نمونه‌هایی از ناکارآمدی سیاست خارجی دولت ترامپ

قمار پُرهزینه ترامپ | تناقض خطرناک و آشکار در سیاست‌های هسته‌ای آمریکا | ابهام درباره آینده توافق هسته‌ای ریاض

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۹۰۲۲
اقتصادنیوز: توافق هسته‌ای با عربستان تنها یکی از نمونه‌های ناکارآمدی سیاست خارجی دولت ترامپ است. نمونه‌هایی چون مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین، طرح پیشنهادی ترامپ برای غزه و حتی تفاهم اخیر با ایران نیز همگی با شتاب‌زدگی، ضعف کارشناسی و نداشتن راهبرد بلندمدت تدوین شده‌اند.
قمار پُرهزینه ترامپ | تناقض خطرناک و آشکار در سیاست‌های هسته‌ای آمریکا | ابهام درباره آینده توافق هسته‌ای ریاض

به‌گزارش اقتصادنیوز، تصمیم دولت دونالد ترامپ برای امضای توافق هسته‌ای جدید با عربستان سعودی، یکی از بحث‌برانگیزترین تصمیم‌های سیاست خارجی واشنگتن را رقم زده است. به گفته منتقدان، این توافق نه‌تنها دهه‌ها سیاست آمریکا در جلوگیری از اشاعه تسلیحات هسته‌ای را تضعیف می‌کند، بلکه نشانه‌ای از آشفتگی و نبود انسجام در فرآیند تصمیم‌گیری دولت ترامپ است.

مفاد قرارداد با ریاض چیست؟

دانیل سی. کورتزر در فارن‌پالیسی نوشت: بر اساس این توافق، آمریکا متعهد شده است که فناوری و راکتورهای هسته‌ای غیرنظامی را در اختیار عربستان قرار دهد و حتی امکان غنی‌سازی اورانیوم در خاک این کشور را نیز فراهم کند؛ موضوعی که تاکنون یکی از خطوط قرمز واشنگتن در همکاری‌های هسته‌ای با کشورهای منطقه محسوب می‌شد.

خبر مرتبط
سرنوشت مبهم جنگ ایران | تهدیدات عصر حجری ترامپ نتیجه معکوس دارد | عراق، کوزوو و اوکراین؛ سه تجربه متفاوت حمله به زیرساخت‌ها با نتیجه مشابه

اقتصادنیوز: تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد حملاتی که باعث رنج گسترده غیرنظامیان می‌شود، اغلب به جای تضعیف روحیه عمومی، احساس همبستگی ملی را تقویت می‌کند.

با این‌حال، ترامپ تنها یک روز پس از امضای توافق اعلام کرد که اجرای آن مشروط به عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل است؛ شرطی که در متن توافق وجود نداشت و به اعتقاد نویسندگان، عملا آینده آن را با ابهام روبه‌رو کرده است.

عبور از اصول پیشین عدم اشاعه

مذاکرات هسته‌ای با عربستان موضوع تازه‌ای نیست و از سال‌ها پیش و به‌ویژه در چارچوب گسترش توافق‌های ابراهیم، دنبال می‌شد. ریاض همواره خواستار دسترسی به فناوری هسته‌ای آمریکا، انعقاد پیمان دفاعی با واشنگتن و دریافت پیشرفته‌ترین تسلیحات آمریکایی بوده است.

با این حال، دولت‌های پیشین آمریکا تلاش می‌کردند تا این همکاری را با محدودیت‌های سختگیرانه همراه کنند.

توافق هسته‌ای آمریکا و امارات در سال ۲۰۰۹ که به «توافق ۱۲۳» مشهور شد، الگوی اصلی واشنگتن بود؛ توافقی که به ابوظبی اجازه غنی‌سازی یا بازفرآوری اورانیوم نمی‌داد و اجرای کامل مقررات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را نیز الزامی می‌کرد.

اما دولت ترامپ با کنار گذاشتن این الگو، مهم‌ترین اصل سیاست عدم اشاعه آمریکا را زیر سؤال برده است؛ چرا که هیچ ضرورت اقتصادی، تجاری یا فنی وجود ندارد که عربستان برای برنامه هسته‌ای غیرنظامی خود، چرخه کامل سوخت هسته‌ای را در اختیار داشته باشد.

حذف مسئله فلسطین و سردرگمی در روند مذاکرات

دولت جو بایدن تلاش کرده بود تا توافق هسته‌ای با عربستان را در قالب بسته‌ای گسترده‌تر دنبال کند که شامل عادی‌سازی روابط ریاض و تل‌آویو نیز می‌شد. این راهبرد قرار بود نگرانی‌های اسرائیل درباره غنی‌سازی اورانیوم را کاهش دهد و حمایت کنگره را نیز جلب کند.

اما حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه معادلات را تغییر داد. عربستان پس از آن، تحقق هرگونه عادی‌سازی را به پیشرفت ملموس در مسئله فلسطین مشروط کرد؛ از جمله ایجاد مسیری مشخص، زمان‌بندی‌شده و غیرقابل بازگشت برای تشکیل کشور فلسطین.

با وجود این، توافقی که وزیر انرژی آمریکا و وزیر انرژی عربستان امضا کردند، تنها بر همکاری هسته‌ای متمرکز بود و هیچ اشاره‌ای به اسرائیل یا عادی‌سازی روابط نداشت؛ موضوعی که یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های این توافق محسوب می‌شود.

تناقضات آشکار سیاست‌های ترامپ

ابهام‌ها زمانی بیشتر شد که ترامپ یک روز پس از امضای توافق، در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرد توافق هسته‌ای تنها در صورت پیوستن عربستان به توافق‌های ابراهیم اجرایی خواهد شد و همچنین مدعی شد که هیچ میزانی از غنی‌سازی‌ در خاک عربستان انجام نخواهد شد.

این در حالی است که گزارش‌ها نشان می‌دهد که متن توافق چنین محدودیتی را در بر نداشته است.

این اقدامات نشانه آشفتگی در روند مذاکرات است و چند احتمال را مطرح می‌کند: یا مذاکره‌کنندگان دولت ترامپ اهمیت پیوند میان توافق هسته‌ای و عادی‌سازی روابط با اسرائیل را درک نکرده بودند، یا تصور می‌کردند تحقق عادی‌سازی در آینده نزدیک غیرممکن است و می‌توان آن را نادیده گرفت.

احتمال دیگر نیز این است که منافع اقتصادی ناشی از سرمایه‌گذاری‌های احتمالی عربستان در صنعت هسته‌ای آمریکا، دولت ترامپ را به پذیرش چنین توافقی ترغیب کرده باشد.

حمله به ایران به بهانه غنی سازی بود درحالی‌ که...

نویسنده مدعی شد: این توافق نخستین ضربه جدی به سیاست چند دهه‌ای آمریکا در جلوگیری از اشاعه فناوری هسته‌ای است. در شرایطی که واشنگتن هم‌زمان ایران را به بهانه برنامه غنی‌سازی هدف حملات نظامی قرار می‌دهد، اعطای امتیازی مشابه به عربستان تناقضی آشکار و خطرناک محسوب می‌شود؛ به‌ویژه آنکه ریاض تاکنون پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را نیز نپذیرفته است.

این توافق همچنین اعتبار آمریکا را تضعیف می‌کند؛ زیرا ترامپ پس از امضای سند، به‌طور یکجانبه شروط تازه‌ای را به آن اضافه کرده است

علاوه بر این، توافق بدون هماهنگی جدی با اسرائیل و بدون توجه به مسئله فلسطین پیش رفت؛ رویکردی که حتی با سیاست‌های پیشین خود دولت ترامپ نیز در تضاد است.

ناکارامدی سیاست‌ها، از کی‌یف و غزه تا تهران

توافق هسته‌ای با عربستان تنها یکی از نمونه‌های ناکارآمدی سیاست خارجی دولت ترامپ است. نمونه‌هایی چون مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین، طرح پیشنهادی ترامپ برای غزه و حتی تفاهم اخیر با ایران نیز همگی با شتاب‌زدگی، ضعف کارشناسی و نداشتن راهبرد بلندمدت تدوین شده‌اند.

تفاهم با ایران نیز علیرغم اعطای امتیازات قابل‌توجه به تهران، موفق به تحقق اهداف اعلام‌شده واشنگتن نشد؛ نه برنامه هسته‌ای ایران محدود شد، نه برنامه موشکی آن و نه مسئله کنترل تنگه هرمز به نفع آمریکا حل‌وفصل شده است.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O