بازگشت آمریکا به جنگ با ایران طی 3 ماه آینده؟ | ابوالفتح: برای حل بحران تنگه هرمز باید با آمریکا مستقیم مذاکره کنیم نه عمان
به گزارش اقتصادنیوز، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که عملیات اقتصادی موسوم به D-Day را شروع کرده است. عملیاتی که شدیدترین سطح تحریمها را علیه ایران اعمال میکند تا ایران به انزوای مالی مطلق برسد. اگرچه اعمال تحریم از سوی آمریکا علیه ایران تازگی ندارد، اما در شرایطی که دو کشور جنگ 40 روزه، تفاهمنامه پاکستان و درگیریهای نظامی هرمز را تجربه کردهاند ماهیت این عملیات جدید محل سوال است.
اقتصادنیوز: بازگشت روسیه به نقشی مشابه دوران مذاکرات برجام میتواند روند مذاکرات را تقویت کند و کشوری را به عنوان میانجی قرار دهد که هر دو با آن سابقه تعامل دارند.
اکنون این پرسش مطرح است که عملیات جدید آمریکا تا چه اندازه با تحریمهای پیشین تفاوت دارد و هدف واشنگتن از برجستهسازی این کارزار اقتصادی چیست؟ آیا تشدید فشارهای اقتصادی میتواند جایگزین موقت اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران باشد یا باید آن را مقدمهای برای دور جدیدی از درگیریها دانست؟
در همین رابطه اقتصادنیوز دیدگاه امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر سیاست خارجی را جویا شده است.
ابوالفتح با اشاره به اینکه بخش عمده اقتصاد ایران پیش از این نیز تحت تحریم قرار داشته، معتقد است آمریکا اکنون به دنبال بستن منافذ باقیمانده برای دور زدن تحریمهاست. او در عین حال احتمال ازسرگیری اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران در ماههای آینده را منتفی نمیداند و میگوید انتخابات آمریکا، نیاز ارتش این کشور به بازسازی توان و مهمات و نتیجه کارزار اقتصادی علیه ایران، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر زمانبندی دور بعدی درگیریها اثر بگذارند.
ابوالفتح همچنین درباره تفاهم اسلامآباد، جایگاه عمان در مذاکرات ایران و آمریکا و احتمال بازگشت دو طرف به مسیر دیپلماسی توضیح داده است.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با این تحلیلگر سیاست خارجی را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای ابوالفتح! آغاز عملیات موسوم به D-Day از سوی آمریکا را چطور ارزیابی می کنید؟
جنگ اقتصادی که آمریکا سالهاست علیه ایران انجام میدهد، چیز جدیدی نیست. تا پیش از اعلام اخیر دولت دونالد ترامپ هم تقریباً تمام بخشهای اقتصادی ایران تحریم بود. به علاوه، محاصره دریایی هم اعمال شده بود.
حالا قرار است روز دوشنبه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بیاید و جزئیات این طرح را اعلام کند. به نظرم میرسد آمریکاییها میخواهند همه منافذی را که ایران برای دور زدن تحریمها داشته، ببندند. به عبارتی، چیز جدیدی اعمال نمیشود، بلکه همان تحریمهایی که وجود داشته، سختتر میشود.
از این جهت، نمیدانم و باید صبر کنیم ببینیم روز دوشنبه، که رسانهها گفتهاند ممکن است وزیر خزانهداری آمریکا برای اعلام تحریمها بیاید، جزئیات این طرح چیست و قرار است چه اقدامی انجام شود. اما هرچه باشد، تحریمها پیش از این هم بسیار شدید بودهاند. محاصره دریایی نیز که به آن اضافه شده، کار را برای ایران برای دور زدن تحریمها، بهخصوص در زمینه فروش نفت، بسیار دشوار کرده است؛ چراکه بخش عمده منابع درآمدی ایران از فروش نفت تأمین میشود. ضمن اینکه ورود کالا هم برای کشور دشوار شده است.
ترامپ از جنگ نظامی نتیجه نگرفت؛ حالا نوبت «خفگی اقتصادی ایران» است
* میگویید تحریمها از قبل وجود داشته و حالا محاصره هم داشتهایم، اما با توجه به این مانور رسانهای که شاهد آن هستیم و از طرف دیگر، شرایط زمانی، این مسئله چه معنایی میتواند داشته باشد؟
ترامپ در این مدت بیش از یک سال، سه بار به ایران حمله، یعنی اقدام نظامی، انجام داده است: جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و نبرد هرمز. هیچکدام از این اقدامات نتوانست نتایج مدنظر آمریکا را محقق کند.
از یک سو، ترامپ نمیتواند بیاید بگوید در تنگه موفق بوده است و به ناکامی خودش اذعان کند. اذعان به ناکامی برای او هزینه سیاسی بسیار سنگینی دارد. از طرف دیگر، اقدامات نظامی نیز برای او نتیجهبخش نبوده است.
برای همین، در آستانه انتخابات و به این دلیل که مجبور است کارزار نظامی خود را کاهش دهد، باید پاسخی به مخالفان و منتقدان خودش بدهد که میگویند: «آقای ترامپ، آمدی و حمله کردی، اما به چیزی هم نرسیدی. » حالا روی بحث جنگ اقتصادی مانور میدهد که اصطلاحاً به آن «خفگی اقتصادی ایران» میگویند تا بگوید ما دستمان پر است و میتوانیم به نتیجه برسیم و به حامیان خودش که از عملکردش ناراضی هستند، دلگرمی بدهد.
او حدود ۹۰ روز فرصت دارد؛ از زمانی که این مسئله را اعلام کرده، کمتر از ۹۰ روز، یعنی حدود سه ماه. امید او این است که در این سه ماه فشار اقتصادی بر ایران آنقدر سنگین شود که بعد از انتخابات، یا ایران خواستههای آمریکا را بپذیرد، یا اگر قرار باشد اقدامات نظامی انجام شود، به دلیل فشار اقتصادی داخلی، نوعی آشوب اجتماعی و نارضایتی شکل بگیرد و آن اتفاقی که انتظار داشت، رخ دهد.
انتظار او این بود که در آن چند روز، یعنی ۹ اسفند، مثلاً با حمله به ایران اعتراضاتی در داخل شکل بگیرد و آشوبهایی ایجاد شود. حداقل آن اتفاق بیفتد که ایران یا فروبپاشد و تسلیم شود، یا از ترس فروپاشی اقتصادی تسلیم شود.
حالا این، احاله دادن موضوع به زمان است؛ چون این کارزار اقتصادی زمانبر است.
بازگشت آمریکا به حمله نظامی در ۳ تا ۶ ماه آینده؟
* آیا احتمال ازسرگیری جنگ نظامی وجود دارد؟ با توجه به اینکه عنوان کردید ترامپ در جنگ نتیجه لازم را نگرفته و حالا وضعیت تحریمی و اقتصادی شدیدتر شده است، آیا این به این معنی است که درگیری نظامی دیگر برای آمریکا سودی ندارد و آمریکا وارد سطح جدیدی شده است، یا اینکه میخواهد دوباره ادامه دهد؟
ببینید، من نمیدانم. اینها سوالاتی است که معمولاً در اتاق جنگ آمریکا به آنها پاسخ داده میشود، اما مسلم این است که آمریکاییها کارزار نظامی را بهطور کامل کنار نمیگذارند. یک وقفهای به آن میدهند. یک بخش آن به شرایط سیاسی و انتخابات آمریکا مربوط است، یک بخش به ترمیم و رفع نیازهای تسلیحاتی ارتش آمریکا مربوط میشود. بالاخره ارتش باید یک استراحتی کند و مهماتی را که از دست رفته، دوباره بازسازی کند. بحث انتظار برای تحولات داخلی ایران هم مطرح است.
بنابراین، بازگشت به سیاست جنگ اقتصادی به منزله این نیست که خطر ازسرگیری جنگ نظامی بهطور کامل کنار گذاشته شده باشد. گمانهزنیها این است که با یک فرصت زمانی، مثلاً سه ماهه، پنج ماهه یا شش ماهه، دوباره آمریکاییها دور دیگری از اقدامات نظامی علیه ایران را آغاز کنند.
ایران قبل از انتخابات آمریکا دست به اقدام نظامی میزند؟
* این عملیات اقتصادی خردکننده آیا با این هدف است که، آنطور که برخی تحلیل کردهاند، ایران عملیات پیشدستانهای را شروع کند؟
نمیدانم. این هم از موضوعاتی است که در سطوح بالای نظامی و بهصورت طبقهبندیشده مطرح میشود و خود مسئولان باید درباره آن صحبت کنند. این احتمال وجود دارد. هم مقامات ایرانی این موضوع را عنوان کردهاند؛ مثلاً آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی این را مطرح کرده است، و هم رسانههای خارجی درباره این سناریو صحبت میکنند که ممکن است ایران قبل از انتخابات، مثلاً دست به اقدامی برای شکستن محاصره دریایی بزند.
نمیدانم، این احتمال وجود دارد، اما فعلاً با قاطعیت نمیشود درباره آن صحبت کرد.
جورج واشنگتن برای جنگ با ایران آمده است؟
* اینکه ناو جورج واشنگتن را جایگزین ناو آبراهام لینکلن کردند، چه معنایی دارد؟ آیا در همین راستاست که میفرمایید در چندماه آینده درگیریها از سر گرفته شود؟
این ناوها مأموریت محدودی دارند. یک ناو در منطقه بوده و عملیات انجام داده و در مقصد جنگی بوده است؛ بنابراین باید برود استراحت کند. خود ناو باید استراحت کند، پرسنل آن همینطور و تسلیحاتی که باید استفاده شود نیز باید دوباره تأمین شود.
اینها یک ناوگروه هستند و فقط یک ناو هواپیمابر نیستند. همراه آن چندین شناور دیگر، از رزمناو گرفته تا ناوشکن و زیردریایی و موارد دیگر، حضور دارند و همه آنها یک گروه بزرگ را تشکیل میدهند.
یک گروه رفته و گروه دیگری دارد میآید و جایگزین میشود. محاصره دریایی طولانی شده و یک گروه میرود و گروه دیگری میآید.
در مورد خود آبراهام لینکلن هم خیلی صحبت شد و شایعات زیادی درباره آن وجود داشت؛ از جمله اینکه پرسنل آن تحت فشار هستند و تعدادی خودکشی کردهاند. بنابراین آنها دارند میروند تا مأموریتشان تمام شود و گروه جدید بیاید.
این موضوع ارتباطی با سیاست کلان آمریکا ندارد و تأثیری بر آن نمیگذارد. آمریکا ناوگروههای زیادی دارد و آنها را جابهجا میکند. حالا یکی از آنها رفته و دیگری دارد میآید.
چرا آبان و آذر میتواند زمان بازگشت جنگ ایران و آمریکا باشد؟
* گفتید که ممکن است سه، چهار یا پنج ماه آینده دوباره درگیری شکل بگیرد. برخی، از جمله خود شما که قبلا هم این موضوع را به ما گفته بودید، احتمال دارد که در آبان یا آذر دوباره درگیری نظامی شکل بگیرد. چرا آبان یا آذر؟
به خاطر انتخابات است. اگر یکی از پارامترهای کاهش اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران انتخابات باشد، بنابراین یکی از دلایل، انتخابات است؛ یکی از آنها آمادگی ارتش است و یکی دیگر امیدواری به این است که این کارزار اقتصادی و ساقط کردن اقتصاد ایران جواب بدهد.
اگر این دلایل مطرح باشد، منطقی است که اگر قرار باشد دوباره جنگی صورت بگیرد، آن را به بعد از انتخابات موکول کنند.
حالا «بعد از انتخابات» به این معنی نیست که فردای انتخابات بیایند و حمله کنند. ممکن است مثلاً مدتی بیشتر طول بکشد. برای همین، من احتمال جنگ را بعد از انتخابات بیشتر میدانم، نه اینکه آن را حتمی بدانم. با قاطعیت نمیگویم که جنگ رخ خواهد داد؛ در مقایسه با قبل از انتخابات، اگر آمریکاییها بخواهند اقدامی انجام دهند، آن را به بعد از انتخابات موکول میکنند. اما ممکن است ایران قبل از انتخابات اقدامی انجام دهد که آمریکا را در عمل انجامشده قرار دهد و مجبورش کند حملات علیه ایران را از سر بگیرد.
البته این موضوع هم به کنشگری ایران بستگی دارد؛ اینکه آیا میخواهد آن اقدام را انجام دهد، یعنی از حالت تدافعی به حالت تهاجمی حرکت کند یا نه. درباره این موضوع هم هنوز با اطمینان نمیشود صحبت کرد.
تفاهم اسلامآباد هنوز زنده است؟
*یک سوال هم در ارتباط با تفاهم پاکستان دارم. فکر میکنید این تفاهم از بین رفته است و دیگر قابل احیا نیست؟ چون بعضی از کشورهای منطقه هم حالا از ترامپ خواستهاند که راه دیپلماسی را در پیش بگیرد. سفر عاصم منیر به تهران را در پیش داریم یا مثلاً مصر اعلام آمادگی کرده که میانجیگری کند. این تحرکات را چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من، این تفاهمنامه از دست رفته نیست. دو طرف دارند از طریق اقدامات نظامی، اقتصادی و هرچه اسم آن را بگذاریم، زورآزمایی میکنند تا اگر قرار است به تفاهم اسلامآباد برگردند، با دست بازتر و بیشتری برگردند و بتوانند امتیازات بیشتری بگیرند.
مثلاً ایران میخواهد ثابت کند که تنگه هرمز را میتواند ببندد. بنابراین وقتی میخواهد به تفاهم اسلامآباد برگردد، آمریکاییها باید به حقوق، مطالبات و خواستههای ایران پاسخ بدهند.
آمریکاییها هم میخواهند به ایرانیها ثابت کنند که نه، شما نمیتوانید تنگه را ببندید؛ ما محاصره را ادامه میدهیم. بنابراین باید کوتاه بیایید. امتیازاتی هم که در اسلامآباد به شما دادیم، یا از آن کم میکنیم، یا باید شما امتیازات بیشتری به ما بدهید.
به نظر میرسد بنیاد و اساس تفاهم اسلامآباد به قوت خود باقی است، اما اینکه چه زمانی بخواهند دوباره برگردند و این «اسلامآباد پلاس» چگونه باشد، درباره آن نمیشود با قاطعیت صحبت کرد.
مذاکره با عمان در واقع مذاکره با آمریکا درباره تنگه هرمز است
* در مورد مذاکرات ایران با عمان، این مذاکرات چقدر میتواند در این روند یا شرایط آینده منطقهای و روابط ایران و آمریکا تأثیر بگذارد؟
عمان بازیگر مستقلی نیست و بهشدت به ایالات متحده آمریکا وابسته است؛ بهخصوص آمریکای ترامپ که رئیسجمهورش هیچ ابایی ندارد که در روز روشن و جلوی چشم همه بگوید اگر لازم شود، عمان را هم بمباران میکنیم.
بنابراین عمانیها نمیتوانند فراتر از خواستههای آمریکا با ایران به توافق برسند. اگر عمان با ایران به تفاهم یا توافق برسد، یعنی آن متن از قبل مورد تأیید آمریکا قرار گرفته است.
در غیر این صورت، بسیار دور از انتظار است که عمانیها جسارت این را داشته باشند که خارج از میل و اراده آمریکاییها با ایران به توافقی برسند و بخواهند توافقی را که مورد پسند آمریکاییها نیست، اجرا کنند؛ به خاطر اینکه آمریکاییها بهشدت با آنها برخورد میکنند و ابزارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی زیادی هم برای تحت فشار قرار دادن عمان دارند.
از این جهت، مذاکره با عمان مفید است، اما مشکل را حل نمیکند؛ چون به عبارتی گویی ایران دارد با آمریکا از طریق عمان درباره تنگه هرمز مذاکره میکند.
مذاکره و توافق با عمان حرکتی رو به جلو است، اما تکمیلکننده نیست. اگر تصور کنیم که با عمان توافق میکنیم و مشکل حل میشود، بیش از اندازه به قدرت عمان خوشبین هستیم. اما اگر بتوانیم با آمریکا مستقیم صحبت کنیم و از طریق عمان به توافق برسیم، این هم میتواند راهحل خوبی باشد.