۳ گزینه پیشروی آمریکا درباره ایران؛ از کاهش تحریمها و ارائه امتیاز تا تشدید فشار نظامی | درگیریهای دورهای میان تهران و واشنگتن ادامه دارد؟
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، ایلان گلدنبرگ، کارشناس روابط بین الملل، در یادداشتی با اشاره به نزدیک به دو دهه فعالیت خود در این حوزه، وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا را بیسابقه توصیف کرد و نوشت که برای نخستین بار در طول دوران حرفهای خود، راهحل روشنی برای بحران نمیبیند.
او در ادامه این نوشتار به پیش بینی خود درباره جنگ جاری اشاره کرده و ادعا می کند که پیش بینی او حول این محور بود که ایران، اگرچه تضعیف خواهد شد اما در عین حال به کشوری تهاجمیتر و ریسکپذیرتر تبدیل میشود و منطقه را وارد چرخهای از درگیریهای نظامی و بیثباتی مزمن خواهد کرد. به گفته وی، این پیشبینی محقق شده است، اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت اهرم فشاری بود که ایران از طریق تسلط بر تنگه هرمز به دست آورد.
گلدنبرگ معتقد است توافق اولیه (MOU) برای مدتی میتوانست راهی برای خروج از بحران باشد، هرچند به ادعای او توافقی ناقص بود. با این حال، به دلیل ابهام در مفاد و ضعف در روند مذاکرات، این توافق شکست خورد؛ زیرا ایران تصور میکرد بخشی از کنترل تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد، در حالی که واشنگتن انتظار داشت این آبراه به روی کشتیرانی بینالمللی باز شود.
به اعتقاد او، ریشه اصلی بحران نه شکست مذاکرات، بلکه تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ بود.
او پیامدهای این تصمیم را شامل افزایش قیمت نفت، شوکهای اقتصادی، کاهش ذخایر سامانههای دفاع موشکی آمریکا، خسارتهای گسترده منطقهای، رنج غیرنظامیان، تضعیف روابط واشنگتن با متحدانش و دستاوردهای اندک برای آمریکا میداند.
سه گزینه پیش روی آمریکا
گلدنبرگ در ادامه سه مسیر احتمالی برای آینده را بررسی میکند:
کاهش تحریمها و ارائه امتیاز به ایران: از نگاه او، پس از تحمل چهل روز جنگ، تهران خشمگینتر، به امریکا بیاعتمادتر و متقاعد شده که دست برتر را در اختیار دارد. به همین دلیل، مطالبات ایران برای توافق آنقدر سنگین و از نظر سیاسی تحقیرآمیز است که ترامپ هرگز آنها را نخواهد پذیرفت.
تشدید فشار نظامی: او معتقد است بمبارانها تاکنون امتیاز قابلتوجهی از ایران نگرفته و افزایش فشار نظامی تنها به جنگی پرهزینه، خطرناک و احتمالاً طولانی منجر خواهد شد؛ جنگی که هم نیروهای آمریکایی و هم کل منطقه را با مخاطرات جدی روبهرو میکند و احتمال موفقیت آن نیز اندک است.
توافق منطقهای با مشارکت کشورهای خلیج فارس: به باور گلدنبرگ، این گزینه در بلندمدت امیدوارکنندهتر است، اما اختلاف میان کشورهای عربی، ماهیت اصلی بحران که یک رویارویی میان آمریکا و ایران است، و همچنین نیاز به امتیازدهی گسترده واشنگتن، تحقق آن را بسیار دشوار کرده است.
«نظم جدید» در منطقه
به اعتقاد این تحلیلگر، محتملترین سناریو شکلگیری یک وضعیت جدید است که در آن درگیریهای دورهای میان آمریکا و ایران ادامه خواهد داشت، حملات گاهبهگاه آمریکا یا اسرائیل به برنامه هستهای ایران تکرار میشود، ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار خواهد داشت، قیمت نفت بالا باقی میماند و حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه گستردهتر و طولانیتر خواهد شد.
او در عین حال میگوید هزینههای یک جنگ تمامعیار آنقدر زیاد است که هر دو طرف تلاش خواهند کرد از رسیدن به چنین مرحلهای جلوگیری کنند، هرچند همواره خطر تشدید ناگهانی بحران وجود دارد. گلدنبرگ پیشبینی میکند که در بلندمدت، با توسعه خطوط لوله، تنوعبخشی به منابع انرژی و ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین، اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز بهتدریج کاهش خواهد یافت، اما این روند ممکن است سالها طول بکشد.
به باور او، در نهایت فرسایش و خستگی طرفین میتواند زمینه را برای یک توافق فراهم کند؛ توافقی که به ادعای او در آن ایران به این نتیجه برسد ادامه کنترل تنگه هرمز همزمان با تحمل محاصره اقتصادی پایدار نیست، آمریکا امتیازات بیشتری ارائه دهد و کشورهای عربی خلیج فارس نیز بر سر یک چارچوب دیپلماتیک مشترک به توافق برسند. با این حال، او تأکید میکند که چنین چشماندازی در آینده نزدیک، قابل انتظار نیست.
گلدنبرگ در پایان نتیجه میگیرد که دونالد ترامپ با آغاز جنگی که از نظر او ضرورتی نداشت، بحرانی را به یک فاجعه راهبردی تبدیل کرد؛ بحرانی که رفع پیامدهای آن سالها زمان خواهد برد و در حال حاضر همه بازیگران منطقه ناچارند با تبعات آن زندگی کنند.