پایان پرونده مفقودی زن ۳۵ ساله/ همکاری پدر در انتقال جسد/ قصد اخاذی داشتم، اما در جریان درگیری با مقتول، با استفاده از سلاح سرد مرتکب قتل شدم
اقتصادنیوز: معمای ناپدید شدن زن ۳۵ ساله در مشهد با اعتراف متهم به پایان رسید.
اقتصادنیوز: معمای ناپدید شدن زن ۳۵ ساله در مشهد با اعتراف متهم به پایان رسید.
اقتصادنیوز: شهلا به من گفت که تصمیم داشته با پاره کردن شیلنگ گاز او را بکشد، یکبار هم میخواسته با قرص برنج این کار را انجام دهد اما ترسیده لو برود و منصرف شده بود. درنهایت از من خواست برایش سیانور تهیه کنم و من هم این کار را انجام دادم و به او سیانور رساندم که در پودر مکمل ورزشی شوهرش بریزد.
اقتصادنیوز: من فقط میخواستم او را بترسانم. یک سال و نیم بود که سایهاش روی زندگیام بود. هر بار که میدیدمش، قلبم تندتر میزد. نمیدانم، شاید اگر آن روز آرایشگاه نمیرفتم، این اتفاق نمیافتاد.
اقتصادنیوز: یکی از معتادان که کریم را دیده بود در توضیح ماجرا به مأموران گفت: وقتی ما را به یک مرکز ترک اعتیاد بردند برای ناهار به ما ساندویچ دادند موقع خوردن ساندویچ مقداری از سس ساندویچ روی زمین ریخت همین موقع یک نظافتچی که تازه زمین را تمیز کرده بود با دیدن این صحنه عصبانی شد و با انتهای جارو ضربهای به سر کریم زد. ساعتی بعد از این ماجرا کریم حالش بد شد و روی زمین افتاد و فوت کرد.
اقتصادنیوز: یکسال پیش زنی مسن با پلیس تماس گرفت و مدعی شد که پسرش گم شده است.
اقتصادنیوز: حکم قصاص قاتل «ایلیا زادحسین» کودک ۹ ساله صبح امروز پس از طی مراحل قانونی و تأیید نهایی مراجع قضایی اجرا شد.
اقتصادنیوز: بررسیهای اولیه نشان داد مرد سالخورده ارمنی بر اثر اصابت چهار ضربه چاقو به ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.
اقتصادنیوز: روزنامه ایران با اشاره به فوت یک زن ۴۱ ساله نوشت: با توجه به مشکوک بودن ماجرا تحقیق از دو پسر ۲۰ و ۱۶ ساله مهناز آغاز و مشخص شد که زن جوان از مدتها قبل با شوهرش که راننده خاور است اختلاف داشته و چند روز پیش از این حادثه هم شوهرش را از خانه بیرون کرده است.
اقتصادنیوز: با پولهایی که حاصل کارم بود خانهای خریدم اما در اختیار پدرم بود، مدتی قبل بیکار شدم و با همسرم اختلاف پیدا کردم او هم قهر کرد و رفت.
اقتصادنیوز: وقتی دوستم به زندان افتاد، به بهانه خبر رساندن از او به مهسا با این دختر ارتباط گرفتم، شب حادثه او را به پارک بردم وقتی فهمید قصد دوستی با او دارم شروع به داد و فریاد کرد، من هم ترسیدم و در یک لحظه سنگی را برداشتم و او را کشتم.