پایان بازی در تنگه هرمز نزدیک است | سیانان: دیپلماسی به بنبست رسیده اما دو روزنه امید دیده میشود | شاید ترامپ در نهایت به اروپا نیاز پیدا کند
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از شفقنا، با وجود حملات جدید آمریکا در روز چهارشنبه، که پس از هشدار تند دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، مبنی بر اینکه ایران بار دیگر «ضربه خواهد خورد» انجام شد، او هنوز نشان نداده است که میتواند تهران را با حملات نظامی به پای میز مذاکره بازگرداند.
از سوی دیگر، دیپلماسیای که ترامپ آن را راهی برای دستیابی به صلحی تاریخی در خاورمیانه توصیف میکرد نیز شکست خورد؛ زیرا یک یادداشت تفاهم با عباراتی مبهم، در نهایت فروپاشید.
در عین حال، گزینههای او برای تغییر معادله نیز بسیار ناخوشایند هستند؛ یا باید جان صدها نیروی آمریکایی را در یک جنگ زمینی به خطر بیندازد، یا کنترل ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد. همین باعث شده است که عبارت «هیچ گزینه خوبی وجود ندارد» به یک کلیشه تبدیل شود.
اقتصادنیوز: تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که پالایشگاههای روسیه از سال ۲۰۲۲ دفاع پهپادی خود را گسترش دادهاند. اما امواج مکرر پهپادهای اوکراین میتوانند این دفاعها را درهم بشکنند.
لایل گلدستاین، مدیر بخش تعامل با آسیا در اندیشکده آمریکایی «دفاع اولویتها»، میگوید: ما واقعاً در وضعیت بسیار دشواری گرفتار آمدهایم.
هزینههای جنگ با ایران تنها محدود به طرفهای درگیر نیست. پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن در خاورمیانه و اروپا رو به افزایش است و فشار بر بازیگران خارجی برای احیای دیپلماسی هر روز بیشتر میشود.
اگر تنگه هرمز همچنان برای بیشتر کشتیهای غیرنظامی منطقهای ممنوعه باقی بماند، پیامدهای سنگین جنگ تشدید خواهد شد؛ زیرا ذخایر جهانی نفت کاهش مییابد، قیمت فرآوردههای نفتی مانند گازوئیل و کود شیمیایی جهش میکند و اروپا در زمستان پیش رو ممکن است با کمبود گاز طبیعی مایع (الانجی) روبهرو شود. همچنین جایگاه کشورهای حاشیه خلیج فارس بهعنوان مقاصد لوکس گردشگری و محل زندگی مهاجران خارجی، بر اثر این جنگ آسیب دیده است. دولتهای ضعیف اروپایی نیز به دلیل افزایش هزینههای زندگی ناشی از جنگ، تحت فشار افکار عمومی قرار گرفتهاند.
در آمریکا نیز این جنگ در حال تبدیل شدن به عامل تعیینکننده دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ است. نظرسنجی جدید شبکه سیانان و مؤسسه اساسآراس روز چهارشنبه منتشر شد، نشان میدهد میزان تأیید عمومی از سیاستهای او درباره ایران و همچنین قیمت بنزین، به کمتر از ۳۰ درصد رسیده است. چنین ارقامی میتواند برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر بسیار زیانبار باشد و در عمل، توافقی را که ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با رأیدهندگان برای ارزانتر کردن هزینههای زندگی بسته بود، زیر سؤال ببرد.
پایان بازی در تنگه هرمز قابل تصور است؛ دشواری در رسیدن به آن است
هنر دیپلماسی، در معنای کلاسیک خود، در ایجاد فضای گفتوگو، ارائه مشوقها و تشخیص لحظهای نهفته است که بتوان طرفهای متخاصم را به عقبنشینی متقاعد کرد.
همانند بسیاری از منازعات، میتوان چارچوب نهایی لازم برای پایان دادن به درگیریها و هموار کردن مسیر مذاکرات درباره بنیادیترین مسائل، از جمله برنامه هستهای ایران، را تصور کرد. در این مورد، چنین چارچوبی میتواند بر پایه مصالحهای باشد که در آن، ایالات متحده ناچار نباشد بپذیرد که از نظر راهبردی شکست خورده و ایران نیز بتواند استدلال کند که مهمترین دستاورد خود را از جنگی که رهبران و نیروهای نظامیاش را به شدت آسیب زد، حفظ کرده است؛ یعنی کنترل مؤثر بر تنگه هرمز.
اما ساختن مسیر سیاسی و دیپلماتیک برای رسیدن به چنین نقطهای، بسیار دشوار و پرمخاطره خواهد بود. روند کاهش تنش نیز مستلزم برنامهای برای اداره آینده تنگه هرمز و احتمالاً مشارکت قدرتهای خارجی بهمنظور تضمین امنیت تردد کشتیهای غیرنظامی خواهد بود.
در شرایطی که دیپلماسی تقریباً به بنبست رسیده، دو روزنه امید دیده میشود.
نخست، شکلگیری ایدهای درباره ایجاد یک نهاد بینالمللی است که بر اساس آن، کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله ایران، در آینده بهطور مشترک مدیریت و درآمدزایی از تجارت عبوری را بر عهده بگیرند؛ اما به گونهای که به ثبات قیمت جهانی نفت کمک کند. نکته جالب اینجاست که شاید راهحل در همان یادداشت تفاهم که اکنون از بین رفته است، نهفته باشد؛ سندی که از ایران و عمان میخواست «در گفتوگو با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس، درباره ساختار آینده اداره و خدمات دریایی در تنگه هرمز تصمیمگیری کنند».
دومین روزنه امید نیز ممکن است از خارج از آمریکا شکل بگیرد. طرحی که این هفته درباره برگزاری یک کنفرانس بینالمللی به میزبانی بریتانیا برای بررسی راههای حفاظت از کشتیها در تنگه هرمز مطرح شده بود، هرگز عملی نشد. با این حال، احتمالاً ایده گسترش دیپلماسی دوباره مطرح خواهد شد، زیرا کشورهای ثالث، بهویژه در اروپا و شرق آسیا، از ادامه وضعیت کنونی زیانهای فراوانی خواهند دید.
تنها اقدام دیپلماتیک علنی در روزهای اخیر، مذاکراتی در سطح معاونان وزارت خارجه ایران و عمان درباره راههای احتمالی مدیریت تردد دریایی در صورت بازگشایی تنگه هرمز بوده است.
شبکه سیانان این هفته گزارش داد که عمان با پیشنهاد ایران برای دریافت عوارض از نفتکشهای عبوری مخالفت کرده است؛ زیرا بر اساس حقوق بینالملل، عبور آزاد و ایمن از تنگههایی که برای کشتیرانی بینالمللی استفاده میشوند باید تضمین شود. با این حال، دولت عمان از طرحی مصالحهآمیز حمایت میکند که بر اساس آن، به جای عوارض عبور، هزینهای تحت عنوان «خدمات دریایی» دریافت شود؛ راهکاری که شاید بتواند بنبست را دور بزند.
تعیین بهایی برای آزادی کشتیرانی
ایده دریافت «هزینه» در مقالهای از بنیاد اندیشکده مستقر در لندن، «بورس اند بازار»، بررسی شده است. هدف این طرح، دریافت عوارض برای عبور کشتیها از تنگه هرمز نیست، بلکه دریافت سهمی برای مدیریت آبراه از سوی کشورهای ساحلی خلیج فارس است. یکی از الگوهای پیشنهادی، ترتیبات مشابه در تنگه مالاکاست که اقیانوس هند را به اقیانوس آرام متصل میکند و با مشارکت سنگاپور، اندونزی و مالزی اداره میشود.
این مقاله همچنین به هزینههایی اشاره میکند که بندر روتردام هلند دریافت میکند تا چارچوبی برای برآورد درآمدهای احتمالی ارائه دهد. در آنجا، بزرگترین نفتکشها باید برای هر تُن ناخالص محموله، حدود ۰٫۰۸ دلار به عنوان «هزینه پایداری» بپردازند. نویسندگان مقاله محاسبه کردهاند که اگر هزینهای مشابه در خلیج فارس اعمال شود، نهاد جدید سالانه حدود ۲۶ میلیون دلار درآمد خواهد داشت. این ایده حتی اگر ایران خواستار درآمدی بسیار بیشتر باشد نیز میتواند عملی باشد، زیرا حتی افزایش چند دلاری هزینه هر بشکه نفت، از نظر اقتصادی بهمراتب بهتر از نوسانات شدید قیمت نفت خواهد بود؛ قیمتهایی که تنها در روز چهارشنبه نزدیک به ۸ درصد افزایش یافت و از ۹۰ دلار برای هر بشکه فراتر رفت.
اسفندیار باتمانقلیچ، یکی از نویسندگان این مقاله، معتقد است تهران درباره ظرفیت درآمدزایی چنین طرحی احتمالاً انعطافپذیرتر از آن چیزی است که برخی در خارج تصور میکنند.
«تا جایی که ایران به وضعیت اقتصادی خود اهمیت میدهد، اهداف بسیار بزرگتری از تلاش برای دریافت عوارض در تنگه هرمز دارد.»
وی افزود که هرگونه گشایش دیپلماتیک با آمریکا میتواند، برای مثال، به لغو تحریمها یا ازسرگیری آزادانه صادرات نفت ایران منجر شود.
باتمانقلیچ همچنین معتقد است این سازوکار میتواند از نظر راهبردی نیز به سود تهران باشد و «این پیام را منتقل کند که تنگه هرمز هرگز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت؛ پیامی که نشان دهد ایران شکست نخورده و توانسته در جریان درگیری با آمریکا، اختیار عمل و قدرت خود را حفظ کند».
در سطحی گستردهتر، طرحی چندملیتی برای اداره تنگه هرمز میتواند پاسخی برای پرسشی باشد که روزبهروز در منطقه خلیج فارس پررنگتر میشود: کشورهای منطقه چگونه با ایرانِ بااعتمادبهنفستر پس از جنگ مواجه خواهند شد و چگونه از هرگونه صلح احتمالی حمایت خواهند کرد؟
با این حال، ازسرگیری حملات ترامپ علیه ایران به این معناست که دیپلماسی مؤثر فعلاً در حالت تعلیق باقی خواهد ماند. حتی اگر توافقی برای تثبیت وضعیت تنگه هرمز حاصل شود، این توافق تنها بحران تازهای را که جنگ ایجاد کرده مدیریت خواهد کرد و فاصله زیادی تا رفع نگرانیهای آمریکا درباره برنامههای هستهای و موشکی ایران خواهد داشت.
با این حال، گلدستاین معتقد است محدود بودن گزینههای ترامپ ممکن است در نهایت مصالحه را، با وجود همه معایبش، اجتنابناپذیر کند.
او گفت: این دردناکترین مصالحه ممکن خواهد بود؛ زیرا ما به عنوان یک کشور و به طور کلی غرب، بهعنوان قدرتهای اصلی جهان، برای مدت بسیار طولانی آزادی کشتیرانی را یکی از اصول بنیادین خود دانستهایم.
چرا ممکن است ترامپ در نهایت به اروپا نیاز پیدا کند
اکثر رؤسایجمهور معاصر آمریکا تاکنون برای حل بحران ایران از متحدان خود کمک میگرفتند تا فشار دیپلماتیک را گستردهتر کنند. برای نمونه، اروپا نقش کلیدی در دیپلماسیای داشت که در نهایت به توافق هستهای دوران دولت باراک اوباما منجر شد. همچنین کشورهای اروپایی هنوز روابط دیپلماتیکی را حفظ کردهاند که آمریکا پس از سال ۱۹۷۹ قطع کرد.
اما ترامپ با اعمال تعرفههای سنگین و توهینهای مکرر، اتحاد دو سوی اقیانوس اطلس را بهشدت تضعیف کرده و با متحدان دیرینه آمریکا همانند دشمن رفتار کرده است. او پیش از آغاز جنگی که بسیاری از متحدان آمریکا آن را اقدامی غیرقانونی و غیرعاقلانه میدانستند، حتی با بسیاری از آنها مشورت نکرد؛ اما در عین حال، همان کشورها را به دلیل همراه نشدن با عملیات نظامی آمریکا مورد سرزنش قرار داد.
در نتیجه، رهبران سیاسی ضعیف اروپا اکنون انگیزه چندانی برای کمک به او ندارند. افزون بر این، توانایی کشورهای عضو ناتو نیز محدود است. برای مثال، پیشنهاد کشورهای اروپایی برای اعزام تجهیزات پیشرفته مینروبی به تنگه هرمز، مشروط به پایان کامل درگیریها شده است.
از سوی دیگر، هرگونه ابتکار عمل اروپا در خاورمیانه نیز با همان مانعی روبهرو خواهد شد که عمان با آن مواجه است؛ یعنی راهبرد دیپلماتیک متزلزل و گیجکننده ابرقدرتی که به نظر میرسد سیاست خارجیاش همراه با تغییر خلقوخوی ترامپ دگرگون میشود.
ایان لسر، پژوهشگر ارشد بنیاد مارشال آلمان در ایالات متحده که در بروکسل فعالیت میکند، میگوید:
کمک خواستن از اروپا برای اجرای یک راهبرد مورد توافق یک موضوع است، اما اکنون اساساً هیچ راهبرد مورد توافقی وجود ندارد. در واقع، در این مقطع حتی روشن نیست که راهبرد آمریکا دقیقاً چیست.
همین بیاعتمادی نسبت به انگیزههای آمریکا نیز میتواند روند دیپلماسی را با مشکل روبهرو کند.
باتمانقلیچ گفت: گفتوگوهای من با طرفهای ذینفوذ در تهران نشان میدهد که آنها پیشنهادی را که عمان مطرح کرده، رد نکردهاند.
اما او افزود ایران نگران آن است که در شرایطی که آمریکا همچنان در حال تشدید تنشهاست، کنترل تنگه هرمز را واگذار کند.
«احتمالاً ایران در مقطعی اجازه خواهد داد شرایط تنگه به حالت عادی بازگردد، زیرا این به سود خودش است. احتمالاً این کار را در قالب یک سازوکار منطقهای انجام خواهد داد، اما تا زمانی که تصور نکند آمریکاییها درس خود را گرفتهاند، چنین اقدامی نخواهد کرد.»
همانند عمان، دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و قدرتهای اروپایی نیز بهای سنگینی برای ناتوانی ترامپ در پایان دادن به جنگ خود خواهند پرداخت. اگر واشنگتن و تهران نتوانند بهزودی از چرخه ویرانگر و خودتقویتکنندهای که در آن گرفتار شدهاند خارج شوند، دیگران ناچار خواهند شد برای کمک به آنها وارد عمل شوند.