اما و اگرها بر سر عادیسازی روابط اسرائیل با جهان عرب | رئیس سابق میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل: در کوتاه مدت، تفاهم دوباره سعودی-ایرانی، بسیار محتملتر از عادیسازی روابط سعودی-اسرائیلی است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، دنیس سیترونوویچ در یادداشتی نوشت:
باید به انتظارات نادرست درباره عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان پایان داد.
بیایید با مسئله ظاهری (لفظی) شروع کنیم. هر کسی که با روابط میان عربستان سعودی، کشورهای خلیج فارس و نظم منطقهای گستردهتر آشنا باشد، درک میکند که اگر عادیسازی روابط میان اسرائیل و عربستان سعودی رخ دهد، با عنوان توسعه «توافقهای ابراهیم» برچسبگذاری نخواهد شد. از منظر سعودی، این موضوعی صرفاً ظاهری یا لفظی نیست. ریاض بر چارچوب خود، شرایط خود و روایت سیاسی خود پافشاری خواهد کرد. اما این مسئله کوچکتری است.
برای درک اینکه گفتوگوهای کنونی درباره عادیسازی تا چه حد از واقعیتهای منطقهای جدا افتاده است، خواندن استدلالهای اخیر شاهزاده ترکی الفیصل و دیگر صداهای تأثیرگذار سعودی ارزشمند است.
به طور خلاصه، دیدگاه غالب سعودی امروز این است که اسرائیل به منبع اصلی بیثباتی منطقهای تبدیل شده است، در عین حال، محمد بن سلمان، ولیعهد که خود را رهبری مرکزی در جهان عرب میبیند، بعید است بدون پیشرفت قابلتوجه و آشکار در مسئله فلسطین به سمت عادیسازی حرکت کند. واقعیت این است که در کوتاهمدت، تفاهم دوباره سعودی-ایرانی بسیار محتملتر از عادیسازی روابط سعودی-اسرائیلی است. پذیرش این موضوع ممکن است برای بسیاری در واشنگتن و اورشلیم دشوار باشد، اما بازتابدهنده منطقهای است که آنگونه که وجود دارد، نه آنگونه که برخی سیاستگذاران آرزو میکنند.
عربستان سعودی در ازای همکاری صرف بر سر ایران، در حالی که مسئله فلسطین حلنشده باقی مانده است، با عادیسازی موافقت نخواهد کرد. برخلاف امیدهای برخی در اسرائیل و ایالات متحده، هرگز مسیر واقعبینانهای برای دور زدن مسئله فلسطین در مسیر عادیسازی گستردهتر منطقهای وجود نداشته است. به همین دلیل نیز توافقهای صلح جامع میان اسرائیل و کشورهایی مانند لبنان یا سوریه در شرایط کنونی بسیار بعید به نظر میرسد. بسیاری از ساختار دیپلماتیک منطقهای در نهایت از ریاض میگذرد، و عربستان سعودی آماده مشروعیت بخشیدن به نظم منطقهای نیست که آرمانهای فلسطینی را به حاشیه براند.
از منظر سعودی، اسرائیل نمیتواند به طور نامحدود هر دو طرف میله را در دست داشته باشد، از یک سو کنترل خود بر کرانه باختری را عمیقتر کند و از سوی دیگر انتظار مزایای سیاسی و اقتصادی عادیسازی با جهان عرب را داشته باشد. هرچه زودتر سیاستگذاران آن واقعیت را درونی کنند، دیپلماسی منطقهای واقعبینانهتر و مؤثرتری میتواند شود. و این نه تنها در دولت فعلی اسرائیل، بلکه به احتمال زیاد در دولتهای آینده نیز صادق است. دقیقاً به همین دلیل است که ادامه فروش توهمات در این زمینه به مردم اسرائیل غیرمسئولانه است.
هیچ مسیر منطقهای جدی برای عادیسازی با عربستان سعودی وجود ندارد که کاملاً از مسئله فلسطین عبور کند. تکرار مکرر این وعده ممکن است به روایتهای سیاسی کوتاهمدت خدمت کند، اما واقعیت راهبردی خاورمیانه را تغییر نمیدهد. در نقطهای، سیاستگذاران و مردم اسرائیل به یک اندازه باید با یک واقعیت اساسی روبرو شوند: عادیسازی با جهان عرب، به ویژه با عربستان سعودی، تقریباً یقیناً نیازمند حرکت معنادار در مسیر فلسطین است. نه ژستهای نمادین، بلکه گامهای سیاسی اساسی.
تظاهر به غیر از این ممکن است از نظر سیاسی راحت باشد، اما تنها شکاف میان انتظارات درون اسرائیل و واقعیتهای دیپلماتیک شکلدهنده منطقه را عمیقتر میکند.