ابطحی: «جمهوری سوم» یعنی بازگشت واقعی به جمهوریت | سطح تحمل سیاسی و امنیتی حاکمیت باید افزایش پیدا کند
به گزارش اقتصادنیوز، جنگ، اعتراضات اجتماعی و تحولات سیاسی سالهای اخیر، در کنار فشارهای اقتصادی و نارضایتیهای انباشته، مجموعهای از شکافهای عمیق را در رابطه دولت و جامعه آشکار کرده است؛ شکافهایی که از اعتماد عمومی تا سازوکارهای مشارکت سیاسی و احساس عدالت اجتماعی را دربر میگیرد.
اقتصادنیوز:فلاحتپیشه معتقد است تا زمانی که مردم در تصمیمگیریها به رسمیت شناخته نشوند، هیچ اصلاح اقتصادی و سیاسی به نتیجه نخواهد رسید.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلها از ورود ایران به مرحلهای تازه با عنوان «جمهوری سوم» سخن میگویند؛ مرحلهای که در آن کیفیت حکمرانی، میزان واقعی مشارکت مردم و نحوه توزیع قدرت و منابع، بیش از گذشته موضوع پرسش قرار گرفته است.
محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، در این گفتوگو با اقتصادنیوز به مهمترین الزامات ترمیم اعتماد عمومی، اصلاح ساختار حکمرانی و اولویتهای پیشروی کشور در شرایط پس از بحران میپردازد.
گفتگوی محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، را در اقتصادنیوز بخوانید.
****
*آقای ابطحی!با توجه به اتفاقات اخیر، تحولات سیاسی و اقتصادی و مسئله اعتماد عمومی، از نگاه شما مهمترین اقدام عملی و قابل سنجش برای بازسازی اعتماد میان دولت و جامعه چیست؟ بهویژه با توجه به طرح برخی تحلیلها مبنی بر ورود ایران به مرحله «جمهوری سوم»، نگاه شما در اینباره چیست؟
اگر قرار باشد بحث جمهوری سوم مطرح شود، محور اصلی همچنان «جمهوریت» است؛ یعنی میزان واقعی نقش مردم در تصمیمگیری. انسجام ملی هم امروز بهصورت عمومی مطرح است و بههرحال نوعی انسجام وجود دارد، اما مسئله این است که این انسجام در کجا معنای واقعی و قابل سنجش پیدا میکند.
در نهایت اینجا مشخص میشود که آیا حاکمیت میتواند برای مردم حکومت کند یا دوباره باید بر اساس سازوکارهای بازدارنده و خشن کشور اداره شود. مسئله انتخابات در این میان بسیار تعیینکننده است و باید از همین حالا برای آن برنامهریزی شود تا جامعه احساس کند واقعاً انتخابکننده است.
جامعه همچنان فاصلهدار با حاکمیت باقی میماند اگر...
در انتخاباتهای اخیر، این اعتماد تا حد زیادی از جامعه سلب شده و به همین دلیل میزان مشارکت بسیار کاهش یافته است. زمانی که مردم احساس کنند انتخاب واقعی دارند، وارد فرآیند مشارکت میشوند و اثرگذار خواهند بود. در غیر این صورت، جامعه همچنان فاصلهدار با حاکمیت باقی میماند.
*در شرایطی که بخشی از جامعه احساس میکند در فرآیندهای تصمیمگیری صرفاً مخاطب نتایج است، نه شریک تصمیمسازی، آیا ساختار حکمرانی نیازمند بازنگری در شیوه مشارکت دادن جامعه و نخبگان در سیاستگذاریهاست؟
ببینید مسئله این است که ساختار حکمرانی باید بهگونهای طراحی شود که مردم واقعاً در سیاستگذاری دیده شوند، نه اینکه صرفاً بهعنوان مخاطب نتایج در نظر گرفته شوند. ما سالها با سیاستهایی مواجه بودیم که یا فاصله زیادی با خواست عمومی داشتند یا در سطح مدیریت عالی، نوعی نگاه متملقانه نسبت به قدرت شکل گرفته بود و در عمل، نقش مردم در تصمیمسازی نادیده گرفته میشد.
اگر قرار باشد مشارکت واقعی شکل بگیرد، این موضوع راهحل پیچیدهای ندارد و در بسیاری از نظامهای سیاسی دنیا پذیرفته شده است. مبنای آن باید شایستگی علمی، اندیشهای و سابقه مدیریتی باشد و احزاب سیاسی نیز بتوانند بهصورت واقعی فعال و ناظر باشند.
مردم باید آزادی را لمس کنند و اثرگذاری خود را درک کنند
در کنار آن، سطح تحمل سیاسی و امنیتی برای فعالیت سیاسی باید افزایش پیدا کند تا حکومت بتواند بهجای اتکا به سازوکارهای مبتنی بر خشونت، بر پایه مشارکت اداره شود. در نهایت، حکومت زمانی موفق است که مردم احساس کنند حضورشان مهم است، آزادی را لمس کنند و اثرگذاری خود را درک کنند.
*تجربههای گذشته نشان داده که گشایشهای خارجی به بهبود پایدار اقتصادی و سیاسی در زندگی مردم منجر نشده است. این بار چه اصلاحاتی لازم است تا جامعه اثرات توافق را در زندگی روزمره خود احساس کند؟
مهمترین مسئله و مسئله اول سلامت در نظام اقتصادی است. اگر منابع مالی واردشده واقعاً در چرخه اقتصادی مورد نیاز مردم قرار بگیرد، اثرگذار خواهد بود. در مرحله دوم، باید با پدیدههایی که تحت عنوان «دور زدن تحریم» شکل گرفتهاند و در برخی موارد با فساد و سوءاستفادههای مالی گره خوردهاند، بهطور جدی برخورد شود و این ساختارها حذف یا اصلاح شوند.در مرحله سوم، سیاستگذاری کلان درباره منابع و اموال کشور باید بهگونهای باشد که اولویت با مردم ایران باشد و این منابع در جهت منافع عمومی مصرف شود.
اقتصادنیوز:سیدجواد میری، جامعهشناس، معتقد است، جنگ به حاکمیت نشان داد که ملت ایران را نمیتوان به خودی و غیرخودی تقلیل داد؛ ملت را باید در کلیت و تکثرش دید.
وضعیت معیشتی مردم بهبود خواهد یافت اگر...
در نهایت، ایجاد یک فضای آرام و باثبات امنیتی ضروری است تا امکان جذب سرمایهگذاری خارجی فراهم شود. اگر این مجموعه اصلاحات همزمان انجام شود، بدون تردید وضعیت معیشتی مردم بهبود خواهد یافت.
*اعتراضات سالهای اخیر، جنگ و فشارهای اقتصادی هر یک بخشی از شکافهای میان جامعه و حاکمیت را آشکار کردهاند. از نظر شما در شرایط فعلی اولویت اصلی کشور کدام شکاف است و چرا؟
واقعیت این است که همه شکافها وجود دارند و در اولویت هستند. نمیتوان از کنار مسئله کشته شدن چند هزار نفر ایرانی در دی ماه بهسادگی گذشت یا آن را با یک دستور فراموش کرد. این مسئله باید به رسمیت شناخته شود، گزارش دقیق درباره آن ارائه شود و متولیان پاسخگو باشند.
همچنین نباید از دستاوردهای جنگ غافل شد؛ اینها میتواند خود به عامل انسجام تبدیل شود. مسائل اقتصادی نیز که پیشتر درباره آن صحبت شد، بخش مهم دیگری از این شکافها است، باید همه این موارد را با هم ببینیم.
اگر این عناصر در کنار هم دیده شوند، هم مسائل انسانی، هم تجربه جنگ و هم اصلاحات اقتصادی، بسیاری از این شکافها قابل حل خواهد بود.
ارسال نظر