مأموریت عراقچی در شانگهای/ ایران از میدان جنگ به میز قدرتهای آسیایی رفت
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، سفر امروز سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به قرقیزستان برای شرکت در نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری شانگهای، در حالی انجام میشود که جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، تشدید پیدا و پنهان رقابت میان قدرتها، جنگ اوکراین، تنگه هرمز و بحرانهای غرب آسیا و تلاش کشورهای جنوب جهانی برای ایجاد و تثبیت طرحی نوین در نظام بینالملل، بیش از هر زمان دیگری بر اهمیت نقشآفرینی در جهان امروز تاکید میکند.
سازمانی که توان و ظرفیت عبور از یک سازمان امنیتی در مرکز آسیا به بستری برای شکلدهی به نظمی تازه در روابط بینالملل را داراست. درک چنین ظرفیتی در این سازمان از سوی ایران سبب شده است که تهران از حضور و عضویت در این نهاد استقبال کرده و درصدد تعریف جایگاه خود در آن به ویژه پس از جنگ ۴۰ روزه با آمریکا باشد.
نشست کشورهای چین، روسیه، هند، پاکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، ایران و بلاروس، در حالی روزهای اول و دوم مرداد ماه سال جاری (۲۳ و ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶) در شهر ساحلی چولپونآتا (Cholpon-Ata) قرقیزستان برگزار میشود که وزرای خارجه کشورهای عضو، مهمترین دستور کارهای نشست سران این سازمان را آماده کرده و ضمن بررسی تحولات امنیتی و سیاسی منطقه به منظور اتخاذ مواضع مشترک، اسناد تفاهمات آینده اجلاس سران را هم بررسی خواهند کرد.
حضور وزیر امور خارجه در این نشست از یکسو بستری برای گفتوگو درباره مسیرهای گسترش همکاریهای کشورهای عضو شانگهای با ایران و از سوی دیگر فرصتی برای گفتوگو درباره جنگ، منطقه و تحولات جاری با همتایان خود به ویژه از چین و روسیه است.
تاریخچه، فلسفه و اهمیت سازمان همکاری شانگهای
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از رویدادهای مهم و شاید یکی از نقاط عطف تاریخ روابط بینالملل بود، رویدادی که از شرق تا غرب جهان را تحت تاثیر قرار داد و ظهور و بروز سازمان همکاری شانگهای هم یکی از نشانههای این تاثیر بود. همزمان با این فروپاشی، جمهوریهای متعددی از شوروی اعلام استقلال کردند و این اتفاق بسیاری از کشورهای همسایه با روسیه امروز را تحت تاثیر قرار داد که چین هم یکی از آنها بود. تعیین تکلیف و ساماندهی روابط با جمهوریهای تازه استقلال یافته به ویژه پس از گسترش تهدیدات و ناامنیها در مرزهای مشترک، هدف پکن از سازماندهی سازمان شانگهای بود.
در چنین شرایطی، چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان در سال ۱۹۹۶ گروهی را با عنوان شانگهای ۵ با هدف کاهش تنشهای مرزی، اعتمادسازی نظامی و جلوگیری از بروز درگیری میان کشورهای عضو تشکیل دادند. این ائتلاف اما به مرور زمان و اقتضائات آن به این نتیجه رسید که کنترل تروریسم، افراطگرایی مذهبی، قاچاق مواد مخدر، جرائم سازمانیافته و نیز حضور گسترده آمریکا در آسیای مرکزی، ضرورت نیازمند سازوکاری گستردهتر است و به این ترتیب سال ۲۰۰۱ با پیوستن ازبکستان، این سازمان رسما و با نام سازمان همکاری شانگهای (Shanghai Cooperation Organization - SCO) تاسیس شد.
شانگهای گرچه از همان ابتدا بر مبنای همکاری برای تامین امنیت شکل گرفت اما به دلایل بسیاری راه ناتو، دیگر نهاد امنیت محور را پیش نگرفت. اعضای این سازمان از همان ابتدا بر احترام به حاکمیت ملی کشورها، عدم مداخله در امور داخلی، مخالفت با تغییر حکومتها از خارج، مقابله مشترک با تروریسم، افراطگرایی و جداییطلبی، حل اختلافات از طریق گفتوگو، توسعه همکاریهای اقتصادی و اتصال منطقهای به عنوان اصول مشترک تاکید کردند. تاکیدی که این نهاد منطقهای را به عنوان یکی از نمادهای آغاز گستت از نظم دو قطبی و حرکت به سمت جهانی چندقطبی، معرفی کرد.
اهمیت شانگهای اما زمانی بیشتر مشخص میشود که نگاهی به ۱۰ عضو دائم آن داشته باشیم. چین، دومین اقتصاد جهان و بزرگترین شریک تجاری بسیاری از اعضای این سازمان است، روسیه قدرت نظامی و انرژی در جهان و این سازمان است، هند از بزرگترین اقتصادهای نوظهور و پرجمعیتترین کشور جهان است، پاکستان، بازیگر مهم جنوب آسیا به ویژه در ۶ ماه گذشته است، قزاقستان، بزرگترین اقتصاد آسیای مرکزی و با منابع قابل توجه نفت و گاز، ازبکستان و قرقیزستان از مهمترین پلهای ارتباطی و اتصالی مسیرهای حملونقل شرق به غرب، تاجیکستان به عنوان بازیگر باثبات و درحال پیشرفت و در نهایت بلاروس به عنوان سرزمینی نزدیک به اروپای شرقی، ۹ کشوری هستند که در کنار ایران به عنوان چهارراه ژئوپلیتیکی میان خلیج فارس، قفقاز، آسیای مرکزی و اقیانوس هند، یکی از مهمترین سازمانهای غیرغربی را شکل داده اند. شانگهای نزدیک به نیمی از جمعیت جهان و یکچهارم تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد و منابع عظیمی از انژری و معادن و مسیرهای ارتباطی.
آنچه اما در مقطع کنونی این سازمان را به کانون توجه تبدیل کرده است؛ تلاش اعضای آن برای کاستن از وابستگی به دلار است که با توجه به تحریم تعدادی از مهمترین کشورهای عضو این نهاد از سوی آمریکا، اهمیت چنین موضوعی قابل درک است. اعضای شانگهای همچنین در نشست خود در قرقیزستان قرار است توسعه کریدورهای حملونقل مستقل، افزایش تجارت با ارزهای ملی و ایجاد شبکههای مالی جایگزین را مورد بحث و بررسی قرار دهند و تهران امیدوار است بتواند در این سفر، برای کاستن از فشارهای تحریمی به ویژه محاصره دریایی آمریکا، مسیر جدید بسازد.
چرایی تلاش ایران برای عضویت در شانگهای؛ از انتفاع اقتصادی تا بازیگری در نظام چندقطبی
درک اهمیت این سازمان بینالمللی از سوی تهران، مجموعهای از تلاشهای گسترده را در دولتهای مختلف جمهوری اسلامی شکل داد تا شرایط عضویت در آن را فراهم کنند. تهران سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) به عنوان عضو ناظر این نهاد پذیرفته شد اما مسیر تبدیل این عضویت به نوع دائم به دلیل تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل و برخی ملاحظات سیاسی اعضا تا سال ۲۰۲۱ طول کشید. با لغو قطعنامههای شورای امنیت پس از امضای توافق برجام، زمینه حقوقی عضویت ایران فراهم شد اما خروج آمریکا از آن برخی تحولات دیگر این روند را به تاخیر انداخت. در نهایت در ۲۰۲۱، اعضای شانگهای با آغاز روند عضویت دائم ایران موافقت کردند و پس از تکمیل مراحل حقوقی، جمهوری اسلامی ایران در ژوئیه ۲۰۲۳ رسماً به عنوان نهمین عضو دائم سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شد.
دو دهه انتظار برای عضویت در شانگهای از سوی ایران، از این رو، روی داد که مزایای ژئوپلیتیکی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن برای تهران قابل توجه بود. این عضویت اما برای اعضای شانگهای هم مزیتهای خاص خود را داشته و دارد. ایران با موقعیت جغرافیای خاص خود و دسترسی همزمان به آسیای مرکزی و جنوبی، خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند، میتوانست نقش ویژهای در کریدورهای ترانزیتی شرق به غرب و شمال به جنوب را داشته باشد.
برای ایران اما بزرگترین انتظار از این عضویت، بهرهمندی از ظرفیتهای اقتصادی دیگر اعضا بود. در حال حاضر چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و هند تا پیش از تحریمهای آمریکا از مهمترین خریداران بالقوه انرژی ایران محسوب میشد. روسیه شهریک راهبردی ایران است و کشورهای آسیای مرکزی هم بازار بکری برای صادرات از ایران به شمار میروند. ایران، روسیه و قزاقستان از بزرگترین دارندگان منابع نفت و گاز هستند و در مقابل در مقابل، چین، هند و پاکستان از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی جهان به شمار میروند. مجموعهای که میتواند در طولانیمدت پاسخگوی نیازهای همه کشورها در این حوزه تعریف شود.
همچنین حضور در نهادی که با هدف تامین امنیت مرزها و مقابله با تروریسم و مواد مخدر و قاچاق تشکیل شده برای ایرانی که به واسطه همسایگان خود در شرق و قرار گرفتن در خاورمیانه در غرب، شرایط خاصی دارد، اهمیت ویژهای داشت. مهمترین انگیزه تهران از عضویت در این نهاد اما ایستادن در برابر نظم تحمیلی آمریکا بر روابط بینالملل بود، تهران در نزدیک به نیمقرن اخیر از هر روندی که این نظم را به چالش کشد، استقبال کرده و خواستار عضویت در آن بوده که شانگهای، بریکس و اتحادیه اوراسیا نمونههایی از این سیاست است.
شانگهای و آزمون جنگ ایران و آمریکا
نشست وزیران امور خارجه اعضای شانگهای درحالی قرار است امروز و فردا در قرقیزستان برگزار شود که تهران یک جنگ همهجانبه را پشت سر گذاشته و در حال دفاع از خود در جنگی دیگر است. حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در طول ماههای گذشته نه فقط برای جهان که برای نهادهایی چون شانگهای هم این چالش را به وجود آورده است که چگونه باید در برابر این تجاوز نظامی و بیقاعده شدن تمامو قواعد حقوق بینالملل و حقوق بشر واکنش نشان دهد.
اعضای شانگهای در همان نخستین روزهای حمله به ایران در اسفند سال گذشته در بیانیهای نسبت به حملات نظامی علیه ایران ابراز نگرانی جدی کرده، استفاده از زور را مغایر حقوق بینالملل دانسته و بر حفظ حاکمیت، امنیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران تاکید کردند. اعضا همچنین خواستار خویشتنداری، حل اختلافات از طریق گفتوگو و اقدام فوری سازمان ملل برای جلوگیری از تشدید بحران شدند.
در طول جنگ هم این نهاد بیانیههایی در تقبیح تجاوز به ایران صادر کرد. به باور تحلیلگران؛ اعضای شانگهای به ویژه چین و هند تمایل چندانی برای تعریف نقش دفاعی در این سازمان ندارند. روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست در پاسخ به این پرسش که چرا سازمان همکاری شانگهای ناتوی نیست؛ تاکید میکند که «اعضای آسیای مرکزی این سازمان بیش از آنکه به دنبال ایجاد یک اتحاد نظامی باشند، بر حفظ حاکمیت ملی، جلوگیری از مداخله خارجی و توسعه همکاریهای منطقهای تمرکز دارند. به همین دلیل، شانگهای فاقد سازوکار دفاع جمعی الزامآور است و در بحرانهایی مانند جنگ ایران و آمریکا، نقش آن عمدتاً به حمایت سیاسی و دیپلماتیک محدود میشود.»
چنین نگاهی در کنار وجود برخی اختلافات بنیادین در این نهاد، کیفیت حمایت شانگهای از عضو درگیر با جنگ را بهتر نشان میدهد. نشریه The Diplomat در تحلیل خود درباره نشستهای شانگهای در سال ۲۰۲۶ مینویسد: «سازمان همکاری شانگهای اکنون بیش از هر زمان دیگری با یک پارادوکس روبهرو است؛ اعضا درباره اصل همکاری توافق دارند اما درباره بسیاری از موضوعات راهبردی اختلاف نظر جدی دارند. اختلافات هند و پاکستان، رقابت ژئوپلیتیکی چین و هند، تفاوت نگاه اعضا به افغانستان و همچنین تفاوت اولویتهای امنیتی و اقتصادی، موجب شده است که سازمان در بسیاری از موارد نتواند تصمیمهای عملیاتی و الزامآور اتخاذ کند. این نشریه نتیجه میگیرد که شانگهای تاکنون بیش از آنکه یک نهاد تصمیمساز باشد، بستری برای پیشبرد منافع ملی اعضا بوده است.»
گرچه حمایت عمدتا سیاسی شانگهای از ایران با توجه به مجموع اهداف و رویههای این نهاد از سوی تهران هم درک شد اما به نظر میرسد، وزیر خارجه ایران قرار است درباره ارتقا این حمایتها از سطح سیاسی به توسعه همکاریهای اقتصادی، ترانزیتی، بانکی و امنیتی با همتایان خود در این سازمان رایزنیهایی داشته باشد. سفر سیدعباس عراقچی با هدف تقویت هماهنگی سیاسی با اعضای سازمان درباره تحولات غرب آسیا و جنگ تحمیلی علیه ایران، گفتوگو درباره ضرورت افزایش شتاب اجرای کریدورهای ترانزیتی و بررسی روندهای امنیتی منطقه با توجه به حضور آمریکا انجام میشود.
در نهایت تجربه جنگ علیه ایران، اختلال در عرضه انرژی در جهان به واسطه این جنگ و تهدید ثبات محیط پیرامونی کشورهای عضو شانگهای، اهمیت همکاری میان این قدرتهای آسیایی را بیش از گذشته برجسته کرده است. حضور فعال ایران در شانگهای، نه یک انتخاب مقطعی بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت تهران برای گسترش پیوندهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی با شرق و افزایش نقشآفرینی در نظم در حال تغییر بینالمللی است تا بخشی از بار سیاسی و اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم را کاهش دهد.
ارسال نظر