زمان آن فرا رسیده است که پیوندهای سیاسی موجود گسسته شوند؟

شکاف سیاسی در آمریکا در دویست‌و پنجامین سالگرد استقلال | مردم ایالات متحده به دنبال رهبرانی جدید هستند؟

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۹۴۷۳۳
اقتصادنیوز: دویست‌وپنجاه سال پس از تولد آمریکا، سرنوشت نظام سیاسی این کشور همچنان در معرض آزمونی تاریخی قرار دارد. پرسش اصلی همان پرسشی است که بنیان‌گذاران آمریکا نیز با آن روبه‌رو بودند: آیا حکومت همچنان در خدمت مردم است؟
شکاف سیاسی در آمریکا در دویست‌و پنجامین سالگرد استقلال | مردم ایالات متحده به دنبال رهبرانی جدید هستند؟

به گزارش اقتصادنیوز، در روز استقلال آمریکا، یک نکته همواره درباره این کشور صدق می کند. این کشور در طول ۲۵۰ سال گذشته، همیشه با گسل‌های سیاسی و اجتماعی خود تعریف شده است؛ گسل‌هایی که گاهی این سرزمین و مردمش را به یکدیگر پیوند داده‌اند و گاهی نیز تا آستانه فروپاشی پیش برده‌اند. درواقع، تاریخ آمریکا روایتی از شکاف و ترمیم متوالی است.

اولین شکاف چه زمانی رخ داد؟

لینزی نیومن در چتم هاوس نوشت: نخستین گسل در تاریخ آمریکا، میان سیزده مستعمره آمریکایی و حکومت امپراتوری بریتانیا شکل گرفت. در اعلامیه استقلال این کشور آمده است: «هرگاه در جریان رویدادهای بشری، برای مردمی ضروری شود که پیوندهای سیاسی‌ای را که آنان را به مردمی دیگر متصل کرده است، از میان ببرند، باید دلایل این جدایی را اعلام کنند.»

خبر مرتبط
چترِ شکسته هسته‌ای؛ چرا بازدارندگی آمریکا دیگر قابل اطمینان نیست؟ | کره جنوبی به سمت استقلال هسته‌ای می‌رود

اقتصادنیوز: سیاست‌های دولت ترامپ نگرانی‌های سئول را تشدید کرده است. اختلافات تجاری، انتقادهای ترامپ از هزینه‌های دفاعی کره جنوبی و حتی انتقال سامانه‌های دفاع موشکی آمریکا از کره جنوبی به خلیج فارس، این تصور را تقویت کرده که واشنگتن در نهایت امنیت خود را بر امنیت متحدانش ترجیح خواهد داد.

از نگاه استعمارنشینان آمریکایی، این دلایل در رفتار حکومت بریتانیا ریشه داشت؛ حکومتی که به گفته آنان با مجموعه‌ای از سوءاستفاده‌ها و غصب قدرت، شکلی از «استبداد» را بر آنان تحمیل کرده بود. آنان معتقد بودند که برای دستیابی به حقوق غیرقابل سلب خود، یعنی زندگی، آزادی و جست‌وجوی خوشبختی، باید نظام حکومتی پیشین را تغییر داده و مسیر تازه‌ای را آغاز کنند.

آمریکا

از جنگ داخلی تا جنبش‌های اجتماعی

پس از استقلال آمریکا، این کشور با مجموعه‌ای از شکاف‌های داخلی مواجه شد.

جنگ داخلی آمریکا در دهه ۱۸۶۰ بر سر مسئله برده‌داری و در امتداد شکاف عمیق میان شمال و جنوب شکل گرفت و کشور را تا مرز فروپاشی پیش برد.

در دهه‌های بعد، انقلاب صنعتی آمریکا شهرهای بزرگ و پرجمعیتی ایجاد کرد و تنشی ماندگار میان مناطق کشاورزی و شهرهای بزرگ به وجود آورد. سپس جنبش‌های اجتماعی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ جامعه را بر سر مسائل نسلی، جنسیتی و نژادی دوپاره کردند.

در تمام این سال‌ها، اختلاف بر سر عدالت اقتصادی و نحوه توزیع ثروت نیز همواره بخشی از این شکاف‌ها بوده است؛ از شعار تاریخی مالیات بدون نمایندگی گرفته تا رکود بزرگ اقتصادی، اعتراض‌های ضدجهانی‌شدن سیاتل در سال ۱۹۹۹ و جنبش اشغال وال‌استریت.

مسئله امروز اختلاف بر سر دموکراسی است

امروز و هم‌زمان با دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال خود، مهم‌ترین شکاف سیاسی این کشور دیگر بر سر مالیات، نژاد یا اقتصاد نیست. 

گسل اصلی میان کسانی است که هنوز باور دارند که نظام کنونی آمریکا می‌تواند حقوق، عدالت و رفاه را برای همه شهروندان تأمین کند و کسانی که دیگر چنین چیزی را قبول ندارند.

در حقیقت، همان شکاف بنیادینی که ۲۵۰ سال پیش به استقلال آمریکا انجامید، اکنون در قالبی تازه دوباره مطرح شده است.

پرسشی که تا چندی پیش حتی تصور مطرح شدنش دشوار بود، اکنون در میان بسیاری از آمریکایی‌ها شنیده می‌شود: آیا بار دیگر زمان آن فرا رسیده است که پیوندهای سیاسی موجود گسسته شوند؟

آمریکا

نشانه‌های یک شکاف قدیمی با چهره‌ای جدید

این گسل را می‌توان در ظهور چهره‌هایی مانند زهران ممدانی، شهردار نیویورک که خود را «سوسیالیست دموکرات» می‌نامد، مشاهده کرد.

همچنین تقریباً هر روز گزارش‌هایی منتشر می‌شود که نشان می‌دهد چهره‌های خارج از جریان سنتی سیاست آمریکا در انتخابات مقدماتی عملکرد موفقی دارند. پیام مشترک این تحولات اما روشن است: آمریکایی‌ها به دنبال رهبرانی جدید هستند.

همین تغییر را می‌توان در نگاه مردم به ثروت نیز مشاهده کرد. مسئله اصلی برای بسیاری از شهروندان، افزایش هزینه‌های زندگی و کاهش قدرت خرید است و اکنون اکثریت آمریکایی‌ها میلیاردرها را تهدیدی برای دموکراسی می‌دانند.

نگرانی عمومی نسبت به هوش مصنوعی

حتی در حوزه فناوری نیز این تغییر نگرش دیده می‌شود. با وجود آنکه هوش مصنوعی موتور محرک رشد اقتصادی آمریکا شده است، تعداد بیشتری از مردم معتقدند این فناوری در مجموع اثر منفی بر جامعه خواهد گذاشت و تهدیدی برای امنیت و زندگی شخصی آنان است.

وقتی خشونت جای صندوق رأی جای را می گیرد

این شکاف طی یک دهه گذشته از مرحله دوقطبی‌شدن سیاسی عبور کرده و به سمت رادیکال‌شدن حرکت کرده است.

در ششم ژانویه ۲۰۲۱، گروهی از شهروندان برای رد نتیجه انتخاباتی که آن را تقلبی می‌دانستند، ساختمان کنگره آمریکا را اشغال کردند.از آن زمان، حملات با انگیزه سیاسی نیز افزایش یافته است.

در سال ۲۰۲۲، پل پلوسی، همسر نانسی پلوسی، در منزل خود هدف حمله قرار گرفت. در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶ نیز تلاش‌هایی برای ترور دونالد ترامپ صورت گرفت.

در سال ۲۰۲۵، ملیسا هورتمان، نماینده دموکرات مجلس ایالتی مینه‌سوتا، همراه با همسرش ترور شد. همان سال، چارلی کرک، فعال سیاسی محافظه‌کار نیز به قتل رسید.

هم‌زمان، نهادهای امنیتی آمریکا نسبت به گسترش جنبشی موسوم به «شتاب‌گرایی» هشدار داده‌اند؛ جریانی که معتقد است نظام دموکراتیک آمریکا آن‌قدر فاسد و غیرقابل اصلاح شده که تنها راه جایگزینی آن، توسل به خشونت است.

معترضان مسلح می شوند؟

بر اساس نظرسنجی‌ها، حدود یک‌سوم آمریکایی‌ها معتقدند دولت فاسد است و شاید به‌زودی زمان آن برسد که علیه آن دست به سلاح ببرند. درحقیقت، برای تعداد زیادی از آمریکایی‌ها، گلوله جای صندوق رأی است.

trump

فروریختن اعتماد عمومی به حکومت

مجموع این شکاف‌ها بازتاب سقوط بی‌سابقه اعتماد عمومی به دولت آمریکا است.

در آغاز قرن بیست‌ویکم، حدود ۴۹ درصد آمریکایی‌ها به دولت فدرال اعتماد داشتند؛ اما این رقم تا سال ۲۰۲۵ به تنها ۱۸ درصد کاهش یافته است.هم‌زمان، میزان رضایت از عملکرد قوه مجریه، کنگره و حتی دستگاه قضایی نیز به شدت افت کرده است.

دیوان عالی پاسخ روشن نمی‌دهد

یکی از نشانه‌های مهم این بحران، کاهش بی‌سابقه محبوبیت دیوان عالی آمریکاست. این نهاد در سال‌های اخیر برخی محدودیت‌های مربوط به تأمین مالی انتخابات را کاهش داده و دامنه قانون حقوق رأی را محدود کرده است. همچنین اختیار رئیس‌جمهور برای برکناری اعضای نهادهای مستقل را نیز تأیید کرده است.

در مقابل، قوانین مربوط به رأی‌گیری پستی تغییری نکرده اند و اصل اعطای تابعیت بر اساس محل تولد نیز همچنان مورد تایید است. در نتیجه این موارد، شهروندانی که انتظار داشتند دیوان عالی مرجع نهایی رفع اختلاف‌ها باشد، اکنون بیش از گذشته با ابهام روبه‌رو هستند.

ترک برداشتن دوگانه حزب جمهوری خواه و دموکرات

هم‌زمان با افزایش بی‌اعتمادی سیاسی، نظام دوحزبی سنتی آمریکا نیز درحال فرسایش است.

اکنون ۴۵ درصد آمریکایی‌ها خود را مستقل از هر دو حزب معرفی می‌کنند؛ رقمی که هم‌زمان با کاهش تعداد افرادی است که به‌شدت خود را جمهوری‌خواه یا دموکرات می‌دانند.

در حزب جمهوری‌خواه، انسجام در سال‌های اخیر تا حد زیادی بر محور دونالد ترامپ و جنبش «دوباره آمریکا را عظیم کنیم» شکل گرفته بود، اما فاصله گرفتن چهره‌هایی مانند مارجوری تیلور گرین و تاکر کارلسون از این جریان، شکاف‌های داخلی حزب را آشکار کرده است.

در سوی دیگر، دموکرات‌ها از انتخابات ۲۰۲۰ تاکنون بر سر آینده حزب، سیاست‌های آن و رهبری دچار اختلاف بوده‌اند.

در حال حاضر، جناح مترقی حزب دست بالا را دارد، اما هنوز مشخص نیست موفقیت‌های اولیه در انتخابات مقدماتی بتواند در انتخابات میان‌دوره‌ای به پیروزی سراسری تبدیل شود.

اگر چنین شود، دموکرات‌ها با پرسش‌های دشوارتری روبه‌رو خواهند شد: چه کسی باید رهبری حزب را در کنگره بر عهده بگیرد؟ نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ چه کسی خواهد بود؟ و چگونه حزبی که کشورش دهه‌ها با کمونیسم در جنگ سرد مقابله کرده، می‌تواند اندیشه‌های سوسیالیستی را در برنامه سیاسی خود جای دهد؟

آمریکا

آزمون 250 ساله واشنگتن

دویست‌وپنجاه سال پس از تولد آمریکا، سرنوشت نظام سیاسی این کشور همچنان در معرض آزمونی تاریخی قرار دارد.

پرسش اصلی همان پرسشی است که بنیان‌گذاران آمریکا نیز با آن روبه‌رو بودند: آیا حکومت همچنان در خدمت مردم است؟

امروزه آمریکایی‌ها میان دو انتخاب مردد مانده‌اند؛ آیا باید همچنان به نظامی که دو قرن و نیم پیش پایه‌گذاری شد رضایت دهند، یا زمان آن رسیده است که از همان حقی استفاده کنند که در اعلامیه استقلال به آن استناد شده بود؛ یعنی حق تغییر یا حتی برانداختن حکومت؟

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O