«ترامپ شرودینگر»/چرا اروپا دیگر به تضمین امنیتی آمریکا مطمئن نیست؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۰۸۳۹
اقتصادنیوز:اندیشکده «مرکز سیاست اروپایی» با ترسیم سه چهره متفاوت از رئیس‌جمهوری آمریکا و استفاده از استعاره «ترامپ شرودینگر» نوشت که اروپا دیگر نمی‌تواند با اطمینان بر تضمین امنیتی واشنگتن تکیه کند، زیرا در لحظه بحران نمی‌داند با آمریکای همکار، بی‌ثبات یا حتی متعارض با منافع امنیتی اروپا روبه‌رو خواهد شد.
«ترامپ شرودینگر»/چرا اروپا دیگر به تضمین امنیتی آمریکا مطمئن نیست؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، مرکز سیاست اروپایی در یادداشتی به قلم دکتر کریستیان مولینگ مشاور ارشد این اندیشکده نوشت که پرسش اصلی اعضای پیمان آتلانتیک شمالی امروز این است که آیا ایالات متحده در دوره دونالد ترامپ همچنان قابل اتکاست یا نه و پاسخ صادقانه به این پرسش، به‌طور هم‌زمان «بله، نه و شاید» است.

نویسنده با استفاده از استعاره معروف «گربه شرودینگر» که نمادی از عدم قطعیت است، وضعیت امروز ناتو را به جعبه‌ای بسته تشبیه کرد که اروپا تا زمان بروز بحران نمی‌داند در آن با کدام آمریکا روبه‌رو خواهد شد.

او نوشت که مشکل راهبردی اروپا این است که ایالات متحده در دوره ترامپ هم‌زمان سه چهره نشان می‌دهد؛ چهره‌ای همکار، چهره‌ای بی‌ثبات و چهره‌ای متعارض با منافع اروپا.

به گفته وی، برای هر سه چهره می‌توان شواهدی ارائه کرد، هیچ‌کدام را نمی‌توان کنار گذاشت و هیچ‌کس در اروپا با اطمینان نمی‌داند در زمان بحران کدام چهره بر تصمیم‌گیری واشنگتن غالب خواهد شد.

مولینگ افزود که مشکل اروپا از آنجا آغاز می‌شود که همچنان به روایت «آمریکای همکار» چسبیده و رخدادهای اخلالگر را استثنا تلقی می‌کند. او هشدار داد که نتیجه این نگاه، شکل‌گیری این فرض خطرناک که تضمین امنیتی آمریکا تا زمانی که اروپا رفتار درستی داشته باشد، پابرجا خواهد ماند.

نویسنده نوشت که برخی مقام‌های اروپایی همچنان به تداوم همکاری با آمریکا دل بسته‌اند و از گفت‌وگوهای جاری در پنتاگون و ناتو به‌عنوان نشانه‌ای از پابرجا بودن این رابطه یاد می‌کنند. او این برداشت را «ناتوی ۳.۰» نامید که در آن آمریکا در ائتلاف می‌ماند، اما اروپا باید بار اصلی دفاع متعارف را بر دوش بکشد.

مولینگ نوشت که حامیان این نگاه، افزایش هزینه‌های دفاعی ناتو تا پنج درصد تولید ناخالص داخلی را نشانه‌ای از سازگار شدن ائتلاف با دوره ترامپ می‌دانند. از نظر آنان، ترامپ قصد نابودی ناتو را ندارد، بلکه اروپا را وادار می‌کند سهم بیشتری از هزینه‌های دفاعی خود را بپردازد.

اما نویسنده این تفسیر را ناقص دانست و تأکید کرد که این نگاه بر این فرض بنا شده که اگر اروپا پول بیشتری پرداخت کند، تجهیزات بخرد، صنایع دفاعی خود را تقویت کند و لحن سیاسی‌اش را تعدیل کند، رفتار ترامپ قابل پیش‌بینی و تضمین امنیتی آمریکا پابرجا خواهد ماند.

مولینگ پرسید اگر صدراعظم آلمان امروز از ترامپ بخواهد به تعهد دفاع جمعی ناتو عمل کند و نیروهای آمریکایی را اعزام کند، رئیس‌جمهوری آمریکا چه خواهد کرد؟ او نوشت که مقام‌های اروپایی پاسخ روشنی ندارند، زیرا حتی همتایان آمریکایی آن‌ها نیز نمی‌دانند تصمیم‌های ترامپ چگونه گرفته می‌شود یا چگونه می‌توان بر آن اثر گذاشت.

این اندیشکده اروپایی در ادامه با اشاره به چهره دوم ترامپ، او را نه لزوماً ضد اروپایی، بلکه از نظر زمان‌بندی، جهت‌گیری و روند تصمیم‌گیری غیرقابل پیش‌بینی توصیف کرد و نوشت که همین ویژگی، او را برای بازدارندگی اروپا خطرناک می‌کند.

مولینگ نمونه روشن این بی‌ثباتی را بحث خروج نیروهای آمریکایی از اروپا دانست. او نوشت که ابتدا گزارش شد واشنگتن در حال بازبینی حضور نیروهای آمریکایی در اروپا است، سپس دستور کاهش حدود پنج هزار نیرو صادر شد، بعد نشانه‌هایی از کاهش توانمندی‌ها در آلمان و توقف چرخش حدود چهار هزار سرباز به لهستان دیده شد، سپس جی‌دی ونس معاون رئیس‌جمهوری آمریکا گفت این فقط یک تأخیر بوده است و در نهایت ترامپ شخصاً از اعزام پنج هزار نیروی اضافی به لهستان خبر داد.

نویسنده تأکید کرد که چنین روندی برای بازدارندگی اروپا زیان‌بار است، زیرا رقبای این قاره باید باور داشته باشند که آمریکا در وضعیت اضطراری واقعاً آماده استفاده از توان نظامی خود خواهد بود.

اما وقتی علت جابه‌جایی نیروهای آمریکایی روشن نیست و مشخص نمی‌شود این تصمیم بخشی از تقسیم مسئولیت دفاعی، واکنش سیاسی، تصمیم اداری پنتاگون یا چرخش ناگهانی ترامپ است، قدرت آمریکا همچنان روی نقشه دیده می‌شود، اما اعتماد متحدان اروپایی به آن کاهش می‌یابد.

به نوشته مرکز سیاست اروپایی، سیاست آمریکا در قبال اوکراین نیز از همین الگو پیروی کرده است. پس از رویارویی ترامپ با ولودیمیر زلنسکی در کاخ سفید، ایالات متحده کمک نظامی و همکاری اطلاعاتی با کی‌یف را متوقف کرد و یک اختلاف شخصی در کاخ سفید، پیامدهای فوری برای امنیت اروپا به همراه داشت.

مولینگ پرونده ایران را نیز نمونه‌ای از همین الگو دانست و نوشت که متحدان اروپایی برای حمایت از عملیات آمریکا در اطراف تنگه هرمز تحت فشار قرار گرفتند، اما از همراهی با واشنگتن خودداری کردند. به گفته او، ترامپ پس از آن اعلام کرد که ناتو لازم نیست و یک موضوع خارج از اروپا به آزمونی برای وفاداری ائتلاف تبدیل شد.

در بخش دیگری از یادداشت، چهره سوم ترامپ برای اروپا «ناراحت‌کننده‌تر» توصیف شده است. نویسنده نوشت در این سناریو، آمریکا فقط بازیگری غیرقابل پیش‌بینی و بی‌ثبات نیست، بلکه تصمیم‌های فردی واشنگتن مستقیماً با منافع امنیتی اروپا در تضاد قرار می‌گیرد.

مولینگ مسئله گرینلند را روشن‌ترین نمونه این وضعیت دانست و نوشت که تلاش رئیس‌جمهوری آمریکا برای کنترل سرزمین وابسته به دانمارک، فقط یک نمایش سیاسی نیست، بلکه اصل همبستگی در ناتو را زیر سؤال می‌برد. به گفته او، اعضای ناتو در چنین وضعیتی باید با فشاری روبه‌رو شوند که نه از مسکو یا پکن، بلکه از واشنگتن وارد می‌شود.

او تأکید کرد که اروپا نباید تنها به نسخه خوش‌بینانه از رفتار ترامپ تکیه کند، زیرا ترامپ همکار، ترامپ بی‌ثبات و ترامپ متعارض با منافع اروپا هر سه امکان بروز دارند.

از نگاه نویسنده، گفت‌وگوهای جاری با مقام‌های آمریکایی برای اطمینان از تداوم حمایت واشنگتن کافی نیست و اروپا باید توان تصمیم‌گیری و اقدام مستقل در شرایطی را داشته باشد که آمریکا تردید می‌کند یا از رهبری کنار می‌کشد.

این اندیشکده اروپایی در پایان نوشت که «ترامپ شرودینگر» ناتویی را توصیف می‌کند که نمی‌داند در بحران بعدی با کدام چهره آمریکا روبه‌رو خواهد شد.

به باور نویسنده، وظیفه اروپا حدس زدن رفتار ترامپ نیست، بلکه کاستن از وابستگی امنیتی به تصمیم‌های غیرقابل پیش‌بینی واشنگتن است.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O