جنگ ایران، فرصت نتانیاهو برای پاکسازی قومی در غزه؟ | آتش بس روی کاغذ ماند | نقشه بیبی برای «مهاجرت داوطلبانه» از غزه!
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ ادامهدار آمریکا با ایران به یک حواسپرتی بزرگ بینالمللی تبدیل شده است؛ بحرانی که توجه افکار عمومی و دیپلماتیک را از سایر مشکلات کلیدی، حتی در درون خود خاورمیانه، منحرف کرده است. البته دولت اسرائیل به نخستوزیری بنیامین نتانیاهو، دقیقا همین وضعیت را میخواست و از آن استقبال میکند.
ریسپانسیبل استیتکرفت در گزارشی نوشت: ساختن تصویر لولوخورخوره یا شرور اصلی منطقه از ایران، سالهاست که به عنوان ابزاری کارآمد در خدمت اهداف اسرائیل بوده تا توجه جهان را از رفتارهای خود منحرف کند. این دقیقا همان دلیل اصلی است که چرا تلآویو همواره به دنبال برافروختن آتش دشمنی ابدی با ایران بوده و در شعلهور شدن و تداوم جنگ کنونی نقش داشته است. همین منطق نشان میدهد که چرا اسرائیل همیشه با دیپلماسی در قبال تهران مخالفت کرده و دست به کارشکنی در آن میزند.
اقتصادنیوز: هیچیک از این رهبران نمیتوانند این فرسایش سیاسی و نظامی را تا ابد ادامه دهند. در نهایت، تمامی این منازعات پشت میز مذاکره ختم خواهد شد
کابینه نتانیاهو از تمرکز فعلی جهان بر جنگ مجدد آمریکا و ایران سوءاستفاده کرده تا سرکوب وحشیانه فلسطینیان در نوار غزه را شدت بخشد. در حالی که دونالد ترامپ در هفتههای اخیر صحبت چندانی درباره غزه نکرده، اقدامات اسرائیل در میدان، عملا در حال نابود کردن طرح صلح ۲۰ مادهای خود ترامپ برای غزه است که اکتبر گذشته پیشنهاد شده بود.
رئیسجمهور آمریکا اگر هم این روزها به توافقهای صلح در خاورمیانه فکر کند، طبیعتا تمرکزش روی مدیریت منازعه با ایران است. اگر او بخواهد فشاری هم به نتانیاهو بیاورد، صرفا برای جلوگیری از کارشکنی اسرائیل در آتشبس جدید با ایران خواهد بود، نه پیشبرد حقوق فلسطینیان.
آتشبسی که روی کاغذ ماند
اسرائیل با توافق آتشبس غزه که حماس با آن موافقت کرد و قرار بود از اکتبر گذشته اجرایی شود، دقیقا همان کاری را کرد که با آتشبسهای قبلی کرده بود؛ آنها عملیاتهای نظامی تهاجمی خود را متوقف نکردند، بلکه صرفا از شدت و سرعت آن کاستند. آمارها تکاندهنده است: از زمان آغاز این آتشبس ادعایی، اسرائیل بیش از هزار فلسطینی را در نوار غزه شهید و باعث مجروح شدن بیش از سه هزار نفر شده است.
با آغاز جنگ کنونی با ایران، نه تنها از شدت عملیاتهای اسرائیل در غزه کم نشده، بلکه شواهد نشان میدهد که این حملات سنگینتر هم شده است. در همین هفته گذشته، ارتش اسرائیل به یک ایستگاه پلیس در اردوگاه آوارگان جبالیا حمله کرد که منجر به شهادت دستکم هشت نفر از جمله رئیس این ایستگاه و چند افسر دیگر شد؛ نیروهایی که وظیفهشان صرفا حفظ نظم در بازار شلوغ اردوگاه بود.
این حمله در راستای استراتژی هدفمند اسرائیل برای نابودی زیرساختهای انسانی و فیزیکی لازم جهت یک زندگی شهروندی حداقلی در غزه انجام شد. در این استراتژی، اهداف شامل بیمارستانها، کادر درمان، مدارس، معلمان و نیروهای پلیس محلی میشوند. دفتر کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد ثبت کرده است که از ابتدای سال جاری میلادی، اسرائیل دستکم ۱۲ بار به نیروهای پلیس در غزه حمله کرده که منجر به شهادت حداقل ۵۳ نفر شده است. این افسران در حال انجام وظایف عادی اما حیاتی مانند هدایت ترافیک یا حفظ نظم بازار بودند. ارتش اسرائیل نیز طبق عادت همیشگی و بدون ارائه هیچ سند و مدرکی، ادعا میکند که این نیروها از اعضای حماس بودهاند.
سیمانکردن خط زرد؛ اشغال ۶۰ درصدی غزه توسط ارتش اسرائیل
فقط بند آتشبس نیست که روی زمین اجرا نشده؛ بخش عمدهای از طرح صلح ترامپ به دلیل مقاومت و کارشکنیهای اسرائیل کاملا متوقف شده است. هیچ پیشرفتی در زمینه عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از غزه دیده نمیشود. برعکس، نیروهای اسرائیلی با احداث استحکامات نظامی در امتداد خط زرد، عملا در حال سیمانکردن و دائمیکردن اشغال بیش از نیمی از نوار غزه هستند.
در ماههای اخیر، ارتش اسرائیل نهتنها عقب ننشسته، بلکه محدوده تحت کنترل خود را از ۵۳ درصد به ۶۰ درصد غزه افزایش داده است.
در طرح ترامپ به صراحت آمده است که کمکرسانی به ساکنان غزه باید بدون دخالت طرفین انجام شود. با این حال، وضعیت انسانی در غزه به دلیل کارشکنیهای گسترده اسرائیل همچنان وخیم و فاجعهبار است. اسرائیل فعالیت بسیاری از سازمانهای امدادرسان بینالمللی را در غزه ممنوع کرده و لیست بلندی از اقلام حیاتی، از کیسهخواب گرفته تا توالتهای پیشساخته را به بهانه استفاده دوگانه (نظامی) توقیف و از ورود آنها جلوگیری کرده است.
کمیته اداره غزه؛ محبوس در هتلهای قاهره
یکی دیگر از مفاد طرح ترامپ، تشکیل بدنه اداره موقت غزه توسط تکنوکراتهای غیرسیاسی فلسطینی تحت عنوان کمیته ملی اداره غزه (NCAG) بود. حماس رسما موافقت خود را با این بند اعلام کرد و با انحلال کمیته اضطراری خود، آمادگی کاملش را برای انتقال قدرت به این کمیته تکنوکرات نشان داد. اما اسرائیل مانع ورود اعضای این کمیته به غزه شده و این ساختار مدیریتی عملا در هتلی در قاهره زمینگیر شده است.
پروژه بازسازی نوار ویرانشده غزه نیز به بنبست خورده است؛ چراکه اسرائیل حتی به تجهیزات ساختوساز هم برچسب استفاده دوگانه میزند. عملیات آواربرداری عملا شروع نشده است. شورای صلح ترامپ که وظیفه نظارت بر این فرآیند را داشت و تاکنون دستاورد خاصی نداشته، ایده بازسازی کل غزه را کنار گذاشته و به یک طرح آزمایشی کوچک برای بخش ناچیزی از جمعیت بسنده کرده است که آن هم بعید است تا پایان سال جاری میلادی رنگ واقعیت به خود بگیرد.
بهانهتراشی به نام خلع سلاح حماس
اسرائیل و شورای صلح ترامپ طبق عادت، حماس را مقصر این بنبست معرفی میکنند و مدعی هستند حماس باید خلع سلاح شود. این در حالی است که حماس آمادگی خود را برای زمین گذاشتن سلاح طبق مفاد طرح ترامپ اعلام کرده، اما این کار را مشروط به شروط منطقی دانسته است: اسرائیل باید ترور رهبران حماس را متوقف کند. به بندهای دیگر طرح متعهد بماند. اجازه ورود به کمیته اداره غزه (NCAG) داده شود. محاصره انسانی لغو شود و ارتش اسرائیل فراتر از خط زرد پیشروی نکند.
تا زمانی که اسرائیل به این تعهدات عمل نکند، انتظار اینکه حماس به صورت یکجانبه ابزار مقاومت خود را تسلیم کند، کاملا غیرواقعبینانه است.
طرح حرکت آزادانه؛ نام مستعار پاکسازی قومی غزه
هدف نهایی اسرائیل در نوار غزه روشن است: ایجاد جهنمی چنان طاقتفرسا که بازماندگان حملات، از روی استیصال و ناچاری، راضی به ترک وطن خود به هر مقصد دیگری در جهان شوند. وزرای تندروی اسرائیلی هیچ ابایی از ابراز علنی این هدف ندارند. آنها ابتدا اصطلاح «مهاجرت داوطلبانه»را برای این فرآیند به کار میبردند، اما پس از آنکه تحلیلگران اشاره کردند مهاجرت از سرزمینی که به زور غیرقابلسکونت شده هرگز داوطلبانه نیست، تلآویو واژه استعاری جدیدی را ابداع کرد: طرح حرکت آزادانه!
این سیاست تحت هر نامی که اجرا شود، نقض صریح بند ۱۲ طرح ۲۰ مادهای ترامپ است؛ بندی که میگوید: هیچکس نباید مجبور به ترک غزه شود» و «ما باید مردم را به ماندن تشویق کنیم و به آنها فرصت ساختن یک غزه بهتر را بدهیم.
طرح ترامپ به هیچ وجه کامل نیست و در بسیاری از بندها به سود اسرائیل سوگیری دارد؛ از جمله اینکه شامل بندهایی برای جریمه حماس در صورت تاخیر است اما هیچ مکانیسمی برای برخورد با کارشکنیهای اسرائیل ندارد. با این حال، در شرایط فعلی، شاید این طرح تنها بستر دیپلماتیک موجود برای نجات غزه از این وضعیت موحش باشد. دو بند پایانی این طرح با اشاره به ایجاد یک مسیر معتبر برای تعیین سرنوشت و تشکیل کشور مستقل فلسطینی و هدف همزیستی مسالمتآمیز و شکوفا، در مسیر درستی حرکت میکنند. نتانیاهو زمان رونمایی از این طرح مدعی شد که آن را پذیرفته است. اکنون دولت آمریکا باید از تمام اهرمهای فشار خود استفاده کند تا او را وادار کند به کل این طرح(از جمله همان بندهای پایانی) تن دهد.