هشدار واعظی درباره اختلافات داخلی / دشمن با مشاهده شکاف در ایران به امتیازات بیشتر فکر میکند/جنگ و مذاکره را نباید مقابل هم قرار داد
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس، تحولات امنیتی و سیاسی منطقه موجب شده تا موضوع انسجام داخلی، نحوه مواجهه با تهدیدهای خارجی و نسبت میان میدان و دیپلماسی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در این میان، برخی چهرههای سیاسی بر این باورند که نحوه بازتاب اختلافات داخلی میتواند در برداشت طرفهای خارجی از شرایط ایران اثرگذار باشد و از همین رو، حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از تشدید شکافهای سیاسی را بخشی از الزامات مواجهه با تهدیدهای خارجی میدانند.
محمود واعظی، قائممقام حزب اعتدال و توسعه و رئیس دفتر رئیسجمهور در دولت دوازدهم، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس با تأکید بر نقش مردم در قدرت ملی، به تشریح دیدگاه خود درباره پیامدهای قطبیسازی سیاسی، نقش انسجام اجتماعی در محاسبات طرف مقابل، ضرورت مراقبت مسئولان و فعالان سیاسی از ادبیات خود در شرایط جنگی و نسبت میان دفاع و مذاکره پرداخت.
او همچنین از «مثلث بازدارندگی» شامل توان نیروهای مسلح، حمایت مردم و نقش دولت و دیپلماسی سخن گفته و تأکید کرده است که اختلاف نظر درباره شیوههای مواجهه با تهدیدها نباید به تقابل میان جریانهای سیاسی و دوگانهسازیهایی نظیر «جنگطلب» و «واداده» منجر شود. واعظی در این گفتوگو همچنین دیدگاه خود را درباره تجربه جنگ اخیر، الزامات مذاکرات و نقش انسجام داخلی در افزایش قدرت چانهزنی ایران تشریح کرده است.
قطبیسازی میتواند محاسبات دشمن درباره ایران را تغییر دهد
فارس: آیا دوقطبیسازی کاذبی مانند «صلحطلب و جنگطلب» در شرایط فعلی به محاسبات دشمن برای اقدام علیه ایران کمک میکند؟
واعظی: اگر این اصل را مبنا قرار دهیم که منبع اصلی قدرت ملی، «مردم» هستند، آنگاه میتوان گفت هرگاه اکثریت جامعه از انسجام و همبستگی برخوردار باشند و در حمایت از ایران عزیز و نظام جمهوری اسلامی موضع حمایتی اتخاذ کنند، ظرفیت ملی برای مواجهه با تهدیدهای خارجی بهشکل چشمگیر افزایش مییابد.
در چنین شرایطی است که جامعه در برابر دشمن خارجی به سطحی از یکپارچگی و همافزایی میرسد و معالواسطه این وحدت ملی، معادلات امنیتی تحت تأثیر قرار میگیرد. چنانکه در جریان جنگ دوازدهروزه نیز جلوههایی از این ظرفیت اجتماعی و ملی مشاهده شد. لذا الزام به بسط وحدت اجتماعی، بخشی از معادله قدرت و امنیت ملی کشور به شمار میرود.
هنگامی که رزمندگان غیور و جانفدای میهن از حمایت و همراهی یکپارچه جامعه برخوردار باشند، با آمادگی، انگیزه و اطمینان بیشتری در برابر دشمنان آمریکایی، صهیونیستی ایستادگی میکنند و نهایتاً توان ملی برای مواجهه با تهدیدهای خارجی افزایش مییابد. در این مسیر در مذاکره و گفتوگو نیز، مذاکرهکنندگان کشور با اتکا به پشتوانه اجتماعی و قدرت ملی، از موضعی مستحکمتر و از موضع قدرت پای میز مذاکره عزتمندانه حاضر خواهند شد.
قطبیسازی امری غیرسازنده است و مردم را از یکدیگر جدا و جامعه را به سه دسته تقسیم میکند؛ گروهی در حمایت از یک طرف قرار میگیرند، گروهی موضع گرفته و تقابل میکنند و گروهی نیز در میان این دوگانگی، دچار سردرگمی میشوند که کدام طرف درست میگوید. در نتیجه، به جای همافزایی اجتماعی، بخشی از توان جامعه صرف اختلافات درونی و دستهبندی سلبی میشود.
از این رو، همانگونه که رهبر انقلاب تأکید کردهاند، در شرایط کنونی وحدت و انسجام ملی از مهمترین ضرورتهای کشور است و هر عاملی که به تضعیف آن منجر شود، باید کنار گذاشته شود. در شرایط فعلی دشمن بیش از هر چیز به پیامهایی که از داخل کشور متبادر میشود توجه ویژه دارد.
اگر احساس کند میان مردم شکاف وجود دارد یا جامعه در حمایت از ایران، نظام، رهبری، تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و رزمندگان خود دچار اختلاف شده است، جسارت یافته و به امتیازات بیشتری فکر میکند. به همین دلیل، انسجام مردم فقط یک موضوع داخلی نیست.
وقتی جامعه یکپارچه در کنار یکدیگر میایستد، در واقع به دشمن پیام روشن میدهد که در برابر فشار و تهدید نامشروع سدی اساسی وجود دارد. لذا معتقدم پیام وحدت در محاسبات طرف مقابل اثر قابل توجهی گذاشته و هزینه هرگونه اقدام علیه ایران و ایرانیان را افزایش میدهد.
دشمنان در جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز بر پایه برداشت غلط از وضعیت انسجام اجتماعی ایران تجاوز غیرقانونی خود را آغاز نموده و بر مبنای خطای فاحش محاسباتی علیرغم ادعای فراوان، دامنه و پیامدهای درگیری را بهدرستی برآورد نکرده بودند.
آنها گمان میکردند طی مدت ۲۴ یا ۴۸ ساعت بمباران فشرده به اهداف توسعهطلبانه خود خواهند رسید و نهایتاً با واکنشی محدود و کمهزینه از سوی ایران روبهرو خواهند شد. اما در عمل با واقعیت تلخی مواجه شدند.
رزمندگان غیور ما در سپاه پاسداران انقلاب و ارتش سرفراز عزتمندانه ایستادند و مردم فهیم ما نیز در کنار ایران و نظام قرار گرفتند و نشان دادند که در لحظه خطر و تهدید میتوان میان بخشهای مختلف جامعه و مدافعان کشور پیوندی شکل داد که محاسبات طرف مقابل از اساس تغییر کند.
از این رو، ضروری است با جدیت تمام از قطبیسازی، تشدید اختلافات و رفتارهایی که جامعه را در برابر یکدیگر قرار میدهد، پرهیز شود. در عرصه سیاسی، نمیتوان برای یک جریان یا گروه، حق اظهارنظر، فعالیت و حضور در چارچوب قانون قائل شد، اما همان حقوق را از دیگران دریغ کرد.
ضروری است تا ملاک ما رعایت یکسان قانون، برخورداری برابر از حقوق تقنینی و پرهیز از برخوردهای دوگانه و بر اساس عدالت باشد و گرایش سیاسی، تعلق جناحی یا میزان نزدیکی افراد به مراکز قدرت نباید در رویکرد نظام تأثیرگذار واقع شود.
چنین رویکردی علاوه بر تقویت اعتماد عمومی، مانع از آن میشود که اختلافات داخلی به شکافهای اجتماعی مبدل شوند. در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی مواجه است، هر اقدامی که انسجام جامعه را تضعیف کند، ممکن است از سوی دشمن به عنوان نشانهای از اختلاف و ضعف داخلی تعبیر شود و زمینه را برای جریتر شدن دشمنان فراهم آورد.
در میدان جنگ، اولویت همه باید حفظ ایران باشد
فارس: برخی اظهارات، بهویژه در شرایط تهدید و جنگ، حاوی پالسهایی از ضعف، عجز یا ناتوانی کشور است. به نظر شما چنین ادبیاتی میتواند دشمن را برای ادامه فشار، محاصره یا اقدامات نظامی جسورتر کند؟
واعظی: در زمان جنگ باید بیشتر مراقب سخنانمان باشیم. اختلاف نظر بیغرض حق افراد است، اما نباید اجازه دهیم سخنان و موضعگیریها به ابزاری برای سوءاستفاده دشمن تبدیل شود.
حتی اگر از سخن یک نماینده مجلس، مسئول، صاحبنظر یا فعال سیاسی برداشت نادرستی شکل بگیرد، نباید پیش از روشن شدن منظور واقعی وی، سخنش را تقطیع یا بیش از اندازه برجسته کرد. گاهی تلاش برای حل یک اختلاف، اگر با شتاب و قضاوت عجولانه همراه شود، خود به اختلافی تازه مبدل میشود.
لذا مطلوب است تا پیش از هر واکنشی، هدف و منظور واقعی سخن روشن شود و اجازه ندهیم تا ابهامی کوچک به شکافی بزرگ تبدیل شود و فرصتی برای سوءاستفاده دشمن فراهم آورد.
اگر با افراد و جریانهای مختلف سیاسی گفتوگو کنیم، در نهایت بر سر اصولی مانند امنیت و منافع ملی و صیانت از تمامیت ارضی کشور اشتراک نظرهای قابل توجهی وجود دارد. درباره مواضع رهبری و تصمیمات شورای عالی امنیت ملی نیز اصل بر اطاعت و پایبندی است.
بنابراین نباید اختلاف در شیوه بیان یا تفاوت در نگاه به یک موضوع را به معنای اختلاف در اصل دفاع از منافع کشور تلقی کرد. ممکن است اظهارنظر یک فرد از سر دلسوزی و با نیت دفاع از کشور مطرح شده باشد.
اگر پیش از تقابل و برخوردهای سلبی و حذفی، با وی یا جریان سیاسی متبوعش گفتوگو شود و روشن شود که نحوه بیان آن سخن میتواند دستاویزی برای سوءاستفاده قرار گیرد، چهبسا با اصلاح یا توضیح موضع، مسئله همانجا پایان یابد و حسب چنین شرایطی، دیگر دلیلی برای برجسته کردن اختلاف و دامن زدن به آن وجود نخواهد داشت.
ضروری است مراقب باشیم که در مسیر مقدس دفاع در برابر دشمنان، صرف منافع جناحی به تشدید فضای تنش در داخل دامن زده نشود. اختلاف نظر در عرصه سیاسی کاملاً طبیعی است، اما نباید رقابت انتخاباتی به تقابل دائمی میان جناحها، گروهها و شخصیتها تبدیل شود.
هنر سیاستورزی دیانتمحور در شرایط خطر، مدیریت اختلاف است نه عمیق کردن آن. دشمن ما ترامپ است و بر اساس سابقه رفتاری و مواضع او، مسائل جزئی و حاشیهای نیز در محاسبات سیاسی وی مورد توجه قرار دارد.
بنابراین لازم است در اظهارنظرها و رفتارهای سیاسی خود دقت بیشتری معمول داشته و مراقب پیامهایی که از داخل کشور به طرف مقابل منتقل میگردد باشیم. در چنین شرایطی، حتی یک موضوع کوچک نیز میتواند در محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد.
این رویکرد سازنده خطاب به همه جریانهای کشور است و فرقی نمیکند اصلاحطلب باشند، اصولگرا یا اعتدالگرا، مسئول دولت باشند یا نماینده مجلس، یا حتی از جریانهای تندتر سیاسی.
وقتی کشور درگیر جنگ است، طبیعی است که بسیاری از اختلافات را کنار بگذاریم. تا وقتی در میدان جنگ هستیم، صدر اولویت همه باید این باشد که ایران با کمترین هزینه و عزتمندانه پیروز میدان باشد. درباره اختلافات سیاسی فرصت برای گفتوگو و نقد بسیار است، اما حفظ کشور و منافع ملی را نمیتوان به بعد موکول کرد.
نمیتوان دفاع از کشور را با جنگطلبی یکی دانست
فارس: برخی جریانها تلاش میکنند مدافعان مقاومت را «جنگطلب» معرفی کنند. آیا دفاع از کشور و مقاومت در برابر تجاوز را میتوان جنگطلبی تلقی کرد؟
واعظی: باید میان دفاع از کشور و جنگطلبی تفاوت قائل شویم. آنچه در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و پس از آن رخ داد، دفاع قانونی و عزتمندانه ایران در برابر تجاوز آشکار و حمله مستقیم نظامی دو قدرت هستهای تا بن دندان مسلح بود.
بلاشک در اصل دفاع از کشور، حفظ تمامیت ارضی و صیانت از منافع ملی، میان جریانهای مختلف سیاسی و بخشهای مختلف جامعه اشتراک نظر وجود دارد. همین نقطه مشترک مبنای یک موضع ملی است و در شرایط دشوار، جامعه را حول یک هدف مشترک یعنی دفاع از ایران گرد هم آورد.
ایران در بیش از دو قرن گذشته آغازگر جنگ علیه کشوری نبوده و مردم ایران نیز مردمی صلحطلب هستند و به دنبال کشورگشایی و توسعهطلبی نیستند. اما این صلحطلبی به معنای پذیرش تجاوز نیست.
همین مردم صلحطلب، هنگامی که امنیت و منافع کشورشان مورد تعرض قرار گیرد، با قدرت از ایران دفاع میکنند و اجازه نمیدهند متجاوز هزینه گزاف تجاوز خود را نپردازد.
امروز نیز ایران در جایگاه دفاع از خود قرار دارد. دفاع از سرزمین و مردم، فقط یک ضرورت سیاسی نیست، بلکه حقی است که هم در حقوق بینالملل به رسمیت شناخته شده و هم در آموزههای اسلامی بدان تأکید شده است.
بنابراین، وقتی امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران مورد تعرض قرار میگیرد، دفاع از کشور نه تنها یک حق مشروع، بلکه ضرورتی غیرقابل اغماض است. لذا از منظر سیاسی هم نمیتوان دفاع از کشور را با جنگطلبی یکی دانست و هیچکس را نمیتوان صرفاً به دلیل تأکید بر دفاع از ایران، جنگطلب نامید.
ما موظفیم از وجب به وجب خاک میهن، از منافع ملی و از امنیت مردم خود دفاع کنیم و این یک موضع جناحی نیست، بلکه یک اصل ملی است.
در ارتباط با مبحث مذاکره، دو مسیر پیش روی ماست. یا طرف مقابل خواستههای خود را به ما دیکته کند و ما در برابر آن تسلیم شویم، یا اینکه ابتکار عمل را در مذاکرات در دست داشته باشیم و بر اساس منافع ملی و الزامات امنیتی کشور، از دستاوردهای مطلوبی که در دفاع مقدس ۴۰ روزه به دست آمده صیانت کنیم.
اگر دشمن در میدان جنگ نتوانسته به اهداف خود دست پیدا کند، نباید اجازه دهیم همان اهداف را از مسیر مذاکره دنبال و محقق کند. برعکس، پیروزیهای عزتمندانهای که در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه به دست آوردیم، باید در میز مذاکره به سرمایهای ماندگار برای آینده کشور تبدیل شود.
بنابراین، ضروری است تا با هر دو رویکرد افراطی مجدانه مخالفت کرد. نه دفاع از کشور را جنگطلبی دانست و نه مذاکره را وادادگی یا خیانت تلقی کرد. همه ما در اصل دفاع از ایران همنظر هستیم و اختلاف نظر میتواند تنها درباره شیوهها باشد.
عموم جنگهای تاریخ نهایتاً با مذاکره پایان یافتهاند و پیروزی و دستاوردهایی که در میدان کارزار به دست میآید، زمانی ارزش افزوده خواهد داشت که در میز مذاکره به قدرت کشور بیفزاید.
هدف نباید صرفاً توقف جنگ باشد، بلکه باید به گونهای پیش رفت که زمینه هرگونه تجاوز و احتمال تکرار جنگ، به شکلی پایدار از میان برداشته شود.
لذا اگر به گزینههایی که عرض کردم توجه کنیم، اساساً نباید جامعه را دو قطبی کرده و یک گروه را جنگطلب و گروهی دیگر را واداده، خائن یا وابسته به آمریکا بنامیم.
باید بپذیریم همانگونه که رزمندگان جانفدای ما در جبههها حسب دفاع عزتمندانه از کشور، جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و مسئولیت سنگینی بر عهده دارند، دیپلماتهای ما هم با گرو گذاشتن آبرو و اعتبار خود، مسئولیت مهمی را در عرصه مذاکرات میپذیرند.
لذا هر دو مسیر، در صورت قرار گرفتن در چارچوب منافع و امنیت ملی، بخشی از تلاش برای دفاع از ایران است. از نظر من، این دو عرصه چونان دو بالاند که مکمل یکدیگرند و باید در کنار هم باشند و به حرکت یکدیگر کمک کنند تا کشور به تعالی برسد.
اینکه یک عده معتقد به رویکرد نظامی را جنگطلب و عدهای دیگر معتقد به راهحل سیاسی را خائن معرفی کنیم، دقیقاً همان چیزی است که دشمن میخواهد.
دشمن میخواهد ایران شقهشقه شود و ما به جای اینکه در برابر تهدیدهای خارجی کنار یکدیگر بایستیم، با برچسب زدن به هم، یکدیگر را از میدان به در کنیم.
بنابراین در ارتباط با جنگ و مذاکره، به هر دو نیاز داریم. دفاع برای این است که در برابر تجاوز بایستیم و با حفظ آمادگی، بازدارندگی ایجاد کنیم تا دشمن از ادامه تجاوز پشیمان شود و حتی زمانی که در حال مذاکره هستیم نیز باید آمادگی بالای دفاعی را حفظ کنیم.
در کنار آن، مذاکره نیز ضروری است تا بتوانیم با هزینه کمتر و از مسیر گفتوگو، به اهداف و منافع پایدار کشور دست پیدا کنیم.
سه ضلع بازدارندگی باید در کنار هم باشند
فارس: نقش حضور مردم در میدان، ادبیات مقتدرانه مسئولان و آمادگی دفاعی نیروهای مسلح در جلوگیری از تشدید تهدیدات دشمن چیست؟
واعظی: به نظر من، هر سه موضوع از روز اول وجود داشتهاند و ما با آنها مواجه بودهایم. همانطور که قبلاً هم طرح کردم، مثلث بازدارندگی بر سه ضلع استوار است: نخست، قدرت و توان رزمندگان، دوم، حضور و حمایت مردم در میدان، و سوم، خدماتی که دولت ارائه میکند، از جمله در حوزه دیپلماسی جنگی.
در مقاطع مختلف ممکن است نقش یکی از این اضلاع پررنگتر و نقش ضلع دیگری کمرنگتر شود، اما اصل مهم این است که ما باید همواره با اتکا به این سه ضلع و در کنار هم، مسیر دفاع و تأمین منافع کشور را دنبال کنیم.
این سه ضلع در کنار یکدیگر باعث شدند امروز به نقطهای برسیم که شاید بسیاری تصور نمیکردند ایران بتواند همزمان در برابر نخستین قدرت نظامی جهان یعنی ایالات متحده و یکی از قدرتهای نظامی بیرحم در منطقه یعنی رژیم شرور صهیونیستی، چنین قدرتمند و عزتمندانه از خود دفاع کند و با تابآوری کمنظیر و تدابیر مبتکرانه نامتقارن محاسبات دشمن را برهم زده و آنان را از ادامه تقابل به نحوی پشیمان سازد که خود پیشقدم آتشبس شده و از طریق واسطهها درخواست توقف جنگ را از ایران بخواهند.
این توان و ایستادگی نشان داد که وقتی قدرت رزمندگان، حضور مردم و ظرفیتهای دولت در کنار یکدیگر قرار میگیرند، کشور میتواند در برابر تهدیدهای بزرگ نیز با قدرت ایستادگی و طرف مقابل را به پذیرش آتشبس وادار سازد.
لذا معتقدم نباید پیروزی عزتمندانهای که در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه به دست آوردیم، تحت تأثیر اختلافات و حاشیههایی که در فضای سیاسی و اجتماعی کشور دیده میشود قرار گیرد.
اعتقاد من این است که مذاکرهکنندگان، شورای عالی امنیت ملی و مسئولانی که اکنون درباره مذاکرات تصمیم میگیرند، با تأیید و رهنمودهای ابلاغی رهبر انقلاب حرکت میکنند و روند کار به خوبی مدیریت شده است.
معتقدم یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای که به امضای رؤسای جمهور دو کشور رسیده است، سند افتخار و پیروزی ماندگار برای ایران است و امیدواریم مذاکراتی که بر اساس چارچوب همین تفاهمنامه پیش میرود، با حمایت و همراهی جملگی ایرانیان، زمینهساز پیروزی عزتمندانه دیگر برای ملت ایران باشد.