تغییر اهداف اعلامی واشنگتن

عقب‌نشینی آمریکا از ایده تغییر حکومت در ایران | معنای استفاده از «جمهوری اسلامی» توسط ترامپ چیست؟ | شیوه مدیریت اختلافات بین دو کشور تغییر کرده است

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۱۸۳۴
اقتصادنیوز: در روابط بین‌الملل، انتخاب واژه‌ها اتفاقی نیست. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا در پیام رسمی خود از عنوان «جمهوری اسلامی ایران» استفاده می‌کند، در واقع موجودیت حقوقی و سیاسی همان حکومتی را که طرف مذاکره است، به رسمیت می‌شناسد.
عقب‌نشینی آمریکا از ایده تغییر حکومت در ایران | معنای استفاده از «جمهوری اسلامی» توسط ترامپ چیست؟ | شیوه مدیریت اختلافات بین دو کشور تغییر کرده است

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، مرور مواضع چند هفته گذشته واشنگتن نشان می‌دهد اهداف اعلامی آنها در قبال ایران دستخوش تغییر شده است! آنچه با ادبیات تغییر نظام و افزایش فشار بر جمهوری اسلامی آغاز شد، اکنون به پذیرش مذاکره با همان ساختار سیاسی و سخن گفتن از توافقی رسیده که قرار است با امضای نمایندگان دو طرف نهایی شود؛ تغییری که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بیش از آنکه ناشی از تغییر خواست آمریکا باشد، محصول واقعیت‌های میدان و ناکامی در تحقق اهداف اولیه است.

 در سیاست بین‌الملل، گاهی آنچه سیاستمداران بر زبان می‌آورند، به اندازه آنچه در میدان رخ می‌دهد اهمیت دارد. دولت‌ها معمولاً اهداف خود را در قالب واژه‌ها، ادبیات رسمی و مواضع دیپلماتیک بازتعریف می‌کنند و به همین دلیل، تغییر در لحن و ادبیات مقام‌های سیاسی می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در اولویت‌ها، محاسبات یا حتی اهداف باشد.

تحولات ماه‌های اخیر در روابط ایران و آمریکا نیز از همین منظر قابل بررسی است. در روزهای ابتدایی درگیری‌ها، فضای سیاسی و رسانه‌ای آمریکا آکنده از سخنانی درباره لزوم افزایش فشار بر ایران، تضعیف ساختار سیاسی، تغییر نظام و حتی تغییر جغرافیای ایران بود. بسیاری از رسانه‌های غربی، برخی اندیشکده‌ها و شماری از سیاستمداران آمریکایی از سناریوهایی سخن می‌گفتند که پایان جمهوری اسلامی را محتمل جلوه می‌داد.

امروز اما فضای سیاسی واشنگتن تفاوت محسوسی با آن روزها دارد. دونالد ترامپ از توافق سخن می‌گوید، در پیام‌های خود از عنوان رسمی «جمهوری اسلامی ایران» استفاده می‌کند و از امضای توافق میان دو طرف خبر می‌دهد. همزمان جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا نیز به صراحت اعلام کرده است که آمریکا به دنبال تغییر نظام سیاسی در ایران نیست و هدف اصلی، دستیابی به توافقی برای حل اختلافات موجود است.

از اهداف حداکثری تا واقع‌گرایی

در بسیاری از بحران‌های بین‌المللی، دولت‌ها در ابتدای درگیری‌ها با اهداف حداکثری وارد میدان می‌شوند. این اهداف معمولاً در شرایطی مطرح می‌شوند که تصور می‌شود فشار نظامی، اقتصادی و سیاسی می‌تواند طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کامل کند.

در مورد ایران نیز در هفته‌های نخست، بخش مهمی از فضای رسانه‌ای غرب بر این فرض استوار بود که فشارهای هم‌زمان نظامی، اقتصادی و سیاسی می‌تواند ساختار قدرت در ایران را دچار تغییر کند. در چنین فضایی، عبارت رژیم چنج یا همان تغییر نظام سیاسی بارها در رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و حتی از سوی برخی چهره‌های سیاسی مطرح شد.

با گذشت زمان اما واقعیت‌های میدانی مسیر دیگری را نشان داد. با وجود ترورهای گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی و شهادت رهبر شهید انقلاب و شماری از نیروهای سیاسی و نظامی، اما در عمل نه ساختار حکمرانی ایران دچار فروپاشی شد، نه نهادهای سیاسی از هم گسستند و نه آن سناریوهایی که درباره تغییر نظام مطرح می‌شد، تحقق پیدا کرد. در نتیجه، ادبیات رسمی آمریکا نیز به تدریج تغییر کرد.

در روابط بین‌الملل، انتخاب واژه‌ها اتفاقی نیست. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا در پیام رسمی خود از عنوان «جمهوری اسلامی ایران» استفاده می‌کند، در واقع موجودیت حقوقی و سیاسی همان حکومتی را که طرف مذاکره است، به رسمیت می‌شناسد. اگر هدف اصلی تغییر نظام سیاسی باشد، مذاکره و امضای توافق با همان نظام، با منطق آن هدف سازگار نیست. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند تغییر ادبیات واشنگتن، نشانه‌ای از حرکت از اهداف حداکثری به سمت مدیریت بحران از طریق دیپلماسی است.

سخنان جی‌دی ونس؛ نشانه‌ای از تغییر رویکرد

اظهارات جی‌دی ونس نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. او تأکید کرده است که ایالات متحده به دنبال تغییر نظام سیاسی نیست و تمرکز دولت بر دستیابی به توافق است.

جی‌دی ونس با تشریح سیاست دولت دونالد ترامپ در قبال ایران اظهار کرد: ترامپ هرگز قصد بازگرداندن فرد خارج نشین به قدرت را نداشته است. رئیس‌جمهور آمریکا هرگز نگفته است که هدفش تبدیل کردن فردی از خارج به رهبر جدید ایران است.

این موضع گیری با فضایی که در آغاز بحران شکل گرفته بود تفاوت آشکاری دارد. اگرچه ممکن است همه جریان‌های سیاسی آمریکا دیدگاه واحدی نداشته باشند، اما موضع رسمی دولت آمریکا اکنون بر مذاکره و توافق متمرکز شده است، نه بر تغییر ساختار سیاسی ایران.

سیاست خارجی آمریکا در دهه‌های گذشته نشان داده است که میان اهداف اعلامی اولیه و اهداف نهایی، همیشه تطابق کامل وجود ندارد. در بسیاری از بحران‌ها، واشنگتن پس از مواجهه با واقعیت‌های میدانی، ناچار به بازتعریف اهداف خود شده است.

در ویتنام، افغانستان و عراق، اهداف اولیه با آنچه در پایان مسیر دنبال شد تفاوت‌های قابل توجهی داشت. در مواردی نیز آمریکا در نهایت با همان بازیگرانی وارد مذاکره شد که پیش‌تر مشروعیت آنها را زیر سؤال می‌برد. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه بر آرمان‌گرایی استوار باشد، در نهایت تابع محاسبه هزینه و فایده است.

چرا تغییر ادبیات اهمیت دارد؟

ممکن است برخی تصور کنند استفاده از یک عنوان رسمی یا کنار گذاشتن اصطلاح تغییر نظام سیاسی صرفاً یک تغییر لفظی است؛ اما در دیپلماسی، واژه‌ها حامل پیام هستند. وقتی کشوری از امضای توافق با طرف مقابل سخن می‌گوید، در عمل پذیرفته است که آن طرف، بازیگر مشروع و دارای اختیار تصمیم‌گیری است. این موضوع با سناریوی تغییر نظام سیاسی تفاوت بنیادین دارد.

اگر تغییر نظام سیاسی یکی از اهداف یا دست‌کم یکی از انتظارات مطرح‌شده در ابتدای بحران بوده باشد، اکنون شواهد موجود نشان می‌دهد که این هدف دیگر در مواضع رسمی دولت آمریکا جایگاهی ندارد و ترامپ از آن عقب‌نشینی آشکاری کرده است.

دیپلماسی؛ جایگزین تقابل

واقعیت آن است که امروز مسیر روابط تهران و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری بر محور مذاکره تعریف می‌شود. گفت‌وگو، تنظیم متن توافق، رایزنی‌های فنی و سخن گفتن از امضای سند، همگی نشانه‌هایی از غلبه مسیر دیپلماتیک بر گزینه‌های دیگر است.

این تحول الزاماً به معنای پایان اختلافات نیست. پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، مسائل منطقه‌ای و موضوعات امنیتی همچنان محل اختلاف باقی خواهند ماند. اما آنچه تغییر کرده، شیوه مدیریت این اختلافات است.

تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که میان ادبیات آغاز بحران و مواضع امروز واشنگتن فاصله قابل توجهی ایجاد شده است. اگر در روزهای نخست از فشار حداکثری و حتی تغییر نظام سخن گفته می‌شد، امروز سخن از توافق، مذاکره و امضای سند با جمهوری اسلامی ایران است.

این تغییر لحن را می‌توان نشانه‌ای از بازتعریف اهداف یا دست‌کم تغییر اولویت‌های آمریکا دانست؛ تغییری که بیش از هر چیز، تحت تأثیر واقعیت‌های میدانی و هزینه‌های ادامه تقابل شکل گرفته است.

در سیاست خارجی، گاهی مهم‌ترین تحول نه در میدان نبرد، بلکه در واژه‌هایی رخ می‌دهد که رهبران کشورها انتخاب می‌کنند. فاصله میان شعار تغییر نظام سیاسی و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران، شاید یکی از روشن‌ترین نمونه‌های همین واقعیت باشد.

 

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O