عراقچی: برای رسیدن به تفاهم مسیر سختی را طی کردیم/ به رهبری تحمیلی صورت نگرفته؛ اگر تکرار بکنیم که به ایشان تحمیل شده، یک جفایی به رهبری است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از انتخاب، سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه در گفتگو با جواد موگویی تفسیر خود از علی الاصول را بیان کرد.
بخشهایی از اظهارات وی به شرح زیر است:
موگویی: تفسیرتان از علی الاصول چیست؟
عراقچی: بعد از آن پیام رهبری من هم یک پیامی دادم اینکه ما کاملاً پایبندیم و رهبری ستون این خیمه است و همه ما موظفیم که…
میخواهم بگویم اعتقاد قلبی. میخواهم بگویم ما در طول این مسیر، مسیر سختی را طی کردیم برای رسیدن به تفاهم. قسمت داخلیاش هم سخت بود. چون هم ارتباطات سخت بود، به سرعت انجام نمیشد. و هم اینکه فضای داخلی خیلی داغ است، هم احساسات قلیان دارد.
احساسات ما هم دارد، فکر نکنید اصلاً برای ما آسان است که مثلاً بنشینیم بعدش اینجا را بکنیم.
برای اینکه به نقطهای برسیم که اجازه مذاکره داده شود، گزارشات متعدد نوشته شد، صورتجلسات تهیه شد، فرستاده شد و بعد برای اینکه مراحل بعدی طی شود، گزارشات نوشته شد، صحبت شد، نظراتی داشتند، سعی کردیم اجرا بکنیم، موانعی برخورد کردیم، دوباره گزارش دادیم.
ما با رهبری شهید هم همینطوری بود. وقتی ایشان دستور عملی میدادند، ما میرفتیم اجرا میکردیم. بعضی وقتها میخورد به یک موانعی، برمیگشتیم، گزارش میدادیم، توضیح میدادیم. ایشان یا روی دستورالعمل خودشان اصرار میکردند، میگفتند نه، همین است، بروید و قدری راه باز شود، یا دستورالعملها را اصلاحاتی میکردند، یا یک راه دیگری پیشنهاد میکردند.
اصلاً خاصیت رهبری همین است. ما وقتی کسی را به عنوان رهبری میگذاریم، یعنی مجتهد است، یعنی با توجه به مسائل روز تصمیم میگیرد و میتواند ارائه رهنمود بکند.قبلاً اینطوری بود، الان هم اینطوری هست و ایشان نظرات اصولی را داشتند.
ما همان را دنبال کردیم. بعضی جاها را بالاخره نگارش نوشتیم، مشکلات و موانع و اصلاحاتی صورت گرفت، تا نهایتاً رسید به جایی که ایشان تصمیمگیری نهایی را منوط کردند به شورای عالی امنیت ملی که آن تصمیم هم گرفته شد.
من این تلاشی که بعضیها میکنند که با استفاده از این کلمه و کلمات دیگر همچنان در جامعه مثلاً ایجاد دلخوری و التهاب و نگرانی و دغدغه و اینها بکنند، واقعاً درک نمیکنم. من خودم اول که خواندم، از این پیام احساس بدی به من دست نداد.
موگویی: ولی به من احساس بدی دست داد یعنی من گفتم که ایشان وقتی میگوید من نظر دیگری دارم، این نظر چه کسی است را ما نمیدانیم.
عراقچی: آن چیزی که من در همان برداشت اول که خواندم و هنوز هم همین برداشت را دارم، ایشان فرمودند که من یک نظر مستقل و نظرات دیگری داشتم، ولی بعد مجوز را خودشان دادند. چون من در جریان سیر این گزارش دادنها، گزارش برگشتنها، توجیه کردنها و اینها بودم، احساسم این است که یک مسیر منطقی را ما طی کردیم و مسیر کاملاً طبیعی بود. نظراتی داشتند، ما تلاش کردیم که اعمال بکنیم، بعضیهایش اعمال شد، بعضیهایش مشکلاتی داشت، منتقل کردیم، یا تصریح شد، یا به گروه دیگری واگذار کردند. من مسیر حرکت غیرمعقولی را واقعاً احساس نکردم. حالا آنکه خدا میداند، وقتی اول نامه را خواندم، احساس بدی به من دست نداد. ما از یک جایی شروع کردیم، به یک جایی رسیدیم که نهایتاً اجازه داده شد و این اصلاً بد نیست که شما نظرات کارشناسی خودتان را به رهبری بدهید. تصمیمگیری با ایشان است. وقتی تصمیم گرفتند، ما همه اطاعت میکنیم و ملزم به اجرا هستیم. ولی وقتی در مقام کارشناسی هستیم، در مقام اعلام نظر هستیم، آنجا اتفاقاً وظیفه شرعی این است که نظر خودت را بدهی به رهبری. بعد رهبری تصمیم میگیرد، آن وقت وظیفه شرعیات میشود که اجرا بکنی، ولو اینکه با نظر اولیه شما مخالف باشد.
موگویی: یعنی شما می گویید تحمیلی صورت نگرفته؟
عراقچی: نه، حالا این تعابیر به نظرم خیلی قشنگ نیست. من چهل روز جنگ را خانه نرفتم. نه اینکه بخواهم منت بگذارم؛ منظورم اینه که قدمبهقدم در جریان همه چیز بودم. در این مدت من احساس نکردم کسی تحمیل کرد که آقا الان اینجوری است. ایشان هم وقتهایی مثلاً دیدگاههایی داشتند، بعد یا اصلاح میکردند یا اصرار میکردند و ما تابع بودیم. وقتی که اصرار میکردند، همان مسیر را میرفتیم. وقتی که بر اساس نظرات کارشناسی اصلاح میکردند، ما مسیر جدید را میرفتیم.
من احساس تحمیل نکردم و فکر میکنم که یک جفایی به رهبری است اگر که تکرار بکنیم که به ایشان تحمیل شده. باید آن چهره مقتدر و باصلابت رهبری را به مردم نشان بدهیم و چهرهای که اگر لازم باشد تصمیمات را اصلاح میکنند و به اصطلاح راهگشایی میکنند. بهجایش تذکر می دهند، بهجایش استدلال می کنند، بهجایش وقتی حرفها و نظرات را شنیدند، اصلاحاتی کردند یا واگذار کردند به جمع دیگری که تصمیم بگیرد.