حمایت چین از ایران صرفا دیپلماتیک است نه نظامی

حمله آمریکا و اسرائیل به ایران از نگاه محافل امنیتی چین | رویکرد پکن به اعتراضات نه بدبینانه است نه رمانتیک!

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۵۱۶۲
اقتصادنیوز: رویکرد چین به بحران کنونی ایران نه رمانتیک است و نه بدبینانه؛ بلکه سرد و سیستماتیک است.
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران از نگاه محافل امنیتی چین | رویکرد پکن به اعتراضات نه بدبینانه است نه رمانتیک!

به گزارش اقتصادنیوز، ایران طی هفته های اخیر درگیر موجی از اعتراضات سراسری بود. این ناآرامی‌ها حاصل ترکیبی آشنا از فشارهای اقتصادی، تورم، کمبود انرژی و ... بود.

میدل ایست آی در گزارشی نوشته است: جامعه ایران پیشاپیش تحت فشار تحریم‌ها، خسارات ناشی از جنگ و ابهام درباره آینده برنامه هسته‌ای کشور قرار داشت. اعتراضات بازتاب‌دهنده نارضایتی نسبت به شرایط معیشتی بود، اما در عین حال نگرانی عمیقی را هم نسبت به مسیر راهبردی ایران نشان می‌داد.

خبر مرتبط
ترامپ تن به معامله با ایران می دهد؟ | اسلاوین: او به دنبال یک پیروزی بزرگ است | تریتا پارسی: به موفقیت دیپلماسی خوشبین نیستم

اقتصادنیوز: تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی و باربارا اسلاوین، عضو برجسته اندیشکده مرکز استیمسون در گفتگویی با الجزیره به بیان تحلیل خود از تنش ها بین ایران و آمریکا پرداخته اند.

این تحولات از سوی پکن با دقت اما بدون ادبیات هشداردهنده یا هیجانی دنبال شد.

تحلیلگران چینی به‌سرعت اعتراضات را به‌عنوان تداوم بی‌ثباتی ناشی از جنگ ۱۲روزه تفسیر کردند. در این قرائت، ناآرامی داخلی و فشار نظامی خارجی دو نمود از یک پدیده واحد تلقی می‌شوند: اعمال فشار مستمر و چندلایه علیه دولت ایران.

نگاه چین به ایران

نگاه چین، که از دکترین امنیتی و تجربه تاریخی خود این کشور شکل گرفته، به‌شدت با روایت‌های غربی متفاوت است. جمع‌بندی صریح بود: معترضان پرصدا و اخلال‌گر بودند، اما از نظر جمعیتی و سازمانی چنان گسترده نبودند که بتوانند ساختار نظام را در آستانه خطر قرار دهند. 

منطق امنیت داخلی

تحلیلگران چینی همچنین استدلال محوری مطرح‌شده از سوی مقامات ایرانی را بازتاب داده‌اند: تمایز میان اعتراض مسالمت‌آمیز و خشونت آشوب‌گرانه. آن‌ها تاکید می‌کنند که هیچ نظام سیاسی خواه دموکراتیک و خواه اقتدارگرا حضور بازیگران مسلح، حمله به زیرساخت‌های عمومی یا رویارویی مستقیم با پلیس را تحمل نمی‌کند.

از این منظر، سرکوب شورش‌ها، به‌عنوان رفتار استاندارد دولت‌ها چارچوب‌بندی می‌شود. این چارچوب‌بندی با منطق امنیت داخلی خود چین هم‌خوانی دارد.

نکته کلیدی آن است که کارشناسان نظامی و سیاست‌گذاری چین، اعتراضات را رویدادی صرفا داخلی تلقی نکردند، بلکه آن را پس‌لرزه سیاسی جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته دانستند. تخریب زیرساخت‌ها، اثرات روانی حملات اسرائیل و آمریکا، و تهدید دائمی ازسرگیری درگیری، همگی به بی‌ثباتی اجتماعی دامن زده‌اند.

در این چارچوب، ناآرامی در ایران نتیجه فشار خارجی مستمری است که به‌طور هم‌زمان حوزه‌های نظامی، اقتصادی و اجتماعی دولت را فرسوده می‌کند.

ایران و آمریکا و چین

حمله به ایران قریب الوقوع است؟

این ارزیابی مستقیما در تحلیل چین از احتمال وقوع یک درگیری نظامی دیگر نقش دارد. محافل امنیتی چین به‌طور فزاینده‌ای حمله مجدد اسرائیل یا آمریکا به ایران را قریب‌الوقوع می‌دانند.

از دید پکن، پرسش‌های حل‌نشده درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، محدودیت دسترسی بازرسان هسته‌ای و ادامه توسعه موشکی، انگیزه‌های قدرتمندی برای اقدام پیش‌دستانه از سوی دشمنان ایران ایجاد کرده است. در عین حال، تحلیلگران چینی شواهد چندانی نمی‌بینند که توازن نظامی از زمان جنگ ۱۲روزه تغییر معناداری کرده باشد.

به باور پکن، ایران و اسرائیل امروز تقریبا همان توانمندی‌های تهاجمی و دفاعی پیش از ژوئن ۲۰۲۵ را در اختیار دارند. ایران همچنان در قدرت هوایی ضعیف است، اما قابلیت‌های قابل‌توجهی در حوزه موشکی و پهپادی دارد. اسرائیل برتری هوایی و سامانه‌های دفاع لایه‌مند خود را حفظ کرده، اما در برابر حملات اشباع‌شده آسیب‌پذیر باقی مانده است.

در نتیجه، کارشناسان چینی بر این باورند که جنگی دیگر نتیجه‌ای متفاوت به همراه نخواهد داشت، مگر از نظر مقیاس و شدت. به گفته آنان، درگیری بعدی احتمالاً خشن‌تر، ویرانگرتر و مهار آن دشوارتر خواهد بود و خطر سرایت به کشورهای همسایه را افزایش می‌دهد.

ایران و اسرائیل

آزمون حاکمیت

این چشم‌انداز پکن را نه به‌دلیل هم‌سویی با تهران، بلکه به‌دلیل نگرانی از بی‌ثباتی منطقه‌ای نگران می‌کند. اولویت اصلی چین در خاورمیانه «قابلیت پیش‌بینی» است: جریان امن انرژی، حفاظت از مسیرهای تجاری و جلوگیری از زنجیره‌ای شدن درگیری‌ها. جنگی گسترده‌تر که ایران، اسرائیل و آمریکا را درگیر کند و احتمالا حزب‌الله، یمن یا کشورهای خلیج فارس را نیز به میدان بکشاند هر سه هدف را تهدید می‌کند.

با این حال، چین قصد ندارد وارد نقش نظامی شود. محافل امنیتی چین در این باره صریح‌اند. پکن از صلح و ثبات در ایران و منطقه حمایت می‌کند، با تغییر حکومت مخالف است و مداخله نظامی خارجی را رد می‌کند. چین حاکمیت ملی را اصل سامان‌دهنده نظم بین‌المللی می‌داند و ایران را یک «مورد آزمون» تلقی می‌کند.

اما این حمایت صرفا سیاسی و دیپلماتیک باقی می‌ماند. چین نه قصد مداخله در امور داخلی ایران را دارد و نه در صورت وقوع جنگ، پشتیبانی نظامی ارائه خواهد داد.

این موضع هم بازتاب اصول است و هم مصلحت‌گرایی. مداخله نظامی به نفع ایران خطر رویارویی با آمریکا را در پی دارد و راهبرد جهانی گسترده‌تر چین را تضعیف می‌کند. اما از نظر سیاسی، پکن در ایستادن کنار دولت‌های موجود در برابر آنچه بی‌ثبات‌سازی هدایت‌شده از بیرون می‌داند، ارزش می‌بیند. از نگاه چین، تغییر حکومت چه در ایران و چه در جای دیگر به بی‌نظمی می‌انجامد، نه دموکراسی.

فشار اقتصادی هم این موضع را تشدید می‌کند. تصمیم آمریکا برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، در پکن به‌عنوان بخشی از تقابل اقتصادی گسترده‌تر با چین تفسیر می‌شود. سیاست‌گذاران چینی این اقدامات را کمتر تحریم‌هایی خاص ایران و بیشتر جبهه‌ای دیگر در تلاش واشنگتن برای مهار نفوذ اقتصادی جهانی چین می‌دانند.

رویکرد چین به بحران کنونی ایران نه رمانتیک است نه بدبینانه!

در نتیجه، پکن انتظار ندارد این تعرفه‌ها روابط چین و ایران را به‌طور معناداری مختل کند. تجارت ممکن است خود را تطبیق دهد و مسیرها تغییر کند، اما منطق راهبردی پابرجا خواهد ماند.

رویکرد چین به بحران کنونی ایران نه رمانتیک است و نه بدبینانه؛ بلکه سرد و سیستماتیک است. چین خواستار خویشتنداری خواهد شد، مداخله را محکوم می‌کند و به تجارت ادامه می‌دهد، در حالی که خود را برای بی‌ثباتی‌ای آماده می‌کند که معتقد است دیگران آن را اجتناب‌ناپذیر می‌سازند.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
کارگزاری مفید