جنگ نفتکشها؛ زورآزمایی ایران و آمریکا در خلیج فارس | دو طرف حاضرند، بار دیگر از مسیر نظامی فاصله بگیرند؟ | تلاش برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه سازندگی در گزارشی نوشت:
تنش نظامی میان ایران و آمریکا بار دیگر وارد مرحلهای تازه شده است؛ این بار در دریا و با نفتکشهایی که به یکی از مهمترین حلقههای زنجیره فشار اقتصادی علیه تهران تبدیل شدهاند.
ماجرا چیست؟
ارتش آمریکا روز شنبه اعلام کرد، پس از آنکه ناوهای جنگی این کشور هدف حملات موشکهای بالستیک ایران قرار گرفتند، سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داده است؛ اقدامی که واشنگتن آن را بخشی از عملیات دفاع از نیروهای خود و مقابله با آنچه «ناوگان سایه» ایران میخواند، توصیف کرده است.
سنتکام مدعی شد که دو نفتکش ایرانی «برای همیشه از کار افتاده» و نفتکش سوم که بدون بار بوده، منهدم شده است. یکی از حملات در نزدیکی جزیره خارک و دیگری در حوالی جاسک انجام شده و نفتکش سوم نیز در خلیج عمان هدف قرار گرفته است. آمریکا همچنین اعلام کرد، خدمه کشتی سوم دستور ترک آن را دریافت کردهاند.
در مقابل، صداوسیما اعلام کرد، تهران در پاسخ به حملات آمریکا، سه نفتکش و سه شناور آمریکایی را هدف قرار داده است. سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا نیز هشدار داد در صورت ادامه دخالت آمریکا در کشتیرانی ایران، حملات علیه کشتیهای نظامی این کشور شدیدتر خواهد شد.
چرا اهمیت دارد؟
اهمیت این رویارویی تنها به سه نفتکش محدود نمیشود. درگیری در دریا مستقیماً به صادرات نفت ایران، امنیت کشتیرانی و آینده تردد از تنگه هرمز گره خورده است؛ آبراهی که برای انتقال جهانی نفت و گاز اهمیت حیاتی دارد. آمریکا میگوید از زمان از سرگیری محاصره دریایی ایران، مسیر ۹۲ کشتی تجاری را تغییر داده، سه کشتی را متوقف و دو کشتی دیگر را بازرسی کرده است.
چنین آماری نشان میدهد که رویارویی دریایی دیگر صرفاً یک درگیری میان نیروهای نظامی نیست و میتواند، تجارت و حملونقل انرژی در منطقه را نیز تحتتأثیر قرار دهد. از سوی دیگر هدف قرار گرفتن نفتکشها میتواند، فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد؛ زیرا صادرات نفت یکی از مهمترین منابع درآمدی تهران در شرایط تحریم و جنگ است.
زمینه موضوع چیست؟
این درگیری در شرایطی رخ میدهد که جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل پس از حدود ۶ ماه همچنان با فراز و نشیب ادامه دارد. دو طرف در هفتههای گذشته پس از یک دوره آرامش نسبی، بار دیگر حملات متقابل را از سر گرفتهاند و تنگه هرمز و مناطق ساحلی ایران نیز در کانون تنش قرار گرفتهاند.
در همین چارچوب، جنایت آمریکا در مراسم عروسی کوهستک که ۵ کشته و حدود ۷۰ زخمی بر جای گذاشت به یکی از نمونههای تازه تشدید درگیریها تبدیل شد. همزمان تلاشهای دیپلماتیک منطقهای برای پایان دادن به جنگ ادامه دارد. ایران پایان مذاکرهشده جنگ و بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد را راه خروج از بحران میداند؛ اما واشنگتن تاکنون نشانه روشنی از تمایل به بازگشت به آن نشان نداده است.
چه کسانی درگیرند؟
در یک سوی این رویارویی، نیروهای نظامی آمریکا و سنتکام قرار دارند که مأموریت حفاظت از نیروهای آمریکایی و هدایت بخشی از تردد دریایی در تنگه هرمز را برعهده گرفتهاند. در سوی دیگر، نیروهای مسلح ایران قرار دارند که تأکید میکند در برابر حملات آمریکا و محدودیتهای ایجاد شده برای کشتیرانی ایران، واکنش نشان خواهد داد.
دولت دونالد ترامپ نیز همزمان دو مسیر را دنبال میکند: فشار نظامی و فشار اقتصادی. جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، گفته است تا زمانی که ایران به کشتیها حمله کند، چشماندازی برای از سرگیری مذاکرات وجود ندارد؛ هرچند تأکید کرده، عملیات نظامی گسترده موسوم به «خشم حماسی» پایان یافته است.
شواهد چه میگویند؟
روایت دو طرف درباره آغاز و ابعاد حملات یکسان نیست. ارتش آمریکا میگوید، ناو هواپیمابر و یک ناوشکن این کشور هنگام گشتزنی در منطقه هدف «چندین حمله بدون تحریک قبلی» ایران قرار گرفتهاند اما زمان دقیق شلیک موشکها را اعلام نکرده است. آمریکا تصاویری نیز از حملات منتشر کرده و نفتکشهای هدف را بخشی از شبکهای موسوم به «ناوگان سایه» دانسته است؛ شبکهای که به گفته واشنگتن برای انتقال نفت ایران و تأمین مالی سپاه پاسداران و گروههای مسلح همپیمان تهران استفاده میشود. در مقابل، مقامهای ایرانی حملات آمریکا را تجاوز و «جنایت جنگی» توصیف کرده و گفتهاند، تهران در واکنش به این اقدامات، کشتیهای آمریکایی را هدف قرار داده است.
اختلاف بر سر چیست؟
ریشه اصلی اختلاف، تنها بر سر چند نفتکش نیست؛ بلکه مسئله بزرگتر، کنترل و آزادی کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز است. واشنگتن خود را مسئول حفاظت از نیروهایش و تضمین تردد کشتیها میداند، درحالی که تهران بر حق خود برای اعمال کنترل بر آبراه و واکنش به آنچه دخالت آمریکا در کشتیرانی ایران میداند، تأکید دارد. در کنار این اختلاف، پرونده هستهای ایران نیز همچنان پابرجاست. مذاکراتی که قرار بود درباره این موضوع انجام شود پس از امضای تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن از هم فروپاشید. اکنون آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در حال تلاش برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت هستند.
پیامدها چیست؟
ادامه حملات میتواند، فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد و همزمان هزینههای حملونقل و بیمه کشتیها در منطقه را بالا ببرد. هرچه تردد در تنگه هرمز کاهش یابد، نگرانی درباره عرضه جهانی انرژی نیز بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر حمله به نفتکشها و پاسخ متقابل به کشتیهای نظامی، خطر گرفتار شدن در چرخهای از حملات و واکنشها را افزایش میدهد؛ چرخهای که ممکن است حتی بدون تصمیم دو طرف برای آغاز یک جنگ تمامعیار به تشدید ناخواسته درگیری منجر شود.
چه خواهد شد؟
آینده بحران بیش از هر چیز به این بستگی دارد که تهران و واشنگتن آیا حاضرند، بار دیگر از مسیر نظامی فاصله بگیرند یا خیر. ایران همچنان از پایان مذاکرهشده جنگ و بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد سخن میگوید اما آمریکا همزمان فشار دریایی، تحریمهای اقتصادی و فشار دیپلماتیک را افزایش داده و بهتازگی عملیات طرد اقتصادی را علیه تهران کلید زده است. در چنین شرایطی اگر حملات علیه کشتیهای نظامی و نفتکشها ادامه یابد احتمال گسترش درگیری در دریا و اختلال بیشتر در تجارت انرژی افزایش خواهد یافت. در مقابل هرگونه کاهش تنش در تنگه هرمز میتواند نخستین نشانه برای بازگشت دیپلماسی باشد؛ مسیری که فعلاً زیر سایه موشکها و نفتکشهای درگیر در آتش جنگ قرار گرفته است.