چرا معاون ترامپ از «مرگ تمدن غرب» میترسد؟ | ونس بدترین سناریوها را پیشبینی کرده | «عشای ربانی» فقط یک کتاب مذهبی نیست
به گزارش اقتصادنیوز، جیدی ونس معاون اول ترامپ نگران است؛ اما نه فقط به این دلیل که باید از جنگی دفاع کند که زمانی با آن مخالف بود، یا به این خاطر که سرنوشت سیاسیاش به رئیسجمهوری گره خورده که محبوبیتش رو به افول است. آنچه بیش از هر چیز او را آشفته کرده، این باور است که آمریکا و جهان غرب درگیر یک نبرد تمدنی هستند و در حال باختن آناند.
نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: کتاب تازه ونس با عنوان عشای ربانی (Communion) در ظاهر روایتی از تحول مذهبی اوست؛ مسیری که از مسیحیت انجیلی به بیخدایی و سپس به کاتولیسیسم رسیده است. او مینویسد زمانی مسیحیت را بیش از حد نرم و بیرمق میدانست، اما امروز معتقد است که فیض الهی زندگیاش را دگرگون کرده است.
با این حال، در لایههای عمیقتر کتاب، داستان دیگری جریان دارد؛ داستان تغییری که به باور ونس در آمریکا و سراسر غرب رخ داده است. او معتقد است تمدن غربی مسیحی جای خود را به لیبرالیسم سکولار جهانی داده و همین تحول عامل بسیاری از مشکلات امروز، از تنشهای نژادی گرفته تا تضعیف نهاد خانواده و کاهش نرخ زاد و ولد است.
ونس مینویسد بزرگترین ترسش مرگ شخصی نیست، بلکه نابودی تدریجی تمدنی است که به زندگی انسان معنا میبخشد. از نگاه او، مرگ تمدنی زمانی رخ میدهد که جامعه ارزشها و باورهای بنیادین خود را از دست بدهد.
به باور معاون رئیسجمهور آمریکا، افول مسیحیت موجب شده غرب زبان اخلاقی مشترک خود را از دست بدهد. او میگوید جناح راست بیش از حد به بازار و اقتصاد دل بسته و جناح چپ نیز درگیر نوعی خودکاوی بیپایان شده است. از نگاه او، هر دو طرف به نوعی میراث مسیحی غرب را کنار گذاشتهاند.
نسل جدید آمریکا، نگرانی اصلی ونس
ونس نسل آمریکاییهایی را که در جنگ جهانی دوم جنگیدند، الگوی تمدنی میداند. به اعتقاد او آنان صرفا برای دموکراسی یا آزادی نجنگیدند، بلکه برای حفظ تمدن مسیحی غرب مبارزه کردند؛ تمدنی که مفاهیمی مانند حقوق طبیعی، آزادی بیان، مسئولیت اجتماعی، حمایت از ضعیفان و وجدان فردی را شکل داده است.
اقتصادنیوز: مسیر زندگی جوردن باردلا سیاستمدار ۳۰ ساله، از نوجوانی خجالتی و کمحرف تا ریاست حزب راستگرای پوپولیست «اجتماع ملی» (RN)، یکی از شگفتانگیزترین داستانهای سیاست فرانسه در سالهای اخیر است.
او معتقد است پس از پایان جنگ سرد، غرب چیزی مقدس را از دست داد. ایمان مذهبی در اروپا و آمریکای شمالی عقب نشست و غرب فراموش کرد که دقیقا برای چه ارزشهایی ایستاده است.
ونس تلاش میکند پاسخی برای این بحران هویتی ارائه دهد. او میگوید قصد ندارد همه را به مسیحیت دعوت کند، اما باور دارد آمریکا بدون این ریشههای فرهنگی و مذهبی نمیتواند هویت خود را حفظ کند.
ایده ونس در مورد آمریکا چیست؟
این نگاه در سخنرانیهای سیاسی او نیز دیده میشود. ونس بارها استدلال کرده که آمریکا صرفا مجموعهای از اصول و ایدهها نیست، بلکه سرزمینی است متعلق به مردمی با تاریخ و فرهنگ مشترک. او در کنوانسیون جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۴ از آرامگاه اجدادش در کنتاکی سخن گفت و آن را نمادی از وطن دانست؛ چیزی که مردم حاضرند برایش بجنگند.
در کتاب عشای ربانی او پا را فراتر میگذارد و مینویسد مسیحیت در واقع عقیده مشترک آمریکاست؛ زبانی اخلاقی که از دوران انقلاب آمریکا تا جنگ داخلی و پس از آن، جامعه را به هم پیوند داده است.
ونس معتقد است هویت مسیحی، بیش از قانون اساسی یا آرمانهای سیاسی، عامل اصلی تعریف آمریکا بوده است. او حتی از دعاهایی سخن میگوید که نبرد فرشتگان و شیاطین را به تصویر میکشند و به گفته خودش برایش یادآور فضای قرون وسطی هستند.
این نگاه آخرالزمانی تنها محدود به مسائل مذهبی نیست. ونس در کتاب تعریف میکند که در آغاز همهگیری کرونا، هزار گلوله مهمات، مقادیر زیادی برنج، آرد و گوشت خرید تا برای بحران احتمالی آماده باشد. این روایت بخشی از تصویری است که منتقدان از او به عنوان فردی بدبین و نگران آینده ترسیم میکنند.
معاون اول ترامپ بدبین است
به گفته روزنامهنگاران نیویورکتایمز، ونس در محافل خصوصی بارها بدترین سناریوها را پیشبینی کرده است. او نگران شکافهای سیاسی در جنبش «ماگا» بوده و حتی پس از ترور چارلی کرک، فعال محافظهکار آمریکایی، به دنبال فرضیههای مختلف درباره عوامل پشت پرده این حادثه رفته است.
اما نگرانیهای ونس فقط سیاسی نیست. او در کتاب بارها از ترسهای شخصی خود سخن میگوید؛ از این که پدر یا همسر خوبی نباشد، یا این که روزی کسی به سر مزارش نرود. او اعتراف میکند که همواره نوعی احساس ناامیدی و تقدیرگرایی در زندگیاش وجود داشته است.
ونس معتقد است مهمترین نبرد تمدنی امروز نه میان غرب و چین یا جهان اسلام، بلکه درون خود غرب جریان دارد؛ نبردی میان مسیحیت و سکولاریسم.
مهاجرت مشکل اصلی است؟
او سال گذشته در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت بزرگترین تهدید اروپا نه روسیه است و نه چین، بلکه فاصله گرفتن اروپا از ارزشهای بنیادین خودش. از نگاه او، مهاجرت گسترده یکی از مهمترین نمودهای این بحران است.
ونس استدلال میکند که رهبران غربی در حالی درهای کشورهایشان را به روی میلیونها مهاجر گشودهاند که همزمان مهمترین عامل انسجام فرهنگی، یعنی مسیحیت، را کنار گذاشتهاند. او معتقد است تنوع جمعیتی بدون وجود یک هویت فرهنگی مشترک میتواند به شکافهای اجتماعی عمیق منجر شود.
این نگاه تنها متعلق به ونس نیست. شماری از چهرههای برجسته دولت ترامپ، از جمله مارکو روبیو و پیت هگست، نیز در ماههای اخیر از میراث مسیحی غرب و ضرورت حفظ آن سخن گفتهاند.
با این حال ونس میپذیرد که آموزههای مسیحی بر مهربانی با غریبهها و مهاجران نیز تأکید دارند. او میگوید همواره میان اصول اخلاقی و الزامات اداره کشور نوعی تنش وجود دارد و سیاستمداران ناچارند میان ارزشهای مختلف توازن برقرار کنند.
منتقدان اما یادآوری میکنند که ونس در سال ۲۰۲۴ شایعات بیاساسی درباره مهاجران هائیتی در اوهایو منتشر کرد و هرگز بابت آن عذرخواهی نکرد.
در بخش دیگری از کتاب، ونس به تاریخ آمریکا و جنگ داخلی میپردازد. او هرچند بردهداری را محکوم میکند، اما تلاش میکند نقش هر دو طرف جنگ داخلی را در ساختن ایالات متحده برجسته کند. همین نگاه باعث شده برخی منتقدان او را متهم کنند که تصویری بیش از حد ملایم از گذشته آمریکا ارائه میدهد.
در نهایت، «عشای ربانی» بیش از آن که صرفا یک کتاب مذهبی باشد، بیانیهای سیاسی و فرهنگی است. ونس در این اثر تلاش میکند بحران هویت غرب را توضیح دهد و نسخهای برای درمان آن ارائه کند؛ نسخهای که بر احیای مسیحیت و بازگشت به سنتهای فرهنگی تأکید دارد.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا این روایت میتواند در انتخابات ۲۰۲۸ او را از سایه دونالد ترامپ خارج کند یا سرنوشتی مشابه مایک پنس پیدا خواهد کرد؛ سیاستمداری که تلاش کرد با تکیه بر محافظهکاری مذهبی راه خود را به کاخ سفید باز کند اما موفق نشد.