وارونهگویی مقام دولت رئیسی درباره خطای محاسباتی | حمایت از احمدی نژاد خطای محاسباتی نبود؟ | گمان کردهاند دوباره میتوان بساط خالصسازی را گسترانید
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، سپهر خلجی رییس شورای اطلاع رسانی دولت مرحوم رییسی در مصاحبهای به ذکر مصادیق "خطای محاسباتی مسؤولان" پرداخته تا به گمان خود یکی از دو نکتۀ مورد اشاره رهبری جدید جمهوری اسلامی در پیام اخیر را تحلیل و تفسیر کند.
در این پیام آمده دشمن روی دو موضوع حساب کرده: اول کاهش تاب آوری مردم و دوم خطای محاسباتی مسؤولان. ( عین جمله: دشمن تابآوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسبات مسئولان را هدف گرفته است.)
هشدار دربارۀ خطای محاسباتی می تواند موارد متعددی را شامل شود ولی آقای سپهر خلجی در توضیح آن گفته این که فلان مسؤول دوران اصلاحات اکنون در تلویزیون اینترنشنال مشغول است یا مصطفی تاج زاده که بعدا منتقد شد در دوران اصلاحات معاون وزیر کشور شد نشانۀ خطای محاسباتی است.
عجبا که او که اصرار دارد به عنوان استاد ارتباطات شناخته شود و تصور کنیم در جبهۀ اصول گرایی پرفسور معتمدنژادی است برای خودش اصغر رمضان پور را دیده که مدتی با روزنامه های اصلاح طلب همکاری داشت و دوران کوتاهی معاون فرهنگی وزارت ارشاد بود اما مهدی نصیری را ندیده که سال ها مدیر مسؤول کیهان بوده و به تازگی اموال او مصادره شد.

از نظر سپهر خلجی این که عبدالله نوری یکی از شناختهشده ترین انقلابیون و مدیران را به معاونت سیاسی برگزید خطای محاسباتی بوده ولی این که اصولگرایان پشت سر احمدینژادی قرار گرفتند که به ادعای اخیر نیویورک تایمز گزینه ترامپ بوده خطای محاسباتی نبوده!
او که متولد 1352 است در سال پیروزی انقلاب 5 ساله بوده و در ایام جنگ هم کودک و نوجوان ولی حمایتهای آقایان جنتی و محمد یزدی و مصباح یزدی از احمدینژاد در سال 84 را که باید به خاطر بیاورد. آنها چطور؟ خطای محاسباتی نبود؟
او در دولتی مسؤولیت گرفت که دو وزیر آن در پرونده چای دبش محکوم به زندان شدند. انتخاب آنان خطای محاسباتی بود یا کارنامه خودشان یا حکمی که دربارهشان صادر شد؟
این اشارات به معنی آن نیست که افراد مصداق خطای محاسباتی اند چرا که کاملا روشن است از منظری کلانتر از دستگاه محاسباتی گفتهاند و نه اشخاص و سپهر خلجی یا متوجه نشده یا عامدانه بحث را به حاشیه کشانده اگر نگوییم به انحراف.
مراد رهبری روشن است و دستگاهها را به محاسبۀ درست فرامیخواند. همان که آقای قالیباف در پیام صوتی تازه به آن پرداخته و یکی از جلوهها این است که جنگ در مقابل مذاکره یا مذاکره در مقابل جنگ تصور نشود ولی سپهر خلجی خطای محاسباتی را به تنوع و تکثر سیاسی و الزامات مردمسالاری ترجمه کرده است. از نگاه او لابد امکان حضور میرحسین موسوی در انتخابات 88 هم خطای محاسباتی بوده و لابد شورای نگهبان به نخستوزیر دوران دفاع مقدس نباید اجازه میداد.
خطاهای محاسباتی البته کم نبوده ولی سپهر خلجی وارونه گویی میکند و خطای محاسباتی را در بالا بردن مشارکت در انتخابات با حضور چهرههای متنوع میداند و فراموش کرده نرخ مشارکت در آخرین انتخابات دولت متبوع او به زیر 10 درصد سقوط کرده بود و اگر تدبیر رهبری در موافقت با کاندیداتوری مسعود پزشکیان در سال 1403 نبود آن روند ادامه مییافت و چیزی از انتخابات باقی نمیماند و البته این جماعت شیفته مسابقات بیرقیباند تا پیروزی شان از پیش مسجل شده باشد.
خطای خلجی در اینهاست: اولا تفسیر غلط از نگاه کلی رهبری که مسؤولان را از خطای محاسباتی برحذر داشتهاند و کاملا واضح است که منظور از محاسبه چیست. یعنی موضوعی فرعی لحاظ شود و موضوعی اصلی نه. یا یک وجه پررنگ و وجه دیگر کمرنگ. یا بهای زیاد به یک بخش و غفلت از قسمت دیگر.
ثانیا نام بردن از چند چهره اشاره نکردن به کسانی چون مهدی نصیری و محمود احمدینژاد. اگرچه باز باید تاکید کرد مصداق آن اشاره نیستند ولی اگر قرار بر نام بردن است چرا معجزه هزاره سوم و مدیر سابق کیهان را از قلم میاندازد و به دیگرانی گیر میدهد که مجال دفاع ندارند و به دولتی میتازد که موفق ترین کارنامه را در بعد از انقلاب داشته. سوم خود را معیار حق و باطل دانستن و هزینه کردن از اعتبار رهبری شهید برای منکوب کردن مخالفان و منتقدان.
مهمتر از اینها آن که شیوه استدلال و بیان اوست که با علم روز ارتباطات که مبتنی بر اقناع و مهندسی رضایت است سازگار نیست و نمیدانم در دانشگاه آزاد هم اینگونه تدریس میکند یا نه.
آن که خطای محاسباتی کرد البته طیف خودشان بود که گمان میکردند روند امور به گونه دیگری پیش برود ولی نرفت و گرنه چه تاجزاده و چه احمدینژاد یا مهدی نصیری هر یک با هر استانداردی به لحاظ سیاسی در اندازههای بسی بزرگتر از از رییس شورای اطلاع رسانی دولت مرحوم آقای رییسی بودند. آن قدر دور برداشته بودند و تصور میکردند دنیا به کام آنان است که همسر مرحوم رییسی نقل کرده " رهبر شهید صراحتا مرا از دخالت در امور دولت برحذر داشتند."
اکنون نیز کلام جانشین ایشان روشن است. مراقب هدف قرار دادن تابآوری مردم و ضربه به آن باشید و دومی: دچار خطای محاسباتی نشوید. با هیچ متر و معیاری خطای محاسباتی را نمیتوان به معنی یک دستسازی دوباره در حاکمیت معنی کرد چون یک بار این کار در دوران دولت متبوع آقای خلجی آزموده شد و کار به جایی رسید که علی لاریجانی را هم کنار گذاشتند و رییس سه دوره مجلس و دو دوره صدا و سیما ناچار بود با امضا با عنوان "بنده خدا" اعتراض خود را ابراز کند و از آن دولت آنچه باقی ماند جز کنار گذاشتن حجاب در بخشی از جامعۀ زنان و ادعای ثابت نشده احیای 1000 کارخانه در هر ماه بود و دو پرونده اقتصادی برای دو وزیر.
خطای محاسباتی، محاسبات و تفسیر نادرست سپهر خلجی است که گمان برده دوباره میتوان بساط خالصسازی را گسترانید و با انگ و به این و آن خود را انقلابی و دیگران را ضد انقلاب معرفی کرد.
چون اشارات او به رسانه هاست خطای محاسباتی این بود که محاسبه نکردند با توقیف رسانهها مرجعیت رسانهای به بیرون منتقل میشود وگرنه، مهاجرانی کف دست خود را بو نکرده بود که فلان شخص بعدتر چه میکند. چه بسا اگر آن همه بلا را بر سر رسانهها نیاورده بودند اینترنشنال این همه اثرگذار نمیشد و حالا نیز همین که از اثرگذاری آن کاسته شده به لطف افشاگریهای بچههای داخل مانده و راویان روایت سوم است که در محاسبات خلجی و امثال او نادیده انگاشته میشوند.
صحبت های سپهر خلجی عجالتا جای نگرانی ندارد چون این افراد بیرون گذاشته شدهاند و در سپهر کنونی موقعیتی ندارند اما به دنبال رزرو جا برای آیندهاند.