عقب‌نشینی اژدها به روایت «بلومبرگ»

جنگ ایران و اسرائیل؛ آزمون نهایی «نفوذِ چین» در خاورمیانه بود | پکن بازیگر فرعی شد، واشنگتن به نقش اصلی بازگشت

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۷۴۶۵
اقتصادنیوز: پس از ۷ اکتبر، چین دیگر آن قدرت سابق در خاورمیانه نیست. نوسان و بی‌ثباتی منطقه، محدودیت‌های واقعی توان چین را نشان داد.
جنگ ایران و اسرائیل؛ آزمون نهایی «نفوذِ چین» در خاورمیانه بود | پکن بازیگر فرعی شد، واشنگتن به نقش اصلی بازگشت

به گزارش اقصادنیوز، سه سال پیش، تحلیلگران در واشنگتن نگران بودند که چین در حال تبدیل شدن به یک «میانجی» در خاورمیانه است؛ منطقه‌ای که ایالات متحده دهه‌ها بر آن تسلط داشت. این جابه‌جایی قدرت در مارس ۲۰۲۳ علنی شد؛ زمانی که ایران و عربستان سعودی پس از سال‌ها قطع یا حداقل ارتباط، توافق کردند روابط دیپلماتیک خود را احیا کنند؛ آن هم پس از مذاکرات محرمانه‌ای که نه در آمریکا و نه حتی در خاورمیانه، بلکه دور میزی مثلثی در پکن برگزار شده بود.

بلومبرگ در گزارشی نوشت: این اتفاق در نگاه اول یک لحظه تاریخی به نظر می‌رسید؛ نقطه اوجی برای سال‌ها نفوذ خزنده چین در منطقه خاورمیانه. اما در ماه‌های اخیر، چین در تمامی مسائل بزرگ سیاسی خاورمیانه به حاشیه رانده شده و بار دیگر به بازیگری فرعی تبدیل شده است. ناآرامی‌های اخیر در ایران مهم‌ترین شریک استراتژیک چین در خاورمیانه، ضربه دیگری به پکن وارد کرده است.

مایکل سینگ، مدیر پیشین امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی آمریکا در دورهٔ جورج دبلیو بوش، می‌گوید: در دوره اول ترامپ و سپس در دولت بایدن، چین به نظر می‌رسید همه‌جا در سیاست خاورمیانه حضور دارد و توافق عربستان–ایران این موضوع را تثبیت کرد. اما حالا نفوذ چین رو به افول گذاشته است.

چین و خاورمیانه

کناره‌گیری چین از بحران‌ها

چین به‌ویژه از زمان حملات حماس در اکتبر ۲۰۲۳ که به جنگ اسرائیل در غزه و گسترش درگیری‌ها در منطقه، از جمله علیه ایران، منجر شد، تقریبا غایب بوده است. این تحولات خاورمیانه را دگرگون کرده و توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر داده‌اند؛ در حالی که هزینه‌های انسانی، موجی از اعتراضات جهانی و سال‌ها دیپلماسی فشرده برای مهار تنش‌ها و دستیابی به آتش‌بس‌ها و آزادی گروگان‌ها را رقم زده است.

در تمام این مراحل، آمریکا نقش محوری را گاه به‌عنوان میانجی و گاه به‌عنوان طرف درگیر داشته است. در مقابل، پکن با وجود پیوندهای عمیق تجاری در خلیج فارس، تمایل چندانی به صرف منابع یا سرمایه سیاسی در زمان‌هایی که بحران‌ها به حضور مستمر نیاز دارند، نشان نداده است.

برخی ناظران معتقدند این وضعیت بازتاب تفکر بلندمدت چین است و سه سال گذشته تنها یک وقفه در روند کلی افزایش نقش سیاسی پکن در خاورمیانه بوده است. اما تحلیلگران دیگر این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا چین اساساً مهارت دیپلماتیک و جسارت سیاسی لازم برای تقویت جایگاه خود را دارد یا نه؟

عطش نفت

علاقه چین به خاورمیانه با یک تمرکز مشخص آغاز شد: انرژی. در سال ۱۹۹۳، چین به واردکننده خالص نفت تبدیل شد و خلیج فارس برای رشد اقتصادی‌اش حیاتی بود. در دهه‌های بعد، پکن با خرید گسترده نفت حسن نیت قابل توجهی در منطقه به دست آورد.

هم‌زمان، چین به یک صادرکننده مهم به خاورمیانه هم تبدیل شد. بنابراین، وقتی شی جین‌پینگ در سال ۲۰۱۳ ابتکار کمربند و جاده را مطرح کرد، خاورمیانه به‌راحتی در این چشم‌انداز جای گرفت. مصر از توسعه‌دهندگان چینی برای پایتخت جدید خود دعوت کرد. هواوی در شبکه‌های مخابراتی خلیج فارس ریشه دواند. و حجم تجارت دوجانبه چین با اعضای اتحادیه عرب از ۳۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ به نزدیک ۴۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسید.

این رابطه به حوزه امنیتی هم گسترش یافت، هرچند حضور چین همچنان در مقایسه با ده‌ها هزار نیروی آمریکایی مستقر در منطقه بسیار محدود بود. با افزایش صادرات نفت، نفتکش‌های چینی مسیرهای دریایی اقیانوس هند و دریای سرخ را شلوغ کردند. نیروی دریایی چین از سال ۲۰۰۸ به عملیات ضد دزدی دریایی در سواحل سومالی پیوست و در سال ۲۰۱۷ نخستین پایگاه نظامی فراساحلی خود را در جیبوتی یعنی در ورودی جنوبی دریای سرخ و نزدیک یمن، افتتاح کرد.

پکن همچنین به تامین‌کننده تسلیحات برای قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شد. زمانی که واشنگتن در انتقال موشک‌ها و پهپادها تردید داشت، چین وارد عمل شد و به عربستان موشک‌های بالستیک فروخت و پهپادهای مسلح به عربستان، امارات و دیگر کشورها صادر کرد.

چین این نفوذ اقتصادی را با پیوندهای سیاسی تقویت کرد، از جمله امضای یک قرارداد ۲۵ ساله با ایران در سال ۲۰۲۱ در حوزه‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی، و هم‌زمان نزدیکی به عربستان و امارات. سفر شی جین‌پینگ به ریاض در سال ۲۰۲۲، با اسکورت جنگنده‌ها، این روند را برجسته کرد؛ در همان زمانی که کشورهای خلیج فارس به گروه‌هایی تحت رهبری چین مانند سازمان همکاری شانگهای نزدیک‌تر می‌شدند. تا سال ۲۰۲۳، عربستان، امارات، ایران و مصر برای پیوستن به نسخه گسترش‌یافته بریکس دعوت شدند.

پیام چین روشن بود: احترام به حاکمیت کشورها، مخالفت با تغییر رژیم، و گفت‌وگو با همهٔ طرف‌ها، رویکردی که بسیاری از رهبران خلیج فارس پس از جنگ عراق و بهار عربی از آن استقبال کردند. افکار عمومی عرب نیز همین نظر را داشتند: نظرسنجی عرب بارومتر در سال ۲۰۲۲ نشان داد که چین در هشت کشور از نه کشور خاورمیانه و شمال آفریقا، تصویر مثبت‌تری نسبت به آمریکا دارد.

تردید نسبت به آمریکا

فضای سیاسی واشنگتن نیز این روند را تسریع کرد. یک دهه صحبت درباره چرخش به سوی آسیا از سال ۲۰۱۱ و خروج آشفتهٔ آمریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱، تردیدهایی درباره قابل‌اتکا بودن آمریکا ایجاد کرد.

در امارات، این نگرانی‌ها پس از حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها به ابوظبی در ژانویهٔ ۲۰۲۲ شدت گرفت. شیخ محمد بن زاید حاکم عملی امارات در آن زمان که از واکنش کند و نامنسجم آمریکا ناراضی بود، با کاخ سفید تماس گرفت و خواست با برت مک‌گورک، هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه و شمال آفریقای کاخ سفید، صحبت کند. او گلایه کرد که جو بایدن حتی تماس نگرفته، در حالی که امارات مستقیما هدف حمله نظامی قرار گرفته بود.

در همین حال، چین به‌تدریج به نقشی استراتژیک‌تر نزدیک می‌شد. اوایل ۲۰۲۱، مقامات اطلاعاتی آمریکا به مسئولان ارشد امنیت ملی هشدار دادند که چین در حال ساخت یک تأسیسات نظامی مشکوک در بندر خلیفه نزدیک ابوظبی است. واشنگتن بر امارات فشار آورد تا پروژه متوقف شود و بعدا نتیجه گرفت که این کار انجام شده، هرچند مقامات اماراتی هرگونه برنامه برای پایگاه نظامی چین را رد کردند. پس از آن، تمرکز اطلاعاتی آمریکا از مبارزه با تروریسم به رقابت قدرت‌های بزرگ تغییر یافت.

میانجی گری پکن میان عربستان و ایران در مارس ۲۰۲۳، در نگاه بسیاری نتیجه طبیعی این روند چندساله بود. اگرچه عمان و عراق مقدمات را فراهم کرده بودند، اما بازیگران اصلی تصمیم گرفتند حضور چین به نهایی شدن توافق کمک کند. در خلیج فارس و غرب، این توافق به‌عنوان نشانه‌ای از نفوذ واقعی چین تعبیر شد.

ایران و عربستان و چین

عقب‌گرد پکن

حملات ۷ اکتبر منطقه را بیش از هر رویداد نیم‌قرن گذشته تکان داد و جنگ پس از آن، محدودیت‌های نفوذ چین را آشکار کرد.

مذاکرات آتش‌بس مهم توسط آمریکا، مصر و قطر هدایت شد. چین تقریبا در اتاق‌های تصمیم‌گیری غایب بود. تلاشش برای نقش‌آفرینی بیشتر جنبه نمادین داشت: در ژوئیهٔ ۲۰۲۴، چین میزبان ۱۴ گروه فلسطینی شد و اعلامیه پکن برای پایان دادن به اختلافات و تقویت وحدت ملی فلسطین را اعلام کرد؛ اما مقامات آمریکایی، اسرائیلی و عرب به‌سرعت آن را تشریفاتی دانستند.

نویسنده گزارش مدعی شده است: در مقابل، دولت بایدن از همان ابتدا عمیقا در بحران غزه درگیر بود و میان قدس، قاهره، دوحه و دیگر پایتخت‌های خلیج فارس رفت‌وآمد می‌کرد.

در حملات حوثی‌ها به کشتیرانی غیرنظامی در دریای سرخ هم چین نقش محدودی ایفا کرد. در حالی که واشنگتن ائتلاف دریایی تشکیل داد و به اهدافی در یمن حمله کرد، پکن تنها بر امنیت کشتی‌های مرتبط با چین تمرکز داشت.

مشکلات اقتصادی چین در سال‌های اخیر از جمله بحران بازار مسکن دست پکن را بسته‌تر کرده است. در چنین شرایطی، تعهدات نظامی پرهزینه در خاورمیانه جذابیت کمتری دارد.

برنامه‌های چین برای نقش‌آفرینی در توسعه هوش مصنوعی منطقه هم ضربه خورد. امارات که زمانی به شرکای چینی نگاه می‌کرد، تحت فشار شدید آمریکا، بسیاری از این روابط را قطع کرد. شرکت G42 در آوریل ۲۰۲۴ اعلام کرد مایکروسافت ۱.۵ میلیارد دلار در آن سرمایه‌گذاری کرده است.

در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، آمریکا نقش خود را در منطقه تقویت کرده است. او در اکتبر از مرحله نخست آتش‌بس میان اسرائیل و حماس خبر داد. مقامات خلیج فارس سبک او را در بستن این توافق مؤثر می‌دانند و از کنار گذاشتن گفتمان حقوق بشری به نفع معامله‌گری استقبال کردند.

آزمون نهایی

مهم‌ترین آزمون در ژوئن رخ داد؛ زمانی که اسرائیل و آمریکا حملات موشکی گسترده‌ای علیه ایران انجام دادند. چین؛ مهم‌ترین شریک استراتژیک تهران تنها به صدور بیانیه‌هایی در دفاع از حاکمیت ایران بسنده کرد.

مونا یعقوبیان، مقام پیشین دولت آمریکا، می‌گوید: پس از ۷ اکتبر، چین دیگر آن قدرت سابق در خاورمیانه نیست. نوسان و بی‌ثباتی منطقه، محدودیت‌های واقعی توان چین را نشان داد.

از نظر اقتصادی، چین همچنان بازیگر مهمی است. تجارت چین و کشورهای خلیج فارس در سال ۲۰۲۴ به ۲۵۷ میلیارد دلار رسید. بیش از مجموع تجارت خلیج با آمریکا، بریتانیا و اتحادیهٔ اروپا. خودروهای برقی چینی، پروژه‌های زیرساختی و وام‌دهی بانک‌های چینی در حال گسترش‌اند.

اما فعلا، نگرانی‌ها دربارهٔ تبدیل شدن چین به قدرت اصلی امنیتی خاورمیانه فروکش کرده است. برداشت غالب این است که پکن نه تجربه کافی دارد و نه اراده لازم برای ایفای نقش ضامن امنیتی در منطقه‌ای به این میزان بی‌ثبات.

 

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O