کمونیستها شکست را میپذیرند | پوستاندازی سرخ | آیا آخرین دژ سوسیالیسم به آغوش کاپیتالیسم میرود؟ | کوبا به تجارت آزاد و بانکهای خصوصی تن میدهد
به گزارش اقتصادنیوز، محمدحسین باقی در شماره 637 هفته نامه تجارت فردا نوشت:
یک طرح ۱۷۶ بندی با هدف تمرکززدایی بیشتر از اقتصاد دولتی کوبا تدوین شده است که به باور ناظران، گستردهترین اصلاحات اقتصادی در اقتصاد کمونیستی این جزیره از زمان انقلاب کوباست. نوه رائول کاسترو، رئیسجمهور سابق، نیز میگوید که کوبا باید بهدنبال پیشرفت اقتصاد خود باشد؛ اقتصادی که در پی تشدید تحریمها در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، نفسهایش به شماره افتاده است. براساس الگوی اقتصادی فعلی این جزیره، دولت تعیین میکند چه کالایی تولید شود، چه کسی آن را تولید کند، با چه قیمتی به فروش برسد و منابع کشور چگونه توزیع شوند. اما طرح جدید، شامل فضای بیشتر برای مشاغل خصوصی، واردات و صادرات بدون واسطه دولتی، مجوز برای بانکهای خصوصی و سرمایهگذاری کوباییها در خارج از کشور است. این طرح حتی به رستورانهای زنجیرهای فستفود اجازه میدهد تا در این جزیره مستقر شوند. لوئیس کارلوس باتیستا، حقوقدان کوبایی-آمریکایی، گفت: «عناصری که برای دههها بهعنوان ستونهای اقتصاد انقلابی بیان شده بودند، مانند انحصار دولتی بر تجارت خارجی و تمرکز نیروهای تولیدی، برچیده شدهاند.» رهبران کوبایی مانند رائول کاسترو، در گذشته بهدنبال پیشبرد اصلاحات محدودتری در اقتصاد کوبا بودند، اما این تلاشها با موانع بوروکراتیک مواجه شدند. مقامات کوبایی هنگام تصویب این اصلاحات 176بندی هشدار دادند که اجرای آنها میتواند کند باشد و گفتند که اگر ایالاتمتحده تحریم انرژی و مالی این جزیره را لغو نکند، این اقدامات عملی نخواهد بود. رائول کاسترو، نوه رهبر انقلابی، در مصاحبهای که در روزنامه نشنال، مستقر در امارات متحده عربی منتشر شد، تاکید کرد که کوبا «حتی به اندازه ذرهای هم تهدیدی» برای ایالاتمتحده نیست. او در این مصاحبه گفت که دولت کوبا بهدنبال یک الگوی اقتصادی «کاملاً کوبایی» است.
اقتصادنیوز: بسیاری از مردم جهان، آمریکا را نماد سرمایهداری میدانند. اما در کشوری که بزرگترین اقتصاد جهان است، رئیس جمهوری بر مسند قدرت نشسته که علیه تجارت آزاد شورش کرده است. تعرفهگذاری او بر واردات کالاهای خارجی، نظام تجارت آزاد کل جهان را مختل کرده است.
آندریا رودریگز، در گزارشی به برخی بندهای این طرح اشاره کرد و نوشت، در حال حاضر، فقط آژانسهای دولتی و بانکها میتوانند ارز مبادله کنند، اگرچه بسیاری از مردم به بازار غیررسمی متکی هستند. طرح گفتهشده، تعداد وزارتخانهها را برای کارایی بیشتر از ۲۷ به ۲۱ کاهش داده است. همچنین به شهرداریها اختیار بیشتری برای تایید کسبوکارهای فعال در حوزه قضاییشان و مدیریت روابط با فعالان اقتصادی، از جمله شرکتهای دولتی، تعاونیها و شرکتهای خصوصی میدهد. همچنین به شهرداریها اجازه داده میشود کالاها را وارد و صادر کنند و درآمد ارزی خود را مدیریت کنند. کوبا ۱۶۸ شهرداری در ۱۵ استان خود دارد.
براساس این طرح، به شرکتها اجازه داده میشود سیستمهای پرداخت خود را طراحی کنند، سود را با محدودیتهای کمتری استفاده و توزیع کنند، کالاها را وارد و صادر کنند و با کسبوکارهای خصوصی و تعاونیها مشارکت داشته باشند. این اصلاحات همچنین طیف فعالیتهایی را که شرکتهای دولتی مجاز به انجام آن هستند، گسترش میدهد. کوبا حدود دو هزار شرکت دولتی دارد. طبق تغییرات پیشنهادی، کسبوکارها، ازجمله شرکتهای کوچک و متوسط، مجاز به واردات و صادرات مستقیم کالا بهجای استفاده از نهادهای دولتی هستند که در حال حاضر بر این فرآیند نظارت دارند و هزینهها را تعیین میکنند. این اقدامات همچنین مشوقهایی برای واردات نهادهها و مواد اولیه مورد استفاده در تولید فراهم میکند. سیستم سهمیهبندی پس از انقلاب کوبا، مدتها دسترسی به محصولات اساسی را با قیمتهای پایین و کنترلشده تضمین میکرد. اما اصلاحات آتی بهتدریج این یارانهها را حذف کرده و قیمتگذاری مواد غذایی و سایر کالاها را به بازار منتقل میکند. میگل دیاز-کانل، رئیسجمهور کوبا، گفته که طرح اضطراری و سند سیاستی مذکور که از سوی کمیته مرکزی حزب کمونیست تهیه شده، با توجه به تجربیات چین و ویتنام شکل گرفته است؛ دو کشور کمونیستی که اصلاحات اقتصادی بازارمحور را در عین حفظ حکومت تکحزبی ارائه کردهاند.
اقتصادنیوز: وقوع بحرانهای اقتصادی دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده، چارچوب نظری جان مینارد کینز را زیر سوال برد و پدیدهای را آشکار کرد که تئوری کینزی توانایی تبیین آن را نداشت: «رکود تورمی»، یعنی همزمانی نرخهای بالای بیکاری و تورم رو به رشد.
کارشناسان بر این باورند که مجلس ملی کوبا گستردهترین اصلاحات اقتصادی این کشور از زمان انقلاب ۱۹۵۹ را تصویب کرده تا مانع فروپاشی اقتصادی این جزیره شود. به گزارش گرانما، روزنامه حزب کمونیست، این موارد اصلاحی در ۲۳ حوزه استراتژیک (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) گروهبندی شدهاند. مانوئل ماررو، نخستوزیر، در یک سخنرانی تاریخی در مجلس ملی، از این اقدامات رونمایی کرد و آن را تلاشی برای مدرنسازی اقتصاد و بهبود بهرهوری در عین حفظ نظام سوسیالیستی کوبا معرفی کرد. رایگیری به اتفاق آرا تصویب شد و دیاز-کانل با قرائت شعار انقلابی فیدل کاسترو، «سوسیالیسم یا مرگ»، جلسه را به پایان رساند. این اصلاحات در حالی انجام میشود که کوبا یکی از عمیقترین بحرانهای اقتصادی تاریخ خود را تحمل میکند. خاموشیها اکنون بهطور منظم بیش از ۳۰ ساعت طول میکشد و این جزیره با کمبود شدید غذا، سوخت، آب و دارو دستوپنجه نرم میکند. «ولکر تورک»، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، هشدار داد که کودکان در این جزیره بهدلیل کمبود تجهیزات پزشکی در حال مرگ هستند.
آیا اصلاح در کوبا ممکن است؟
ریکاردو زونیگا، افسر بازنشسته خدمات خارجی ایالاتمتحده که از سال 2012 تا 2015 بهعنوان مشاور باراک اوباما در امور قاره آمریکا در شورای امنیت ملی خدمت کرد و در گشایش دیپلماتیک اوباما با کوبا شرکت داشت، در مقالهای در فارن افرز نوشت، در سواحل شرق هاوانا، هنوز هم میتوانید بقایای زنگزده برجهای دیدهبانی را بر روی پشتبام ساختمانها ببینید. این مکانها که در اوایل دهه 1960، پس از حمله ناموفق خلیج خوکها ساخته شدند، برای هشدار اولیه در مورد حمله ایالاتمتحده -یا به زبان انقلابی کوبا «امپراتوری»- طراحی شده بودند. در آن زمان، فکر کردن به اینکه ایالاتمتحده زحمت حمله به کوبا را به خود بدهد، واقعاً مضحک به نظر میرسید. اما امروز واشنگتن واقعاً دولت انقلابی کوبا را به حمله تهدید میکند و ترامپ به سیانان گفته: «کوبا خیلی زود سقوط خواهد کرد.» به دلیل تحریمهای ایالاتمتحده و سوءمدیریت داخلی هاوانا، این کشور با فاجعه اقتصادی روبهروست. تمایل کوباییها برای تغییر قابللمس است. از اوایل دهه 1960، دولتهای متوالی ایالاتمتحده خواهان سقوط دولت کمونیست کوبا بودهاند. بااینحال، تا دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، اکثر آنها از پیگیری تغییر رژیم از طریق نیروی نظامی طفره میرفتند. ایالاتمتحده منافع سیاسی مشروعی در این جزیره دارد؛ جلوگیری از استفاده از این جزیره بهوسیله رقبای ژئوپلیتیک، مدیریت مهاجرت، حلوفصل دعاوی مربوط به املاک ایالاتمتحده. دولت کوبا مایل بوده که در مورد برخی از این مسائل، مانند مهاجرت، با ایالاتمتحده گفتوگو کند، اما قاطعانه هرگونه بحثی را در مورد شکل حکومت خود که ایالاتمتحده آن را مشکل اساسی این جزیره میداند، رد کرده است. تیم ترامپ فرصتی تاریخی برای غلبه بر مقاومت دولت کوبا و پایان دادن به دوره انقلابی میبیند. بااینحال، بعید است که جنگ علیه کوبا تغییری را که ترامپ بهدنبال آن است، به ارمغان بیاورد. رژیم کوبا ممکن است چندان مقاوم نباشد، اما رهبرانش بسیار ریشهدارتر از نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، هستند. بنابراین تلاش برای سرنگونی آنها احتمالاً پیروزی سریعی به همراه نخواهد داشت. کاری که این حمله انجام میدهد، باز کردن در به روی انواع احتمالات خطرناک، مانند شورش طولانی و خونین یا فروپاشی اجتماعی است.
اقتصادنیوز: سیاست هویت، به جای تأکید بر مفهوم «شهروند» و «حقوق شهروندی» افراد، بر مفاهیمی مثل «اقلیت» تأکید میکند. این تأکید بر «اقلیت»ها موجب شکافهای هویتی در جوامع میشود. تبدیل سیاست هویت -از رهگذر مارکسیسم فرهنگی - به دستگاهی برای تحلیل سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بیراههای است که وحدت ملی را تضعیف میکند، هویت ملی را تجزیه میکند و موجب افزایش شکافهای هویتی -دینی، قومی و زبانی- میشود.
از ژانویه ۲۰۲۵، دولت ترامپ محدودیتهای فزایندهای را علیه کوبا اعمال کرده که بهنظر میرسد تلاشی برای درهم شکستن اقتصاد این جزیره باشد. ایالاتمتحده علاوهبر اعمال محاصره نفتی، تحریمها علیه نهادهای دولتی کوبا را گسترش داده است. نام تعداد زیادی از مقامات کوبایی و خانوادههای آنها در فهرست تحریمهای وزارت خزانهداری دیده میشود. از همه مهمتر، دولت ترامپ با صدور فرمان اجرایی، شرکتهای خارجی را که با شرکت بزرگ نظامی کوبا، «گائسا»، تجارت میکنند، تحریم کرد. این کار باعث شده که سرمایهگذاران و شرکای اقتصادی خارجی قدیمی، مانند شرکت حملونقل «Hapag Lloyd» و هتلهای زنجیرهای «Iberostar»، این جزیره را ترک کنند. این سرمایهگذاران بیشتر بهدلیل فعالیت نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی آبهای کوبا و افزایش پروازهای نظارتی ایالاتمتحده، منصرف شدهاند.
اقدامات دولت ترامپ محاسبات هاوانا را تغییر داده است. بهنظر میرسد رهبران کوبا با دلیل موجهی متقاعد شدهاند که این اقدامات، مقدمهای برای حمله نظامی ایالاتمتحده است. تاکنون، اقدامات واشنگتن نتوانسته دولت کوبا را به اصلاحات جدی وادار کند. رهبران کوبا به مقامات آمریکایی برای ارائه کمک در ازای تغییر اعتماد ندارند. در عوض، بهنظر میرسد آنها به این نتیجه رسیدهاند که دولت ترامپ مصمم است آنها را از قدرت برکنار کند. البته، ممکن است حق با مقامات کوبایی باشد. ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، زور را بر دیپلماسی ترجیح داده است. بنابراین او میتواند در حال آماده شدن برای کشتن یا دستگیری میگل دیاز-کانل و رائول کاسترو باشد. سپس دولت ترامپ میتواند سعی کند آنها را با رهبرانی جایگزین کند که از کنار گذاشتن سیستم انقلابی کشور به نفع همکاری با ایالاتمتحده خوشحال هستند.
عملیات ونزوئلا به این دلیل جواب داد که بهنظر میرسید اعضای رژیم مادورو، بهویژه دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور، برکناری او را پیشبینی کرده و کاملاً آماده همکاری با خواستههای ایالاتمتحده بودند. چنین نتیجهای در هاوانا بعید است. دولت کوبا بسیار ریشهدارتر و منسجمتر از دولت مادورو است. حتی اگر کوبا شخصیتی شبیه به رودریگز هم در اختیار داشت، اقتدار و ساختار قدرت در این جزیره چنان پراکنده است که یک فرد بهتنهایی نمیتواند بهسرعت قدرت را قبضه و یکپارچه کند. رژیم کوبا حتی پیش از درگذشت فیدل کاسترو در سال ۲۰۱۶، عملاً بهوسیله کنسرسیومی از مقامات برخاسته از کانونهای مختلف قدرت اداره میشد. دفتر سیاسی حزب کمونیست، نهاد ریاستجمهوری، نیروهای مسلح، وزارت کشور، مدیران شرکتهای دولتی و وابسته به دولت و همچنین رهبران استانی، همگی اهرمهای قدرت و نفوذ واقعی را در دست دارند. بنابراین، ایالاتمتحده برای دستیابی به هرگونه توافقی با دولت کوبا، نیازمند جلب موافقت گروه بزرگی از این بازیگران تاثیرگذار است. از سوی دیگر، صدور کیفرخواست فدرال اخیر آمریکا علیه رائول کاسترو، در ارتباط با سرنگونی هواپیمای غیرنظامی آمریکا در سال ۱۹۹۶، احتمالاً رهبران این کشور را نسبت به نیات و اهداف واشنگتن بسیار بیمناکتر کرده است.
مقامات کوبایی، طبیعتاً برای مقاومت در برابر عملیات نظامی ایالاتمتحده روزگار سختی را پیشرو خواهند داشت. این جزیره از نظر جغرافیایی بهسختی به پنج درصد مساحت ایران میرسد و نیروهای مسلح آن نیز به مراتب کوچکتر و فرسودهتر هستند. بخش اعظم ارتش این کشور احتمالاً ظرف چند ساعت یا چند روز نابود خواهد شد. اما این بدان معنا نیست که نتیجه کار، یک تغییر رژیم ساده خواهد بود. آرایش و موضع نظامی کوبا، حول دکترین «جنگ همه خلقها» سازماندهی شده است؛ دکترینی که شکست در یک نبرد کلاسیک و متعارف در برابر مهاجمان آمریکایی را پیشبینی میکند تا پس از آن، یک شورش و جنگ چریکی طولانیمدت علیه نیروهای اشغالگر آغاز شود. انبارها و زاغههای مهمات از پیش در سراسر کشور تعبیه شده و سایر ساختارهای پشتیبانی برای تسهیل یک مقاومت نامنظم، در جای خود قرار دارند. حتی اگر شهروندان عادی کوبا از یک جنگ چریکی حمایت نکنند، این ریسک وجود دارد که سربازان در سنگرهای خود پناه بگیرند و روزگار را برای نیروهای آمریکایی به جهنم تبدیل کنند.
صلح برای رفاه
بعید است که فشار حداکثری و اقدام نظامی بتواند کوبا را آنطور که واشنگتن میخواهد تغییر دهد. اما گزینه دیگری هم وجود دارد؛ مذاکرات دوجانبه جامع و اساسی. به عبارت دیگر، ایالاتمتحده باید از هویج و همچنین چماق برای تغییر محاسبات کوبا استفاده کند و در ازای سیاستهای بهتر، وعده آرامش و امنیت بدهد. بااینحال، برای انجام این کار، دو طرف باید بتوانند به شکل مستقیم از طریق کانالهای سطح بالا و منسجم با هم ارتباط برقرار کنند. چنین ترتیبی باید به دو طرف فرصتی برای صحبت محتاطانه بدهد. سفر جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا، به هاوانا میتوانست فرصت خوبی برای ایجاد چنین کانالی از طریق وزارت کشور قدرتمند کوبا باشد. سفر فرانسیس داناوان، فرمانده فرماندهی جنوبی ایالاتمتحده، به این جزیره نیز به همین ترتیب امیدوارکننده بود، زیرا او با کارگزاران قدرت کوبا در نیروهای مسلح تعامل داشت. چنین تماسهایی زمانی میتوانند موثرتر باشند که همان تیمها بهمرور زمان تعامل داشته باشند تا اینکه جلسات یکباره و بدون پیگیری برگزار کنند. پس از ایجاد کانالهای پایدار، دو کشور میتوانند به مسائل اساسیتری بپردازند. مذاکرهکنندگان آمریکایی ممکن است با مسائلی که بیشترین نگرانی را برای ایالاتمتحده دارند، شروع کنند، نه با موضوعات داخلی که کوبا در مورد آنها بسیار محتاطتر خواهد بود. دولت ترامپ نمیتواند بهطور یکجانبه تمام محدودیتهای آمریکا در این جزیره را لغو کند و ممکن است بهطور کامل درک نکند که محدودیتهای ایالاتمتحده تا چه حد میتواند به بهبود کوبا بینجامد. بنابراین، مقامات ترامپ باید کنگره را متقاعد کنند که این تحریمها را لغو کند، یا حداقل به رئیسجمهور قدرت انجام این کار را بدهد. این کار آسانی نخواهد بود. جمهوریخواهان و برخی از دموکراتها در کنگره مدتهاست که از تحریمهایی با هدف ترویج تغییر رژیم در کوبا حمایت کردهاند. اما دولت ترامپ بهطور منحصربهفردی در موقعیت خوبی برای تغییر مسیر مجلس نمایندگان و سنا قرار دارد. ترامپ تقریباً وفاداری کامل جمهوریخواهان را بهدست آورده است و اعتبار زیادی در میان آمریکاییهای کوباییتبار ایجاد کرده است.
ایالاتمتحده نمیتواند تمام مشکلات اقتصادی کوبا را حل کند. حتی قبل از اینکه ترامپ فشار ایالاتمتحده را افزایش دهد، این جزیره با کمبودهای شدیدی روبهرو بود. طبق گزارش سازمان ملل، اقتصاد کوبا بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴، حدود ۱۱ درصد کوچک شد و تولید برق تقریباً در همین دوره ۲۵ درصد کاهش یافت. بزرگترین منبع ارز خارجی این جزیره -گردشگری- هرگز بهطور کامل از همهگیری کووید بهبود نیافت و بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ نزدیک به ۶۲ درصد کاهش یافت. همچنین 7/1 میلیون کوبایی بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ این کشور را ترک کردند و نیروی کار آن کشور را از بین بردند. برای حل این مشکلات، دولت کوبا باید نقش بخش خصوصی را گسترش دهد و از انواع کنترلهای اقتصادی که متحدانی مانند چین و ویتنام مدتها پیش رها کردند، دست بردارد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، هزاران کوبایی یکشبه کشاورز شهری شدند تا از بحرانی که پس از پایان کمکهای شوروی ایجاد شد، عبور کنند. وسایل نقلیه کوبایی از دهه ۱۹۵۰ ممکن است بازماندگان خارقالعادهای باشند، اما شاید چشمگیرتر از آنها پنکهها، یخچالها و سایر لوازم خانگی مربوط به دهه ۱۹۴۰ باشند که هنوز با قطعات یدکی خانگی کار میکنند. حتی کوباییهای فرسوده و ازکارافتاده نیز نبوغ عظیمی دارند؛ آنها منتظر فرصتی هستند تا چیزی بیش از زنده ماندن صرف داشته باشند و در عوض از آن انرژی برای بازسازی زندگی و کشورشان استفاده کنند.
اقتصادنیوز: سارتر زمانی گفته بود که «هر ضد کمونیستی، یک سگ است». در زمانهای که سارتر پیامبر فرهنگی اروپا بود، ژان فرانسوا رُوِل با نوشتن کتاب «نه مارکس، نه عیسی» علیه روشنفکری چپ شورش کرد و نشان داد که چگونه یک ایدئولوژی که ادعای رهایی انسان را دارد، به ابزاری برای سرکوب و طرد و کشتار انسانها تبدیل شده است.