محمد قوچانی: پزشکیان در اوج استغنا، ریاست مذاکرات را به رقیب انتخاباتی خود سپرد | فرق میکند چه کسی رئیسجمهور و چه کسی وزیر خارجه باشد | جمهوری سوم میتواند حکومتی ملی در جمهوری اسلامی باشد
به گزارش اقتصادنیوز، محمد قوچانی؛ عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی ایران در مطلبی با عنوان «فرق میکند چه کسی رئیسجمهور باشد» نوشت:
شکست پروژه براندازی، این بار حتی با وجود چتر حمایتی ارتشهای بیگانه، بیش از هر زمان بازگشت به اصلاحات را ثابت میکند. اصلاحطلبان البته چون صلحطلبند، بیش از جنگ در صلح بهکار میآیند و اساساً در هنگامه جنگ، مرز جناحهای سیاسی در دفاع از میهن در برابر دشمن برداشته میشود. اما در صلح است که تمایزها و رقابتها شکل میگیرد. ازجمله در همین دوران است که روشن میشود که فرق میکند چه کسی رئیسجمهور باشد و چرا میان اصلاحطلب و اصولگرا تفاوت وجود دارد؟ از سال ۱۳۷۶ که رقابت اصلاحطلبی و اصولگرایی در انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد، بارها این سخن را از انحلالطلبان و براندازان شنیدهایم که هیچ فرقی نمیکند که چه کسی رئیسجمهور باشد و در هر صورت، هسته سخت قدرت جای دیگر است.
اما اینک ما اصلاحطلبانی که دو سال قبل در همین روزها از رأی به مسعود پزشکیان در برابر رقیبانش دفاع میکردیم، میتوانیم با وجود نقدها به رئیسجمهور با سربلندی از انتخاب خود دفاع کنیم:
۱. رئیسجمهوری که مسئله اصلی اعتراضات ۱۴۰۱ را دریافت و از تعمیق شکاف بر سر مسئله حجاب جلوگیری کرد و اشتباه دولت قبل در دامن زدن به این مسئله را تکرار نکرد و توانست، حاکمیت را از شعلههای آتش در این زمینه دور سازد و با توافقسازی با نظام بهخصوص رهبری، مسئله را حل کند.
۳. در جریان هر دو جنگ، رئیسجمهور تا دل خطر رفت و پس از تهاجم دشمن به شورای امنیت ملی در جنگ ۱۲ روزه که رئیسجمهور به شکل معجزهآسایی از ترور نجات یافت در جنگ ۴۰ روزه بارها در خیابان حضور یافت و بنا به شنیدهها همواره بهصورت بیواسطه در میان مردم کوچه و خیابان حضور دارد و سخن مردم را میشنود.
۴. در جنگ، دولت وفاق ملی به خوبی توانست با حمایت از نیروهای مسلح هم بودجه دفاع از کشور را فراهم کند و هم معیشت مردم را اداره کند بهگونهای که کشور دچار وضعیت جنگزدگی نشد و این در برابر جنگهای روانی مرسوم ازجمله اتهام بیدولتی، بهترین دفاع بود که بروکراسی ایران یعنی قوه مجریهاش در تأمین زندگی مردم کارآمد است.
۵. اما پس از جنگ، رئیسجمهور پزشکیان با شهامتی که از شهادتطلبی هم شجاعانهتر است از صلح دفاع میکند و بدون آنکه بخواهد بهدنبال حسنشهرت خویش باشد، خلاف جریان تبلیغات بدون خوشبینی و بدبینی با واقعبینی وارد مذاکرات شد و در اوج استغنا، ریاست مذاکرات را به رقیب انتخاباتی خود سپرد.
پیام راهبردی رهبری در تنفیذ و تفویض رأی شورای عالی امنیت ملی به ریاست رئیسجمهور و شورای ۶ نفره معین در آن، که در تعامل با شورای دفاع کشور به پایان جنگ انجامید، یک نقطهعطف در اعمال مسئولیت و اختیارات مقام/ نهاد ریاست جمهوری است که بهترین تعبیر آن «رئیس جمهوری شدن رئیسجمهور» است.
۶. نهتنها فرق میکند چه کسی رئیسجمهور باشد بلکه فرق میکند چه کسی وزیر امور خارجه باشد، وقتی محمود احمدینژاد، وزیر امور خارجهاش را در سفر کاری خارجی عزل میکند، روشن است که چه بر سر دیپلماسی کشور میآید اما وقتی دیپلماتهایی مانند عباس عراقچی، وزیر امور خارجهاند که به پشتوانه رئیسجمهور ساختمان این توافق ۱۴گانه را یک ماه است در میانه همه ناسزاها و ناجوانمردیها تدوین کردهاند و بر سر قبض و بسط آن خون دل خوردهاند.
۷. اداره کشور در همین جنگ ۴۰ روزه و مقاومت ۱۰۰ روزه ملت ایران میتواند، الگویی برای نوسازی نظام سیاسی ایران باشد. جمهوری سوم برخلاف نظر برخی دوستان اصلاحطلب نه یک حکومت نظامی که میتواند، حکومتی ملی در جمهوری اسلامی باشد که بر موازنه سه نهاد مدنی (دولت)، نظامی (سپاه) و دینی (روحانیت) استوار باشد.
در جمهوری سوم اما از اتفاق باب تازهای برای اصلاحات گشوده میشود؛ بهخصوص وقتی انحلالطلبی بهصورت سلطنتطلبی به بنبست رسیده است و بنیادگرایی به شیوه جبهه پایداری در آستانه شورش علیه نظام سیاسی قرار گرفته است قطعاً اصولگرایان جوان، رقیبی چون اصلاحطلبان جوان میخواهند که جمهوریت نظام را تقویت کنند. اما آیا اصلاحطلبان قدر این موقعیت تازه را میدانند و بر سنت خویش از دوم خرداد ۱۳۷۶ استوارند که «فرق میکند چه کسی رئیسجمهور باشد؟!»