز، لشکرکشی فاجعه‌بار آتن به سیسیل بخش بزرگی از ناوگان و نیروهای نظامی این دولت‌شهر را نابود کرد و در نهایت به شکست آن در برابر اسپارت انجامید. آتن در طول این نبرد چندین فرصت برای کاهش خسارت و عقب‌نشینی داشت، اما با ادامه جنگ، قدرت نظامی خود را برای نبرد اصلی از دست داد.

حال آمریکا در موقعیتی مشابه قرار گرفته است.

واشنگتن تنها در چند ماه نخست جنگ، بخش قابل‌توجهی از مهمات پیشرفته خود، از جمله تا نیمی از موشک‌های رهگیر پاتریوت و موشک‌های کروز تاماهاوک را مصرف کرده است. بازسازی این ذخایر احتمالا سال‌ها زمان خواهد برد و در این فاصله، توان بازدارندگی آمریکا در برابر رقبایی مانند چین و روسیه کاهش می‌یابد.

واشنگتن نمی‌تواند با تسلیحاتی که دیگر در اختیار ندارد، هم از خود دفاع کند و هم متحدانش را مجهز سازد. به همین دلیل نیز دولت آمریکا ارسال بسته ۱۴ میلیارد دلاری تسلیحات به تایوان را متوقف کرده تا در صورت ادامه جنگ ایران، ذخایر کافی در اختیار داشته باشد.

در نتیجه، ادامه یا تشدید جنگ با ایران تنها این مشکل را عمیق‌تر خواهد کرد.

گاهی عقب‌نشینی به معنای حفظ اعتبار است

سومین مزیت خروج سریع از یک جنگ، حفظ هم‌زمان اراده سیاسی و اعتبار بین‌المللی کشور است.

در نگاه نخست، ممکن است عقب‌نشینی به اعتبار یک کشور لطمه بزند و رقبای آن را به این نتیجه برساند که از رویارویی نظامی هراس دارد. اما این آسیب کوتاه‌مدت، در بسیاری از موارد از خسارتی که جنگی طولانی بر توان نظامی و روحیه عمومی یک کشور وارد می‌کند، کمتر است.

ماجرای سندروم جنگ در میان آمریکایی ها چه بود؟

پس از جنگ‌های طولانی ویتنام و عراق، در جامعه آمریکا نوعی سندروم جنگ شکل گرفت، به این معنی که واشنگتن باید تا حد امکان از ورود به جنگ‌های خارجی جدید پرهیز کند. همین ذهنیت، از نگاه بسیاری از رقبا، اعتبار و قدرت بازدارندگی آمریکا را کاهش داد.

جنگ ویتنام نمونه روشنی از این مسئله بود.

اشتباه تاریخی صدام

بر اساس تصور رایج، کشوری که نزدیک به یک دهه با تحمل هزینه‌های سنگین برای منطقه‌ای با اهمیت محدود جنگیده، باید اراده‌ای استثنایی از خود نشان داده باشد. اما درست پیش از جنگ خلیج فارس، صدام حسین برداشت کاملا متفاوتی داشت.

او تصور می‌کرد جامعه آمریکا پس از تجربه ویتنام دیگر تحمل تلفات انسانی را ندارد و حاضر نیست برای آزادسازی کویت یا دفاع از عربستان سعودی هزینه سنگینی بپردازد.

صدام در گفت‌وگوهای خصوصی خود به مشاورانش گفته بود آمریکا حتی حاضر نیست یک‌پنجم یا یک‌دهم تلفات جنگ ویتنام را نیز تحمل کند.

ژنرال وفیق السامرایی، رئیس وقت اطلاعات نظامی عراق، بعدها نقل کرد که صدام معتقد بود تجربه ویتنام اراده آمریکا برای استفاده از قدرت نظامی را به‌شدت تضعیف کرده است.

صدام نیز در سخنرانی ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۰ خطاب به مردم آمریکا هشدار داده بود که هرگونه جنگ با عراق، تکرار تجربه ویتنام، اما این بار با خشونت و تلفات بیشتر خواهد بود.

به بیان دیگر، جنگ طولانی ویتنام نه‌تنها رقبا را از قدرت آمریکا نترساند، بلکه آن‌ها را به این نتیجه رساند که واشنگتن دیگر حاضر نیست بار دیگر چنین هزینه‌ای را بپردازد.

لبنان نمونه‌ای از خروج به‌موقع بود

در مقابل، تجربه مداخله آمریکا در لبنان در دهه ۱۹۸۰ نمونه‌ای از مزایای پایان سریع یک جنگ بود.

پس از انفجار سال ۱۹۸۳ در سفارت آمریکا در بیروت که ۱۷ آمریکایی کشته شدند، رونالد ریگان تصمیم گرفت نیروهای آمریکایی را از لبنان خارج کند.

اگرچه این تصمیم در آن زمان با انتقادهای فراوان روبه‌رو شد، اما با توجه به شرایط میدانی، حمایت از دولت لبنان دیگر راهبردی قابل اجرا نبود؛ به‌ویژه پس از آنکه ارتش این کشور در سال ۱۹۸۴ فروپاشید.

ادامه حضور نظامی آمریکا می‌توانست واشنگتن را برای سال‌ها درگیر جنگ داخلی پیچیده و خونین لبنان کند؛ جنگی که شش سال هم ادامه یافت.

در چنین شرایطی، عقب‌نشینی شاید تا اندازه‌ای بر اعتبار آمریکا اثر گذاشت، اما هزینه‌های انسانی، نظامی و سیاسی تشدید جنگ بسیار بیشتر می‌بود.

توهم جنگ کوتاه

نویسنده مدعی شد: پذیرش سریع شکست، مانند تجربه لبنان، در برخی موارد حتی می‌تواند اعتبار بیشتری نسبت به پافشاری بر جنگی فرسایشی، مانند ویتنام ایجاد کند.

دونالد ترامپ با ورود به جنگ ایران گرفتار همان خطایی شد که تاریخ‌نگار نظامی، لارنس فریدمن، از آن با عنوان توهم جنگ کوتاه یاد می‌کند؛ به این معنی که فرد تصور می کند که برتری نظامی و فناوری، امکان شکست سریع دشمن را فراهم می‌کند.

این محاسبه از ابتدا اشتباه بود و اکنون بدترین تصمیم، ادامه دادن همان اشتباه است.

امتیازهایی دردناک برای واشنگتن

برای کاهش هزینه‌های آمریکا، واشنگتن ناگزیر خواهد بود تا امتیازهای دردناکی به ایران بدهد. امتیازهایی مانند پذیرش ادامه غنی‌سازی اورانیوم در سطوح پایین تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، همانند توافق هسته‌ای دوران باراک اوباما. همچنین آمریکا باید بپذیرد که ایران همچنان برنامه موشکی خود را حفظ کند، روابطش با گروه‌هایی مانند حزب‌الله را ادامه دهد و تا حدی بر تنگه هرمز نفوذ داشته باشد.

تفاهم‌نامه‌ای که پیش‌تر میان واشنگتن و تهران امضا شده بود، از سوی منتقدان تسلیم آمریکا توصیف شد و حتی مایک پنس، معاون اول سابق ترامپ، آن را نوعی مماشات دانست.

اما این توافق، بازتاب واقعیت جدیدی بود که در نتیجه جنگ شکل گرفته است؛ افزایش قدرت چانه‌زنی ایران.

از این منظر، اگر ترامپ بخواهد به وعده‌ای که در مراسم تحلیف خود در سال ۲۰۲۵ داده بود، یعنی این ادعا که «موفقیت ما تنها با جنگ‌هایی که می‌بریم سنجیده نمی‌شود، بلکه با جنگ‌هایی که پایان می‌دهیم نیز ارزیابی خواهد شد»، عمل کند، ناچار به پذیرش این واقعیت و مسیر پایان دادن به جنگ خواهد بود.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O