جنگهای بیپایان دو رئیس جمهور؛ ترامپ و پوتین | غرور و انزوا چگونه به «تله قدرت» برای رهبران سیاسی تبدیل میشود؟
به گزارش اقتصادنیوز، در مرکز جهان پر از زخم امروز، دو رئیسجمهور ایستاده اند؛ «دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین»
هر دوی آن ها، جنگهایی را آغاز کردند که اکنون راه خروجش را نمی دانند و برای پایان دادن به آن، با دشواری روبهرو هستند. در این میان، در میان بحران جنگ در ایران و اوکراین، یک وجه مشترک وجود دارد؛ مفهومی که تحلیلگران آن را «تله قدرت» می نامند.
تله قدرت
دیوید ایگنیشس در نشریه فارن پالیسی نوشت: ترامپ و پوتین دیگر نمی توانند از مواجهه با پیامدهای اشتباهات خود، فرار کنند.
هر دوی این رهبران تصور میکردند که دشمنانشان ظرف تنها چند هفته، تسلیم خواهند شد. هر دوی آن ها هشدار مشاورانی را که میگفتند پیروزی به این آسانی به دست نمیآید، نادیده می گرفتند و همچنان باور دارند که میتوانند نتیجه نهایی را به دیگران دیکته کنند. این درحالی است که احتمال موفقیت کامل روسیه و آمریکا، روزبهروز کمتر میشود. آن ها خود را در حبابی از ستایش و ناآگاهی محصور کردهاند.
اما شاید عجیب ترین نکته این باشد که پوتین و ترامپ هرچه به عقبنشینی نزدیکتر میشوند، بیشتر به تصور پیروزی می رسند.

واقعیتی که هر روز آشکارتر میشود
گرفتاری ترامپ در جنگ با ایران، هر روز آشکارتر از قبل به نظر میرسد. این وضعیت حتی در چهره او نیز قابل مشاهده است. او در مصاحبه هفته گذشته خود با کریستن ولکر، خبرنگار شبکه ان بی سی، با خشم و عصبانیت واکنش نشان داد و در نهایت صحنه را ترک کرد.
دونالد ترامپ آشکارا از پیدا کردن راه خروج از بحران ایران به ستوه آمده، تا جایی که مدعی میشود حتی رویارویی در تنگه هرمز را هم جنگ تلقی نمیکند. او به ولکر گفت: «اصلا به آن فکر نمیکنم.»
با این حال، رفتار و حالت چهره رئیس جمهور آمریکا چیز دیگری را نشان میداد؛ همانطور که بازگشت آمریکا به عملیات تهاجمی نظامی در این هفته نیز خلاف این ادعا بود.
تردیدها به کرملین رسید
از سوی دیگر، پوتین هم در انکار واقعیت ها، شبیه به ترامپ عمل می کند. او همچنان جنگ اوکراین را یک عملیات ویژه نظامی مینامد و معتقد است که میتواند شرایط خود را تحمیل کرده و کییف را وادار به تبعیت کند. مشاوران کرملین روزبه روز بیشتر درباره این رویکرد دچار تردید میشوند، اما جرأت ندارند تا مستقیم با او مخالفت کنند.
تاتیانا استانوایا، تحلیلگر بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی در گفتوگویی توضیح داد: «هیچکس توان ابراز تردید در برابر پوتین را ندارد. همه به خوبی میدانند که چنین گفتوگویی با واکنشی سرد و تحقیرآمیز روبهرو خواهد شد. در این صورت، این خطر وجود دارد که دیگر فردی کاملا وفادار تلقی نشوید و به داشتن ذهنیتی همسو با دشمنان متهم شوید.»

رهبرانی که اسیر قدرت میشوند
رهبرانی که در چنین تلهای گرفتار میشوند، خطرناک هستند. آنها توان پذیرش اشتباهات گذشته و اصلاح مسیر را ندارند، بنابراین به حرکت در همان مسیر ادامه میدهند. آنها با چاپلوسی زندهاند، قدرت نرم را بیارزش میدانند و در نتیجه آن را از دست میدهند. اینگونه از رهبران، متحدان قدیمی را از خود دور میکنند و همزمان دشمنان تازهای را به وجود می آورند.
نویسنده مدعی شد: «ترامپ که در دام بحران ایران گرفتار شده، مدام میان دو رویکرد در نوسان است؛ از یک سو تهدید به نابودی تمدن ایران میکند و از سوی دیگر پیشنهادهایی به تهران ارائه میدهد که آنقدر سخاوتمندانه است که متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی را نگران کرده است.»
حتی به نظر میرسد که ترامپ آماده کنار گذاشتن شریک قدیمی خود، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در این جنگ باشد. جمله تحقیرآمیز او که گفته بود: « نتانیاهو هر کاری من بخواهم انجام میدهد»، اکنون به یکی از سوژههای محبوب مخالفان دولت اسرائیل تبدیل شده است.
راهبردی که به چرخگوشت شباهت دارد
راهبرد پوتین در اوکراین به یک چرخگوشت شباهت دارد. به گفته تحلیلگران اطلاعاتی، روسیه هر ماه بیش از ۳۰ هزار کشته و زخمی متحمل میشود، اما همچنان نیروهای بیشتری را به خطوط مقدم میفرستد، به این امید که سرانجام شکافی در جبهه ایجاد شود.
او حاضر نیست بسیج عمومی اعلام کند، زیرا این اقدام زندگی شهروندان مرفه مسکو و سنپترزبورگ را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و شاید آنها را به مخالفان حکومت تبدیل کند. به گفته مقامهای اوکراینی، احتمال دارد تاکتیک بعدی پوتین در تابستان امسال، بمباران گسترده و بیوقفه کییف و دیگر شهرها باشد.
ترک برداشتن دیوار سکوت
تلاش ترامپ برای فرار از شکست در ایران در پیامهای تقریبا روزانه او در شبکههای اجتماعی و گفتوگوهایش با خبرنگاران آشکار است؛ مواضع او حتی ظرف چند ساعت تغییر میکند.
آشفتگی پوتین کمتر در معرض دید است، اما از بسیاری جهات شباهت زیادی به وضعیت ترامپ دارد. او نیز همانند ترامپ، با نادیده گرفتن یا مرعوب کردن منتقدان، انضباط را در اردوگاه خود حفظ کرده است. اما هرچه نارضایتی از جنگ افزایش مییابد، فضای بحث و گفتوگو در روسیه نیز بازتر میشود.
یکی از نخستین مخالفان پوتین، دیمیتری کوزاک بود؛ دستیار نزدیک پوتین از دهه ۱۹۹۰ و معاون رئیس دفتر کرملین که در سپتامبر گذشته از سمت خود کنارهگیری کرد.
به نوشته ولادیمیر سولوویوف از مرکز کارنگی روسیه و اوراسیا، کوزاک در نشست شورای امنیت روسیه در ۲۱ فوریه ۲۰۲۲، یعنی سه روز پیش از آغاز حمله به اوکراین، با اقدام نظامی مخالفت کرده بود. متن این نشست نشان میدهد او تنها فرد حاضر در جلسه بود که از الحاق مناطق دونتسک و لوهانسک به روسیه حمایت نکرد.
پوتین در این چهار سال، اغلب منتقدان خود را کنار زد، اما اکنون یخ سکوت در حال شکستن است.
دیمیتری ترنین، رئیس شورای امور بینالملل روسیه در مصاحبهای در ماه آوریل با روزنامه کومرسانت گفت: «نادانی یا سوءبرداشت ما از همسایگانمان، مشکلاتی کاملا غیرضروری ایجاد خواهد کرد. جنگ در اوکراین نشان میدهد که چنین رویکردی تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.»
تندترین انتقاد به پوتین، در مقالهای از واسیلی کاشین، رئیس یکی از مراکز پژوهشی مدرسه عالی اقتصاد مسکو، منتشر شد. او نوشت: «هدف از بین بردن دولت ضدروسی در اوکراین، در شرایط کنونی و بدون اشغال کامل و بلندمدت کل این کشور، اساسا دستنیافتنی است. چنین کاری از نظر فنی برای روسیه امکانپذیر نیست.»

جنگهایی بدون دستاورد مشخص
نویسنده در ادامه نوشت: «شاید دونالد ترامپ در نهایت موفق به رسیدن توافقی با تهران، به کمک میانجیگری قطری شود؛ اما آنطور که برخی منابع به من گفتهاند، این توافق تا حد زیادی مشابه توافق برجام خواهد بود، توافقی که خود او از آن خارج شد و در نهایت جنگ ایران را به یک عملیات نظامی پرهزینه با دستاوردی اندک تبدیل کرد.»
حرکت در سراشیبی افول
پوتین و ترامپ همچنان به پیش میروند. آنها نه میتوانند شکست در اوکراین و ایران را بپذیرند و نه راهی برای پیروزی پیدا کردهاند. هزینه این جنگهای بیپایان ماه به ماه افزایش مییابد و اکنون نشانههای اولیه اعتراضات سیاسی را هم در مسکو و هم در واشنگتن به وجود آورده است.
نبرد با رسانهها و واقعیت
وجه مشترک دیگر این دو رهبر، حمله به رسانههای منتقد است. پوتین کنترل دولت بر اینترنت را بیشتر کرده و دستور فیلتر پیامرسان تلگرام را داده است. ترامپ نیز تقریبا هیچ روزی را بدون حمله به خبرنگاران سپری نمیکند؛ همانطور که در گفتوگو با ولکر از رسانههای فاسد و دروغگو انتقاد کرد.
با این حال، محدودیتهایی نیز وجود دارد. ترامپ با وجود تمام خشم و اعتراضش نمیتواند مانع انتشار گزارشهای انتقادی شود. پوتین نیز نگران است که اگر بیش از حد اینترنت را خفه کند، خود زمینهساز یک شورش عمومی شود.
اشتباهاتی که در تاریخ ثبت خواهند شد
احتمالا آغاز جنگ در ایران و اوکراین، هردو به عنوان اشتباهاتی بزرگ در تاریخ سیاست ثبت خواهند شد؛ مشابه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ که همچنان در صدر جدول اشتباهات جهانی است.
خبر خوش اینکه دموکراسی معمولا راه هایی را برای اصلاح چنین خطاهایی پیدا میکنند. نشانههای این اصلاح مسیر را هماکنون میتوان در آمریکا مشاهده کرد. اما اوضاع در مورد روسیه متفاوت است؛ مسکو اکنون به دیگی در حال جوش میماند که در آن محکم بسته شده است.
شاید زمانی ترامپ واقعا میتوانست توافقی را درباره اوکراین ترتیب دهد که پوتین را از این اشتباهات محاسباتی، نجات دهد؛ اما پوتین بیش از حد زیادهخواه بود و آن فرصت را نپذیرفت؛ فرصتی که احتمالا از دست رفته است.