آزمون «هرمز» برای عمان | آیا منطقه میتواند مستقل از آمریکا تصمیم بگیرد؟ | همسایه جنوبی ایران در میانه تهدیدهای ترامپ در تکاپوی حفظ استقلال خود است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، آخرین تحولات منطقهای، شرایط مناسب برای ازسرگیری گفتوگو ها، و همچنین تحولات مربوط به کشتیرانی در تنگه هرمز محورهای تازهترین گفتوگوی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان در روز جمعه ۳۰ مرداد ماه بود.
«سیدعباس عراقچی» و «سید بدر البوسعیدی» در حالی بر تداوم رایزنیهای خود تاکید کردند که رئیسجمهور آمریکا هر ساعت از شبانهروز درباره تنگه هرمز و نحوه تردد کشتیها در آن ادعای تازهای مطرح میکند. گرچه تنگه هرمز موضوع روز تبادل پیام و گفتوگوهای مقامات تهران و مسقط است اما مجموعهای از عوامل تاریخی و جغرافیایی از یک سو و سیاسی و اقتئضات نظام بینالملل از سوی دیگر، نگاه و رویکرد دو کشور نسبت به یکدیگر را متفاوتتر از دیگر کشورهای منطقه ساخته است.

دو همسایه، یک تاریخ مشترک
کمتر رابطهای میان کشورهای شمال و جنوب خلیجفارس در طول نیمقرن اخیر به اندازه روابط ایرن و عمان از ثبات و استمرار و نگاه استراتژیک و توسعهگرا برخوردار بوده است. گرچه ژئوپلتیک دو سرزمین تفاوتهای اساسی با یکدیگر نشان میدهند اما عوامل متعددی سبب شده است که این دو کشور نه فقط همسایه، که در طول دههها و حتی در بحرانیترین دورههای منطقه، هرگز روابط دیپلماتیک خود را قطع نکنند.
بذر اعتماد میان تهران و مسقط گرچه به نبرد ظفار و حمایت ایران از سلطان عمان باز میگردد، اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران، مسقط از معدود پایتختهایی بود که به خواست ایرانیان در تغییر رژیم سیاسی خود احترام گذاشت و روابط خود را تهران را در مسیر تجاری و دیپلماتیک ادامه داد. آنگونه که بعدها به مهمترین میانجی مورد تایید جمهوری اسلامی ایران در روابطش با آمریکا تبدیل شد. سطح اعتماد بیسابقه سبب شد که تهران چه سال ۱۳۹۱ و در جریان گفتوگوهای محرمانه با آمریکا درباره پرونده هستهای خود و چه پیش از جنگ ۴۰ روزه در اسفند ماه ۱۴۰۴، مسقط را به عنوان میانجی و میزبان اصلی گفتوگوها و مذاکرات خود با ایالات متحده آمریکا انتخاب کرد.
مسقط از معدود پایتختهایی بود که به خواست ایرانیان در تغییر رژیم سیاسی خود احترام گذاشت و بعدها به مهمترین میانجی مورد تایید جمهوری اسلامی ایران در روابطش با آمریکا تبدیل شد.
در آستانه جنگ رمضان، وقتی موضوع میزبانی دور تازهای از مذاکرات هستهای ایران و آمریکا مطرح و گزینههایی از ترکیه و قطر تا کشورهای اروپایی برای میزبانی اعلام آمادگی کرده بودند؛ ایران بار دیگر عمان را بهعنوان میزبان انتخاب کرد و ترجیح داد، گفتوگوها را با میانجیگری وزیر خارجه عمان پیگیری کند؛ نشانهای صریح از میزان اعتماد تهران به بیطرفی و صداقت میانجیگری مسقط.
شاید به دلیل همین اعتماد بود که بدر البوسعیدی پس از پایان دور آخر گفتوگوهای پیش از جنگ، به واشنگتن سفر کرد تا بر حسننیت ایران تاکید کند و پس از آغاز جنگ هم به صراحت در مقالهای در نشریه اکونومیست، از این جنگ بهعنوان بزرگترین اشتباه محاسباتی دولت ترامپ یاد کرد. جنگ آغاز شده از نهم اسفند، مسقط بیطرف را هم تحت تاثیر قرار داد؛ حملات صورت گرفته به پایگاههای آمریکا در منطقه سبب خسارتهایی به عمان هم شد اما این کشور همچنان بر ضرورت پایان جنگ و بازگشت به دیپلماسی تاکید کرد و در کنار قطر و پاکستان، در تلاش برای میانجیگری باقی ماند.
پرونده روابط ایران و عمان پس از این جنگ اما فصل تازهای به خود دید و فصلی به نام تنگه هرمز در آن آغاز شد. موقعیت جغرافیایی عمان، این کشور را میان تمام کشورهای عربی خلیج فارس، به نزدیکترین همسایه دریایی ایران در تنگه هرمز تبدیل کرده است. تنگهای که یکپنجم نفت و انرژی جهان از آن عبور میکند و تا پیش از آغاز درگیری نظامی آمریکا علیه ایران، حجم بسیاری از این عبور و مرور از طریق بخش جنوبی یعنی عمان صورت میگرفت. در کنار تغییرات شگرفی که در معادلات سیاسی، اقتصادی و نظامی به وجود آورد؛ این تنگه را هم تحت تاثیر خود قرار داد. تنگهای که جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان بر مبنای همه اصول و قواعد بینالمللی دو کشور ساحلی آن بوده و می توانند بر اساس همان قواعد درباره عبور کشتیهای و نفتکشها و دیگر شناورها از این آبراه به مشورت نشسته و سازوکار طراحی کنند؛ این همان واقعیتی است که تهران تلاش میکند هیچ قدرت فرامنطقهای نتواند آن را نادیده بگیرد.
این اصل به صورت صریح و شفاف در بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد، بیان و بر این نکته تاکید شد که ایران و عمان، بهعنوان دو کشور ساحلی حاکم بر تنگه هرمز، موظفاند با گفتوگوی مستقیم میان خود و با مشورت سایر کشورهای منطقه، سازوکار اداره آینده و خدمات دریایی این آبراه را تعیین کنند. این بند، عملاً چارچوب حقوقی و سیاسی مذاکرات کنونی میان تهران و مسقط را بنا نهاد و ایران و عمان را در جایگاه تصمیمگیرندگان اصلی درباره سرنوشت تنگه هرمز قرار داد.

سفر فرستاده سلطان قابوس پادشاه وقت عمان به تهران در تابستان سال ۱۳۵۱
مذاکرات فنی؛ از تهران تا مسقط
مذاکرات فنی درباره تعیین سرنوشت آبراه هرمز از اواخر بهار ۱۴۰۵ و گفتوگوهای تلفنی و دیدارهای مستقیم هیئتهای ایرانی و عمانی در سطح وزرا و معاونان وزرای خارجه، در تهران و مسقط برگزار شد. ایران به تصریح «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت خارجه، این گفتوگوها مستقل از هرگونه مذاکره با آمریکاست.
«کاظم غریبآبادی» معاون حقوقی و بینالمللی وزارت خارجه، نیز در مرداد ۱۴۰۵ از نزدیک شدن مذاکرات به مرحله نهایی خبر داد، هرچند تاکید کرد این تفاهم به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز یا اجرای فوری بند پنجم اسلامآباد نیست.
ایران و عمان در این دور از گفتوگوها تلاش میکنند تا کریدوری را ساماندهی کنند که بتواند اولا امنیت را برای ایران در این آبراه تامین کند و ثانیا تردد آزاد نفتکشها و شناورهای دیگر کشورها با حداکثر امنیت صورت گیرد. برابر این تفاهم، و به تاکید کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه مسیر شمالی که در نزدیک جزیره لارک ایجاد شده بود و مسیر جنوب که در آبهای داخلی عمان است، بسته خواهند شد، چون اینها مسیرهای کاملاً موقتی بودند. اگر این تفاهم جدید که بین ایران و عمان در حال شکلگیری است (با برآورده شدن آن الزامات) وارد فاز اجرا شود، این مسیر جدید برای عبور کشتیها اجرایی خواهد شد. بخش قابل توجهی از این مسیر جدید در آبهای سرزمینی ایران و بخشی از آن هم در آبهای سرزمینی عمان قرار دارد؛ یعنی به گونهای طراحی شده که هم در مسیر ورود و هم در بخشهایی از مسیر خروج، کشتیهای تجاری از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهند کرد.
جدیتر شدن تدوین و اعلام این سازوکار از سوی ایران و عمان، اصلی را بر معادلات جهان تحمیل میکرد: نسخهای برای مدیریت یک تنگه بینالمللی پیچیده میشود که در آن آمریکا نقشی نخواهد داشت و آینده این آبراه بینالمللی را دو کشور ساحلی آن تعیین خواهند کرد. این اصل برای دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، قابل پذیرش نبود و در یک هفته گذشته انواع مختلفی از تهدیدات و دروغها و فراکنیها را درباره این محدوده آبی مطرح کرد؛ از بمباران عمان تا تردد هزاران کشتی و اعلام تنگه هرمز به عنوان قلمرو آمریکا.
آزمونی برای استقلال تصمیمگیری منطقهای
همسایه جنوبی ایران اما در میانه تهدیدات واشنگتن، در تکاپوی حفظ استقلال خود است؛ المانیتور به نقل از یک منبع عمانی تاکید میکند که مسقط از اولین تهدید ترامپ به بمباران شوکه شده اما تهدید جدید او با ناخشنودی مواجه شد. در واقع، عمان این موضوع را جدی نمیگیرید، مسقط کمکم به این حقیقت عادت کرده که چنین تهدیداتی تکرار میشوند و بارها و بارها شنیده میشوند.
این تکاپو به نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری ترامپ را به خشم آورده است. رویترز معتقد است که گفتوگوهای ایران و عمان درباره تنگه هرمز زمین بازی را تغییر داده و مسقط را از میانجی به طرف مذاکراتی تبدیل کرده که از سوی ترامپ مورد تهدید هم واقع میشود.
والاستریت ژورنال به نکته دیگری اشاره کرده و معتقد است که در داخل دولت آمریکا دو نگاه درباره عمان وجود دارد؛ بخشی از مقامهای آمریکایی معتقدند مسقط بیش از حد به ایران نزدیک شده اما گروه دیگری معتقدند واکنش ترامپ اساساً ناشی از ناکامی خودش در رسیدن به توافق هستهای و پایان جنگ با ایران است.
الجزیره هم در تحلیل دادهمحور خود درباره کشتیهایی که از هرمز عبور میکنند، به یک نکته فنی اشاره کرده است؛ قبل از جنگ، هرمز عملاً به «مسیر ایرانی» و «مسیر عمانی» تقسیم نمیشد؛ کشتیها بر اساس قواعد کشتیرانی، بنادر مقصد، قراردادهای حملونقل و الزامات ایمنی حرکت میکردند. پس چیزی که اکنون در حال شکلگیری است، فقط یک توافق فنی درباره کشتیرانی نیست. در واقع، جنگ باعث شده موضوع حق اعمال قواعد عبور از هرمز به یک مسئله ژئوپلیتیکی تبدیل شود. این دقیقاً همان جایی است که منافع ایران و عمان به هم نزدیک میشود و با منافع واشنگتن اصطکاک پیدا میکند.

آنچه ایران در میانه تهدیدات و ادعاهای ترامپ از یک سو و تلاش همسایهاش برای کاستن از تبعات این تهدیدات از سوی دیگر دنبال میکند؛ هدفی استراتژیک است: رساندن منطقه به یک باور درباره خود و تواناییهای خود. این باور که ایستادن در برابر زیادهخواهیهای آمریکا گرچه در نگاه نخست تبعات بسیار شدیدی را نشان میدهد اما در واقع همان سنگ بنای امنیتی است که کشورهای منطقه سالها در پی آن بودند و نتوانستند با صرف هزینههای گزاف مادی و نیز نقض حاکمیت ملی خود به آن دست یابند. تهران عبور و مرور از تنگه هرمز را به نوعی با امنیت ملی و بقای خود گره یافته میبیند اما بیش و پیش از آن، تلاش میکند تا با تدوین و اجرای این سازوکار جدید مدیریت به همسایگان دیگر خود نشان دهد که بدون سیاستهای آمریکا هم میتوان به اداره سرزمینهای تحت حاکمیت خود پرداخت.
اگر ایران و عمان بتوانند از آزمون مدیریت تنگه هرمز سربلند بیرون آیند، الگوی شکل گرفته میتواند همان تلنگر یا هشداری باشد که منطقه در شرایط کنونی نیازمند آن است. اگر تهران و مسقط بتوانند بدون دخالت قدرتهای فرامنطقهای، سازوکاری پایدار، عادلانه و قابلاجرا برای مدیریت یکی از حساسترین آبراههای جهان تدوین و اجرا کنند، این تجربه میتواند الگویی برای دیگر کشورهای منطقه باشد؛ الگویی مبتنی بر این ایده که کشورهای ساحلی و همسایه، بدون نیاز به میانجیگری یا نظارت قدرتهای بیرونی، ظرفیت کافی برای تصمیمگیری درباره حاکمیت، تمامیت ارضی و منافع دریایی خود دارند. رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی ایران این روند را نشانهای از ناکامی فشار نظامی و تحریمی غرب و اثبات صحت راهبرد تهران در برابر آمریکا و متحدانش توصیف کردهاند.
با این همه اما مسیر پیشبینی شده دشمنان منطقهای و فرامنطقهای بسیاری دارد؛ شماری از کشورهای منطقه نگران انحصاری هستند که ایران و عمان میتوانند بر تنگه هرمز داشته باشند و این در حالی است که تهران در چهار دهه گذشته و با وجود تمام تنگناهای خود، هرگز به این مسیر نگاه انحصاری نداشته و اگر جنگی آغاز نشده بود؛ ترتیبات موجود هم به همان شیوه پیشین ادامه مییافت.
مواضع نوسانی رئیسجمهور آمریکا هم دیگر معضل پیشروی این مسیر است و در نهایت جزییات فنی و اجرایی هم میتواند حرکت در این مسیر را با کندیهایی روبرو کند. با این همه اما تهران امیدوار است؛ مسقط همانگونه که تا امروز روند مستقل تصمیمگیری را در پیش گرفته، پس از این نیز از حق حاکمیت خود دفاع کند تا مسیر و سازوکار موقت موجود را به مرحله اجرا و سپس تثبیت و ماندگاری برساند.
ارسال نظر