قبیله‌ای که یوسا از آن گریخت

قبلیه یعنی یک نفر | روایت عصیان یوسا؛ از قبیله تا آزادی | ماریو بارگاس یوسا چرا کتاب «قبیله علیه آزادی» را نوشت؟

سرویس: اقتصاد سیاسی کدخبر: ۸۰۳۲۲۱
اقتصادنیوز: ماریو بارگاس یوسا در سال‌های پایانی عمرش نه‌تنها از اقتصاد بازار و آزادی‌های فردی دفاع می‌کرد، بلکه در آثاری چون «قبلیه علیه آزادی» به ستایش متفکرانی پرداخت که سنت فکری آزادی‌خواهی مدرن را شکل داده‌اند.
قبلیه یعنی یک نفر | روایت عصیان یوسا؛ از قبیله تا آزادی | ماریو بارگاس یوسا چرا کتاب «قبیله علیه آزادی» را نوشت؟

به گزارش اقتصادنیوز، محمد طاهری در هفته نامه تجارت فردا نوشت: احتمال اینکه یک نویسنده سرشناس سوسیالیست به اقتصاد آزاد گرایش پیدا کند، بسیار کمتر از آن است که یک اقتصاددان مدافع بازار آزاد به سوسیالیسم متمایل شود. تغییر مسیر از سوسیالیسم به سرمایه‌داری برای یک برنده نوبل ادبیات، دشوارتر از آن است که یک اقتصاددان، دغدغه‌های عدالت‌خواهانه را به چارچوب فکری خود بیفزاید.

اقتصاددان مدافع بازار آزاد می‌تواند مسئله عدالت یا دغدغه نابرابری را در منظومه فکری خویش جای دهد، اما نویسنده‌ای که سال‌ها با سلوک سوسیالیستی زندگی کرده، به‌سختی می‌تواند مفاهیمی نظیر منفعت، مطلوبیت، بازار آزاد و اصول منطقی علم اقتصاد را به داشته‌های فکری خود بیفزاید. با این حال، ماریو بارگاس یوسا، نویسنده اهل پرو و برنده جایزه نوبل ادبیات، این مسیر دشوار را پیموده است. او که در جوانی شیفته اندیشه‌های سوسیالیستی و انقلاب کوبا بود، به‌تدریج و در پی تجربه‌های سیاسی و سلوک فکری خود، از سوسیالیسم فاصله گرفت و به یکی از شناخته‌شده‌ترین مدافعان لیبرالیسم و جامعه باز تبدیل شد. یوسا در سال‌های پایانی عمرش نه‌تنها از اقتصاد بازار و آزادی‌های فردی دفاع می‌کرد، بلکه در آثاری چون «قبلیه علیه آزادی» به ستایش متفکرانی پرداخت که سنت فکری آزادی‌خواهی مدرن را شکل داده‌اند.

کتاب «قبلیه علیه آزادی» که ترجمه خوب خانم‌ها مهشید معیری و آسیه اسدپور از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است، در مدت کوتاهی به چاپ سوم رسیده است. استقبال از این کتاب نشان می‌دهد که همچنان مخاطبان بسیاری در پی شناخت ریشه‌های فکری نویسنده‌ای هستند که در دهه‌های اخیر به یکی از برجسته‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مدافعان آزادی در جهان تبدیل شده است.

ماریو بارگاس یوسا که در ایران بسیار محبوبیت دارد، تنها نمونه چنین دگرگونی بزرگی نیست. فریدریش فون هایک در جوانی با برخی ایده‌های مداخله‌گرایانه و برنامه‌ریزی اقتصادی همدلی داشت، اما بعدها به یکی از مهم‌ترین منتقدان سوسیالیسم و مدافعان اقتصاد آزاد تبدیل شد. آیزایا برلین نیز هرچند در فضای روشنفکری چپ رشد کرد، در نهایت بر آزادی فردی و اصول لیبرالیسم صحه گذاشت. جورج اورول، با وجود گرایش‌های سوسیالیستی در جوانی، در آثار خود به نقد تمامیت‌خواهی پرداخت و نسبت به خطرات سوسیالیسم استبدادی هشدار داد. پل جانسون نیز از مواضع چپ‌گرایانه فاصله گرفت و به منتقد سوسیالیسم تبدیل شد. راجر اسکروتن هم از تجربه گرایش‌های چپ در جوانی به محافظه‌کاری و دفاع از آزادی‌های مدنی و اقتصادی رسید. در فضای فکری ایران نیز افراد زیادی در جریان سلوک فکری خود، تغییر مسیر از سوسیالیسم به لیبرالیسم را تجربه کرده‌اند.

مثال زنده و روشن این موضوع، موسی غنی‌نژاد است که در جوانی شیفته آرمان‌های چپ بود، اما به‌تدریج به لیبرالیسم گرایش پیدا کرد. موسی غنی‌نژاد که از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواخر دهه ۱۹۸۰ در فرانسه تحصیل می‌کرد، نشان داد که می‌توان از دانشگاه سوربن، که تا حد زیادی به سنت‌های سوسیالیستی پایبند بود، با گرایش‌های لیبرالی بازگشت. مسیری که بسیاری از روشنفکران ایرانی طی نکردند و تا پایان عمر به چارچوب‌های فکری سوسیالیستی وفادار ماندند. این گروه از روشنفکران، اقتصاد را عمدتاً از دریچه مارکسیسم به جامعه ایران معرفی کردند. آن هم پیش از آنکه اقتصاددانان تحصیل‌کرده فرصت معرفی علم اقتصاد را به جامعه ایران پیدا کنند.

برای مثال، سال‌ها پیش از آنکه اصول علم اقتصاد در دانشگاه‌های ایران آموزش داده شود، ایده‌های احمد فردید، کتاب‌های جلال آل‌احمد و نوارهای سخنرانی علی شریعتی در مذمت رابطه با غرب، اقتصاد بازار، تجارت آزاد و مالکیت خصوصی دست‌به‌دست می‌شد. جوانان ساده‌دل نیز شیفته نطق‌های پرشور و نوشته‌های سرشار از احساس این افراد بودند. اما امروز جامعه ایران گفتارها و نوشتارهای موسی غنی‌نژاد و همفکرانش را در دفاع از آزادی، رقابت و اقتصاد آزاد در اینستاگرام و یوتیوب می‌بیند و می‌شنود. این نمونه و نمونه‌های فراوان دیگر نشان می‌دهد که تغییر موضع فکری از سوسیالیسم به لیبرالیسم امری ممکن است. گاه تجربه سیاسی، مطالعه عمیق‌تر و مواجهه با واقعیت‌های اقتصادی، افراد را به بازنگری در باورهای پیشین خود وامی‌دارد. شاید به همین دلیل است که بازخوانی این تجربه‌ها همچنان برای علاقه‌مندان به تاریخ اندیشه جذاب و آموزنده باقی مانده است.

ماریو بارگاس یوسا

یادنامه آموزگاران فکری

معرفی، روایت زندگی، تبیین آرا و تکریم اندیشمندانی که در شکل‌گیری جهان‌بینی یک نویسنده یا متفکر نقش داشته‌اند، سنتی دیرپا در تاریخ اندیشه است. در این سنت، نویسنده از خلال شرح زندگی و اندیشه دیگران، سلوک فکری خود را نیز آشکار می‌کند. برای مثال سارا بیکول در کتاب «در کافه اگزیستانسیالیستی» که انتشارات پیام امروز منتشر کرده، خواننده را به جهان ژان پل سارتر، سیمون دوبووار و دیگر متفکران اگزیستانسیالیست می‌برد و ضمن روایت زندگی آنان، تصویری روشن از اندیشه‌ها و فضای فکری عصرشان به دست می‌دهد. گی سورمان نیز در کتاب «اندیشمندان راستین زمان ما» که توسط انتشارات آروین منتشر شد، به معرفی شماری از برجسته‌ترین متفکران نیمه دوم قرن بیستم می‌پردازد. اهمیت این کتاب در این است که در میانه‌های دهه ۱۳۷۰، منابع فارسی اندکی برای آشنایی با فیلسوفان و نظریه‌پردازان لیبرال وجود داشت و در آن زمان، چهره‌هایی چون کارل پوپر، فردریش فون هایک، آیزایا برلین و مورای روتبارد هنوز برای بخش بزرگی از جامعه کتابخوان ناشناخته بودند و آثارشان نیز به‌ندرت به فارسی ترجمه شده بود. از این رو، کتاب سورمان برای بسیاری از علاقه‌مندان علوم سیاسی و فلسفه سیاسی، نخستین دریچه آشنایی با جریان‌های فکری مدافع آزادی، جامعه باز و اقتصاد بازار به شمار می‌آمد.

ماریو بارگاس یوسا نیز در کتاب «قبیله علیه آزادی» همین سنت را ادامه می‌دهد. او در این اثر، هفت اندیشمند برجسته را که در تحول فکری‌اش نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند، به خوانندگان معرفی می‌کند. علاوه بر همه این‌ها، کتاب «قبیله علیه آزادی» صرفاً شرح زندگی و آرای چند متفکر و اقتصاددان نیست. یوسا با نثری ادیبانه و روایتی جذاب، خواننده‌اش را با فضایی آشنا می‌کند که این متفکران در آن زیسته‌ و اندیشیده‌اند و در عین حال، تفسیر و ارزیابی شخصی خود را نیز درباره اندیشه این افراد می‌افزاید. برای مثال، ممکن است خواننده پیش‌تر در آثار متعددی با زندگی و اندیشه‌های آدام اسمیت آشنا شده باشد، اما یوسا شکلی دیگر از اسمیت را ارائه می‌کند که حتی برای اقتصاددانان هم تازگی دارد. او در این مسیر به بازگویی اطلاعات تاریخی یا فراز و فرودهای زمانه پدر علم اقتصاد بسنده نمی‌کند و می‌کوشد نشان دهد اندیشه‌های اسمیت چگونه در شکل‌گیری جهان مدرن نقش داشته‌اند و چرا همچنان برای فهم آزادی، اقتصاد بازار و جامعه مدنی اهمیت دارند.

همین رویکرد را می‌توان در فصل‌های مربوط به خوزه اورتگا ئی گست، فریدریش فون هایک، کارل پوپر، ریمون آرون و آیزایا برلین نیز مشاهده کرد. موسی غنی‌نژاد هم در مقدمه کتاب توضیح می‌دهد که «قبیله علیه آزادی» را نباید تنها زندگی‌نامه فکری خودنوشت یوسا دانست بلکه باید آن را ادای دین به متفکرانی دانست که نگاه او به سیاست، فرهنگ و جامعه را شکل داده‌اند. 

مهشید معیری آسیه اسدپور

مهشید معیری و آسیه اسدپور، مترجمان کتاب «قبیله علیه آزادی»

چرا باید کتاب را خواند؟

بخش مهمی از روشنفکری ایران، به‌ویژه از دهه ۱۳۴۰ به بعد، تحت تأثیر روایت‌های مختلف سوسیالیستی، مارکسیستی و ضدسرمایه‌داری شکل گرفته است. در چنین فضایی، «قبیله علیه آزادی» فرصتی فراهم می‌کند تا خواننده با تجربه فردی آشنا شود که خود روزگاری شیفته انقلاب کوبا، ژان پل سارتر و آرمان‌های سوسیالیستی بود، اما به‌تدریج و در پرتو مطالعه، تأمل و تجربه سیاسی، به نتایج دیگری رسید.

شاید یکی از جذابیت‌های اصلی کتاب نیز همین باشد که نویسنده نه از موضع یک ناظر بیرونی، بلکه از جایگاه کسی سخن می‌گوید که این مسیر فکری را شخصاً پیموده و فراز و فرودهای آن را از نزدیک تجربه کرده است. یوسا در جوانی مانند بسیاری از روشنفکران آمریکای لاتین شیفته انقلاب کوبا و شخصیت فیدل کاسترو بود. او سوسیالیسم را راهی برای رهایی از فقر، نابرابری و سلطه سیاسی می‌دانست. اما به تدریج مشاهده کرد که حکومت‌های انقلابی، به جای گسترش آزادی، به محدود کردن آزادی بیان، سرکوب مخالفان و تمرکز قدرت منجر شده‌اند. نقطه عطف مهم در این مسیر، ماجرای بازداشت وادار به اعترافِ شاعر کوبایی هبرتو پادییادر سال ۱۹۷۱ بود؛ رخدادی که بسیاری از روشنفکران چپ‌گرا را نسبت به انقلاب کوبا بدبین کرد. اما تجربه سیاسی به تنهایی کافی نبود. عامل دوم، که در واقع مکمل عامل اول بود، آشنایی عمیق او با متفکران لیبرال بود. یوسا در آثارش بارها توضیح می‌دهد که مطالعه اندیشه‌های کارل پوپر، فریدریش فون هایک، آیزایا برلین و ریمون آرون به او کمک کرد تا بدیلی نظری برای سوسیالیسم پیدا کند.

تجربه عملی شکست‌ها و اقتدارگراییِ سوسیالیسم، یوسا را از آرمان‌های چپ دور کرد؛ و آشنایی با سنت فکری لیبرالیسم، مقصد تازه‌ای پیش روی او قرار داد. به بیان دیگر، یوسا نخست از سوسیالیسم ناامید شد، اما لیبرال نشد؛ سپس با خواندن پوپر، هایک، برلین و آرون، دلایل نظری لازم برای دفاع از آزادی فردی، جامعه باز و اقتصاد بازار را پیدا کرد. «قبیله علیه آزادی» در واقع روایت همین سفر فکری است. یوسا در مقدمه تصریح کرده که «قبیله علیه آزادی» را صرفاً برای شرح تاریخ اندیشه لیبرالیسم ننوشته و این کتاب در عین حال روایت زندگی فکری و سیاسی خود اوست. یوسا در همان آغاز مقدمه تصریح می‌کند که این اثر، برخلاف ظاهرش، «زندگی‌نامه شخصی» او نیز هست و مسیر تحول اندیشه‌اش را از مارکسیسم و شیفتگی به انقلاب‌های چپ‌گرا تا پذیرش لیبرالیسم و دفاع از آزادی فردی بازگو می‌کند. 

انگیزه نخست یوسا برای نگارش کتاب به سال‌ها پیش بازمی‌گردد. زمانی که کتاب «ایستگاه قطار فنلاند» اثر ادموند ویلسون را خواند. ویلسون در آن کتاب، تاریخ شکل‌گیری اندیشه سوسیالیستی را از ریشه‌های فکری آن تا انقلاب روسیه روایت کرده است. یوسا پس از مطالعه آن اثر به این فکر افتاد که کتابی مشابه درباره سرگذشت اندیشه لیبرال بنویسد. کتابی که از آدام اسمیت آغاز شود و مسیر تکامل نظری و تاریخی لیبرالیسم را از خلال آثار مهم‌ترین متفکرانش دنبال کند. بنابراین یکی از اهداف او ارائه تاریخچه‌ای فکری از لیبرالیسم و معرفی متفکرانی بود که در شکل‌گیری این سنت فکری نقش اساسی داشته‌اند.

اما این تنها دلیل نگارش کتاب نبود. یوسا می‌خواست توضیح دهد که چگونه خودش از یک جوان مارکسیست و هوادار انقلاب‌های چپ به یک روشنفکر لیبرال تبدیل شد. او در نوجوانی تحت تأثیر بی‌عدالتی‌های اجتماعی در پرو و مبارزه با دیکتاتوری نظامی به حزب کمونیست نزدیک شد و برای مدتی در فعالیت‌های سیاسی چپ مشارکت کرد. در آن دوران آثار مارکس، انگلس، لنین و سارتر را مطالعه می‌کرد و به انقلاب کوبا و فیدل کاسترو امید فراوان داشت. با این حال، تجربه‌های شخصی و سیاسی او به تدریج این باورها را متزلزل کرد. یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های یوسا از نگارش این کتاب، بازخوانی همین تجربه‌ها و هشدار دادن درباره خطرات ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه است. او از نزدیک شاهد سرکوب آزادی‌ها در کشورهای کمونیستی بود. سفر به اتحاد شوروی، مشاهده سانسور، ترس عمومی، فقدان آزادی بیان و امتیازهای ویژه طبقه حاکم، او را متقاعد کرد که آرمان‌شهر سوسیالیستی با واقعیت فاصله زیادی دارد. همچنین برخورد حکومت کوبا با روشنفکران منتقد، به‌ویژه ماجرای زندانی شدن شاعر کوبایی هبرتو پادیا، آخرین امیدهای او را نسبت به نظام‌های انقلابی از بین برد. این تجربه‌ها باعث شد به این نتیجه برسد که هرگاه سیاست از اخلاق جدا شود و قدرت به نام حقیقت مطلق عمل کند، آزادی قربانی خواهد شد. 

یوسا در این کتاب همچنین می‌کوشد نشان دهد که چرا به لیبرالیسم رسیده است. او در سلوک فکری خود به این نتیجه رسید که دموکراسی لیبرال، با وجود همه کاستی‌هایش، بهتر از هر نظام دیگری می‌تواند آزادی بیان، تکثر سیاسی، حقوق فردی و حاکمیت قانون را تضمین کند. از نگاه او، تفاوت اصلی میان دموکراسی و نظام‌های استبدادی در همین امکان نقد، مخالفت و گردش قدرت است. بنابراین «قبیله علیه آزادی» تلاشی است برای دفاع نظری و تاریخی از ارزش‌هایی که یوسا آنها را اساس جامعه آزاد می‌داند. در این میان، نقش متفکرانی چون آدام اسمیت، فردریش فون هایک، کارل پوپر، ریمون آرون و خوزه اورتگا ئی‌گست نیز در این تحول فکری بسیار مهم است. یوسا در کتاب می‌خواهد نشان دهد که این اندیشمندان چگونه به او آموختند آزادی فردی، اقتصاد بازار، جامعه باز و محدود کردن قدرت دولت از مهم‌ترین دستاوردهای تمدن مدرن هستند. به همین دلیل ساختار کتاب بر معرفی و بررسی زندگی و اندیشه این چهره‌ها استوار شده است. 

اما شاید مهم‌ترین دلیل نگارش کتاب در مفهوم «قبیله» نهفته باشد. مفهومی که از اندیشه کارل پوپر الهام گرفته شده است. یوسا معتقد است انسان همواره وسوسه بازگشت به «قبیله» را در خود دارد. قبلیه یعنی وضعیتی که در آن فرد استقلال خود را از دست می‌دهد و در جمعی یکدست و فرمانبردار حل می‌شود. از نظر او ناسیونالیسم افراطی، تعصب مذهبی، کمونیسم و هر نوع ایدئولوژی که فرد را تابع حقیقتی مطلق یا رهبری کاریزماتیک کند، جلوه‌هایی از همین ذهنیت قبیله‌ای هستند. چنین ذهنیتی آزادی، عقلانیت و مسئولیت فردی را نابود می‌کند و راه را برای استبداد می‌گشاید. یوسا کتاب را نوشت تا نشان دهد دفاع از لیبرالیسم در واقع دفاع از فرد در برابر این وسوسه دائمی بازگشت به قبیله است. یوسا این کتاب را نوشت تا هم روایتگر تحول فکری خود باشد، هم تاریخ اندیشه لیبرال را بازگو کند و هم از ارزش‌هایی چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و جامعه باز دفاع کند. از دید او، بزرگ‌ترین دستاورد لیبرالیسم مقابله با ذهنیت قبیله‌ای است که در طول تاریخ، سرچشمه استبداد، تعصب و خشونت بوده و آرزویش این است که کتابش سهمی هرچند کوچک در دفاع از فرهنگ آزادی داشته باشد. ارزش این کتاب در آن است که یوسا از موضع یک نظریه‌پرداز دانشگاهی سخن نمی‌گوید، بلکه از موضع یک نویسنده و روشنفکر روایت می‌کند. او نشان می‌دهد که تغییر باورهای سیاسی و اقتصادی نه‌تنها ممکن است، بلکه گاهی لازمه وفادار ماندن به حقیقت و تجربه زیسته است. از این منظر، کتاب دعوتی به تجدیدنظرطلبی فکری و گشودگی ذهنی است. برای خواننده ایرانی نیز این تجربه می‌تواند آموزنده باشد، زیرا ما همچنان با پرسش‌های بنیادینی درباره نسبت آزادی، عدالت و توسعه روبه‌رو هستیم. یوسا پاسخ نهایی این پرسش‌ها را در اختیار ما نمی‌گذارد، اما نشان می‌دهد که دفاع از آزادی لزوماً به معنای بی‌اعتنایی به عدالت نیست و نقد سوسیالیسم نیز الزاماً از سر محافظه‌کاری یا دفاع از وضع موجود صورت نمی‌گیرد. به همین دلیل، «قبیله علیه آزادی» را بیش از آنکه کتابی درباره آدام اسمیت، هایک یا پوپر باشد، کتابی درباره شجاعت بازنگری در باورهای نویسنده است. شاید مهم‌ترین درس آن برای خواننده ایرانی همین باشد که هیچ اندیشه‌ای نباید از نقد و بازاندیشی مصون بماند؛ حتی اندیشه‌هایی که زمانی برای ما جذاب، آرمان‌خواهانه و بدیهی به نظر می‌رسیده‌اند.

 

کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشته «ماریو بارگاس یوسا» را می‌توانید از وبسایت «انتشارات دنیای اقتصاد» «اینجا» خریداری کنید یا با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید.

جلد قبیله علیه آزادی

 

پربازدیدترین‌ها
از دست ندهید
لوتوس پارسیان - O