سرمایه اجتماعی آسیب دیده اما از بین نرفته است

آزادارمکی: جامعه در وضعیت اضطراری است | نیازمند مدیریت عاقلانه و سیاست‌ورزی هستیم | مسأله فقدان مسیر برای تغییر است نه فقر!

سرویس: اجتماعی کدخبر: ۸۰۳۵۹۴
اقتصادنیوز: تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس معتقد است فشارهای اقتصادی و انسداد اجتماعی می‌تواند زمینه اعتراض را فراهم کند؛ چرا که مسئله فقط فقر نیست، بلکه احساس نداشتن راه تغییر است.
آزادارمکی: جامعه در وضعیت اضطراری است | نیازمند مدیریت عاقلانه و سیاست‌ورزی هستیم | مسأله فقدان مسیر برای تغییر است نه فقر!

به گزارش اقتصادنیوز، در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی، ابهام در تصویر آینده و ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، فشارهای معیشتی و .... به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده، این پرسش مطرح است که جامعه ایران تا چه اندازه توان تحمل این فشارها را دارد؟

در گفت‌وگو با دکتر تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس، وضعیت سرمایه اجتماعی، احتمال شکل‌گیری اعتراضات جدید و الزامات بازسازی اعتماد عمومی را بررسی کرده‌ایم.

گفگتوی اقتصادنیوز با تقی آزادارمکی، جامعه‌شناس، را بخوانید.

****

*آقای آزاد ارمکی!با توجه به ادامه تنش های سیاسی بین ایران و آمریکا، فشارهای اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده و تجربه یک دوره تنش اجتماعی در سال گذشته، برخی معتقدند سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری جامعه ایران وارد مرحله فرسایش شده است. از نگاه جامعه‌شناسی، امروز وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران چگونه قابل ارزیابی است؟ چه نشانه‌هایی این وضعیت را نشان می‌دهد؟

شرایطی که الان در آن زندگی می‌کنیم، شرایط نامعینی است. یعنی هیچ چیز معلوم نیست. این‌طور نیست که ما یک دولت مستقل داشته باشیم، روابط اجتماعی جامعه فعال باشد و همه چیز در یک وضعیت طبیعی پیش برود. ما در یک شرایط کاملاً نامطمئن قرار گرفته‌ایم.

این نامطمئن بودن باعث شده جامعه وارد وضعیت اضطراری شود؛ وضعیتی که پایان مشخص و معناداری برای آن دیده نمی‌شود. به نظرم شرایط امروز ایران از دوره‌های استثنایی تاریخ معاصر است؛ دوره‌هایی مثل جنگ جهانی دوم که جامعه در شرایطی عجیب و پیچیده قرار داشت.

به همین دلیل سرمایه اجتماعی هم در وضعیت نامطمئن قرار گرفته است. سرمایه اجتماعی که در دوره‌های بحران و غیر بحران باعث می‌شد مردم به یکدیگر اعتماد کنند، آسیب دیده اما از بین نرفته است.

به نظر من سرمایه اجتماعی از مرکز جامعه به حاشیه رفته است. یعنی هنوز در خانواده‌ها، گروه‌های کوچک اجتماعی و روابط نزدیک وجود دارد، اما دیگر در کانون عمومی جامعه قرار ندارد. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم جامعه امروز از یک تاب‌آوری گسترده برخوردار است؛ بلکه بیشتر شاهد نوعی همگرایی محدود در گروه‌ها و خانواده‌ها هستیم.

تقی آزاد ارمکی (2)

*برخی معتقدند مسئله امروز جامعه فقط فقر یا تورم نیست، بلکه احساس بی‌آیندگی و این تصور است که راهی برای تغییر شرایط وجود ندارد. با توجه به این وضعیت، پس از پایان این دوره پرتنش، چه واکنشی از سوی جامعه محتمل است؟ آیا احتمال افزایش اعتراضات اجتماعی وجود دارد؟

قطعا نباید اعتراض را یک امر عجیب تلقی کنیم. هر جامعه‌ای که در مسیر زندگی خود با فشار و مانع مواجه شود، واکنش نشان می‌دهد. جامعه یا باید حرکت کند، یا فروبپاشد، یا اعتراض کند.

به نظر من جامعه ایرانی به دلیل همان سرمایه‌های اجتماعی که هنوز دارد، جامعه‌ای نیست که از بین برود یا نابود شود. اما حتماً امکان بروز اعتراض وجود دارد.

این اعتراض‌ها ابتدا ممکن است متوجه همراهان، سپس دولت، نظام سیاسی و حوزه عمومی شود. ما در مسیر مجموعه‌ای از اعتراضات اجتماعی قرار داریم، چون جامعه ایران توان و ظرفیت حرکت دارد.

مشکل اینجاست که ما نتوانستیم یک پدیده ملی ایجاد کنیم. حتی مسائل مهمی مثل جنگ و بحران‌های ملی را به مسائل گروهی تبدیل کردیم؛ یعنی جامعه به دو دسته طرفداران و مخالفان تقسیم شد. این اتفاق فرصت بزرگی را از بین برد.اگر بحران‌ها به عنوان یک مسئله ملی دیده می‌شد، ممکن بود نتیجه آن افزایش همبستگی و تاب‌آوری باشد، نه شکل‌گیری نارضایتی اجتماعی.

*مردم ایران سال‌هاست با تورم، کاهش درآمد واقعی، افزایش هزینه‌های زندگی، بحران در بخش مسکن و درمان روبه‌رو هستند. آیا فشارهای اقتصادی انباشته‌شده می‌تواند یک شوک جدید را به بحران اجتماعی تبدیل کند؟

جامعه ایرانی در هر صورت جامعه‌ای اعتراضی است؛ چه فقیر باشد و چه غنی. اما نوع اعتراض‌ها متفاوت است.اعتراض‌هایی که در دوره‌های ثبات اقتصادی رخ می‌دهد، با اعتراض‌هایی که از دل فشار شدید اقتصادی بیرون می‌آید تفاوت دارد.اعتراضات خطرناک‌تر، اعتراضاتی است که توده‌های بزرگ و ناشناخته را وارد میدان می‌کند؛ جمعیتی که احساس خشم و بی‌پناهی دارد و در نتیجه امکان افزایش خشونت بیشتر می‌شود.

اعتراضات قبلی می‌توانستند مدنی‌تر باشند، چون هنوز امکان گفت‌وگو و میانجی‌گری وجود داشت. اما وقتی فشارها بیشتر شود، شکل اعتراض هم تغییر می‌کند.

*در برخی از مطالعات اجتماعی گفته می‌شود اعتراضات معمولاً فقط محصول فقر نیستند، بلکه زمانی شکل می‌گیرند که مردم احساس کنند امکان تغییر وضعیت را ندارند. ایران امروز به کدام وضعیت نزدیک‌تر است؟ 

مسئله اصلی فقط فقر نیست. مسئله این است که جامعه احساس کند راهی برای تغییر ندارد. جامعه‌ای که احساس کند می‌تواند آینده را تغییر دهد، حتی با مشکلات اقتصادی هم مدارا می‌کند. اما وقتی احساس انسداد ایجاد شود، حتی مشکلات کوچک هم می‌توانند به بحران تبدیل شوند.

*اگر جامعه به مرزهای جدیدی از تحمل رسیده باشد، دولت و سیاست‌گذاران برای کاهش شکاف اجتماعی و بازسازی اعتماد عمومی چه اقداماتی باید انجام دهند؟

مشکل اصلی امروز کشور، فقدان سیاستمدار است. ممکن است نیروهای نظامی، مدیران و ساختارهای مختلف وجود داشته باشند، اما ما به سیاستمدار نیاز داریم. سیاستمدار کسی است که بتواند بازی کند، گفت‌وگو کند و جامعه را وارد فرآیند تصمیم‌گیری کند.ما نیاز داریم نخبگان کشور از مرزهای فرهنگی، اجتماعی و ملی دفاع کنند، اما اجازه دهند دیگران هم نقش داشته باشند. سیاست باید از مداخله‌های مکرر، نابجا و بدون حساب فاصله بگیرد و جامعه دوباره عاملیت پیدا کند.

پیش‌بینی دقیق زمان اعتراضات مردم ممکن نیست. ممکن است یک حادثه ناگهانی، یک اتفاق اجتماعی، یک برخورد نادرست یا آسیب دیدن یک شخصیت مهم، تبدیل به نقطه شروع شود.

ممکن است یک حادثه ناشناخته یا خشونت‌آمیز جامعه را وارد مرحله جدیدی کند. اما برای جلوگیری از تبدیل شدن اعتراضات به بحران‌های خونین، باید مراقبت کنیم اتفاقات پیش‌بینی‌نشده رخ ندهد. جامعه در شرایط حساس قرار دارد و نیازمند مدیریت عاقلانه، گفت‌وگو و سیاست‌ورزی واقعی است.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O