از نفت به هوش مصنوعی به روایت نشنال اینترست

قمار جنون‌آمیز خلیج فارس روی هوش مصنوعی | ریسک‌های سرمایه‌گذاری‌ چند میلیارد دلاری در پادشاهی‌های نفت‌خیز

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۵۹۲۸
اقتصادنیوز: به رغم سرمایه‌گذاری‌های در ظاهر بی‌پایان، پادشاهی‌های نفت‌خیز خلیج فارس با چالش‌های جدی در مسیر تبدیل شدن به قطب هوش مصنوعی روبرو هستند.
قمار جنون‌آمیز خلیج فارس روی هوش مصنوعی | ریسک‌های سرمایه‌گذاری‌ چند میلیارد دلاری در پادشاهی‌های نفت‌خیز

به گزارش اقتصادنیوز، در پی سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به کاخ سفید، وزارت بازرگانی ایالات متحده فروش حدود ۱ میلیارد دلاری ۳۵۰۰۰ تراشه پیشرفته انویدیا به شرکت HUMAIN عربستان سعودی و G42 امارات متحده عربی را تصویب کرد.

این اقدام نشان‌دهنده تمایل واشنگتن برای به‌کارگیری ثروت حاصل از حامل‌های انرژی خلیج فارس در رقابت خود بر سر هوش مصنوعی با چین است، که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، آن را «ضرورت امنیت ملی» نامیده است.

چرخش بزرگ از سیاست‌های محدودکننده

به نوشته نشنال اینترست، این معامله نشان‌دهنده چرخش بزرگ نسبت به رویکرد محدودکننده دولت بایدن در مورد صادرات تراشه‌های هوش مصنوعی است. هم‌چنین نشان‌دهنده محاسبات جدیدی است که متحدان خلیج فارس را به عنوان شریک و نه ریسکی در رقابت فناوری با پکن می‌بیند. 

1

در این رقابت، خلیج فارس هم جاه‌طلبی دارد و هم توان مالی، اما به نظر می‌رسد ساخت مراکز داده در یکی از گرم‌ترین و خشک‌ترین مناطق جهان چالش‌هایی را ایجاد می‌کند که پول به تنهایی نمی‌تواند آن‌ها را حل کند.

خیز بلند خلیج فارس برای مراکز داده

تقاضای جهانی برای هوش مصنوعی، ظرفیت مراکز داده در سراسر جهان را تحت فشار قرار داده و خلائی را ایجاد کرده که کشورهای خلیج فارس قصد پر کردن آن را دارند. عربستان سعودی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای توسعه هوش مصنوعی تحت برنامه چشم‌انداز ۲۰۳۰، از جمله برنامه‌هایی برای ایجاد مناطق عظیم مرکز داده در شهر هوشمند نئوم و ریاض، اختصاص داده است. 

2

امارات متحده عربی از طریق شرکت‌های تحت حمایت دولت مانند G42 -که اخیراً ۱.۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در مایکروسافت کرده و در حال ساخت Stargate UAE، یک مرکز داده هوش مصنوعی در مقیاس بزرگ است که رار است در سال ۲۰۲۶ راه‌اندازی شود- خود را به عنوان قطب فن‌‌آوری منطقه معرفی کرده است.

قطر هم در حال استفاده از ثروت حاصل از فروش گاز ال‌ان‌جی برای سرمایه‌گذاری در فن‌آوری‌های خنک‌کننده نسل بعدی به عنوان بخشی از تلاش قطر برای چشم‌انداز ملی ۲۰۳۰ به سمت «اقتصاد غیرنفتی» است. حتی اعضای کوچک‌تر شورای همکاری خلیج فارس مانند عمان، کویت و بحرین نیز استراتژی‌های دیجیتال را دنبال می‌کنند، هرچند با اهداف زیرساختی معتدل‌تر. برای تولیدکنندگان اصلی انرژی (عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر)، منطق اساسی ثابت است: منابع فراوان انرژی می‌تواند سایر محدودیت‌ها را جبران کند.

مزایایی فراتر از وفور انرژی 

با این همه، مزایای خلیج فارس در این زمینه، فراتر از دسترسی آسان به انرژی است. موقعیت جغرافیایی این منطقه - بین اروپا، آسیا و آفریقا- آن را به یک مرکز اتصال مناسب تبدیل کرده است. و البته تجربه‌اش در بسیج نیروی کار خارجی برای ساخت زیرساخت‌ها در آب و هوای بسیار سخت ارزشمند است.

این منطقه هم‌چنین در حال سرمایه‌گذاری روی سرمایه انسانی است: شهر آموزشی قطر میزبان دانشگاه کارنگی ملون است، در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی با MIT و استنفورد همکاری دارند. ضمن این‌که حقوق معاف از مالیات به جذب استعدادهای جهانی فناوری کمک می‌کند.

4

برای شرکت‌هایی مانند اوراکل و گوگل که در حال حاضر در این منطقه فعالیت می‌کنند، سرمایه صبورانه صندوق‌های ثروت ملی - صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی، مبادله امارات متحده عربی و سازمان سرمایه‌گذاری قطر - همراه با حداقل اصطکاک نظارتی، خلیج فارس را به مقصدی جذاب تبدیل می‌کند.

خلیج فارس هم‌چنین از شرایط ساختاری مطلوبی بهره‌مند است. جمعیت‌ به سرعت در حال رشد در سراسر منطقه، تقاضای فزاینده‌ای برای خدمات دیجیتال ایجاد می‌کنند و مشتری داخلی برای مراکز داده، فراتر از تأمین نیازهای جهانی هوش مصنوعی، ایجاد می‌کنند. قوانین حاکمیت داده‌های منطقه‌ای، که مستلزم ذخیره و پردازش محلی داده‌های تولید شده در کشورهای خاورمیانه است، تقاضای نظارتی بیشتری برای مراکز داده منطقه‌ای ایجاد می‌کند.

برخلاف بازارهای جاافتاده مراکز داده با ترکیبی از تأسیسات قدیمی و جدید، منطقه خلیج فارس زیرساخت‌های قدیمی کم‌تری دارد که به آن اجازه می‌دهد تأسیسات پیشرفته و با بهره‌وری انرژی بالا را از ابتدا طراحی کند، نه اینکه مجبور باشد مجموعه‌ای از سیستم‌های نسل‌های مختلف را مدیریت کند. با این حال، هیچ یک از این نقاط قوت به تنهایی نمی‌تواند بر اساسی‌ترین محدودیت منطقه، یعنی آب، غلبه کند.

آب: محدودیت بحران‌زا

مراکز داده مقادیر عظیمی آب برای سیستم‌های خنک‌کننده مصرف می‌کنند -چه به طور مستقیم و از طریق چیلرها و برج‌های خنک‌کننده و چه غیرمستقیم از طریق فرآیندهای پرمصرف آب مورد نیاز برای تولید برق. یک مرکز داده متوسط ۱۵ مگاواتی سالانه به اندازه سه بیمارستان یا دو زمین گلف ۱۸ سوراخه آب مصرف می‌کند. این مشکل با محدودیت استفاده مجدد از آب تشدید می‌شود: در طول خنک‌سازی، آب شیرین تبخیر می‌شود و باقیمانده آن به صورت فاضلاب آلوده به مواد شیمیایی و معدنی باقی می‌ماند که بازچرخانی کارآمد آن را دشوار می‌کند.

5

تا سال ۲۰۲۷، انتظار می‌رود تقاضای جهانی هوش مصنوعی سالانه بین ۱.۱ تا ۱.۷ تریلیون گالن آب نیاز داشته باشد. خلیج فارس با این چالش از موقعیت کمبود شدید آب روبرو است. موسسه منابع جهانی، کشورهای خلیج فارس را از جمله مناطق کم آب‌ترین کره زمین می‌داند که برای بیش از ۹۰ درصد از تأمین آب خود به آب‌های زیرزمینی و نمک‌زدایی متکی هستند. این یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند: ساخت مراکز داده بیشتر، تقاضای خنک‌کننده را افزایش می‌دهد که به آب نمک‌زدایی شده بیشتری نیاز دارد.

خودِ فرآیند نمک‌زدایی، انرژی‌بر است و برق ارزانی را که مزیت اصلی خلیج فارس است، مصرف می‌کند و در عین حال گرمای اضافی تولید می‌کند. در حالی که کشورهای خلیج فارس در حال سرمایه‌گذاری‌های سنگین در فن‌آوری‌های خنک‌کننده نسل بعدی هستند، این راه‌حل‌ها در مقیاس وسیعی که منطقه در نظر دارد، تا حد زیادی اثبات نشده باقی مانده‌اند. محدودیت آب به تنهایی سوالات جدی در مورد پایداری بلندمدت این پروژه‌ها ایجاد می‌کند، اما تنها مانعی نیست که خلیج فارس باید از آن عبور کند.

نگرانی‌های امنیتی 

هم‌چنین، موقعیت خلیج فارس در یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان، ریسک‌هایی را ایجاد می‌کند که شرکت‌های چندملیتی نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند. حملات سال های گذشته به زیرساخت‌های نفتی عربستان سعودی و حمله موشکی امسال به دوحه نشان می‌دهد که حتی ثروتمندترین کشورهای خلیج فارس نیز در معرض درگیری‌های منطقه‌ای هستند. 

6

شرکت‌هایی که به سرمایه‌گذاری‌های چند میلیارد دلاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی حیاتی فکر می‌کنند، تنها با این مسئله روبرو نیستند که آیا خلیج فارس می‌تواند مراکز داده بسازد یا نه، بلکه مسئله این است که آیا می‌توان عملیات بدون وقفه را در منطقه‌ای که در معرض درگیری‌های گسترده‌تر خاورمیانه قرار دارد، تضمین کند یا نه.

چالش بزرگ

فراتر از نگرانی‌های امنیتی، خلیج فارس با چالش عمیق‌تری روبرو است: آیا می‌تواند به جای کپی کردن ساده مدل‌های غربی، قابلیت‌های هوش مصنوعی معتبری را توسعه داد؟

در حالی که مشارکت با شرکت‌های بزرگ فن‌آوری آمریکایی، دسترسی به فن‌آوری پیشرفته را فراهم می‌کند، رهبری واقعی نیازمند نوآوری بومی است. نشانه‌های اولیه پیشرفت وجود دارد. فنر قطر و فالکون امارات متحده عربی، تلاش‌هایی برای ساخت مدل‌های زبان عربی متناسب با نیازهای منطقه‌ای هستند.

7

عربستان سعودی از طریق KAUST و سایر مؤسسات در تحقیقات هوش مصنوعی داخلی سرمایه‌گذاری می‌کند. با این حال، واقعیت همچنان پابرجاست که بیشتر زیرساخت‌های هوش مصنوعی خلیج فارس به شدت به تراشه‌های وارداتی، تخصص خارجی و پلتفرم‌های غربی متکی است. این‌که آیا این منطقه می‌تواند از میزبانی زیرساخت‌های هوش مصنوعی به رهبری واقعی توسعه هوش مصنوعی منتقل شود، تعیین خواهد کرد که آیا این شرط‌بندی نشان‌دهنده تنوع واقعی یا وابستگی پرهزینه است.

نگرانی‌های زیست‌محیطی لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه می‌کند. شرکت‌های بزرگ فناوری غربی به اهداف خنثی‌سازی کربن و انتشار خالص صفر متعهد شده‌اند. با این حال، مراکز داده منطقه، حتی با افزایش ظرفیت انرژی تجدیدپذیر، به شدت به برق متکی خواهند بود و ترکیب انرژی کربن‌محور خلیج فارس، خطرات اعتباری و نظارتی ایجاد می‌کند که می‌تواند مشارکت‌ها را پیچیده کند یا اجبارسرمایه‌گذاری‌های پرهزینه در انرژی سبز را ایجاد کند.

قمار بزرگ؛ از نفت به هوش مصنوعی؟

آیا خلیج فارس می‌تواند از نفت به هوش مصنوعی روی آورد؟ جاه‌طلبی‌های هوش مصنوعی کشورهای خلیج فارس با محدودیت‌های واقعی روبرو است، اما نادیده گرفتن آن‌ها زودهنگام خواهد بود.

این منطقه پیش از این با استفاده از سرمایه و ظرفیت دولتی برای غلبه بر محدودیت‌های جغرافیایی، زیرساخت‌های جهانی - از بنادر گرفته تا خطوط هوایی و مراکز مالی- را با موفقیت ساخته است. کمبود آب چالش اساسی‌تری نسبت به پروژه‌های قبلی است، اما سرمایه‌گذاری‌های مداوم در فناوری خنک‌کننده و بهره‌وری نمک‌زدایی می‌تواند عملیات در مقیاس بزرگ را عملی کند.

از نگاه واشنگتن، منطق استراتژیک این قمار ساده است: ادغام عمیق‌تر کشورهای خلیج فارس در اکوسیستم فناوری ایالات متحده، انگیزه‌های آن‌ها را برای همسویی با چین کاهش می‌دهد. تمایل ترامپ برای فروش بیش از یک میلیون تراشه به شرکت‌هایی مانند G42 نشان دهنده یک قمار بزرگ است که خلیج فارس می‌تواند بدون ایجاد هزینه‌های استراتژیک در آینده، در اکوسیستم فناوری ایالات متحده ادغام شود.

پس، پرسش اصلی این نیست که آیا کشورهای خلیج فارس می‌توانند مراکز داده بسازند یا نه، بلکه این است که آیا می‌توانند آن‌ها را به صورت پایدار بسازند، آن‌ها را به صورت ایمن اداره کنند و از میزبانی زیرساخت‌های هوش مصنوعی غربی به توسعه قابلیت‌های بومی منتقل شوند. پاسخ به آن مشخص می‌کند که آیا این نشان دهنده چرخش موفقیت‌آمیز خلیج فارس به سمت اقتصاد پس از نفت است یا اینکه محدودیت‌های زیست‌محیطی و ژئوپلیتیکی مانع از دستیابی منطقه به جاه‌طلبی‌های هوش مصنوعی آن خواهد شد.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
کارگزاری مفید